پيشرفته
 

موضوعات :

  • دفاع مقدس

  • کلمات کليدي :

  • جنگ ایران و عراق
  • صدام
  • استارک

  • مطلب بعدي >   2068 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 5 : شهدا براي چه آينده اي جنگيده اند

    هدف: مقابله با فمینیسم

    گفت‌وگو با حامد الجبوري وزير امور رياست جمهوري و اطلاع‌رساني  رژيم صدام

    اشاره : حامد الجبوري از اعضاي برجسته حزب بعث عراق و در زمان احمد حسن البکر و صدام حسين  وزير امور رياست جمهوري و اطلاع رساني و امور خارجي عراق بود . الجبوري زمان حمله به ناو استارک آمريکا در خليج فارس که به مرگ 37 ملوان امريکايي انجاميد ،  سفير عراق در سوئيس بود.  شبکه تلويزيوني الجزيره  ، به تازگي اين مسوول عراقي را از سکونتگاهش در لندن  به برنامه زنده "شاهد دوران" آورد تا از 8 سال جنگ با ايران بگويد . اين بخشي از گفت و گوي افشاگرانه او با اين شبکه خبري است .

    چه شد که صدام به ايران حمله کرد ؟

    من در بخشي از ديدارهاي صدام  با جرج براون وزير خارجه سابق انگليس و شاهپور بختيار نخست وزير سابق ايران و يک ژنرال ايراني مقيم پاريس که گمان مي‌کنم ژنرال نصيري بود، حضور داشتم. در اين جلسات،  همه کساني که به ملاقات صدام مي‌آمدند‌، تاکيد مي‌کردند که ايران در آستانه فروپاشي است. مي‌گفتند ارتش ايران متلاشي و نيروي هوايي اين کشور بعد از اعدام افسران زمين گير شده است. همه به گونه‌اي صحبت مي‌کردند که گويا عمليات نظامي در ايران صرفا يک تفريح است. همين موضوع صدام را به آغاز جنگ با ايران تشويق مي کرد.

    خبر آغاز جنگ ايران و عراق چگونه به شما رسيد؟

    صدام در نشست کابينه که من هم در آن شرکت مي‌کردم صحبتي از نزديک بودن جنگ نمي‌کرد. اما 02  روز مانده به جنگ، از سرلشکر عبدالجبار شنشل که رئيس ستاد ارتش بود مي‌خواست که در نشست کابينه شرکت کند و از روي نقشه‌اي بزرگ که به ديوار نصب بود مناطق مورد اختلاف با ايران و تحرکات نيروهاي ايراني را شرح دهد؛ با اين حال  هيچ کس فکر نمي‌کرد که قرار است جنگي تمام عيار کليد بخورد‌. صدام فقط با گروه کوچکي از اطرافيان درباره جنگ صحبت مي‌کرد.

    هدف از اين حمله چه بود ؟

    هدف صدام از جنگ،  مقابله با گسترش جريان خمينيسم بود؛  زيرا شعارهايي که در آن زمان در تهران سر داده مي‌شد ، مثل شعار صدور انقلاب حقيقتا خوف‌انگيز بود‌. اما ديکتاتور عراق هم به برتري نظامي خود و سلاح‌هاي مدرن شوروي سابق و هواپيماهاي پيشرفته فرانسوي و موشک‌هاي اگزوست متکي بود‌.

    اما جنگ آن گونه که ارتش عراق مي خواست پيش نرفت ....

    جوانان ايراني که واهمه‌اي از مرگ نداشتند و با اعتقاد تا آخرين نفر مقابله مي کردند، مهمترين عامل شکست صدام بودند. نخست موج‌هاي انساني متشکل از نوجوانان که پيشاني بند بسته بودند  روي ميدان‌هاي مين مي‌آمدند تا معبري امن براي عبور باز  شود. بعد از آن موج‌هاي انساني ديگر مي‌رسيد . نظاميان ما مي‌گفتند ايراني‌ها را با مسلسل ‌مثل برگ روي زمين مي‌ريختيم، ولي باز موج‌هاي انساني ادامه مي‌يافت تا زماني که موضع نظامي ما سقوط مي‌کرد.

    آيا صدام مي‌دانست اين جنگ هشت سال طول خواهد کشيد؟

    من اوايل جنگ از زبان عزت ابراهيم الدوري که شخص دوم عراق بعد از صدام بود شنيدم که مي‌گفت اگر اين جنگ شش ماه هم طول بکشد ما ادامه مي‌دهيم. اطلاعات گمراه کننده‌اي که به مقامات عراقي رسيده بود،  چنين تصوري ايجاد کرده بود که اين جنگ با سقوط نظام ايران بسيار زود به پايان خواهد رسيد.

     پيامدهاي اقتصادي جنگ بر عراق از چه زماني آشکار شد؟

    اين تبعات از همان ابتدا نمايان شد؛ ولي کمک‌هاي خارجي موجب شد در اوايل جنگ‌، نوعي رفاه همزمان با جنگ در جامعه عراق احساس شود‌. با اين حال رفته رفته با تشديد درگيري در جبهه‌ها‌، اقتصاد عراق و زندگي شهروندان از جنگ تاثير مي‌گرفت‌‌.

    در همين حال ميانجي‌گري‌هايي هم براي پايان دادن به جنگ عراق و ايران در جريان بود ...

    بله. محمد بن يحيي وزير خارجه وقت الجزاير در حال ميانجي‌گري براي توقف جنگ ميان عراق و ايران بود اما  نتوانست ماموريت خود را به پايان برساند و کشته شد. هواپيماي وزير خارجه وقت الجزاير در مثلث مرزي عراق، ايران و ترکيه ناپديد شد. بعدها معلوم شد که به دستور صدام به هواپيماي او موشک شليک شده است. بعد از گذشت مدتي طولاني، وزير حمل و نقل الجزاير به عنوان فرستاده شاذلي بن جديد رئيس جمهور کشورش به عراق آمد و صدام وي را درحضور من پذيرفت. او پرونده بسيار بزرگي از نتايج تحقيقات الجزاير درباره سقوط هواپيما به همراه داشت و در گزارش کوتاه شفاهي خود به صدام گفت: اجزايي از موشک  درخاک ايران افتاده و پيدا شده است؛ از جمله بخشي که شماره سريال موشک درآن درج شده و کشور شوروي تاييد کرده است که اين موشک در چارچوب قراردادي ميان مسکو و بغداد به عراق فروخته شده است.آن طور که وزير حمل و نقل الجزاير مي‌گفت، رئيس جمهور کشورش دستور اکيد داده بود که موضوع به رسانه‌ها درز نکند و تنها هيات وزيران الجزاير و رهبري جبهه آزادي‌بخش ملي از پرونده تحقيقات مطلع  باشند. صدام اين پرونده را تحويل گرفت و درقبال سخنان وزير حمل ونقل الجزاير اظهار نظري نکرد و درباره نتايج تحقيقات حتي يک کلمه حرف نزد. اين موضع‌گيري صدام  عجيب بود زيرا اگر از روند تحقيقات يا نتايج آن شکايت داشت،  مي‌توانست بگويد که درباره موضوع تحقيق خواهيم کرد يا به طور کامل آن را رد  کند‌.

    صدام چه زماني احساس کرد که جنگ با ايران را خواهد باخت ؟

    صدام بعد از سال 2891 به اين موضوع پي‌برد؛ ولي باز هم ميانجي‌گري‌ها را رد کرد . هدف صدام تا سال 2891 براندازي نظام جمهوري اسلامي بود. ولي بعد از آن هدف اصلي خود را سيطره بر منابع نفت ايران در خوزستان قرار داد.

    ميانجي‌گري‌ها  براي پايان دادن  به جنگ به کجا رسيد؟

    الجزايري‌ها و ضياء الحق رئيس جمهور پاکستان از ميانجي‌گري دست کشيدند. ولي احمد سه کوتوره رئيس جمهور وقت گينه در ميانجي‌گري سرسخت بود. او آخرين باري که به نمايندگي از سازمان کنفرانس اسلامي براي ميانجي‌گري به بغداد آمد، با صدام در فرودگاه بغداد ديدار کرد. من هم در اين ديدار حضور داشتم. صدام در اين ديدار موضوع جزاير سه گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسي را مطرح کرد . سه‌کوتوره گفت : اين جزاير تحت حاکميت عراق نيستند و شروط شما غير عملي است. صدام درجواب به نگرش‌هاي قومي–عربي خود اشاره کرد و سه‌کوتوره در پايان گفت : من احساس مي‌کنم که ماموريتم به عنوان ميانجي به پايان رسيده است . زيرا به نظر مي‌رسد شما تمايلي براي پايان دادن به جنگ نداريد.

    هشتم اوت 8891 رسما بين عراق و ايران پس از 8 سال جنگ که طولاني ترين جنگ در قرن بيستم لقب گرفت، اعلام آتش بس شد. کدام دليل‌، صدام را مجبور کرد که بعد از اين همه لجاجت و مخالفت با توقف جنگ، آتش بس را بپذيرد؟

     کفه ترازوي جنگ که به نفع ايران سنگين شد،  به ويژه بعد از تسلط  ايراني‌ها بر شبه جزيره فاو و پيشروي در استان العماره و قطع راه مواصلاتي بغداد- بصره‌،  اوضاع براي عراق خطرناک شد و همه چيز به نفع ايران تغيير کرد. آمريکا احساس کرد که عراق در آستانه فروپاشي است و مداخله  کرد.

    اما آمريکا چگونه مداخله کرد؟

    قانون اساسي آمريکا به رييس جمهور اين کشور اختيارداده که در مواردي دستور ورود به درگيري را در هر نقطه  ازجهان به نظامي‌هاي آمريکايي بدهد و سپس کنگره را از اين مسئله آگاه کند. لازم بود رييس جمهور آمريکا براي آنکه بتواند کنگره را به خاطر مداخله در جنگ به نفع عراق توجيه کند؛ وضعي ايجاد کندکه نشان دهد نيروهاي آمريکايي هدف حمله قرار گرفته‌اندو بعد مدعي شود نيرو‌هاي آمريکايي به حمله دشمن پاسخ داده‌اند. براي تهيه چنين بهانه‌اي يک هواپيماي عراقي که ساخت فرانسه بود با چند موشک اگزوست، ناو آمريکايي"استارک" را در آب هاي خليج فارس هدف قرار داد. در اين حمله که هفدهم ماه مي 7891 رخ داد، 73 ملوان آمريکايي کشته شد.

    آيا اين حمله سازماندهي شد  تا اعلام شود ايران عامل آن بوده است و سپس امريکا براي پاسخ دادن به ايران مداخله کند؟

    مهم اين بود که بگويند به نيروهاي امريکايي حمله شده است؛  خواه عامل اين حمله ايران باشد يا عراق. بايد اين گونه عنوان مي‌شد که نيروهاي امريکايي درمنطقه خليج(فارس) هدف قرار گرفته‌اند. همين اتفاق هم افتاد و امريکايي‌ها  به نفع عراق وارد جنگ با ايران شدند. به اين ترتيب بود که تحولات بعدي رخ داد و منطقه فاو با شوک شديدي که امريکا وارد کرد، آزاد شد.

    شما به هماهنگي آمريکا و عراق در اين ماجرا (حمله به ناو امريکايي) اشاره کرديد . ممکن است قدري جزئي تر وارد شويد؟

     آن زمان من سفير عراق در سوئيس بودم. چهارم دسامبر 1987 جشن استقلال سوئيس بود . سفير امريکا در سوئيس يک زن بود. او قبلا مدير مبارزات انتخاباتي رونالد ريگان بود که بعد از انتخاب ريگان به رياست جمهوري، به عنوان پاداش،  سفير امريکا در سوئيس شد. تصور مي‌کردم خانم سفير در مراسم جشن استقلال سوئيس که با من روبه رو شود‌،  به خاطر ماجراي حمله به ناو استارک برخورد تندي با من خواهد کرد؛ چون خون ملوانان امريکايي هنوز خشک نشده بود‌. اما  سفير  امريکا صميمانه و به گرمي با من دست داد و گفت "آفرين آقاي سفير".  رفتار سفير امريکا  مرا غافلگير کرد. آن روز من از اين اتفاق بسيار شوکه شدم‌.  اين مساله يکي از نشانه‌هايي بود که مرا به فکر فرو برد‌. به اين فکر که بين آمريکا و عراق در اين باره بايد هماهنگي‌هايي صورت گرفته باشد‌. بعدها اين موضوع  روشن شد. عراق رسما براي اين ماجرا عذرخواهي کرد و آن را تصادفي دانست. نزار حمدون که آن زمان معاون وزير امور خارجه عراق بود،  به واشنگتن رفت و به خانواده قربانيان اين حادثه غرامت داد  و اکنون ديگر اين موضوع‌، محرمانه نيست.

    صدام با ارتشي که در اختيار داشت‌، خوف و رعب زيادي ايجاد کرده بود. آيا شخص صدام از بيم آنکه اين ارتش کارآزموده در پايان جنگ به تهديدي داخلي تبديل شود‌، هراسناک نبود‌؟

    قطعا‌. همين مساله يکي از عوامل و به نظر من عامل اصلي حمله عراق به کويت بود. در واقع  موضوع اختلاف بر سر منابع نفتي،  فقط يک بهانه بود. حتي جنگ عراق با ايران هم که به درازا کشيد به خاطر همين مساله بود؛  به ويژه آنکه عراق تا زماني که امريکا در جنگ مداخله نکرد،  به پيروزي دست نيافت.  هدف صدام که ابتدا تصرف تهران و سرنگوني نظام ايران بود به حد آزاد سازي فاو و خلاص کردن عراق از اين پرتگاه بزرگ تنزل پيدا کرد. به اين ترتيب صدام تلاش کرد نزد عراقي‌ها و جهانيان چنين وانمود کند که آزاد سازي فاو پيروزي بزرگي بود. در چنين شرايطي جنگ پايان يافت و ارتش يک ميليون نفري عراق به داخل کشور بازگشت. مسوولان عراقي نگران بودند که چگونه با وجود وضع نامناسب اقتصادي با اين ارتش تعامل کنند. جامعه عراق بعد از جنگ کاملا از هم پاشيده بود. پس از شکست در کويت  عملا ارتش عراق نابود شد و چيزي که از آن باقي ماند يک "شبه  ارتش" بود. امريکايي‌ها  با بالگردهاي آپاچي سربازان عراقي را در حالي که برخي از آنها حتي لباس نظامي خود را درآورده بودند هدف قرار دادند.  امريکايي‌ها نقش بسيار کثيفي بازي کردند.

     

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه