پيشرفته
 

موضوعات :


کلمات کليدي :


مطلب بعدي >   33 تعداد بازديد
(0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
راه شماره  : ويژه نامه انقلاب - بخش اول -مباني افق ها و آرمان هاي انقلاب اسلامي

فرهنگ در دولت نهم

ساده انگاری خطرناک است

سید عباس صالحی، مدیر مسئول و سردبیر پگاه حوزه

1ـ در ارتباط با مهمترین فرصت برای دولت نهم، می توان نقاط متعددی را مطرح کرد ولی به نظر می آید مهمترین فرصت برای دولت نهم، حضور قوی جریان ارزش گرا در عرصه فرهنگ است، البته نه به طور غالب بلکه به صورت قوی.
بعد از گذشت دو دهه و نیم از واقعه پیروزی انقلاب اسلامی، چنین فضایی در عرصه کشور و به
ویژه در عرصه فرهنگ آماده شده است. برای فهم این پدیده شاید نیاز به این باشد که به این نکته توجه شود که معمولاً انقلاب  ها در مخاطره یک رجعت و تجدید نظر طلبی قرار دارند و به ویژه انقلابهایی که متکی به فضای احزاب متشکل و منسجم نیستند، این خطر، برای آنها یک خطر مضاعف است و باز هم توجه به این نکته داشته باشیم انقلابهایی که در یک فرصت کوتاه به پیروزی می رسند، احتمال این خطر برایشان به صورت تصاعدی بالا می رود. انقلاب اسلامی ایران به شدت در معرض این مخاطره بود. چون از یک طرف، متکی به جریان حزبی متشکل نبود و از طرفی دیگر، عملاً پروسه گسترش و پیروزی انقلاب در فرصتی کمتر از یک سال شکل گرفت. گرچه مبادی انقلاب سابقه ای طولانی داشت اما خود انقلاب و عمومی تر شدن آن در فرصت بسیار کوتاهی اتفاق افتاد. بنابراین از همان مقطع پیروزی انقلاب این خطر احساس می شد که ممکن است انقلاب اسلامی ایران در معرض مخاطره تجدید نظر طلبی در ارزش ها و آرمان ها قرار بگیرد. اما دو پدیده در انقلاب ایران رخ داد یا وجود داشت که حداقل مانع تسریع و احیاناً فروپاشی نظام ارزشی شد.
پدیده اول، خود پدیده امام خمینی(ره) بود که از ویژگیهای خاص و خصلت
های منحصر به فردی برخوردار بود.
پدیده دوم پدیده جنگ و دفاع مقدس بود که امام این تعبیر را بارها راجع 
به جنگ و دفاع مقدس داشتند که «این دفاع و جنگ 8 ساله برای ما نعمت بود». بخش قابل توجهی از این تعبیر به فضایی بر می گردد که دوره 8 ساله جنگ برای دور کردن انقلاب اسلامی از این مخاطرات پدید آورد. در فضای دفاع مقدس، نسلی شکل گرفت که این نسل هم توانست منابع انسانی انقلاب را برای آن دهه و دهه های بعد تربیت و تأمین کند و هم روایت گر یک نوع زندگی، حیات تازه و فرهنگ متعالی در عصر مدرن باشد. مجموعه این دو پدیده یعنی حضور حکیمانه امام در جایگاه رهبری انقلاب اسلامی پس از پیروزی و فضای دفاع مقدس 8 ساله موجب شد که انقلاب اسلامی از مخاطره های سنگینی که به شدت آن را تهدید می کرد، دور بماند و آن مخاطره ها کاهش یابد و آن طور که تحلیلگران از بیرون و گاه از درون برآورد می کردند که مخاطره فروپاشی انقلاب کمتر از یک دهه است، اتفاق نیفتد. این دو پدیده نسلی را در فضای عمومی کشور و به ویژه در حوزه فرهنگ ایجاد کرد که هر چه زمان برآن گذشت ؛ این بذر کاشته شده شعاعش گسترده تر و عمقش افزوده تر شد.
بنابراین از فرصت
های دولت نهم این است که با منابع انسانی قابل توجه، قابل اعتماد و قابل اتکا در عرصه فرهنگ روبروست. ما در شرایط روزهای اول انقلاب به سر نمی بریم که تعداد انگشت شماری از بچه مسلمانها در حوزه فرهنگ و رشته های متنوعش حضور داشته باشند. الان شرایط فرق کرده و در عرصه های روزنامه-نگاری، فیلم سازی، ادبیات داستانی و دهها حوزه دیگر فرهنگی نیروهای تازه  ای داریم. عملاً آن دو پدیده که از آن سخن گفتیم باعث شد نسلی در این دو دهه و نیم شکل بگیرد که اکنون در عرصه های مختلف، حضور ـ حداقل ـ قابل طرحی دارد. البته همین فرصت اگر احیاناً مورد توجه مناسب قرار نگیرد می تواند تبدیل به آسیب هم شود. این آسیب دو سویه است. از یک طرف، اگر تقاضاها و عرصه های پیشرفت و ارتقای این نسل مورد توجه قرار نگیرد، سرخوردگی پدید می آورد که عملاً به ابزار ناکامی گسترده برای دولت و حاکمیت تبدیل خواهد شد. این نسل، نسلی هستند که انقلاب را از خود و خود را فرزند انقلاب می دانند لذا طبیعی است که باشتاب و علاقمندی بیشتری، تقاضاها و علایق شان را تعقیب می کنند و همراه و هماهنگ نشدن با عرصه نیازها و تقاضاهای این نسل که در فرهنگ انقلاب پرورده شده اند یک سویه آسیب است. در حالی که امروز مقاطع یا مقطع باز تولید این نسل یا تولیدات مداوم آنهاست.
آسیب دیگری که اگر همین فرصت به درستی مورد بهره
برداری قرار نگیرد، ایجاد می شود می تواند این باشد که قلمرو اتکا با قلم و مسئولیت مخلوط شود. بی تردید نسل مؤثر در حوزه فرهنگ انقلاب ، نقطه اتکای حاکمیت و دولت برآمده از آن هستند. اما نقطه اتکاء غیر از قلمرو و حیطه مسئولیت است. طبیعی است که قلمرو مسئولیت حاکمیت فراتر و فراگیرتر است و اگر احیاناً آن نقطه اتکاء به حیطه توجه و مسئولیت محدود شود، این جابجایی آثار برآمده از آن است اما حیطه مسئولیت حاکمیت و دولت به حساب نمی آید و اگرچه این نسل بخش مهمی از قوت و اقتدار آنهاست اما تنها حوزه مسئولیت نیست و نخواهد بود.
2ـ در بخش عملکرد به طور طبیعی ، حوزه فرهنگ مقوله
ای است که عملکرد خود را دیرتر نشان می دهد و مثل حوزه‌های معیشت و اقتصاد و خدمات نیست که ظهور و بروز آنها سریع یا حداقل در یک فرصت کوتاهتر میسر باشد. اما در عین حال به نظر می رسد یکی از مهمترین و اصلی ترین عملکرد دولت جدید، تأکید و بازتولید شعار فرهنگ خودباوری است. در پیچ و تاب فضای توسعه اقتصادی و سیاسی، کم وبیش مدلهایی رونق یافته یا مورد توجه قرار گرفته اند که این رویکرد به برون، گاه و بیگاه شعار اصلی انقلاب را كه در کنار جمهوری اسلامی و آزادی مطرح می شد، یعنی استقلال را ـ که بن مایه آن فرهنگ خودباوری بود ـ تحت الشعاع قرار می داد. دولت نهم عطف توجهی به حوزه بنیادی استقلال، یعنی بخش فرهنگ مستقل زیستن داشت که عملاً در فضای انتخابات و پس از انتخابات مورد تأکید قرار گرفت و هم اکنون قرار دارد و آثارش را در فضای فرهنگی اجتماعی گذاشته و می گذارد.
3ـ شاید مهمترین یا اصلی
ترین خطر یا نقطه ضعفی را که در حوزه فرهنگی می توان برشمرد، به حوزه ساده سازی و تقلیل مسایل فرهنگی بازگردد. در حوزه مسایل فرهنگی به علت ارتباطی که با بخش های مختلفی از زندگی اجتماعی دارد طبیعی است که هر نوع ساده بینی و ساده انگاری می تواند اختلالات جدی را ایجاد کند. بخشی از این ساده بینی ها و ساده انگاری ها می تواند نوعی سلفی گری فرهنگی ایجاد کند. همانطوری که در حوزه دینی، در عین اینکه اصولگرایی امری ارزشمند است اما سلفی گری دینی به معنای تعصب بر شکل و شمایل انگاری سنتی و باستانی دینی نمی تواند مسیر درستی باشد . در حوزه فرهنگی و فرهنگ انقلاب هم، سلفی گری فرهنگی به این معنا که بخواهیم از مدل ها و شیوه ها و روش هایی که شاید در دهه اول انقلاب از آنها تبعیت می کردیم به عینه بخواهیم مدل گیری، نمونه گیری و الگوبرداری کنیم، می تواند مضر و مخل باشد. حوزه فرهنگ را باید در فضای روح و جان مایه آن جستجو کرد و بعد متناسب با آن، شکل های متناسب و ناظر به آن را تأسیس کرد.
اگر ما از روح به شکل نیاییم گرفتار شکل
گرایی می شویم که روح را فدای شکل خواهیم کرد. گاه و بیگاه در فضای پیشنهاد ها یا نقطه نظراتی که عرضه یا پیگیری می شود، کم وبیش این مخاطره به طور جدی دیده می شود و به نظر می رسد که تغییر معادله محتوا و فرم می تواند به رفع این مخاطره کمک بکند.

بهترین فرصت تو به فرهنگی
جواد شمقدری، مشاور هنری رئیس
جمهور

1- انقلاب اسلامی، ارزشها و رویکرد
های جدیدی را در حوزه های فکری، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به طور عملی ترسیم کرد و به یک معنا این انقلاب یک تحول فرهنگی و بنیادین در جامعه ایرانی ایجاد نمود و امواج این حرکت در همه جهان تحولاتی را به بار آورد که متأسفانه در طول دو دهه گذشته با مدیریت و برنامه ریزیهایی که دل در گرو این انقلاب فرهنگی نداشتند، کم کم رویکردهای انقلاب اسلامی از صحنه تصمیم گیریها و سیاست گذاریها خارج شد. به طور مثال قناعت جای خود را به تجمل گرایی داد، ایثار و ازخودگذشتگی و فداکاری جای خود را به مسابقه در دنیا طلبی، فرصت جویی و رفاه طلبی داد.
من معتقدم با توجه به شعارهای عدالت
طلبی، ساده زیستی و مهرورزی دولت نهم و منش، شیوه زندگی، رفتار و مدیریت شخص آقای دکتر احمدی نژاد بهترین فرصت برای بازگشت به فرهنگ انقلاب و ارزشهای انقلاب اسلامی است، این بازگشت نه از نوع ارتجاع و تحجر، بلکه بازگشت به اصول بنیادین، بعثت مجدد و تحول در نگاه به میراث گرانبهای آن است.
باید فضای فرهنگی و مناسبات آن را براساس همان مبانی اولیه انقلاب اسلامی که آن هم برخاسته از اسلام ناب محمدی(ص) است، طراحی و عملیاتی کرد.
خودباوری، عزت، امید و نشاط، تلاش طاقت
فرسا، فداکاری، ارتقاء کیفی و کمی در علوم و تحقیقات و سطح زندگی عامه مردم، عدالت، عدم تبعیض و رعایت حال ضعیفان و دهها خصیصه فراموش شده دیگر باید دوباره سرفصل اهداف ، برنامه ها و رویکردهای مردم و مسئولین قرار گیرد.
2- دولت تلاش کرده فاصله حرف و عمل را کم کند و تلاش را جایگزین شعار سازد. امروز دولت در راستای عدالت طلبی و بازگرداندن حقوق پایمال شده مردم ،بسیار تلاش می
کند. دولت درصدد است فرهنگ ظاهربینی و رویکرد به ظواهر را مضمحل کرده و بجای آن عمل، کارنامه و رفتار مدیران سرفصل قضاوت ما باشد. معیار بد و خوب و زشت و زیبا، ناکارآمد و موفق، دیگر به ظاهر و ژست های تبلیغاتی و شعار دادن های پوچ و توخالی نیست. بلکه همگان منتظرند نتایج کار و تحولات را شاهد باشند. امروز مردم از ساده انگاری و زودباوری فاصله گرفته اند، آنها در انتظار رویت فجر تحولات هستند.
مردم می
دانند گاه هیاهو برای هیچ است. مردم می دانند عده ای بجای تعمق، عقده گشایی می کنند. امروز قلم و بیان و رسانه دیگر نمی تواند از حرمت مکان خود سود جوید، همچنانکه مناصب و سمت ها نیز به خودی خود قدر و منزلت ندارند. این عمل و رفتار و انگیزه آدمهاست که این حرمت‌ها را شکل می دهد. مردم دیگر با کسی بخاطر لباس، مقام، نام، عده و عده، حزب و گروه، شعار و کلام و بالاخره سابقه و روابط شخصی تره هم خرد نمی کنند! مردم با انقلاب، راه امام و تفکر بلند و منش زندگی رهبر خود عقد اخوت و وفاداری بسته اند. ولایت ستون پایدار و تکیه اصلی مردم و این نظام است و این بهترین میزان و ملاک داوری است. این فرهنگ در کالبد نیمه جان انقلاب نظام دمیده شده که باید آن را قدر شناخت و در تقویت استمرار آن کوشش همه جانبه کرد.
3-دولت از طراحی سیستم و ایجاد یک مکانیسم هم شأن این تحول بزرگ غافل شده است. تصور عموم این بود که اقبال بزرگ مردم و نخبگان مؤمن به این حرکت کافی است تا راه تحولات و تغییرات اساسی باز شود. اما بالاخره هر حرکتی و بخصوص این حرکت فرخنده، نیروها و عناصر و مراکز قدرتی را برمی
آشوبد تا جائیکه مانع از موفقیت و رسیدن به قله های فتح و پیروزی خواهند شد. دولت از این نیروهای بازدارنده غافل شده است.
باید متناسب با قداست و اهمیت این تحول فرهنگی، ساز وکار و نیروهای جدید را به میدان آورد. امید است تجربه یک
سال گذشته راه آینده را به ما بنمایاند.

به اینها نمی توان جریان سازی فرهنگی گفت
حجت
الاسلام اکبری جدی،مسئول شورای اسلامی دانشگاهها وابسته به دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها و معاونت فرهنگی سابق دفتر نهاد

1ـ دولت جدید چند فرصت پیش رو دارد که می
تواند از آنها استفاده کند. اولین فرصت به اعتقاد من، هماهنگی و یکدستی نسبی موجود بین بدنه اجرایی و بدنه قانونگذاری و مخصوصاً شورای عالی انقلاب فرهنگی است.
فرصت دیگر حمایت خوبی است که رهبری از دولت، عملکردها و سیاست
های اجرایی آن می کند.
فرصت دیگری که باز برای دولت مغتنم است، دیدگاههای خود رئیس
جمهور، دکتر احمدی نژاد است. با اینکه رشته تحصیلی ایشان فنی و مهندسی است ولی شخصیتی به شدت فرهنگی دارد، مسایل فرهنگی را به خوبی می شناسد، دغدغه فرهنگی دارد و در گذشته هم نشان داده است که برای مسایل فرهنگی بسیار اهمیت قائل است.
فرصت دیگر، هماهنگی بین دولت و سیاست
ها و عملکردها صدا وسیماست. به هر حال این زمینه هماهنگی و همراهی بین صدا و سیما و دولت، بسیار خوب است و می تواند نقطه قوتی برای دولت و فعالیت هایش باشد.
فضای آرام و نسبتاً متناسبی که در فضای فرهنگی کشور حاکم است هم فرصت بسیار مناسبی است.
2ـ توقعی که از این دولت در عرصه مسایل فرهنگی وجود داشته، هنوز محقق نشده است. هنوز آن کاری که بتوان آن را حرکت جریان
ساز جدی دولت نهم در عرصه فرهنگی قلمداد کرد، محقق نشده است و هنوز باید منتظر بود. منتها یکی دو کار فرهنگ ساز انجام شده است اگرچه نوعش فرهنگی نیست ولی فرهنگ-سازی کرده است که آن، ایجاد فرهنگ پاسخگویی به مردم، نزدیکی هرچه بیشتر مسئولان با مردم و حذف فرهنگ اشرافیت اداری و حداقل ضدارزش شدن آن فرهنگ در نظر مردم و مسئولان است. اینکه مردم احساس می کنند اینقدر ارزش دارند که هیئت دولت از تهران حرکت می کند و در استانها مشکلات و سختیهای مردم را می بیند و جلسات هیئت دولت در استان ها تشکیل می شود آثار فرهنگی خوبی را برجای گذاشته است. اما تاکنون یک حرکت فرهنگی از نوع و صبغه فرهنگی مشهود نشده است که معتقدم باید مقداری تأمل کرد.
3ـ در مورد مهمترین نقطه ضعف و آسیب دولت در عرصه فرهنگی باید بگویم که ما در حوزه اجرا به شدت نیازمند ساماندهی مدیریتی هستيم.
دولت می
تواند این مشکل را حل کند؛ مشکلی که در دولت های قبلی هم بود اما آنجا شاید مشکلات جدی تر بود، مثل ناهماهنگی سیاست های اجرایی دولت با سیاست های مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، یا عدم اعتقاد دولت به برخی از اصول سیاست های فرهنگی کشور یا در عمل برخلاف آن سیاست ها عمل کردن دغدغه هایی بود که در دولت قبلی خودش را نشان می داد و پررنگ هم بود. الان خوشبختانه ما این تعارض را احساس نمی کنیم. اما صدمه ای که ممکن است متوجه دولت بشود این است که نتواند این سیاست ها را علیرغم خواست خود عملیاتی کند و آن هم به فقدان رهبری و مدیریت واحد اجرایی و عملیاتی در عرصه فرهنگ برمی گردد که دولت باید این معضل را حل کند.
مسأله دیگری که می
تواند برای دولت خطرساز باشد مسأله پررنگ شدن جنبه های اقتصادی در مقایسه با بخش های فرهنگی است. به عبارت دیگر مسأله ساختن و آباد کردن ایران و رفع محرومیت ها و مسایلی از این دست و عدالت در عرصه اقتصادی ممکن است این واهمه را برای دولت ایجاد کند که مسایل اقتصادی و اجتماعی خود را بر مسایل فرهنگی تحمیل نماید و در نتیجه توجه و اهتمام کافی و عزم متراکم و جدی برای مسایل فرهنگی شکل نگیرد. این گونه مسایل و دغدغه ها می تواند خودش را در تخصیص بودجه ها، در اهتمامی که هیأت دولت برای مسایل فرهنگی دارد و در توان و فرصتی که دولت صرف می کند خودش را نشان دهد. خود رییس جمهور چقدر در این باره دغدغه فکری و ذهنی دارد؟ چقدر تحت تأثیر این مسایل است؟ و مسایلی از این قبیل که اینها به نظرم آسیب است.
در پایان این نکته را به عنوان تهدید یا پیشنهاد بگویم که واقعیت امر این است که مسایل فرهنگی کشور ما نیاز به یک واقع
بینی بسیار سطح بالا دارد. فرهنگ کشور ما به عنوان یک فرهنگ ملی، برآیندی از فرهنگ-های مختلف و متنوع است. این تنوع هم در پهنه و گستره فعلی فرهنگی ما وجود دارد و هم در گذشته ما، لایه های بسیار متنوع و مختلفی را پشت سر گذاشته است. این تنوع و تکثری که چه طولی، در تاریخ

دسته بندي هاي برگزيده
ويژه نامه