پيشرفته
 

موضوعات :


کلمات کليدي :


مطلب بعدي >   882 تعداد بازديد
10.00 (1 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
راه شماره  : ويژه نامه انقلاب - بخش اول -مباني افق ها و آرمان هاي انقلاب اسلامي

امت اسلامی و نخبگانش

ظاهراً تحولات جهان اسلام همان است كه روزانه از رسانه‌هاي جهان مخابره مي‌شود. اين تحولات لايه‌هاي عميق‌تري نيز دارد كه لايه‌هاي بيروني چون روكشي بر آنها تنيده شده است. القاعده، يازده سپتامبر، تروريسم، بوش، بن‌لادن و زرقاوي روكشي است بر حقايق جاري جهان كه به اعتراف دوست و دشمن، نسبتي عميق با انقلاب اسلامي مردم ايران دارد، هر چند بسياري از نخبگان امت اسلامي از درك اين نسبت عاجز مانده يا خود را به تجاهل زده‌اند.
انقلاب اسلامي تلنگري تاريخي بر پيكره خواب‌آلود امت اسلامي و ملتها زد و موجي از بيداري را در سطح منطقه و جهان ايجاد نمود. نظام سلطه كه اصل حيات و بقاي خود را تنها در خواب غفلت عالميان ميسر مي‌داند، پس از پيروزي انقلاب اسلامي، تمام توان و تلاش خود را براي متوقف ساختن اين منشأ بيداري به كار گرفته است، به اين اميد كه نظام اسلامي بر آمده از انقلاب يا به كلي محو و نابود شود يا در نظم نوين جهاني هضم و به شهروند بي‌دردسر آن دهكده جهاني كه آمريكا ادعاي كدخدايي‌اش را دارد، تبديل شود. اما تلاش آنها در بيش از دو دهه نتيجه‌بخش نبود و روز‌‌‌به‌روز دامنه‌هاي انقلاب اسلامي در منطقه فزوني يافته است. شكل‌گيري مقاومت اسلامي در لبنان و پيروزي بي‌سابقه آن بر رژيم صهيونيستي و پس از آن پيدايش انتفاضه، از شعله‌هاي خانمانسوز انقلاب اسلامي براي استكبار و منافع آن در جهان اسلام بود كه به بيداري ملتهاي مسلمان و غير مسلمان دامن زد.
بيش از اين ديگر درنگ جايز نبود. پيش از آنكه ملتها خود را از چنگال استعمار نو برهانند، بايد دامي جديدتر و محكم‌تر بر پاي آنان بسته مي‌شد؛ استعماري فرانو با ابزارها و روشهاي به روزتر. براي تحقق اين امر، حركتي جديد و فراگير در سطح بين‌الملل عليه انقلاب اسلامي و نهضت بيداري آغاز شد. اولين گام، اقناع افكار عمومي جهان بود. براي تحقق اين امر نوعي شبيه‌سازي صورت گرفت و طي آن، اسلام انقلابي در قالبي متعارض با عقل و منطق و دركريه‌ترين شكل، براي انزجار افكار عمومي به نمايش بين‌المللي از پيش طراحي شده درآمد. القاعده نمونه شبيه‌سازي شدة «بسيج جهاني اسلام» امام خميني (ره) بود. القاعده ساخته شد تا با نام و پوشش اسلام انقلابي به نبرد با نظام ليبرال دموكرات كشانده شود و در جنگي زرگري كه رسماً با وقايع 11 سپتامبر ميان القاعده و غرب آغاز گشت، اسلام، نهضت اصيل اسلامي و فرزندان امت در جهان به نام تروريسم و تروريست ذبح شوند و استراتژيك‌ترين نقاط دنياي اسلام به اشغال جبهه كفر در آيد. آمريكا با حضور مستقيم در مناطق اسلامي، استعماري با ساختار و مهره‌هاي جديدتر پي‌ريزي مي‌نمايد تا اين نظم استعماري جديد، تحت عنوان «خاورميانه بزرگ»، مهار كننده. موج اسلام‌خواهي و بيداري اسلامي در منطقه باشد و بار ديگر مسلمانان با لالايي امنيت و رفاه به خوابي ديگر فرو روند و نفت و ذخاير بي‌شمار آنان، كه امروز دنياي صنعتي بيشترين نياز را دارد، به چپاول آمريكا و متحدانش رود.
به طور منطقي، خواص و نخبگان امت بايد عمق بيشتري از تحولات را ببينند و تحليل كنند اما بالعكس، در عمده محافل علمي و آكادميك جهان اسلام، نظير كلاسهاي درس رسمي دانشگاهها و تخصصي‌ترين مؤسسات و نشريات، فقط بيروني‌ترين لايه تحولات مورد تحليل و بحث قرار مي‌گيرد. در حالي كه عامه امت لايه‌هاي عميق‌تري را مي‌بينند و باور دارند.
اگر اين پيش‌فرض را مبني بر طبقه‌بندي لايه‌هاي تحولات امت بپذيريم، براي اثبات مدعاي مذكور مي‌توان از طريق يك تحليل گفتماني تفاوت نگاه و فضاي فكري تحليلي نخبگان و عامه امت را بررسي نمود. ابتدا بايد چند كليد واژه از هر لايه كه مشترك ادبيات هر دو دسته (خواص و عامه) است انتخاب كنيم؛ از لايه بيروني: القاعده، بن‌لادن، يازده سپتامبر، تروريسم، زرقاوي، بينادگرايي و... و از لايه‌هاي دروني: وحدت و تفرقه مسلمانان، نصرت الهي، نابودي كفار، تقدير الهي، نشانه‌هاي ظهور و... زاويه ديد هر دو دسته را با توجه به اهتمام هر يك به كليدواژه‌هاي لايه‌هاي مختلف مي‌توان به دست آورد.
مشكل بسياري از خواص امت لزوماً در پايبند نبودن به شريعت نيست. بسياري از نخبگان امت در دوران معاصر اتفاقاً دينداراني متشرع بوده‌اند. اما نخبگان مسلمان، به خصوص در ميان قشر دانشگاهي، به نوعي از دوگانگي شخصيتي رنج مي‌برند. يعني نظام باوري متشرع و دستگاه انديشه‌اي غير ديني در يك شخصيت واحد جمع شده و هر اظهار نظر و تأثر از اين دوگانگي شخصيتي، موجب سردرگمي عامه مخاطبان مي‌شود. در دستگاه تحليلي كه نظام آموزشي رايج در ذهن نخبه مسلمان تعبير كرده است، ورودي هر چه باشد، خروجي و محصولات، تحليلي از چند ويژگي است: 1) حركت و اقدام 2) بايد و نبايد 3) اميد و اميدواري 4) وضوح، روشني و شفافيت.
نظام آموزشي كنوني به نخبگان جهان اسلام ياد داده است كه در بررسي هر مسئله‌ تنها بايد به «هست و نيست»‌هاي موجود پرداخت و از تجويز «بايد» و «نبايد»‌ها به شدت احتراز كرد. آيا مخاطبان دهها رسانه خبري در جهان اسلام چيزي جز اين از تحليل‌گران خويش ديده‌اند؟ چه كسي بايد براي آنها «بايدها» و «نبايدها» و جهت حركت و اقدام را روشن كند؟!
يكي از اهداف، پوشش خاص رسانه‌اي تحولات جهان اسلام توسط رسانه‌هاي غربي و داخلي مثل الجزيره و العربيه، «ابهام» است. ايجاد ابهام در ذهن مخاطب يعني غبارآلود كردن فضاي جنگ و منازعه. در اين فضا خودي از غير خودي تشخيص داده نمي‌شود و انسان ناچار دست از حركت باز مي‌دارد. در حقيقت خروجي اين رسانه‌ها، ناقص‌سازي تصوير و تصويرسازي ناقص و مبهم در ذهن مخاطبان است تا هيچ‌گونه تصديقي (اعم از له يا عليه ) در پي آن نيايد. همان گونه كه تصديق بدون تصور محال است، تصديق، بدون وجود تصوري كامل و شفاف نيز اگر نگوييم محال، ابتر است و هر حركت آگاهانه‌اي مستلزم تصديقي روشن و خالي از ابهام است. با اين وجود عموم مسلمانان طي سالهاي اخير خاموش نبوده‌اند و به هر بهانه‌اي از خود حركتي نشان داده‌اند كه اتفاقاً توأم با روشن‌بيني و خلاف نظر نظام سلطه بوده است. در اينجاست كه بايد به اين اعتراف تلخ گردن نهيم كه عامه امت نه در عمل كه در روشن‌بيني و فهم مسائل روز نيز از بسياري از خواص خويش جلوترند. تلخي اين اعتراف از اين جهت است كه فهم و روشن‌بيني عامه در كليات است نه در جزئيات و تفصيل و مسائل دقيقه و از اين رو، قابليت هدايت حركت امت در مسير پر پيچ و خم و غلبه بر نظام سلطه را ندارد.
در طول تاريخ اسلام همواره امت، چوب دنياطلبي خواص خويش را خورده است. اما اين امت در دوران معاصر، شاهد تجربه تلخ تازه‌اي نيز بوده است و آن ضربه‌اي است كه نه فقط از دنياطلبي كه از بد فهمي نخبگان خود مي‌خورد. شايد اين شعر نذار قباني شاعر سوري الاصل با نام «تلاميذ غز‌ّه»، زبان حال ناگفته بسياري از آناني باشد كه در جهان اسلام به درد نخبگي معاصر دچار گشته‌اند:

آي دانش‌آموزان غز‌ّه
ما را بياموزيد پاره‌اي از آنچه در نزد شماست
كه ما را فراموش كرده‌ايم.
ما را بياموزيد مدد بودن را
كه مردان ما سست و بي‌حال گشته‌اند
ما را بياموزيد كه چگونه سنگ در دستان كودكان الماس گران‌بها گشته است...
آي دانش‌آموزان غز‌ّه
اعتنا نكنيد به راديو‌هاي ما
و به سخنان ما گوش فرا دهيد
بزنيد، بزنيد با تمام توان،
و خود انديشه كار خويش كنيد و از ما مپرسيد
و از ما مپرسيد كه ما اهل حسابيم،
اهل جمع و طرح...
آي دانش‌آموزان غز‌ّه
به نوشته‌هاي ما رجوع مكنيد
و آثار ما را نخوانيد.
ما پدران شماييم، اما شما همچون ما نباشيد...
آماده شويد تا زيتون بچينيد
كه دوران حكومت قوم يهود ديگر خيالي بيش نيست
و ديري نمي‌پايد كه فرو خواهد پاشيد،
اگر ما يقين خويش را باز يابيم
آي ديوانگان، هزاران سلامتان باد...
دوران خرد سياسي ديگر سر آمده است، اينك شما بياييد و ما را ديوانگي بياموزيد.

دسته بندي هاي برگزيده
ويژه نامه