پيشرفته
 

موضوعات :

  • ادبیات

  • کلمات کليدي :

  • ادبیات

  • مطلب بعدي >   714 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 9 : حقيقت برو گم شو!

    کتاب باید با مردم درگوشی حرف بزند

    گزارشی از یک جلسه نقد

    بيوتن بالاخره بعد از سال‌ها انتظار رسيد و در چندماه به چاپ هفتم رسيد. جلسات متعددي با حضور اميرخاني و مخاطبان کتاب شکل گرفت. اين گزارش خلاصه‌اي از يکي از همان جلسات است که  در نشر معارف تشکيل شده بود

     


    × شما در نسل نويسنده‌هاي پس از انقلاب يک اتفاقيد. آيا در کتاب‌هاي‌تان رانت يا تبليغ ويژه‌اي داشتيد چه مي شود که کتابهاي رضا اميرخاني جوان پرفروش مي شود ؟

    - وقتي مي نويسم هدفم نوشتن براي يک نفر است براي يک نفر سعي مي کنم خيلي خوب بنويسم و اين را مطمئنم که اگر کسي براي يک نفر خيلي خوب بنويسد  به لايه هاي عميق زندگي او نقب بزند آن وقت اين کار را هزاران نفر مي توانند بخوانند. اشتباه بزرگ اين است که نويسنده‌اي فکر کند مي خواهد براي هزاران نفر بنويسد. وقتي شما هزار نفر را در ذهنتان مجسم کنيد پيدا کردن اشتراکات اين هزارنفر شما را به سمت چيزهاي خيلي سطحي و ظاهري مي برد .. فکر کنم مکانيسم خيلي روشني در عالم خلقت وجود داشته باشد. يک نويسنده غربي مي گويد اگر شما هر روز ساعت 8 صبح چراغ دستشويي خانه تان را روشن و خاموش کنيد حتما بعد از ده سال به يک شهودي مي رسيد. لازم نيست حتما خيلي معنوي و در يک فضاي خيلي عجيب و غريب برويد. من هم آدمي بودم که 15 سال مي نوشتم. اين يک امر خيلي طبيعي است. مشکل اين است خيلي از ما اين وقت را نداشتيم. نه از کسي مستعد ترم و نه رانت هاي ويژه اي نسبت به ديگران دارم. فقط فهميدم ، کارم همين بود اين خيلي مهم است. در ايران ما نمي دانيم کارمان چيست. من اين را فهميدم کارم نوشتن است.

    * براي رمان بي وتن ماشين مي گيريد و يک سال به آمريکا مي رويد خوب اين امکان براي خيلي از آدم ها که حتي اين استعداد را هم داشته باشند فراهم نمي شود. اين امکان چطور در اختيار شما قرار گرفت؟

    - من از حق تاليف کتاب هايم هم استفاده کردم و حدود 10 ماه در آمريکا ماندم. واقعا از دولت تشکر مي کنم که کاري به کار ما نداشت تا من بتوانم بروم و برگردم. نمي فهمم کجاي اين کار به دولت مربوط مي شود و چرا اين امکان براي کسي فراهم نيست و اين مساله واقعا براي من سوال است. دوستان مستند سازم با هزينه هاي خيلي کمتر از اين بسياري از جاهاي دنيا را رفته اند و ديده اند پس اين امکان براي همه فراهم است ما گاهي خودمان هستيم که نمي رويم يا منتظريم که کسي به ما کمک کند . من هيچ وقت در هيچ کاري نخواستم خودم را گرفتار يک دستور دولتي کنم.

    * "ارمياي" بيوتن همان ارمياي کتاب "ارميا" است يا شخص ديگري است ؟

    - واقعيت اين است که همان ارمياست ولي در يک شرايط زماني و مکاني ديگر اما اينکه انتظار داشته باشيم و تمام رفتارهاي ارمياي سال 68 مثل ارمياي اواخر دهه 70 باشد درست نيست چون در اين بين يک فاصله 15 ساله بين دو ارميا وجود دارد. اما ارجاعات هر دوي اينها ارجاعات زندگي تخيلي است که من برايشان ساخته ام و به داستان ارميايقبلي نزديک است که اين دو شخصيت را به هم نزديک مي کند.

    × چرا اينقدر راحت مي نويسيد يعني در نوشته هايتان بي پروا بعضي ازمسايل را مطرح مي کنيد؟ خيلي از مسايلي که مردم در بيان آنها خجالت مي کشند.

     روزي وزير ارشاد جديد گفتند بعضي از رمان هايي که منتشر مي شوند را جرات نمي کنم در خانه مان بلند بلند بخوانم. يک بار خدمت ايشان رسيدم و گفتم ما هم خودمان مي نويسيم جرات نمي کنيم بلندبلند بخوانيم ولي چيزي که در دبستان با عنوان يار و دوست به ما ياد داده بودند اين بود که کتاب در گوشي با انسان حرف مي زند. اصولا شما نمي توانيد از کتاب اين انتظار را داشته باشيد که مثل يک خطابه باشد. من هم شايد خيلي از جاهاي کتاب را از رو نتوانم بخوانم و آن را مناسب جلسه ندانم. ويژگي کتاب اين است که بتواند در گوشي با مردم حرف بزند. نکته ديگري هم که وجود دارد اينکه من نمي توانم به ايالات متحده بروم و بگويم اينها خيلي آدم هاي بدي و ضد جمهوري اسلامي بودند بلاخره من بايد چيزهايي را توصيف کنم که شما با آن فضا آشنا شويد. چاره اي به جز اين نداشتم. رمان اصولا جاي چنين مکان ها و توصيف هايي باشد که به طور طبيعي ما نمي خواهيم وارد آنها شويم.

    در هفته نامه شهروند گفته بوديد فرديدي ها فقط نقد مي کنند و هيج توليد مثبتي در فضاي فرهنگي کشور ندارند. فکر نمي کنيد کمي مغشوش بحث کرده بوديد؟

    روزي به آقاي داوري گفتم شما فلسفه انقلاب اسلامي درنياورديد و تا زماني که اين کار را نکرديد ما بي چاره ايم و نمي دانيم بايد به کدام سيستم فکري چنگ بزنيم تا پيدا کنيم. ايشان خيلي با محبت و بزرگي گفتند نه اتفاق فلسفه زاييده رمان را شما نوشتيد. براي من خيلي اين حرف جالب بود و در همه جاي دنيا مي گويند شخصيت هاي رمان هاي برجسته بودند که بعدتر فلاسفه از آنها ايده گرفتند و فلسفه هاي خودشان را وارد زندگي کردند

     

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه