پيشرفته
 

موضوعات :

  • پژواک

  • کلمات کليدي :

  • حمیدرضا مرادی
  • مهدی حقیقت‌خواه
  • کاظم ؟؟؟

  • مطلب بعدي >   989 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 8 : تاوان دموكراسي بيش از اندازه

    مثل صا ایران، تئوری توطئه، کامنت‌ها

    حميدرضا مرادي

    - خسته نباشيد، خدا قوت، دم شما هم گرم.

    - راه الحمدلله هر روز بهتر از ديروز مي‌شود درست مثل صاايران.

    - مطالبي که در ذيل آمده نقدي بر برآيند کار شماست، (تا شماره 6) و اصلا به اين معني نيست که هيچ کار خوبي در راه انجام نشده است. پيشاپيش هم از پراکندگي مطالبم معذرت خواهي مي‌کنم.

    - کارهايتان درباره مسائل جهاني خوب است اما بايد بهتر و دقيق تر شود. چه بسا که امکاناتي براي سفر دوستان به بعضي کشور‌ها فراهم کنيد تا کارهاي دقيقتري صورت بگيرد (اين کار اصلا غيرممکن نيست، فقط دغدغه و انگيزه مي‌خواهد)

    - بالاخره بايد يک عده‌اي بطور تخصصي روي کار در اين نشريه تمرکز کنند و از اين راه نان بخورند و گرنه کار کردن از روي شکم سيري...

    - صفحه‌آرايي مجله آنقدر -گلاب به روتون- بد است که اصلا جايي براي نقد کردن باقي نگذاشته شايد يکي از دلايلي که راه چندان دلچسب نيست، همين مسئله باشد.

    - گاهي وقتها اين احساس به من دست مي‌دهد که تحريريه محترم براي تهيه مطالب به خود زحمتي نمي‌دهند. يعني هر مطلبي که نوک زبانشان!يا نوک فکرشان! بوده را مکتوب و در مجله چاپ مي‌کنند. هر چيزي که شما فکر مي‌کنيد مفيد و خوب است لزوما براي مخاطب مفيد نخواهد بود. شما بالاخره بايد نياز‌هاي مخاطبان را هم در نظر بگيريد.

    - شما بايد موضوعاتي کلي را به عنوان پرونده تعيين کنيد و تحريريه و کارشناسان بر اساس  سؤالات مطرح شده مطالبي را تهيه کنند. آنچيزي که شما جامعيت نامگذاري مي‌کنيد من اسمش را سردرگمي و پراکندگي مي‌نامم. راستي، شما تا کجاي راهتان را ديده‌ايد؟ مي‌دانيد دنبال چه هستيد؟

    - شما با اين نحوه کارکردن روي موضوعات و يادمانها داريد آن موضوعات را - با عرض شرمندگي- هدر مي‌دهيد. تمام پرونده هايتان تا به اينجا ضعيف بود. از دفاع مقدس گرفته تا 13 آبان. مثلا آيا بهتر نبود مصاحبه با بيژني در رابطه با موضوع ديگري صورت مي‌گرفت که ايشان حرفهاي بيشتري براي گفتن داشته باشند؟ همچنين بحث 13 آبان خيلي جاي کار دارد - هم خود واقعه و هم حواشي آن- دولت موقت و نگاه متحجرانه آنها به دين، بررسي علل افول و پشت کردن به آرمانهاي انقلاب توسط انقلابيون آن روز و...

    - وقتي جبهه مقابل با پيش فرضهايش دارد تاريخ سازي مي‌کند تا تئوريهايش را به تاييد برساند حال شايسته است که شما دراين وانفسا در رابطه با مسائل تاريخي اينقدر ضعيف کار کنيد؟ شما که خودتان به تاريخنگاري فوق‌العاده ايراد مي‌گيريد،چرا خودتان اينگونه کار مي‌کنيد ؟

    - حضرات لطف کنيد بجاي چاپ کردن فيشهاي مطالعاتتان (منظورم همان خلاصه هاييست که از کتابهاي مختلف چاپ مي‌کنيد) با نويسنده ي آن کتابها يا شخصيتهاي محوري آن کتابها مصاحبه کنيد تا مخاطب هم با متن کتاب آشنا شود و هم با حواشي آن.

    - مصاحبه هايتان هم لاقل آنچيزي که چاپ مي‌کنيد چندان نکته‌اي در بر ندارد و تکرار مکررات است.

    - چندين صفحه به گفتگو درباره فيلمي اختصاص مي‌دهيد که بعيد مي‌دانم 10 درصد مخاطبانتان هم آن را ديده باشند. بهتر نبود جلسه‌اي عمومي ترتيب مي‌داديد تا هم فيلم پخش شود و هم نقدآن صورت بگيرد.

    - وقتي هنوز کتابهاي شهيد آويني در دسترس است و همه مي‌توانند از آن بهره بگيرند،چه نيازي است که حضرت ميرشکاک به تفسير  نظرات سيدناالشهيد بپردازند؟ استاد ميرشکاک عزيز گاهي وقتها حرفهاي دلشان را به عنوان تفسير سخنان شهيدآويني تحويل مي‌دادند.

    - يک دغدغه در مخاطبان ايجاد کرديد اما ادامه مسير چي؟ تا اينجاي مسير را خوب هدايت کرديد اما مدتي است داريد درجا مي‌زنيد. شما که نقش مهمي در شناساندن چهره‌هاي دانشگاهي و حوزوي جبهه فرهنگي داشتيد چرا ديگر اين مسير را ادامه نمي‌دهيد؟ آيا جبهه فرهنگي فقط در  آقايان افروغ و نبوي خلاصه مي‌شود؟ بحث ارتباط با نخبگان خيلي کمرنگ شده است(اگر نگوييم که ارتباطي وجود ندارد) مثلا در عرصه هنر انقلاب- به طور اخص- هنوز خيلي شخصيتها هستند که هنوز پايشان به راه باز نشده است.

    - جا دارد يک‌سري گروه‌هاي تخصصي تشکيل دهيد تا براي روي موضوعات تعيين شده کار کنند، دبير اين گروهها يکي از اعضاي تحريره‌تان باشد و اعضاي اين گروهها هم هرکسي که علاقه و تخصصي در آن زمينه‌ها دارد،باشد. (بحث سازماندهي و هدايت اين گروهها خيلي اهميت دارد). مطمئنا برآيند فعاليت‌هاي اين گروهها تعدادي مطالب با سطوح مختلفي باشد که بهترينهاي آنها در مجله چاپ شود و بقيه در سايت قرار داده شود(البته اگر سايتي در کار باشد) که هم زحمات در ظاهر به هدر نرفته باشد و هم انگيزه براي رشد تازه کارها بوجود بيايد.

     

    تئوري توطئه

    سلام

    سه چهار هفته‌اي از انتشار شماره آبان ماه مجله راه گذشته بود ولي هنوز چيزي از پست تحويل نگرفته بودم. نمي‌دانم اشکال از اداره پست است يا امور مشترکين شما. به هر حال گفتم اشکال ندارد چون اين هفته مي‌خواهم به تهران بروم، سري هم به خيابان انقلاب مي‌زنم و از دکه‌هاي روزنامه فروشي راه را تهيه مي‌کنم. راه ارزشش را دارد که براي تهيه آن وقت اختصاصي گذاشت. پارک دانشجو از اتوبوس واحد پياده شدم و شروع کردم از دکه‌ها پرس و جو کردن. مجله راه داريد؟ نه. بعدي، باز نه. به سمت ميدان انقلاب حرکت کردم. بگذريم از اينکه جاهاي ديگه تهران از جمله ميدان تجريش که آدرس داده بوديد نيز از دکه دار‌ها پرسيدم و همين جواب را گرفته بودم. جالبه اينکه دکه دار نزديک امامزاده صالح (ع) بهد از چهار ـ پنج هفته از انتشار راه مي‌گفت: شماره جديد هنور براي ما نيامده.

    به هر حال يک خيابان قبل از ابوريحان به پيشخوان يک دکه نگاهي انداختم. در صف رنگارنگ مجله‌ها اثري از مجله راه نبود. به دلم زد که از خود دکه دار هم بپرسم. پرسيدم گفت: راه آره. تعجب کردم روي پيشخوان که چيزي نبود. با خود گفتم شايد منظورش نسخه‌هاي قبلي مجله است که فروش نرفته. مرد داخل دکه دلا شد و از ته دکه چيزي را بيرون آورد.تعجبم افزون شد، شماره جديد بود که به دستم داد. خيلي خوشحال شدم. پول مجله را دادم و رفتم. از خوشحالي ياد رفت بپرسم چرا مجله را جلوي ديد نگذاشته و به قولي پنهان کرده است. آيا دستي در کار است که مانع از توزيع مجله و مخفي کاري آن مي‌شود؟ چرا مجله در چند صد متري دفتر خود نيز اين گونه به سختي يافت مي‌شود؟ نمي‌خواهم مبلغ تئوري توطئه باشم ولي حيف اين مجله ارزشي که داخل يک حکومت ارزشگرا مهجور باشد. وقتي برگشم شهرمان، پست مجله آبان را در روزهاي آخر آذر در خانه انداخته بود.  خداحافظ  

     


    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه