پيشرفته
 

موضوعات :


کلمات کليدي :


مطلب بعدي >   539 تعداد بازديد
(0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
راه شماره  : ويژه نامه انقلاب - بخش اول -مباني افق ها و آرمان هاي انقلاب اسلامي

به سوی فردا

پيش‌تر از اين هم قصد داشتيم موضوعاتي را به اقتراح صاحب‌نظران بگذاريم. آنچه مي‌خوانيد اولين اقتراحي است كه ان شاءالله ازشماره‌هاي بعد با موضوعاتي ديگر ادامه خواهد يافت. مؤمني و سبحاني از اساتيد دانشگاه و نقي‌پور و صالحي از اساتيد حوزه نظر خود را دربارة دستاوردها و دغدغه‌هاي دهه آيندة انقلاب اسلامي باز‌گفته‌اند.

1. مهمترين دستاورد انقلاب اسلامي؟
2. مهمترين دغدغه دهه آينده انقلاب اسلامي؟

دکتر فرشاد مؤمنی

پاسخ سؤال اول
به طور طبيعي از اينجانب انتظار مي‌رود از جنبه اقتصادي به اين سؤال پاسخ دهم، چنين پاسخي نه به معناي انحصار دستاوردها به حوزه اقتصادي است و نه لزوماً مهمترين دستاوردها را شامل مي‌شود. گرچه مي‌توان اين گروه از دستاوردها را فوري‌ترين و ملموس‌ترين‌ها از منظر عمومي ارزيابي كرد.
به نظر اينجانب نمي‌توان دستاوردهاي انقلاب اسلامي را به درستي درك كرد مگر آن كه لااقل يك مرور سريع به تحولات سال‌هاي دهه 1350 كرد. از جنبه اقتصادي، مهمترين حادثه افزايش چشمگير قيمت نفت در يك فاصله كوتاه يعني سال‌هاي 1352 و 1353 بود. در واكنش به اين حادثه مديريت وقت كشور بر اساس اين توهم كه همه مسايل كشور را به سهولت مي‌توان با تزريق بيشتر دلار و ريال حل و فصل كرد. ديوانه‌وار شروع به افزايش انتظارات مردم و تخصيص‌هاي شتابزده منابع به حوزه‌هاي گسترده‌اي از مسايل نمودند. ظاهر كار به گونه‌اي بود كه حتي بسياري از روشنفكران، روحانياني و دانشگاهيان را هم قانع مي‌كرد، بحث بر سر تخصيص منابع در زمينه سرمايه‌گذاري در صنايع سنگين، ايجاد زيربناها و رفع هر چه سريع‌تر جلوه‌هاي فقر و محروميت بود. اما آثار عملي چنين اقدامي بسيار سريع به صورت مصرف‌زدگي افراطي، نابرابري‌هاي شديد درآمدي منطقه‌اي و بالاخره وابستگي بسيار عميق كشور به واردات متجلي گشت و اين واقعيت‌ها به گونه‌اي تكان‌دهنده خود را به رخ مي‌كشيدند كه محمدرضاشاه طي مصاحبه‌اي كه در سوم آبان 1355 با روزنامه كيهان داشت به صراحت اظهار داشت كه: «اگر مجدداً چنين فرصتي [منظور جهش قيمت نفت در بازارهاي جهاني بود] نصيبمان شود، ديگر پول‌هاي خود را آتش نخواهيم زد».
دوستان اهل سياست به فراست مي‌دانند كه طرح چنين اظهاراتي از سوي فرد شماره يك نظام شاهنشاهي به چه معناست و چه اتفاقاتي بايد افتاده باشد كه او را ناگزير به اين اعتراف تكان‌دهنده بنمايد كه مهم نبوده كه تزريق درآمدهاي بادآورده تحت چه عنوان‌هايي صورت پذيرفته بلكه مهم آن است كه اثر عملي آن بر باد دادن آن منابع يا به تعبير شاه، آتش زدن آنها بوده است.
در چهارچوب ملاحظات نظري مشخص و شناخته شده توضيح داده مي‌شود كه در چنين شرايطي الگوهاي روابط مردم با دولت، دولت با مردم و مردم با يكديگر چگونه دستخوش انبوهي از تعارض‌ها و تضادها مي‌شود و چگونه از طريق خنثي شدن نيروهايي كه مي‌بايست در خدمت اعتلاي كشور باشد به دست يكديگر و حاكميت يافتن سرمايه و قرباني شدن همه ارزش‌ها و كرامت‌هاي انساني و مطرح شدن پول به صورت يگانه ارزش حاكم و معيار ارزش‌ها رژيم حاكم به سمت سراشيب سقوط و اضمحلال حركت مي‌كند آن هم دقيقاً در دوره‌اي كه در بالاترين سطح ممكن احساس قدرت مي‌كرده است! از اين زاويه به نظر من بزرگ‌ترين دستاورد انقلاب اسلامي ايجاد احساس اعتماد، اخوت و همدلي ميان مردم و حكومت بود و بديهي است كه چنين دستاورد بزرگ و كم‌سابقه‌اي در تاريخ ايران آثار شگرف اقتصادي هم به دنبال داشته باشد. از ديدگاه آثار و پيامدهاي چنين دستاوردي، يكي از قله‌هاي اين همدلي كه دستاوردهاي خيره‌كننده‌اي هم داشت مجموعه زيربناسازي‌ها و خدماتي است كه به محروم‌ترين اقشار جامعه يعني روستائيان عرضه شد و جهاد سازندگي متولي اصلي آن بود و باعث شد كه ركودهاي بي‌نظيري در تاريخ كشورمان در اين زمينه ثبت شود.
براي اين كه به تكران آنچه كه در اين زمينه‌ها تا كنون مظرح شده تاگزير نشوم زمينه‌هايي را اشاره مي‌كنم كه كمتر به آن توجه شده در حالي كه ارزش و عظمت آن‌ها وصف‌ناشدني است.
در اولين ماه‌هاي پس از پيروي انقلاب اسلامي، طرح ژنريك در عرصه داروسازي كشور مطرحس شد و هدف آن عبارت از افزايش خوداتكايي كشور در ساخت دارو و قطع درآمدهاي هنگفت كمپاني‌هاي چندمليتي داروسازي بود. من فقط به اين جمله در بيان آثار و پيامدهاي چنين اقدام هوشمندانه و تهورآميز اشاره مي‌كنم كه در مطالعه‌اي كه در سال 1368 درسازمان برنامه و بودجه وقت صورت گرفت به صراحت آمده بود كه اگر طرح ژنريك طراحي نمي‌شد و ما در سال 1368 مي‌خواستيم بر اساس الگوي مصرف سال 1356 عمل كنيم سالانه مي‌بايست بالغ بر 13 ميليارد دلار صرف واردات دارو كنيم در حالي‌كه در هيچ‌يك از سال‌هاي پس از انقلاب اسلامي ميزان واردات دارو از حدود نيم‌ميليارد دلار فراتر نرفته است.
موارد قابل توجه ديگري از اين دست وجود دارد كه براي پرهيز از اطاله كلام از ذكر آن‌ها در مي‌گذريم.

اما دربارة سؤال دوم
در پاسخ به اين سؤال، حداقل سه افق زماني متفاوت قابل تصور هستند كه عبارتند از؛ كوتاه‌مدت، ميان‌مدت و بلندمدت و طبيعي است كه مهم‌ترين كارهاي پيش روي انقلاب اسلامي بر حسب هر يك از اين افق‌هاي زماني با يكديگر تفاوت داشته باشد. گرچه اصل ضرورت هم‌راستايي اقدامات در هر حال به مثابه يك اصل مسلم و ضروري مي‌بايست مورد توجه قرار داشته باشد.
در كوتاه‌مدت، به گمان اينجانب هيچ كاري فوري‌تر و ضروري‌تر از برخورد هوشمندانه با آثار و پيامدهاي افزايش درآمد نفتي نيست. به لحاظ نظري عنواني كه براي چنين شرايطي انتخاب شده عبارت از “بيماري‌هاي هلندي” است كه صرفنظر از ابعاد خطير و بي‌شمار اين مباني نظري، انتخاب عنوان “بيماري” براي اين شرايط حكايت از اين مسأله مهم دارد كه بر خلاف برداشت‌هاي سطحي و عاميانه در چنين شرايطي نه تنها نبايد خوشحال بود بلكه اصل بر اين است كه نظام ملي با انبوهي از دشواري‌ها و نارسايي‌ها روبرو خواهد شد، مگر آن كه مديريت توسعه ملي با حداكثر حساسيت و بصيرت با اين شرايط روبرو شود در غير اين صورت بايد منتظر تشديد بيماري‌هاي مزمن اقتصادي- اجتماعي- سياسي و نيز ظهور انواع بيماري‌هاي جديد باشيم كه هر يك مي‌توانند اركان نظامي ملي را به لرزه در آورند. با كمال تأسف طي يكي دو ساله گذشته، علائم مثبتي در اين زمينه ظاهر نشده بلكه بر عكس نحوه تصميم‌گيري‌ها و تخصيص‌ منابع كاملاً در جهت عكس اقتضائات چنين شرايطي در جريان است در ميان‌مدت به نظر مي‌رسد كه هيچ امري براي كشورمان خطيرتر از تلاش براي هر چه كارآمدتر ساختن و رقابتي ساختني بازار سياست نباشد.
واقعيت اين است كه كوشش‌هاي نظري و مطالعات تاريخي بي‌شمار به روشني نشان داده‌اند كه ما در ايران با تقديم امر سياسي روبرو هستيم و تا زماني كه يك بازار سياسي كارآمد نداشته باشيم امكان غلبه بر مشكلات و موانع توسعه ملي وجود ندارد.
و بالاخره در بلندمدت اينجانب هيچ مسئوليتي را مهم‌تر از برنامه‌ريزي يك تلاش سازمان‌يافته و نهادمند براي اجراي كامل و همه‌جانبه قانون اساسي نمي‌شناسم.


سيد عباس صالحي

انقلاب اسلامي ايران از زاويه‌هاي متعدد قابل تحليل و بررسي است و به نظر مي‌رسد كه مهمترين دستاورد انقلاب اسلامي، پاسخ حاكميتي به منازعه و جدال سنت و تجدد در يك قرن و نيم اخير بود. با ورود مظاهر تجدد در ايران، جريان به تغيير همه‌جانبه مدرنيسم روي آوردند و از سويي ديگر جريان سنتي در ايران، به تحريف و فاصله‌گيري از پديده‌هاي مدرن روي آورد. اين جبهه‌گيري، گسست عظيم اجتماعي در ايران بود كه عملاً مانع انسجام اجتماعي براي دولت‌سازي و ملت‌سازي مي‌شد. جريان سنتي در ايران با تحصيل در مدارس جديد، از دبستان‌ها تا دانشگاه‌ها روي خوش نشان نداد و اگر احياناً هم بدان رضايت داد از سر اضطرار بود و نه اختيار. همچنين در ارتباط با زنان، تحصيل، اشتغال و مقولات ديگر از اين قبيل فعاليت‌هاي زنان كه در دورة جديد مطرح بود سر ناسازگاري داشت. با رسانه‌هاي جديد به علل مختلف ناهمخوان بود، سينما، راديو و تلويزيون براي جريان سنتي مشروعيتي نداشت و در نتيجه چرخه اين رساناها از توليد تا مصرف، منطقه ممنوعه براي اين جريان بود نه توليدكنندگان حرمتي داشتند و نه براي مصرف راه مشروعي باز بود. موسيقي چنين وضعيتي داشت و همچنين برخي ديگر از هنرهاي مدرن.
در قلم و مشاركت سياسي مدرن، از انتخابات تا به فرآورده‌هاي محصول انتخابات، بدبين بود و همچنين مشاغل و پست‌هاي عصر مدرن در حوزه اداري، مورد تأييد جريان سنتي نبود. از آنجا كه نظام سياسي غيرمشروعي تلقي مي‌شد، پست‌هاي اداري و اجتماعي نامشروع به نظر مي‌آمد، مگر در شرايط اضطرار و در حداقل.
دادگاه‌ها و محاكم قضايي نيز به صورت يك مسير ممنوعه تحليل مي‌شد. هم قضاوت و هم روي‌آوري به محاكم قضايي از سوي جريان سنتي كار شايسته‌اي شناخته نمي‌شد. مقولاتي از قبيل ماليات دادن به حكومت و دولت، نيز تنها به صورت اضطرار مورد تائيد قرار مي‌گرفت و تنها در حالت اضطرار تعريف مي‌شد. ضرورت‌هاي زندگي شهري مانند تأسيس‌ها، تخريب‌ها و مقررات‌هاي ساخت و ساز در شهرهاي و مسايلي ديگر از اين قبيل، مورد تأييد قرار نمي‌گرفت و بالاخره قانون و مقررات اجتماعي كه در مراكز تصويب‌كنندة آن چون مجلس و دولت‌هاي وقت، مورد تائيد نبوده‌اند و اين موارد كه نمونه‌اي از موارد انبوه بود، موجب مي‌شد كه جريان سنتي در كشور تيپ و شمايل ويژه‌اي را بيابد. جرياني كه گرچه از لحاظ تاريخي به اعماق ديني يك كشور متصل است و از لحاظ جمعيتي بخش قابل توجه از جامعه را تشكيل مي‌دهد اما به واسطه ورود تحميلي جريان مدرنيسم در ايران، نقشي در دورة ترقي و توسعه نداشت و تنها در يك انزواي اجتماعي، سعي در حفظ هويت مي‌كرد.
انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني (ره) توانست يك گسل عظيم اجتماعي در كشورمان را پايان دهد و يا حداقل آن را بسيار بسيار كمرنگ سازد. همانگونه كه تا قبل از انقلاب اسلامي، درصد محدود و معدودي از جريان گسترده سنتي كشور در ساخت و ساز سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي كشور، خود را سهيم و مسئول مي‌دانستند و تنها اقليتي كه به جريان تجددگرايي وصل شده بود يا بر اساس منافع و يا بر اساس ديدگاه و تلقي و يا تركيبي از اين دو با هم، از ساخت و ساز كشور سهيم بودند، انقلاب اسلامي ايران به رهبري يك مرجع ديني با ايجاد اتكاء و نقطه مشروعيت براي دولت انقلاب، توانست جريان گسترده سنتي را به فضاي مشاركت بكشاند و آنان را در تأسيس، تثبيت و استمرار در دولت ملّي همراه كند. اين مقوله‌اي بود كه جز با يك انقلاب ديني و متكي به پايگاه مرجعيت ممكن نبود و اينگونه شد كه بخش عظيمي از دينداران كشور وارد مقوله‌ها و موضوعاتي شدند كه تا قبل از انقلاب در آن بخش حضور نداشتند يا حاضر به فعاليت نمي‌شدند. بنابراين بايستي توجه كرد كه حتي فارغ از نگرش‌هاي ارزشي و ديني، انقلاب اسلامي فرصت طلايي و نمونه‌اي براي شكل‌گيري “دولت- ملت” درصد سال اخير در ايران به حساب مي‌آيد.
با همين نگاه مي‌توان به مهمترين دغدغه دهه آينده و به تبع، مهمترين دستاوردهاي آينده نيز نگريست.
مهمترين نكته‌اي كه در دهة آينده انقلاب اسلامي مي‌تواند مورد توجه باشد، اين است كه جريان ديني كشور كه با احساس مشروعيت وارد فضاي انقلاب شد و به مشاركت پرداخت چه اينكه مرجعيتي چون امام (ره) را در رأس حكومت مي‌ديد و نهادهاي اطمينان‌بخش در فرآيند قانون‌سازي در كشور نيز اعتماد مضاعف مي‌آفريد. اينك در ادامه راه، همچنان اين اعتماد به فضاي مشروعيت، اهميت اساسي پيدا مي‌كند. اينكه با تئوريزه شدن مناسبات دين و عصر جديد، اين آموزه‌هاي ديني در تركيبي از كارآمدي و اصالت، قرار مي‌گيرند و احياناً به بهانه كارآمدي، مباني ديني مورد غفلت قرار نگيرند يا به بهانه اصالت، مقبوليت و كارآمدي مورد بي‌اعتنايي قرار نگيرد. به عبارت ديگر، انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني (ره) شالودة اعتماد به دولت‌سازي در عصر مدرن را ايجاد كرد اما در مرحله تداوم و استمرار، اگر تئوري‌پردازي‌ها و نظريه‌سازي‌ها كافي نباشد يا دين، قرباني اين دولت‌سازي مي‌شود و يا دولت كارآمد در عصر مدرن شكل نمي‌گيرد.
به همين اعتبار مي‌توان دغدغه و دستاورد دهه آينده انقلاب را جنبش نظريه‌پردازي براي مناسبات دين و مقتضيات زمان دانست. با اين اميد كه در دهة آينده انقلاب چونان گذشته آن، شاهد تكاپوي جدي در اين زمينه باشيم.


دکتر حسن سبحانی

در مورد مهمترین دستاورد انقلاب اسلامی باید گفت که استقلال سیاسی ملت بزرگ ایران مهمترین دستاورد انقلاب اسلامی است. این دستاورد تعمیق شده با احساس توانستن و به قدرت های استکباری «نه» گفتن ملت موجب تغییر جغرافیای سیاسی منطقه را فراهم آورده است و امروز پیام انقلاب پیروز اسلامی که در واقع پیام یک نظام سیاسی مبتنی بر باورهای اسلام و در عین حال منحصر به فرد است احساس و ادراک هر مسلمان و هر آزادیخواهی را نوازش می دهد و او را برخوردار از شئونات والا و مستظهر به حقانیت و پیروزی می نماید. انقلاب اسلامی زلزله ای سیاسی را در جهان معاصر برپا کرده است که تخریب پایه های قدرت های باطل را نه در لحظات که در بلند مدت موجب خواهد شد ما به این تلقی ایمان داریم و برای واقع شدن عمرمان در برهه ای از زمان که به حاکمیت نسبی این نظام سیاسی مربوط می گردد خداوند را سپاسگزاریم.
احیای آیین الهی بعد از آنکه منزوی شده بود و احیای جوامع اسلامی بعد از آن که هیچ نظام سیاسی بدیلی را نمی شناخته و استعداد خارق العاده نظام سیاسی اسلام برای برانگیختن و غبطه دوستان به همراهی و رفع موانع مربوط به روند تحولات رو به تکامل آن فریاد رسای گوش زمانه ما است، فریادی که ایدئولوژی لیبرالیسم را به چالشی بنیه بر انداز می خواند و امید پیروزی در این مصاف سنگین را از طریق نافذیت در قلوب هواداران و مشتاقان خود تضمین می نماید.
اما در مورد مهمترین کار پیش روی انقلاب اسلامی از این مقطع زمانی به بعد، با قاطعیت بر آن هستم که ما شدیدا" به تبیین مقاصد و منویات خویش برای ربع دوم قرن پیروزی انقلاب اسلامی نیازمندیم. نیم قرن برای تثبیت انقلاب اسلامی و آزمون و خطا در به کار گیری نظریات دیگران و بخصوص لیبرالیسم برای اداره امور جمهوری اسلامی ایران به نیت عبرت گرفتن از آنها کافی است و البته زمانی طولانی است. لیکن آسیب بزرگ‌تر این است که ما به این نتیجه برسیم که چون نظام آموزشی و اقتصادی و اداری و قضایی خود را در طی این سالیان طولانی ساماندهی نکرده ایم بنابراین زمان را کاملا" از دست داده ایم و لذا نباید دست به اقدامی بزنیم چرا که دیگر خیلی دیر شده است.
ما حتی فرصت نکرده ایم که هدف اصلی انقلاب اسلامی را که همانا گوهر «عدالت» بوده است به تبیین و بررسی چگونگی‌ها و تعیین روابط علی بین متغیره آن بنشینیم. درست است که در عینیت این نظریه پردازی مبتنی بر کلام وحیانی و البته مستظهر بر بیان عقلانی، شاهد هجوم بی امان و همه جانبه سرمایه داری بوده ایم و لیبرالیسم مقدمتا" با چراغ خاموش و متعاقبا" با افتخار مرزهایی از شهر عقاید مان را مورد تخت و تاز قرار داد اما ما باید از افتخار کنندگان به این انقلاب باشیم و خیلی
مهم است عظمت و اصالت و عمق این مسیر پر شکوه باشیم و با تدبیر در آینده از طریق نظریه‌پردازی متناسب خود را به سمت حاکمیت بلا منازعه اسلام بر جهان تشنه عدالت و معنویت هموار کنیم و این راهی طولانی و البته هدفمند و با افتخار است.


حجت الاسلام دکتر نقی پورفر

مهم ترین دستاورد انقلاب اسلامی در سطح جهانی، اثبات عملی دخالت دین در جامعه، سیاست و روابط بین الملل است. یعنی تفکر سکولاریسم در عمل به پوچی رسیده است و پوچی این تفکر در عمل حتی به جایی رسیده است که دانشمندان و سیاستمداران غرب بر آن صحه می گذارند.
پیتر البرگر، استاد دانشگاه بوستون آمریکا، در این باره کتابی به نام " افول سکولاریسم" دارد. وی در این کتاب، سکولاریسم را یک افسانه می داند. سکولاریسمی که ادعا می کرد دین افسانه است حالا افسانه ای بیش نبوده و نیست و قرن 21، قرن حضور فعال مذهب در عرصه های مختلف اجتماع، سیاست و فرهنگ است.
هانتینگتون، نظریه پرداز معروف، در کتاب مشهور برخورد تمدن هایش با پذیرش افول سکولاریسم، بحث برخورد تمدن های مذهبی در قرن 21 را مطرح می کند و حتی اساساً نظام سیاست خارجی آمریکا با پذیرش افول سکولاریسم، پرچم مسیحیت را بلند کرده است تا بتواند در پشت این پرچم، به امپراطوری اش استمرار ببخشد.
آنها تذکر هم دادند که امپراطوری های سکولار در قرن 21 و هزاره سوم میلادی با افول و اضمحلال قطعی مواجه می شوند لذا ما باید موضع مذهبی بگیریم. این مسئله بزرگ ترین اثری است که انقلاب اسلامی در تاریخ بشر و جهان بشری در این دوران گذاشته است. و در یک نگاه کلان، دستاورد بسیار عظیم، گرانقیمت و ارزشمندی است. انقلاب ما در واقع احیای دین را سبب شده است. احیای دین را به طور عام و احیای اسلام را به طور خاص منجر شده است و ان شاء الله با توجه به مبانی دینی ای که داریم یکی از عوامل مهم بشرساز حکومت عدل جهانی امام زمان(عج) است. در روایات داریم کسانی از مشرق قیام می کنند و برای حکومت جهانی امام زمان(عج) مقدمه چینی می کنند. حتی در قرآن در چهار موضع، چهار بار حقانیت حرکت ایرانیان در آخرالزمان مورد تاکید قرار گرفته است. شهید مطهری هم در کتاب "خدمات متقابل اسلام و ایران " در بحثی این مسئله را ذکر می کنند.
در روایات دیگری، ایرانیان زمینه سازان ظهور هستند و این بزرگ ترین دستاورد است که افتخار آن نصیب ما ایرانیان شده است و باید به جد قدرش را دانست.
اما اولویت هایی که در داخل کشور داریم، اولویت هایی است که در حوزه های مختلف باید مشخص شوند و برای تحقق و عملیاتی کردن آن برنامه‌ریزی صحیح انجام شود.
در منابع انسانی، چهار اولویت داریم: مدیران، جوانان، زنان و محرومان.
در بحث مدیریت، به طور خلاصه اینکه باید شایسته سالاری صورت بگیرد و مدیران باید برنامه داشته باشند. شایسته سالاری طبعاً تعهد است، تخصص و تجربه.
در اصلاح امر جوانان باید چهار مسئله اصلی آنان فراهم شود و تاهل جوانان هم به طور سالم انجام شود. این چهار مسئله اساسی، ازدواج، اشتغال، مسکن و امکانات زندگی است.
در اولویت زنان، آنان باید در جایگاه مناسب خود قرار بگیرند و اصلاح امر آنان به این است که هم حق مادری و هم حق همسری آنان به طور معنادار باید احیا شوند. حق همسری و مادری زنان باید تعریف شوند چرا که آنان شریف ترین شغلها را در عالم برعهده دارند. در میان فعالیت های خانوادگی و اجتماعی آنها باید تعادل مناسبی ایجاد شودو زمینه‌ها و بسترهای فعالیتشان مشخص و تعریف شود. خانواه رکن رکین جامعه است. زنان باید در جامعه در تمام اموری که مربوط به آنها می شود خودکفا شوند خصوصاً در زمینه آموزش و بهداشت. جنسیت در اشتغال نقش مهمی دارد و در سیاستگذاری باید به آن توجه ویژه ای شود و در سیاستگذاری‌ها باید این وضعیت کنونی اصلاح شود. اینکه مهندسان معدن ما زن باشند و جراحان زن ما مرد، درست و شایسته نیست و خیانت به جامعه است و باید اصلاح شود. باید جهت گیری های حکیمانه ای متناسب با شئونات زن و مرد صورت بگیرد تا سلامت خانواده‌ها حفظ و تقویت شود و سلامت خانواده و جامعه به تبع آن تضمین شود.
اصلاح امر مدیران، جوانان، زنان و محرومان برای کشور بسیار سرنوشت ساز است و از اساسی ترین اولویت های انقلاب اسلامی است.
فقرا و محرومین هم پشتوانه های معنوی جامعه هستند. اصلاح امر فقرا و محرومان به کرات در آیات و روایات آمده است. در روایات فراوان و خصوصاً در نهج البلاغه داریم که اگر امر فقرا و محرومان جامعه اصلاح شود، خداوند گره‌های بزرگ و فشارهای روانی بزرگ را بر فرد فرد امت برطرف می کند. فقرا پایه های معنوی نظام ما هستند و باید امرشان به جد و جهد اصلاح شود.
اما در حوزه فرهنگ. در حوزه فرهنگ ما باید یک انقلاب اساسی در نظام آموزشی و پرورشی ایجاد شود که محور این اصلاحات اساسی فرهنگی باید نظام آموزشی و پرورشی مبتنی بر نظام مراحل رشدی انسان از دیدگاه اسلام تعریف شود. نظام آموزشی و پرورشی ما برای 7 ساله‌ها تا 21 ساله‌ها برنامه دارد. ما در نظام آموزشی و پرورشی مان، 7 سال اول را فراموش کردیم و از شش هفت ساله دوم، آموزش و پرورش را شروع می کنیم. در صورتی که ما باید آموزش را از همان ابتدا بر اساس نظام مراحل رشدی از دیدگاه اسلام شروع کنیم. ما چنین مبنایی را فراموش کردیم و این خطای استرتژیک را مرتکب شدیم. ما " اطلبوالعلم من المهد الی اللحد" را در نظام آموزشی و پرورشی فراموش کردیم.
در بحث اقتصاد، خودکفایی در کالاهای اساسی از اولویت های مهم ماست خصوصاً در بخث کشاورزی. ما دشمنان خطرناکی داریم و غیر از آن باید خودکفایی کالاهای اساسی انجام شود و رفع حداقل نیازهای مردم باید در داخل صورت بگیرد تا اسیر اجانب نشویم و این مسئله را هم مقام معظم رهبری در دیدار با مسوولان جهاد کشاورزی دستور دادند که ما در بخش کشاورزی باید خودکفا شویم.
در بحث قضا و قضاوت، ما مشکلات جدی در قوانین داریم و قوانین جزایی ما به معنایی بازدارنده نیستند و گاهی هم ضعف استنباطی دارند و به همین جهت در عمل هم، علاوه بر بازدارنده نبودن، امنیت اجتماعی را به خطر می اندازند. ما باید قوانین بازدارنده و شکننده ای برای سران فساد، اعتیاد، قاچاق و مواد مخدر داشته باشیم. و به تعبیر قرآن باید چنان برخورد کنیم که پشت سری های آنان هم حساب کار خودشان را بکنند. در قرآن آمده است که چنان ضربه ای به تبهکاران و جنایتکاران بزنید که از هم بپاشند. قوانین و مجازات ما نه تنها این گونه نیستند بلکه تبهکاران و جنایتکاران را هم تقویت می کنیم. طبیعتاً نیروی انتظامی هم انگیزه اش را برای دستگیری، مبارزه و مقابله با مفاسد از دست می دهد. باید در برخورد با مفاسد با قاطعیت برخورد کرد تا امنیت اجتماعی به خطر نیفتد.
در بحث روابط بین الملل، سفارتخانه و دستگاه دیپلماسی ما رسالتی که دارند این است که ارزش های انسانی و اسلامی را تبیین کنند تا امور اجتماعی و زندگی بشریت اصلاح شوند.
ده فرمان آیات 151 تا 153 سوره انعام (دعوت به توحید و نفی شرک، احسان به پدر و مادر، نکشتن فرزندان از بیم فقر، ترک کارهای حرام و زشت و ناپسند، عدم نفس کشی جز به حق،

دسته بندي هاي برگزيده
ويژه نامه