پيشرفته
 

موضوعات :

  • افغانستان
  • شعر

  • کلمات کليدي :

  • افغانستان
  • یاتری
  • بشنو از نی

  • علیرضا قزوه

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • سپاه قدس در نیویورک

  • شعرهایی بر پرده سینما در هستی و عدم نتوان جز نماز کرد

  • انتظار کنگره‌ها گریه انداختن است!

  • مطلب بعدي >   1033 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 1 : بشارت پيروزي

    ادبیات یگانه

    علي رضا قزوه

    افغانستان را با كارگران ساختماني‌اش مي‌شناختم. مرد كار بودند و با وجدان كار مي‌كردند و من هنوز نوجوان بودم و دايي‌ام چند مدرسه به سفارش آموزش و پرورش مي‌ساخت و در كنارش بوته‌هاي خشخاش كاشته بودند در روستايي به نام «ياتري» در شهرمان گرمسار. اين برمي‌گردد به پيش از انقلاب. از آن سالها خيلي گذشته است و افغانستان را بعدها با شاعران ديروز و امروزش شناختم. سالهاي جنگ بود و يك روز در صحن امام هشتم، شهيدي را تشييع مي‌كردند كه از جبهه جنوب آورده بودند و يك عزيز افغانستاني بود. همان سالها با محمد كاظم كاظمي و ابوطالب مظفري و سيد فضل‌الله قدسي آشنا شدم. يادم نمي‌رود پاي برادرم حميدرضا در كربلاي 4 روي مين رفته بود و قطع شده بود و در بيمارستان شريعتي تهران چند روزي را شب و روز نخوابيده بودم و به عنوان همراه ايشان شاهد درد كشيدن‌ها و عمل شدن‌هاي پي‌درپي‌اش بودم. يك روز سيد فضل الله قدسي آمد به ملاقات حميدرضا و با اصرار من را فرستاد به خانه كه شب را استراحت كنم. هنوز هم كه مرا مي‌بيند حال حميدرضا را مي‌پرسد. سال 79 در روزنامه اطلاعات صفحه «بشنو از ني» اولين مصاحبه جدي را با محمد كاظم كاظمي انجام دادم. همان روز چند نفر تلفن كرده بودند و اعتراض مي‌كردند و همه را با يك چوب مي‌زدند. من در مصاحبه با ديگر شاعران افغانستان بي پروا بودم و تا هنوز هم معتقدم كه شعر و ادبيات اين دو سرزمين يك است و از هم جدا نيست. يادش به خير. نام كتاب محمد كاظم كاظمي را هم من انتخاب كردم و نخستين بار شعر «پياده آمده بودم» را هم در همان صفحه بشنو از ني چاپ كردم. بعدها با محمد حسين جعفريان و ديگر دوستان كارهاي مشترك ديگري هم كرديم و همين چند سال پيش كه در سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران مسئول كانونهاي ادبي بودم هفته همبستگي فرهنگي ايران و افغانستان و نويسندگان افغانستان را هم برگزار كرديم. حالا دوستان خوبي در ميان جماعت شاعران و نويسندگان افغانستان دارم. سيدرضا محمدي، شهيد قهار عاصي، شهباز ايرج، تابش و خيلي‌هاي ديگر كه با وجدان و صداقت تمام در وادي ادبيات گام برمي‌دارند و فرداي آفتابي ادبيات آن سرزمين را رقم مي‌زنند. 

    دير بپايند.

    ان شاءالله

     

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه