پيشرفته
 

موضوعات :

  • صدا و سیما

  • کلمات کليدي :

  • پارودکسیکال
  • تابوت‌ها
  • شهید حمید مولایی
  • همسر شهید

  • علی محمد مؤدب

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • انقلاب در هستی شناسی، شعر

  • به روز شدن به جای آگاهی

  • حضور خسته اشیاء

  • دهاتی‌ها: مخلفات آثار هنری!

  • معشوقی با پیکری از جنس جملات

  • بلوتوث، سنگینی حضور رسانه‌ای سبک

  • صفارزاده شاعر پیشروی شیعه

  • داستان شعر

  • بودجه‌های فرهنگی و خزانه‌داران بوروکرات

  • مطلب بعدي >   2590 تعداد بازديد
    6.00 (1 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 1 : بشارت پيروزي

    حرفهای دکتر منصور یاوری برای ما و رسانه ملی

    ستايش نامه اي براي مجموعه تلويزيوني رقص پرواز

    هميشه وقتي براي تماشاي مجموعه هاي تلويزيوني در مقابل جعبه جادويي تلويزيون مي نشينيم . حتي آن وقتها که خيلي مشتاق و بي تاب مي شويم و مدام لحظه شماري مي کنيم . مي دانيم که خبري(يعني آگاهي) نيست . مي دانيم که آمده ايم تا وقت گذراني کنيم . وقت تلف کنيم و تخمه و چايي را هم روبه راه مي کنيم تا عيش مان کامل شود!

    ابه نظر مي رسد کم کم همه ما پذيرفته ايم که رسانه ملي( تلويزيون) با اين حجم بالاي نياز به برنامه و توليد برنامه ، ناگزير از توليدات ضعيف داخلي و توليدات وارداتي است. چرا که کم و بيش معترف شده ايم که توان توليد ادبي، فرهنگي و هنري مملکت ما همين است و جز اين نيست . چرا که مدرسه ها و دانشگاههاي ما همين است و جز اين نيست و دستگاههاي فرهنگي هنري ما همين است و جز اين نيست.البته که همه ما به همين صراحت به اين گزاره ها معتقد نشده ايم و اينها گزاره هايي هستند که در نهان ما سفت شده اند و جا خوش کرده اند

    مجموعه هاي تلويزيوني مناسبتي در اين ميان ، وضع خاص تري دارند ، اين نوع سريالها براي القاي پيام ها و حس و حال خاصي ( مثلا حس و حال و حال و هواي ماه رمضان، ماه محرم ، دهه فجر و...) طراحي و ساخته مي شوند و تقريبا هيچ وقت هم در القاي آن پيام ها و حس و حال موفق نمي شوند. هر چند ممکن است موفق به جذب مخاطب بشوند. که آن هم دلايلي عديده دارد از جمله پيروي از کليشه هاي موفق و امتحان پس داده جذب مخاطب از جمله کليشه هاي فيلم فارسي ها و فيلم هندي ها و...همان پسر فقير و دختر پولدار و برادر گمشده و... يا لودگي ها و مسخرگي ها از آن گونه که عبيد زاکانا! گفته است (رو مسخرگي پيشه کن و مطربي آموز...) و يا استفاده از زبان و فرهنگ مخفي طبقات جوان اجتماع که به علت بي سوادي و ناآگاهي ناظران و مديران، حتي از آهنگها و ترانه هاي معروف غير مجاز هم براي جلب مخاطب استفاده مي شود و يا...

    اين روضه تکراري بماند براي بعد! در اين مجال مختصر برآنم تا ستايشي کنم و تمجيدي از يکي از اين مجموعه هاي تلويزيوني-  سريال مستطاب رقص پرواز - که گمان مي کردم مناسبتي است و از يکي از دوستان شنيدم که مناسبتي نبوده است و مراحل ساختش علي الظاهر پنج سال طول کشيده است.و چون دست دوستان سيما خالي بوده در مناسبت دهه فجر پخش شده است . و اتفاقا همين حسن اتفاق باعث يکي از حسن هاي اين سريال شده است .

    شايد کمتر کسي توجه داشته باشد که چقدر خوب است که مخاطبان سيما در مناسبت دهه فجر سريالي مي بينند که به دفاع مقدس پرداخته است . خود اين يعني کليشه شکني و البته اين اتفاق از اتفاق ، اتفاق افتاده است! در روزهايي که تمام برنامه هاي سيما به يک موضوع خاص مي پردازند ، طبيعتا چنين گريزهايي براي مخاطب بسيار مغتنم است و توجه و هوشياري بيشتر او را بر مي انگيزد. البته از اين نوع سريال مناسبتي ديگري هم امسال پخش شد که البته به اين قوت نبود .سريال اويس قرني که در ايام دهه محرم پخش شد . فرصتي بود براي استراحت مخاطب از زير فشار برنامه هايي با يک موضوع خاص.و چه قدر خوب است که برنامه سازان و مديران سيما بيشتر تامل کنند که آيا اصولا اين حجم پرداختن به يک موضوع خاص از نظر بهره وري رسانه اي! فايده اي هم دارد و آيا واجب است که همه برنامه ها در اين روزها رنگ خاصي بگيرند و آيا اصولا خود عزاداران در اين ايام  بيست و چهار ساعته عزاداري مي کنند!؟

    مجموعه تلويزيوني رقص پرواز با بازي درخشان مهدي هاشمي ، سيد شهاب حسيني ، لاله اسکندري، سيروس گرجستاني و...که در بيست و نهمين سالگرد دهه فجر انقلاب اسلامي از تلويزيون جمهوري اسلامي پخش شد، يکي از نمونه هاي برجسته آثار تلويزيوني بود که اين قلم را به شوق آورد و مکلف کرد تا نکاتي چند در تمجيد و احيانا تحليل آن بنگارد.

    1-از حيث صورت کار و کيفيت فيلمبرداري و تصويرسازي تلويزيوني ، آن قدر که ما ديديم و فهميديم! اثر بسيار موفق بود . و نشان مي داد که گروه توليد فسفر سوزانده اند و عرق ريخته اند ! دست مريزاد و ان شاء ا... خدا قبول کند . به عنوان مثال وقتي که دکتر ياوري مشغول عمل جراحي بود ، بيماران زير دستش عوض مي شدند و اين تمهيد ساده تصويري بسيار به جا و خوب استفاده شده بود. افتادن تابوتها هم انصافا تصوير ممتازي بود که قطعا از ماندگارترين لحظات تصوير سازي تلويزيوني در اين سالها خواهد بود . اين نوع تصويرسازي تلويزيوني با ايجاد غرابت و شگفتي حاصل از غرابت که يکي از مهم ترين شاخصه هاي هنر مدرن است ، يک مفهوم تکراري و کليشه شده( مثلا زحمات طاقت فرساي پزشکان رزمنده) را با بيان تصويري بي سابقه اي طرح مي کند و در نتيجه گريز از کليشه و تقليد ، موفق به تاثير گذاري و ماندگاري مي شود.بماند اين که افتادن تابوتها خلاصه تصويري همه حرفهاي دکتر منصور ياوري(رها کردن جنازه پرستي) هم بود و جنازه ها به مثابه اشيايي که به صورتي پارودکسيکال موجب بي اعتباري و فراموشي خود مي شدند به آسمان ريختند و پيش چشم خدا به رقص در آمدند تا يک مقدمه تصويري ديگر مجموعه تلويزيوني هم نتيجه بدهد ، آن هم پري بود که گاه و بيگاه مي رقصيد و به چشم مليحه مي آمد

    2- حرکت قصه از کردستان به تهران و اهواز ، تماشاگر را در مطالعه بصري قصه تشويق و تحريض مي کرد. تنوع تمهيدات بصري که به يمن تنوع لوکيشن ها و شخصيت ها ( از کرد تا عرب) فراهم شده بود،  خود بخشي از بار جذابيت قصه را به شانه داشت.

    3-متن اثر بسيار عالي تدوين شده بود و ديالوگها (گفت و گوها) بسيار خوب نوشته شده بودند. گفت و گوهاي زيبا و پر معني در دل حساس ترين و تاثير گذارترين صحنه هاي تصويري و در چينشي دلنشين از بهترين لحظات عاطفي مجموعه قرار گرفته بودندو بازيگران تواناي اين مجموعه ( مخصوصا سيد شهاب حسيني و مهدي هاشمي )هم به خوبي از عهده اداي آنها برآمدند. گفت و گوهايي که از زبان شهيد حميد مولايي و دکنر منصور ياوري در لحظه هاي اوج عاطفي اثر به همسر شهيد گفته شد که توليت و مسئوليت روايت زندگي و آرمان هاي شهيد را بر عهده داشت.اين گفت و گو ها خلاصه حرفي بود که مجوعه مي خواست بزند و اين سالها بغضي در گلوي همه ما بوده است و همه ما مي خواسته ايم بزنيم،چيزي قريب به اين از زبان شهيد حميد مولايي: تو از من يک فرشته بي عيب ساخته اي و از او يک بچه ديو و طبيعي است که اين فرشته و آن ديو نتوانند با هم رابطه درستي برقرار کنند. و چيزي قريب به اين از زبان دکتر منصور ياوري: نمي دانم آن بچه واقعا بزرگ بود يا طوطي مقلدي بود که حرفهاي گنده گنده مي زد. و يا اگر بزرگ نيستي اداي بزرگان را در نياور . و نيز : فراموش کردنش خيانت نيست ، جنازه را نون دوني کردن خيانت است. جنازه پرستي خيانت است. فراموش کردن دليل هاي شهيد خيانت است.

    4-   همسر شهيد که واسطه معرفي او به دخترش بود کيست؟ زن شهيد در خواب ديده بود که دختري دارند و مشکلاتي ... زن و مادر از ديدگاه نماد شناسي چند معناي شناخته شده برجسته دارد، يکي از جدي ترين اين مفاهيم ميهن و وطن است که به تناسب جنبه زايندگي و پرستاري و سکونت و آرامش وجود زن اين معنا استفاده مي شود و نيز در برخي متون همچون مقالات شمس تبريزي زن نماد نفس انساني است  ( که بعضي بزرگان گفته اند که اصلش يکي است و مطمئنه و اماره مي شود) . تاويل بدون چادر بودن زن به فراموشي هم در خود مجموعه تلويزيوني از زبان بازيگر زن قصه بيان شد. خواب نيز به معناي زندگي است  .                                                                               و اما معناي تازه تري که مي توان بر اين نماد حمل کرد، رسانه است ، زبان رسمي زباني است که فاقد جسارت و خطر و خلاقيت است و تابع کليشه هاست . اين زبان در عصر ما زبان اصلي رسانه است . زبان اصلي صدا و سيما زباني زنانه است پس زن در اين معناي تازه تر نمادي از رسانه است .اگر دقت کنيد در همين مجموعه نيز زبان مردانه (دکتر منصور ياوري ) در مواجهه با زبان زنانه (مليحه ) متوقف مي شود و يا به عبارتي تعديل مي شود . اگر هر کدام از اين دو زبان بدون حضور ديگري فعال باشد ، نتيجه نامطلوب است. اما هم نشيني اين دو زبان است که امکان تدبير زباني زندگي را فراهم مي کند. در موقعيتهاي عادي زبان رسمي و زنانه کار مي کند اما در بحران ها و موقعيت هاي دشوار (ايستگاه راه آهن، بيمارستان هتلي ! ) زبان درنده ، مهاجم و خطر کننده مردانه کارگشاست .                                                                                       

    اگر اين معناي تازه را با معناهاي قبلي بياميزيم ، معجوني چنين به   دست مي آيد:رسانه هاي نفساني وطني! اين جسارت عجيب و باور نکردني رسانه ملي در نقد خود ولو آنکه از دستش دررفته باشد! ستودني است و دست کارگردان و خصوصا نويسنده تواناي اين مجموعه بوسيدني و نيز سپاس گزاري از مهدي هاشمي و ساير بازيگران اين مجموعه واجب و لازم.

    متاسفانه رسانه ملي و رسانه هاي غير ملي ! همه با هم و با هم دستي هم ، ظلمي عجيب به شهيد حميد مولايي و همه شهيدان دفاع مقدس و نيز نسل جديد نوجوان و جوان انقلاب اسلامي کرده اند . فرشته نمايي غير طبيعي شهيدان انقلاب اسلامي و نيز ديو پنداري  و بعضا ديونمايي نسل جوان هر دو گناهان نابخشودني رسانه ها و سازمان هاي فرهنگي جمهوري اسلامي اند که اگر دير بجنبيم اين شکاف هولناک ميان ما و ريشه هايمان به فروپاشي و گسست و اضمحلال اجتماعي خواهد انجاميد. چند سال پيش از اين شاعري جوان -که از حسن اتفاق منم!- نام مجموعه شعرش را عاشقانه هاي پسر نوح گذاشت تا به نمايندگي نسلي متهم به عرض برساند که پسر نوح نيست و عاصي و کافر نيست ، و همچون نسل پيش از خود عاشق است و البته همين عشق تنش آفرين و بحران ساز است. او اين نام را انتخاب کرد تا اين سوال مطرح شود که اين بنده خدا اگر عاشق است پس چرا پسر نوح است و متهم است!؟ ...  آيا شايسته است که کسي فقط براي اين که کليشه ها را نپذيرفته است و مي خواهد خودش باشد، تکفير شود!؟

    متاسفانه در هنگام غلبه زبان پر از تعارف رسمي و کليشه هاي آن در کار رسانه اي  ، همه ظواهر رعايت مي شود اما از معني و روح در بساط رسانه خبري نيست . يعني ارتباط زنده ، صميمي و فعالانه نسل جديد با ريشه هايش برقرار نمي شود و آن دختر که به دليل زايندگي و مادري خير است و نيکي به موجب همين قطع رابطه، به شر و بدي تبديل مي يابد :

    "حاصل همين است که خواني مي اندازند ابريشمين و صحن هاي زرين و خوانچه هاي مرصع به زر و جواهر ، و ليکن هيچ البته طعام نيست.

    کاشکي چوبين بودي و طعام بودي!"

    ..............................................................................

      1- اگر زني در خواب ببيند که دختري دارد ، تعبير ان است که خير و نيکي به او رسد و از خويشان و اهل خود خرم گردد . (ابن سيرين ،ص 274 تهران ،انتشارات فراروي ،1384)

     2 - و اين نفس خود طبع زن دارد " (تبريزي ، شمس الدين ، مقالات شمس،، ويرايش جعفر مدرس صادقي ،تهران، نشر مرکز ،1373)

     3-  در حديثي از حضرت رسول ص روايت شده است که "-مردمان در خواب اند چون بميرند بيدار مي شوند.(الناس نيام فاذا ماتوا انتبهوا)"

      4- بسياري از رويکردها و حذف ها و اضافه ها مبتني بر همين ديو پنداري است که با عملکرد حذفي در عمل به نوعي ديونمايي  نيز منجر مي شود . در مناسبت هاي عادي بسياري از تيپهاي اجتماعي از برنامه هاي تلويزيوني حذف مي شوند و به جز در مواقع انتخابات و ... از نمايش اين گروه ها خبري نيست و از آن جا که حضور در رسانه يکي از مهمترين بروز هاي احترام اجتماعي در عصر ما است.اين سانسور و محو شدن در رسانه نزد اين جماعت و نيز ديگران به نوعي بي حرمتي تعبير و معني  مي شود. به عملکرد نيروي انتظامي هم که بسياري اوقات خشک و تر رابا هم مي سوزاند ، بايد در مجالي ديگر پرداخت .

      5- از همين دست اند بسياري کنگره ها و پوسترها و نشريه ها و ...

      6- و بسياري اوقات هم از زبان غير رسمي استفاده مي شود اما اين زبان به نفع زبان رسمي و کليشه اي به کار گرفته مي شود ، مثل اينکه بدون روح فقط برخي حرکات و اصطلاحات به کار گرفته مي شود .اين مطلب را از نوشته اي از دکتر فرزان سجودي مدير گروه نشانه شناسي فرهنگستان هنر  به ياد دارم که نشاني دقيق اش را نيافتم !

      7-  (تبريزي ، شمس الدين ، مقالات شمس، ص84 ، ويرايش جعفر مدرس صادقي ، تهران، نشر مرکز ،1373)

     

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه