پيشرفته
 

موضوعات :

  • بعدالتحریر

  • کلمات کليدي :

  • بعد التحریر

  • وحید جلیلی

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • بعدالتحریر

  • قرایت دینی از عدالت یا قرایت عادلانه از دین

  • علم یا عمل؟

  • بعدالتحرير

  • فردای انتخابات

  • بعدالتحرير

  • جشنواره شاه سلطان حسینی

  • جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

  • بعد التحریر

  • جنگی كه بود، جنگی كه هست

  •     940 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 2 : نظارت شعاري

    بعدالتحریر

    سلام بر همه بندگان صالح خدا  از تانزانيا تا تبت و از سيرجان تا تگزاس

     و از هاوانا تا آلماتي و سلام بر ما كه قرار است هم به همه بندگان صالح

    خدا سلام كنيم( و ببينيمشان و متقابلا به هم اميدوار باشيم)

    وهم به  اخرين فرستاده خدا  و هم به فرشتگان مقرب الهي

     

    * گاه آنقدر به خودمان مشغوليم كه نه سلام مي كنيم و نه حتي حال جواب سلام داريم.

    و اين سلام كردن ها سربركردن است به تماشاي عالم و بر آمدن از خود.

     

    * خدا سلامتي بدهد كه سلام

    و جواب سلام يادمان نرود.سلامت جسمي و روحي و اخلاقي وسياسي و اقتصادي و ...

    آن سلام ها واين سلامتي ها به هم مربوطند بدجور.

    * مقاله" سلام هاي نماز" دكتر شريعتي را بخوانيد و« خودسازي انقلابي اش» را.

    * ازويژگي هاي در راه بودن

     اين است كه آدم هر ازچندي براي اينكه فاصله با مقصد اذيتش نكند بر مي¬گردد و نگاهي به راه آمده مي افكند ويادش مي آيد "كجا بوديم¬ها! "

     

    * و البته بلافاصله بعدش بايد دوباره نگاهي به افق بكند و با خودش بگويد« كجا هستيم ها»!

    * راه دقيقا در همين نقطه  بنا شده است.

    * بعضي دوستان نگران بودند و شايد به حق؛ كه مخاطب جديد مجله كه خا طره¬اي از شماره هاي يك تا سي ندارد بعضي از كليد واژه ها را درنيابد و نتواند با مباحثي كه بر مجموعه حرف ها ي مطرح شده تا قبل ازاخراج از سوره مبتني است؛ارتباط برقرار كند.

    * و پيشنهاد مي دادند كه اهم مباحث و ماجراهاي گذشته را در قالب يك پرونده يا حتي ويژه نامه براي همراهان و راهيان جديد طرح كنيم شما هم اگر نظري داريد  بفرماييد.

     

     * يك آقايي هم كه خودش  دستور اخراج  تحريريه  چهارم  سوره  از حوزه  هنري  را داده بود  و فكر مي كرد اين جماعت يتيم  است  اين طرف  ان طرف  نشسته  و گفته است "راه " ؟  "راه " را كه  من خودم  راه  انداختم!! از قرار معلوم  دوباره بايد  چند تا نامه  جديد   را  رو  كنيم .

     رو كنيم  اقاي كم رو ؟

     

    * بعضي از دوستان گله مي كنند كه مطالب پراكنده است. از ري و روم است. معلوم نيست ربطشان چيست.

     و اين تازه اول عشق ا ست.

    شماره به شماره اين پراكنده گي بيشتر خواهد شد. ازاين شماره پرونده روستا كليد خورد در شماره هاي بعد از ويتنام و عربستان مطلب داريم تا نيجريه و لبنان. از جريانات فكري سلفي ها ي امروز تا كاريكاتورهاي سال 57، از انتخابات مجلس هشتم تا نمايشگاه كتاب بيروت تا فلسفه ملا صدرا تا شعر آفريقا. حالا چرا پراكندگي؟ اسمش را بگذاريد جامعيت! يا تضلع! يا مثلا كثرت در وحدت يا ... گفت :" كسب  جمعيت  از  آن زلف  پريشان كردم "

     

    • خيلي  عرفاني شد .  برگرديم  به دنيا .

    توزيع دكه اي با تيراژي كه ما داريم بعيد است لااقل به اين زودي ها ساماني بيابد.

     كارهايي   كرده ايم البته. از جمله اينكه در هر شهري چند دكه مشخص را با كمك شما شناسايي و اعلام كنيم و فقط براي همان ها بفرستيم و خوانندگان هم مطمئن باشند كه مي توانند مجله را از آن جا تهيه كنند.

     * دو ديگر آن كه اشتراك پارتيزاني را راه انداخته‌ايم. يعني مي توانيد با پرداخت پول اشتراك به مراكز توزيع پارتيزاني  مجله را درچند ماه پيش رو در آدرسي كه اعلام مي كنيد دريافت كنيد. اين را خصوصا از جهت تابستان و تعطيلي دانشگاهها  ومدارس علميه  طراحي كرده ايم كه اگر موفق نشود احتمالا بايد تيراژ را تا حدود نصف كم كنيم. اين شما و اين كاسه پادشاهي ما!

    * بازهم عذرخواهي مي كنيم. يك زحمت ديگر هم داريم و آن اينكه اگر صلاح دانستيد مجله را تبليغ كنيد و غيراز خودتان برايش مخاطب فهيم و فرهيخته و فاضل و فاخر گير بياوريد. يكي ، دوتا، پنج تا، ده تا، صدتا، بيشتر يا نه همان ده تا، پنج تا، دوتا، يكي لااقل!

    * جدا از توزيع دستمان را در توليد هم بگيريد. گاهي اوقات بعضي از دوستان مي گويند يك چيزهايي نوشتيم ولي خجالت كشيديم بفرستيم. خجالت كشيدنش خيلي خوب است و نفرستادنش خيلي بد ! لطفا خجالت را بكشيد ولي مطلب را هم بفرستيد. مي خواهد خبر فلان  جلسه  يا  كلاس  باشد يا  گزارش فلان  اردو  يا  يادداشت سفر مثلا راهيان نور  يا  مقالات  قلمبه سلمبه تري  كه  هر كسي  بعد از خواندن  يكي دو كتاب  يا  مقاله  فلمبه سلمبه  از قلمش  سرريز مي كند يا ....

     

    * اين دادوهوارهايي  را كه عليه  علم هاي بي مصرف  و تئوريسين هاي  هپروتي  راه  مي اندازيم _در گوشي مي گويم _"شما" جدي نگيريد .اين حرف ها خطاب به ان قالتاق هاست .وگرنه  بي مايه فطير  است .از بي سوات ها كاري  بر نمي ايد. تابستان هم كه نزديك است . خودتان را خفه كنيد با كتاب خواندن . باور كنيد اين تنها راه  خفه نشدن است.

     

    * براي "چه بخوانيم " جواب هايي داريم كه  تا  كامل  نشده  وعده اش  را بهتر  است ندهم .

     

    • راه  اگر  بگذارند  ادامه  پيدا كند   شماره  به  شماره  منظم تر  خواهد  شد

    • ما  فقط  براي  صبرتان( و شكرمان)  يك " يا علي"مي خواهيم   

     

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه