پيشرفته
 

موضوعات :

  • پژواک

  • کلمات کليدي :

  • پژواک
  • وبلاگ‌ها

  • مطلب بعدي >   696 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 2 : نظارت شعاري

    پژواک(۲)

    وبلاگ ها

    هرچند با تمام درزو دورزایی که نوع تفکر "راهی" و سوره ای(سوره سابق!!! والا سوره فعلی را دیگر باید از جمله اموات به حساب آورد!) دارند، و همه چیز را با اصل قرار دادن انقلاب مي‌خواهند تحلیل و تفسیر و احیانا تقسیم بندی کنند، حتی اسلام را! اما به قول شما تنها جایی ست که در این مملکت! امام به عنوان آغازگر یکسری حرکات در جهت گرد و خاک از چهره مفاهیم اصیل اسلامی و انسانی "مهم" است! لذا هم باید درز و دورزای اون رو گرفت، و هم انشاالله تا جایی که امکان دارد برای اصلاح آن (البته با این قید که قبل از اصلاح خطکش و معیاری داشته باشیم که در سرما و گرمای این مباحث تغییری نکند!) تا جایی که امکان دارد "زور" بزنیم!

    والله اعلم ما فی الصدور!

    ح.ص(متاله!)

     

     

     مجله راه (سوره سابق) از مهمترين تريبونهاي اين قشر است.

    اوايل انقلاب هم عده اي جوان تند و تيز كه بعدها نام دانشجويان پيرو خط امام و جناح چپ و سپس دوم خردادي و اصلاح طلب را به خود گرفتند، همين وضع را داشتند. از هر سخنراني امام براي تأييد خود بهره برداري مي‌كردند، خود را مدعي پيروي و اطاعت بي چون و چراي امام مي‌دانستند و بقيه (جناح راست) را مشتي ابله و خارج از نظام مي‌دانستند تا جايي كه در انتخابات مجلس سوم (اگر اشتباه نكنم) با به كار بردن لفظ اسلام ناب براي خود و اتهام اسلام امريكايي و سرمايه داري به جناح راست اكثريت مجلس را به دست آوردند و هيچ ابايي از چنين تعابيري نداشتند. همين دوم خرداديهاي منحرف منافق (از نظر شما) همگي دوران جواني كاملاً مشابه شما داشتند و خود را سرباز فدايي اسلام و انقلاب مي‌دانستند (اين حرفي است كه بارها و بارها پدرم به من زده و من باور نمي كردم تا اينكه بالاخره دو زاري كج ما هم افتاد!)

      البته براي اينكه دوستان بعداً مچ نگيرند بايد بگويم كه الحق و الانصاف بدون در نظر گرفتن افراط و تفريطها و شيوه هاي اشتباه اين عده در نقد و مطالبه، ايده آلها و گفتماني كه توسط اين عده طرح مي‌شود به آرمانها و گفتمان انقلاب بسيار نزديك است و زنده نگه داشتن آن به هر شكل واجب است و وظيفه تك تك ماست به شرطي كه يك طرفه و صرفاً براي زير سوال بردن افراد و به قصد تخريب و نه به قصد آباد كردن از آن استفاده نشود. همانطوركه بارها در جمع هاي دوستانه نيز گفته ام هرچند در سوره (راه) راه افراط مي‌پيمايند و عملشان منجر به تضعيف نظام، يأس آفريني يا تكميل پازل دشمن مي‌شود اما با اين وجود در حال حاضر تنها نشريه ايست كه گفتمان امام و انقلاب را كجدار و مريز زنده نگه داشته و از اين جهت شايسته تقدير و تحسين بسيار است.

    خداوند انشاالله همه ما را از قضاوتهاي عجولانه وناصحيح حفظ كند.

    ياعلي

     محمد حسین بادامچی

     

     

     هر چند راه مي‌کوشد وارد فهم انقلابی و جدید از دین شود و از تحجر و کهنه پرستی فاصله بگیرد، و در این راه مي‌خواهد امام را شاهد مثال خود قرار دهد، ولی گاهی در مطالب آن سطحی نگری و عدم عمق و فهم دیده مي‌شود. یکی از مسایل مورد پرداخت مجله، عدالت است در حالی که برخی از نوشته ها به جای عدالت بوی حسادت مي‌دهد. یعنی اینکه برخی عدالت را مي‌خواهند، چون نمی توانند ببینند کسانی در اطراف آنها ثروتمند هستند و مال ومنال زیادی دارند حال مهم نیست این ثروت از راه حلال و قانونی و با زحمت بدست آمده یا از راه رانت و حرام. در هر صورت بد است و نباید این گونه باشد.

    البته نه اینکه روح حاکم بر مطالب نشریه اینچنین باشد بلکه نمونه هایی وجود داشته است.

    یا مثلا در بخش نقد صدا و سیما یا سینما، برخی نقدها بسیار سطحی و ظاهربینانه است و حاصل دید کوتاه و قشری به دین است. مراجعه کنید به بخش از «ویژه مذهب» تا «مذهب ویژه» در شماره جدید راه  صفحه 43.

    البته از اینکه این نشریه بخشی از مسئولیت "تذکر" نسبت به فراموش شدن روح انقلاب و عدالت خواهی در میان آثار فرهنگی و دیدگاه های مدیریتی را به دوش مي‌کشد باید قدردان آن بود.

    یکی از مسایلی که امیدوارم در شماره های بعدی راه حل شود، عدم انسجام مطالب هر شماره است.

    مطالب آن مانند جزایز پراکنده و بی ارتباط هستند که فقط کنار هم قرار داده شده اند. در هر حال امیدوارم روز به روز گستره ی کاری و عمق مطالب راه بیشتر شود و برای عوامل آن آروزی ثبات قدم و پایداری و پیشرفت آرزو مي‌کنم.

    راستی مطالب جالب و خواندنی دانشگاه یا مدرک گاه (صفحه 136) و دانشمندان مسلمان کجا هستند؟ (صفحه 139) در مورد تولید علم و دانشگاه را از دست ندهید.

    راه در یک شماره کامل مي‌تواند به این موضوع بپردازد. و بحث لازم و جالبی است.

    فرزاد 

     

     

    معرفی مجله راه

    سوره به اوج رسید. ما بچه مذهبی‌ها رویمان می‌شد که بگوییم ما سوره داریم. اگه بعضی‌ها شرق داشتند یا امروز شهروند امروز دارند! مدیر حوزه هنری، آقای  بنیانیان گویا چندان با ما بود و انقلابی فکر نمی‌کرد. ولی او مدیر مسئول سوره بود! سوره، به خاطر اختلافات او با تحریریه بعد 30 شماره تعطیل شد.در حالی که شماره‌های بعدی هم آماده بودند! بلایی که سر همه نشریات قبلی انقلابی آمده بود. وبلاگهایی در اعتراض به تعطیلی سوره نوشته شد. بچه‌ها رفتند تظاهرات! باورتان می‌شود؟ دانشجوهای دانشگاه امام صادق رفتند تظاهرات و انزجار خودشون رو از این متولیان عرصه فرهنگ اعلام کردند.

     اکنون پیش شماره   و شماره اول  منتشر شده. خوندن و هدیه دادن اشتراک مجله راه به دوستان دانشگاهی و فرهیخته به نظرم حداقل کاریه که می‌شه کرد. اشتراک هر شماره فقط 600 تومن خرج داره و ششماهه‌اش می‌شه 3600. یا علی مدد!

    پاورقی نویس

     

    1- حجم مجله شماره 1 بسیار زیاد است. این یا از سر کمبود امکانات مالی و چاپ و وقت و... است و یا به دلیل انباشته شدن مطالب این یک سال و اندی تعطیلی سوره. امیدواریم دومی باشد و منتظر مجلات پرو پیمان بعدی هستیم. ولی این یک شماره به خوبی قابلیت تبدیل شدن به 2 شماره را دارد.

    2- تقسیم بندی مجله به بخشهای مختلف کار پسندیده ایست. هم دسترسی مخاطب به مطالب را آسانتر و هم از نظر ظاهری مجله را فاخر و خو ش‌قیافه می‌کند.

     

    3- این مطلب آخری البته با عنایت به یک صفحه‌آرایی پرقدرت و هدفمند محقق می‌شود. چیزی که در این شماره به هیچ عنوان دیده نمی‌شود. 

     

    4- صفحه‌آرایی راه در این دو شماره نسبت به سوره نه تنها قدمی رو به جلو نیست بلکه چند گام هم عقب‌تر است. غلطهای املایی و برشهای نابه‌جای چاپی هم بیداد می‌کند. مجموعاً یک فکر واحد و حساب شده برای کل نشریه در صفحه‌آرایی دیده نمی‌شود   مثلاً قطعه‌ای از گفتگوی آقای محمدی نجات د رابتدای صفحه شروع پرونده جشنواره آمده است و درنگاه اول به نظر می‌آید که این مطلب اشاره‌ای در ابتدای پرونده است.

     

    5- مطلب گزارشی از زمین‌خواری سیرجان با اینکه دریچه نگاهش فرهنگی است، اما ورود به یک  مقوله پرخطر سیاسی -  اجتماعی است و از برکات استقلال هویتی مجله راه. و شاید یکی از معدود مطالب این شماره که با قاطعیت می‌توان گفت در سوره به چاپ نمی‌رسید. امیدواریم درصد اینگونه مطالب در شماره‌هاي بعد بالاتر رود و توقیف تحریریه چهارم سوره مصداق این آیه: عسی ان تکرهو شیئاًً و هو خیرٌ لکم.

     

    6- پرونده آمریکای لاتین هم از نوآوریهای این شماره و از اولویتهای مهم جبهه فرهنگی جهانی است. امیدواریم که این بخش در آینده یکی از اجزای ثابت نشریه باشد.

     

    7- مطالب اندر احوالات حجت‌ الاسلام تارکوفسکی، به مجلس بیائید احساس فقر می‌کنید و شعر محمد کاظم کاظمی را بیشتر پسندیدم.

     محمد مهدی خالقی

     

     

     دوست من به بقیه دوستان از بالا نگاه نکنید این مشکل سوره و سوروی‌هاست.

    خودنوحه گری یکی از اشکالات عمده سوره و راه بوده و هست امیدوارم کمتر شود. وقتی ما به گونه‌ای از دیگران انتقاد کنیم گویی خود بی‌عیب هستیم.

    یکی از مهمترین ضعفهای همیشگی سوره و سوروی‌ها مانند دیگر مجموعه‌های حزب الله خود فقط منتقد آگاه و بیدار پنداری است که بویش فضای خالصانه و بسیجی را می‌آزرد. نمونه‌اش ته نوشت است.

    تاملات

     

     

     «راه» (يا همان سوره قديم)، هنوز نتوانسته است در ارائه مفاهيم عميق خود به چارچوبي نظري و بنياني تئوريك برسد و بقولي بيش از آنكه راه را نشان دهد، نقد منفي از خود بروز مي‌دهد. البته دوستان راهي!

    گاه پاسخ مي‌دهند كه نقد منصفانه، خود سازنده است و صد البته ما مي‌گوييم نقد در فضايي سازنده است كه فكري براي سازندگي موجود باشد و شما اشكالات آنرا نقد بفرماييد؛ به عنوان مثال در مقالات متعدد، برنامه‌هاي صدا و سيما و افكار شبه سكولاريستي ارائه شده در آن، به محاق نقد كشيده شده و شايد نقطه اوج آن بحث درباره شبكه قرآن در سوره سابق بود كه عمده اشكالات وارده، وارد بود و دفاع از آنها مغلطه‌اي بي‌سرانجام از سوي مديران بي‌تدبير! بي‌تدبير گفتم تا به اشكال «راه» برسيم؛ چون به دلايل و قرائن متعدد و شواهد فراوان كه ذكر آنها جز افزايش سردرد و دردسر! چيزي عايد ما نمي‌كند، در مديريت رسانه‌اي كشور چيزي به‌عنوان تدبير و راه‌حل، فكر و استراتژي خاص و آينده‌نگري در ارائه مفاهيم اسلامي وجود ندارد؛ لذا اينگونه نگاه  انتقادي، ثمري جز ازدياد مقدار خون‌دل مخاطبان ندارد. مقاله‌نويسان «راه» بايد همان اصول و مباني را كه بر اساس آنها نقد را جاري مي‌سازند، در «راه» ارائه دهند. نمونه مطلوب اينگونه كار انتقادي، مقالات سيد مرتضي آويني در سوره اسبق و مجلدات كتاب آينه جادوست كه نقد و نظريه‌پردازي دوشادوش هم ارائه شده و حتي برخي مقالات خصوصا در باب سينما كاملا نظريه‌پردازيست و همان‌هايي‌ست كه اكنون به‌عنوان نظريات سينمايي آويني مطرح است و اگر كار آويني صرفا نقد و اشكال‌گيري از مباحث فرهنگي (ولو كاملا صحيح و به‌جا) بود، اكنون همين اندك نظريات در باب سينماي خودي را نيز نداشتيم. اندر احوالات محتوا فعلا ما بس تا شايد وقتي ديگر به جزئيات بپردازيم شايد هم نه!

    اما شكل. و ما ادراك ما الشكل!!! الحمدلله ما آنقدر در زدن حرف حق مصريم كه به شيوه و قالب ارائه آن وقعي ننهاده و با بيل هم مي‌توانيم مخاطب را چيز فهم كنيم! قبول نداريد، امتحان كنيد! ماشاالله اين شماره «راه» آنقدر اشكالات شكلي و فني و قالبي دارد كه مستنداتمان جور جور است و فقط مي‌توان به گوشه‌اي از آنها اشارت رفت و باقي با بقيه دوستان خوش‌ذوق! و البته به مشكلاتي كه مربوط به كاغذ و چاپ و چاپخانه و  چك برگشتي و بدي آب و هوا و دوستان ناباب و مانند آن مي‌شود نمي‌پردازيم. لذا تنها در دل اميد تاثير داريم!

    افسرده و نااميد شدم!

     

    با سلام و درود بر همة دلسوزان و فعالان عرصة اسلام

    من برخي شماره‌‌هاي سوره و اين شمارة راه را ديده و بررسي كرده‌‌ام. از خوبي‌‌هاي آن نمي‌‌گويم چرا كه شما خواسته يا ناخواسته آنها را در نشرية خود داريد ليكن از برخي نقاط ضعفي كه به نظرم آمده مي‌‌گويم. اميدوارم كه اين نواقص عمدي نباشد و اگر سهوي است اميدوارم كار ساز راه باشد. انشاءا...

    چرا اغلب مطالب نشريه جهت انتقاد و طعنه نوشته مي‌‌شود؟ مگر نه اين است كه من لم يشكر المخلوق لم يشكر الخالق؟ آيا در عرصه‌‌هاي فرهنگ اين كشور كار خوب انجام نشده است؟ پس چرا آن كارهاي خوب برجسته نمي‌‌شوند؟

    نمي‌‌دانم شايد شما اين انتقادات را براي اينكه كك برخي مسئولين بي‌‌مسئوليت بگزد مي‌‌گوئيد. ولي آن صحبت‌‌ها را هم بگوئيد براي اين كه مسئولان مسئوليت پذير دلگرم بشوند. هر چند كار براي خداوند اين حرفها را ندارد ولي ما بايد وظيفة خود را انجام دهيم.

    اگر وضع فرهنگ كشور آن طوري منفي است كه كسي كه اطلاع ندارد در اين نشريه بخواند، اگر دشمن باشد خوشحال مي‌‌شود و اگر دوست باشد نااميد حقيقت اين است كه من با خواندن چند مطلب اول اولين شماره نااميد و تقريباً افسرده شدم.

    آيا در جبهة فرهنگي انقلاب اسلامي فقط چند عنصر وجود دارد: فيلم، شعر، ادبيات و چند تا چيز ديگر؟ آيا در فرهنگ ما منبر جاي ندارد؟ آيا مراكز فرهنگي همچون مسجد و حسينيه و مهديه و منازل بچه مذهبي‌‌ها جاي ندارد؟ 

    شما مي‌‌توانيد سازمان تبليغات اسلامي، فعاليت‌‌هاي سپاه، ارشاد اسلامي، سازمان اوقاف و امور خيريه، برنامه‌‌هاي فرهنگي آستانهاي مقدسة حضرت رضا(ع)، حضرت معصومه(س) و امامزادگان(ع) را معرفي و نقد كنيد.

    شما تأكيد خاصي بر مسائل سينما و ادبيات داريد شايد اين امر به خاطر اين است كه مجموعه افراد«راه» اين كاره هستند و در اين مسائل تخصص دارند. اما يادتان باشد(و اگر شما يادتان نيست خواننده به ياد دارد) كه: جبهة فرهنگي منحصر در تخصص شما نيست بلكه آنقدر جبهة وسيعي است كه شما زحمتكشان فقط در قسمتي از آن به تلاش مشغوليد.

    اگر اين نشريه بتواند حركت فرهنگي را آنقدر ملموس سازد؛ آنطور كه هجوم دشمني در دوران دفاع مقدس محسوس بود، آن وقت است كه شهيد كاوه، باكري، جهان‌‌آرا، باقري و... جبهة فرهنگي نيز پيدا مي‌‌شوند. و براي رسيدن به اين بلندا هيچ راهي وجود ندارد جز تمسك به وقايع يا همان واقع بيني و گوشه‌‌اي از واقعيات را مردم مي‌‌بينند و گوشه‌‌اي ديگر را شما دوستان. پس با بهره‌‌گيري متقابل از نظرات هم به سوي «واقع‌‌بيني» حركت نمائيم.

    الآن جبهة فرهنگي ابعاد ديگري هم پيدا كرده كه ما آنها را در اين نشرية فاخر نمي‌‌بينيم. مثلاً عرصة بازي‌‌هاي رايانه‌‌اي، نرم‌‌افزارهاي كامپيوتري، سايت‌‌هاي اينترنتي، sms، و در آينده نزديك...، حتماً دنيا تغيير مي‌‌كند تغيير يك سنت الهي است و ناگزير از پذيرش آن هستيم پس چرا عرصه‌‌هايي كه سوره از آغاز و شروع كار در آن‌‌ها وارد شده بود امروز هيچ تغيير نكرده. خلاصه و رك مي‌‌گويم، با اينكه نشرية شما را دوست دارم ولي بايد گفت وگرنه روزي معايب تمام محاسن را خواهد پوشاند. پس خالصانه ولله اين حركت را توسعه دهيم. چرا كه جبهة فرهنگي محدود به من و شما نمي‌‌شود و بقول آقاي احمدي‌‌نژاد: «اگر افراد انقلاب همين چند نفر باشند؛ كه هستند، پس انقلاب مرده است.» و انقلابي كه مرده، جبهه‌‌اي ندارد كه نظامي باشد يا فرهنگي.

    امير اماني‌‌پور

    دانشگاه علوم اسلامي رضوي

     

    راه در اول راه است توهم نشود!

     

     از الگوي عملي سيرة ائمة اطهار (عليهم السلام) و در رأس آنها اميرالمؤمنين علي (عليهم السلام) در حيطة حكومت و ادارة جامعه اسلامي، براي معرفي به مسئولين وظيفه شناس بعضي دستگاهها و سازمانها مي‌توان استفادة فراواني برد تا وظيفة خويش را بهتر شناخته و انجام دهند. مؤيد اين مطلب جمله‌‌اي از حضرت آقا (مقام معظم رهبري) است كه مي‌‌فرمايند:

    «بزرگترين خطر براي نظام و حكومتي مثل نظام و حكومت ما كه با نام اسلام به وجود آمده اين است كه ما فراموش كنيم الگوي حكومت ما حكومت اميرالمؤمنين (عليهم السلام) است».

    بگذاريم و بگذريم

    برخي افراد ممكن است اين اشكال را وارد سازند كه چرا مجلة سوره و در ادامة آن مجلة راه، فقط جنبه‌‌هاي منفي را مدنظر قرار داده و نوك پيكان خود را در راستاي انتقاد از مسئولين و دستگاه‌‌ها و... نشانه رفته‌‌اند و صرفاً نقد را راهكار اصلي و حلال مشكلات مي‌‌بينند و از دستگاههايي كه داراي عملكرد مثبت‌‌اند صحبتي به ميان نمي‌‌آيد و آن مجموعه‌‌ها تشويق و آن مسئولين مورد تمجيد واقع نمي‌‌شوند؟!

    در پاسخ به اين ايراد و اشكال مي‌‌توان گفت كه ‌اي عزيزان درست است كه تشويق و تمجيد از عملكرد مثبت يك مسئول يا يك دستگاه هميشه باعث فساد آن مسئول يا دستگاه نمي‌‌شود اما:

    اولاً: روية اين گونه مجلات هميشه اينطور نبوده كه تشويق وتمجيد در قاموس آنها جايگاهي نداشته باشد. به دوستاني كه اين ايراد را وارد مي‌‌سازند توصيه مي‌‌كنيم مطالب مجله (سوره و راه) را يا با دقت بخوانند يا دوباره بخوانند(البته باز هم بادقت).

    ثانياً: اگر احاديث رسيده از ائمه معصومين (عليهم السلام) را مورد بازخواني قرار دهيم مشاهده خواهيم كرد كه بيشترين اهتمام از سوي آنان بر اين بوده است كه: «هر كس عيب مرا به من گوشزد نمايد بهترين هديه را به من عطا نموده است».

    ثالثاً: اصولاً هر دستگاه و يا هر مسئولي كه مسئوليت خويش را درست انجام مي‌‌دهد نبايد براي تشويق و تمجيد انتظار بكشد. چرا كه وظيفة او درست انجام دادن اموري است كه بر عهدة او گذاشته شده است. اگر قادر بر انجام صحيح وظايف خويش نيست باقي ماندن در آن مسئوليت معني نخواهد داشت و اگر بر حضور خويش پا فشاري كند طبيعي است كه چنين مسئولي از انتقاد منتقدين در امان نخواهد ماند.

    ê راهي كه در آن هستيم

    برا ي گذراندن تعطيلات عيد به شهر محل زندگي خود(همدان) سفر نمودم،

    در آنجا مشاهده شدند كساني كه مجلة راه را به عنوان عيدي(هديه) سال نو به دوستان و آشنايان خود اهداء مي‌‌كردند...

    مشاهده شدند كساني كه دلسوزانه، براي بهبود وضعيت توزيع راه در سطح شهر، به خصوص در بين دانشجويان و جوانان جلسات 6 نفره تشكيل مي‌‌دادند و براي حل شدن اين مسئله كه چگونه مي‌‌توان قشر جوان و دانشجو را با تفكرات اسلام ناب مد نظر اما خميني(ره) آشنا نمود، با خلوص نيت به چاره‌‌جويي و تبادل آراء مي‌‌پرداختند و بر اين جمله، جامة عمل مي‌‌پوشاندند كه:

    «صفاي ما پابرهنگان اين است كه ريگي به كفش مان نيست.»

    به دشمنان مريضي كه قصد ايستادن جلوي«راه» را دارند توصيه‌‌اي دارم كه‌اي عزيزان جلو راه ايستادن خطاست. چرا كه هركس جلو راه بايستد خودروهايي كه در آن جريان دارند او را به زير خواهند گرفت. پس سالم نخواهيد ماند، چون به زير گرفتن همان و مرگ همان...

    در آخر نيز توصيه‌‌اي به دوستان راه (و به تعبير راهداران) دارم و آن اينكه:

    بايد آماده بمانيم كه ره گم نشود

    به معاويه و نمرود تبسم نشود

    دشمنان داخل شهرند، برانيم ولي

    راه در اول راه است، توهم نشود

    با تشكر از همة عزيزان و همكاران مجلة راه

    منتظر نقدهاي ما باشيد.

    سيدمهدي حسيني‌‌طه

    دانشجوي دانشگاه علوم‌‌اسلامي رضوي مشهدê

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه