پيشرفته
 

موضوعات :

  • ادبیات
  • موسیقی و سرود

  • کلمات کليدي :

  • فیه ما فیه
  • همایون مثنوی
  • کتاب

  • سیدعبدالجواد موسوی

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • سخن گفتن در خلاء

  • یادداشت های جشنواره بیست و سو‌ّم

  • غربزدگی و عبور از جلال

  • قیصر و حافظ: دولتی یا غیردولتی

  • شعر آرام گرفت

  • جانب ما جانب بی جانبی

  • بی‌اختیار مردن و ناچار زیستن

  • رها کنید هلا اسب‌های چوبین را

  • مرید پیر دل خویش باش ای درویش

  • ما اين کتاب که مي‌نويسيم اميدي را مي‌نويسيم

  • مطلب بعدي >   1261 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 2 : نظارت شعاري

    در رفع حجب کوش نه در جمع کتب

    سید عبدالجواد موسوی

    يك توضيح ضروري:

    در شماره پيشين«مجله راه»، مطلب اين بنده حقير را چنان به اغلاط املايي و انشائي و مطبعي آراستند كه خودم هم نتوانستم از سر و ته آن، سر در بياورم. اين بار چندم است كه جليلي ـ از زمان روزنامه ابرار و بعد هم مجله سوره و حالاهم مجله راه ـ چنين بلايي بر سرم مي‌‌آورد يادم نيست. جالب اين‌‌كه هربار هم با پيش آمدن چنين وضعيتي، تصميم مي‌‌گيرم كه اين جماعت جبهه فرهنگي انقلاب را رها كنم و با نوشتن نامه‌‌اي سرگشاده از همه آنها اعلام برائت كنم اما پس از مدت كوتاهي كانهو گربه مرتضي علي همان‌‌جايي فرود مي‌‌آيم كه جليلي و دوستانش حاضرند و با خونسردي تمام به ريش بنده مي‌‌خندند و مي‌‌گويند: بابا بي‌‌خيال! مطلب جديد چي داري؟! و من هم كه مادر زاد خَرِ رفاقت و فردين بازيم و هيچ وقت هم مؤمن نبوده‌‌ام كه از يك سوراخ دوبار گزيده نشوم بار ديگر خودم را با سر به ورطه‌‌اي پرتاب مي‌‌كنم كه از آخر و عاقبتش فقط خدا آگاه است.

    به پيشنهاد سردبير قرار شده است از اين شماره، يك بسته پيشنهادي براي شما تدارك ببينم. با اين بسته شما مي‌‌توانيد اوقات فراقت خود را به سالم‌‌ترين شكل ممكن پر كنيد. البته سلامت شما تضمين چنداني هم ندارد و اگر موبه‌‌مو به نسخه تجويز شده عمل كنيد بعيد نيست پس از مدتي به انواع و اقسام بيماري‌‌هايي كه صاحب اين قلم دچار آن است گرفتار شويد، كه در آن صورت بنده هيچ‌‌گونه مسئوليتي را در قبال بيماري‌‌هاي شما نخواهم پذيرفت. پس خوب فكرهايتان را بكنيد. در اين بسته قرار است چند كتاب، يك فيلم، يك اثر موسيقايي و يا احتمالاً بازديد از يك نمايشگاه به شما پيشنهاد شود. پس از معرفي اثر، دلايل پيشنهاد آن طرح مي‌‌شود تا شما براي خواندن، ديدن و يا شنيدن اثر ترغيب شويد. اگرچه تأثير سليقه را در پسند يك اثر فرهنگي ـ هنري انكار نمي‌‌كنم اما به جد معتقدم كه نسبتي كه شما با آن اثر برقرار مي‌‌كنيد نشان از مرتبه وجودي شما دارد. في‌‌المثل بين كسي كه به صداي جواد يساري گوش مي‌‌كند و آن موسيقي را مطلوب‌‌ترين موسيقي عالم مي‌‌داند با كسي كه با صداي تاج اصفهاني خلوت به هم مي‌‌رساند، تنها اختلاف سليقه مطرح نيست. عالمِ اين دو نفر، متفاوت است و درست هم گفته‌‌اند كه:

    «متاع كفر و دين بي مشتري نيست

    گروهي آن گروهي اين پسندند»

    منتهي اگر حواستان جمع نباشد در اين بازار مكاره متاع كفر را به جاي دين قالب مي‌كنند و دين را به جاي كفر. بگذريم. ديگر اين‌‌كه: ممكن است اين آثار در نظر شما پراكنده و بي‌‌ربط برسد. تا حدودي نظر شما درست است. ما در جهان گسسته‌‌اي زندگي مي‌‌كنيم كه ربط و نسبت معقولي بين پديده‌‌هاي اطرافمان وجود ندارد پس طبيعي است كه آن‌‌چه مي‌‌خوانيم و مي‌‌بينيم و مي‌‌شنويم از “وحدت” چنداني برخوردار نباشد با اين حال، گمان مي‌‌كنم تمام آثاري كه در اين بسته پيشنهادي به شما عرضه مي‌‌شود يك‌‌جورهايي به هم مربوط باشند. كمي حوصله كنيد.

    نكته مهم: سعي كنيد با آن‌‌چه مي‌‌خوانيد و مي‌‌بينيد و مي‌‌شنويد “حال” كنيد. لذت بردن از اين آثار اصلي است بسيار مهم و اساسي. مطمئن باشيد اگر حقيقتي در اين آثار وجود داشته باشد و جان شما هم مستعد درك و دريافت آن حقيقت، اتفاقي كه بايد بيفتد، مي‌افتد. پس زياد سخت نگيريد كه فرمود: سخت مي‌‌گيرد جهان بر مردمان سخت كوش. و نكته آخر: اين صفحه به شدت مخاطب محور است. بنويسيد، انتقاد كنيد و پيشنهاد بدهيد. ممنون مي‌‌شوم.    ياعلي

    به نظر من«فيه مافيه» خواندني‌‌ترين اثر مولاناست. صورت منثور«مثنوي معنوي». منتهي بي‌‌نياز از شرح و تفسير. ساده و روان و صميمي و خون‌‌گرم. صورت مكتوب مجالس وعظ و خطابه مولانا. و از آن‌‌جايي كه مخاطب عام و خاص در آن حضور داشته‌‌اند، حضرت مولانا به زباني سخن گفته كه هركس به قدر استعداد خود از آن بهره برد. برخي از اساتيد خواندنِ اين كتاب را براي درك بهتر مثنوي ضروري دانسته‌‌اند. متأسفانه اين كتاب ارزشمند زير سايه “ديوان كبير” و “مثنوي معنوي” كمتر ديده شده است. مهم‌‌ترين ويژگي كتاب استفاده از مثال‌‌هاي به جا و حكيمانه‌‌اي است كه براي اثبات سخنان مولانا به كار گرفته مي‌‌شود. كافي است كسي با اين كتاب انس و الفتي برقرار كند آن وقت بسياري از سخنان به ظاهر حكيمانه در منظر او رنگ مي‌‌بازد. اين چند سطر را كه بازتاب روح بي‌‌قرار حضرت مولاناست بخوانيد:

    «در آدمي عشقي و دردي و خارخاري(خواهش، اضطراب) و تقاضايي هست كه اگر صدهزار عالَم مُلك او شود نياسايد و آرام نيابد. اين خلق به تفصيل در هر پيشه‌‌اي و صنعتي و منصبي و تحصيل نجوم و غير ذلك مي‌‌كنند و هيچ آرام نمي‌‌گيرند زيرا آن‌‌چه مقصود است به دست نيامده است. آخر معشوق را دلارام مي‌‌گويند يعني كه دل به وي آرام گيرد پس به غير، چون آرام و قرار گيرد؟ اين جمله خوشي‌‌ها و مقصودها چون نردبان جاي اقامت و باش(سكونت) نيست، از بهر گذشتن است. خُنُك او را كه زودتر بيدار و واقف گردد تا راه دراز بر او كوته شود و در اين پايه‌‌هاي نردبان عمر خود را ضايع نكند.» در ضمن اگر خواستيد اين كتاب را تهيه كنيد همان نسخه‌‌اي را تهيه كنيد كه استاد فروزان‌‌فر آن را تصحيح كرده است. البته بنده هم گزيده‌‌اي از فيه مافيه را براي چاپ به انتشارات اميركبير سپرده‌‌ام كه فكر مي‌‌كنم براي كساني كه مي‌خواهند زحمت كمتري براي خواندن چنين آثاري متقبل شوند مفيدتر خواهد بود.

     

    «فراسوي نيك و بد» اثر فردريش نيچه حكيم آلماني يكي از درخشان‌‌ترين آثار او در هنر نويسندگي است. اين نكته را مي‌‌توان از ترجمه داريوش آشوري هم فهميد. براي ترجمه چنين اثري تنها دانستن زبان كافي نيست بايد روح و جاني شوريده و دردمندانه داشت. با اين حال اين ترجمه از بهترين كارهاي آشوريست. بگذريم. حسن اين كتاب در اين است كه آن را از هرجا كه دوست داشته باشيد مي‌‌توانيد بخوانيد. هر فصل و گاه هر سطر آن مي‌‌تواند مدت‌‌ها شما را به فكر وا دارد. البته اين به معناي ساده بودن كتاب نيست. منتهي اگر كسي بخواهد از خواندن اثري از نيچه لذت ببرد من «فراسوي نيك و بد» را پيشنهاد مي‌‌كنم. مهم اين است كه شما از خواندن آثار يك نويسنده و يا يك متفكر لذت ببريد بدون شك اگر اين لذت حاصل شد خواه ناخواه به ديگر آثار او نيز توجه خواهيد كرد و اصلاً خدا را چه ديديد شايد به زودي براي خودتان يك پا «نيچه شناس» شديد. باور كنيد همه كارهاي بزرگ همين‌‌جوري اتفاق مي‌‌افتد. فعلاً اين چند جمله را كه از فصل«گزين گويه‌‌ها» برگزيده‌‌ام بخوانيد:

    1-  آدمي سرانجام عاشق هوس خويش است نه آن‌‌چه هوس كرده است.

    2-  انس با فرادست مايه تلخ‌‌كامي است، زيرا نمي‌‌تواند دوسويه باشد.

    3-  وجود رحم در اهل معرفت چيزي است كمابيش خنده‌‌دار، همچون بريدن دست‌‌هاي لطيف غول.

    4-  درباره كل احزاب: شبان هميشه به يك قوچ اخته شباهنگ نياز دارد وگرنه خود بايد گه‌‌گاه قوچ پيشاهنگ شود.

    5- جنون در افراد استثناست اما در گروه‌‌ها و حزب‌‌ها و ملت‌‌ها و دوره‌‌ها اصل است.

    6-  كارهاي عاشقانه را هميشه فراسوي نيك و بد انجام مي‌‌دهند.

    7-  پايين تنه دليلي است براي آن‌‌كه چرا انسان خود را به آساني خدا نمي‌‌انگارد.

    8-  هر كه به آرمان خود رسيده باشد به همين دليل از آن برمي‌‌گذرد.

    9-  در روزگار صلح مرد جنگي به جان خود مي‌‌افتد.

    10- آدمي را به خاطر فضائلش از همه بيشتر كيفر مي‌‌دهند.

     

    اگرچه اكثر كارهاي استاد شجريان را از صميم جان دوست مي‌‌دارم اما كارهايي كه اجراي خصوصي نام دارند را به طور ويژه مي‌‌پسندم. در اين اجراها شجريان صميمانه‌‌تر و دوست داشتني‌‌تر است. صداي ساز هم بيشتر به دل مي‌‌نشيند. اصلاً علت اين‌‌كه كارهاي بسياري از گروه‌‌هاي موسيقي قابل شنيدن نيست و نوعي تكلف آزار دهنده در آن‌‌ها وجود دارد مصنوعي بودن آن‌‌هاست. در بسياري از كاست‌‌هايي كه امروزه به عنوان موسيقي به بازار عرضه مي‌‌شود نوازنده و خواننده هيچ سنخيتي با يكديگر ندارند. نوازنده بدون حضور خواننده كارش را در استوديو ضبط مي‌كند و خواننده هم در فرصتي ديگر صدايش را. آن هم خواننده‌‌اي كه اغلب معنا و مفهوم آن‌‌چه را كه مي‌‌خواند نمي‌‌داند. طبيعي است كه حاصل كار چيزي به جز«آلودگي صوتي» نمي‌‌تواند باشد. اگر شجريان سال‌‌هاست كه سلطان بلامنازع آواز ايراني است به دليل پرهيز از همين كارهاي سرهم‌‌بندي و باري به هر جهت است و اصلاً چرا حضرت ايشان را با چنين بي‌‌هنراني مقايسه كردم. شجريان را تنها بايد با خودش سنجيد و اگر كساني هم كارهاي امروزي او را چندان نمي‌‌پسندند به اين دليل است كه اين كارها را با كارهاي درخشان استاد مقايسه مي‌‌كنند و خُب تا حدودي هم حق با آن‌‌هاست. بله، مي‌‌گفتم كه كارهاي خصوصي استاد دوست داشتني‌‌ترند چراكه طبيعي‌‌تر و صميمي‌‌تر به نظر مي‌‌رسند. يكي از اين كارهاي بي‌‌نظير استاد «همايون مثنوي» نام دارد. با تكنوازي سنتور استاد منصور صارمي و اشعاري از فخرالدين عراقي و فيض كاشاني. در دستگاه همايون كه يكي از محزون‌‌ترين دستگاه‌‌هاي موسيقي ايراني است اما استاد اين محزوني را چندان با شور و شيدايي درآميخته كه سماعي از رنگ‌‌ها را در ذهن تداعي مي‌‌كند درست مثل طرحي كه مژگان شجريان آن را براي روي جلد نوار طراحي كرده است.

     

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه