پيشرفته
 

موضوعات :

  • تئاتر
  • روستا

  • کلمات کليدي :

  • میراب
  • زندگی قشنگه
  • تکنیک تعزیه

  • علی منتظری

    ديگر مطالب اين نويسنده :

    مطلب بعدي >   1005 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 2 : نظارت شعاري

    تعزیه و زندگی

    نقد نمایشنامه میراب

    علی منتظری

    «ميراب» داستان عده‌‌اي از روستائيان رنجديده است كه از ظلم خان به شهر پناهنده شده‌‌اند، غافل از آنكه در شهر ارباب فرنگ رفته مرگ تدريجي را براي آنها مهيا كرده است. در كنار «فشاري آب سيّد، ميراب محله كه روزگاري با «يابو» براي مردم آب مي‌‌آورده كار خويش را از دست داده و دوران سختي را در انتظار خويش مي‌‌بيند. در محله‌‌اي كه سيّد، اسماعيل، مصيّب، صادق، قهوه‌‌چي، جواد و... زندگي مي‌‌كردند كارخانه‌‌اي سنگ‌‌بري تأسيس شده بود كه صاحبان اصلي كارخانه فرنگيها بودند و توسط عده‌‌اي عوامل داخلي آنها اداره مي‌‌شد. آنها به اين جهت كه به نيروي انساني احتياج داشتند، مي‌‌خواستند به هر طريقي كه شده اين روستائيان كم توقع را كه از نيروي خوبي برخوردار بودند و با لوله‌‌اي آب قانع مي‌‌شدند به كارخانه جذب كنند لذا با برداشتن فشاري، بلافاصله مشاور رئيس، در قهوه‌‌خانه محل اجتماع روستائيان حاضر شده، با وعده در مورد لوله كشي آب تمامي افراد محل را به كارخانه مي‌‌كشاند و آنچنان كه گفتيم مرگ تدريجي آغاز مي‌‌شود. روستائيان بدبخت كه تا ديروز بيل به دست زمين را شخم مي‌‌زدند و محصول آن را خان به يغما مي‌‌برد، اينك بر گرده سنگ مي‌‌كشند و حاصل آن را رئيس به فرنگ صادر مي‌‌كند چون كه به قول خودش مصرف داخلي ندارد. راهي نيست يا بايد به كارخانه رفت و كار كرد و يا بايد از گرسنگي مرد. البته در اين ميان نبايد فكر كرد كه رئيس و مشاور كارخانه به فكر كارگران نيستند. برنامه‌‌هاي متنوع هم وجود دارد از جمله اينكه مشاور از خبرگزار برنامه راديوئي كارگر مي‌‌خواهد تا با كارگران كارخانه سنگ‌‌بري مصاحبه كند. خبرگزار با جمله هميشگي كارگران عزير در خانه شما هستيم مصاحبه را آغاز مي‌‌كند و با چند تن گفتگو مي‌‌كند كه هيچ كدام قابل پخش نيست! اما اسماعيل به عنوان كارگر نمونه! سخناني ايراد مي‌‌فرمايد كه گويي آنها كه قبلاً صحبت كرده‌‌اند از كره‌‌اي ديگر بوده‌‌اند. به هر حال آن روي سكه را كه اسماعيل در آن نقش دارد به نمايش مي‌‌گذارند و البته مسابقه‌‌اي هم ترتيب مي‌‌دهند كه رجب برنده مي‌‌شود و خبرگزار هم به عنوان جايزه براي او ترانه «زندگي قشنگه» را پخش مي‌‌كند!!  چرا دوستان و هم ولايتي‌‌هاي خود را رها كرده‌‌اي و كاسه ليسي يك مشت عوضي را مي‌‌كني؟ و هيأت كه شب جمعه بنا بود در منزل اسماعيل باشد به منزل رحيم منتقل مي‌‌شود. نمايشنامه از اينجا رنگ ديگري مي‌‌گيرد. «سيّد» به عنوان محور كار توانائي‌‌هاي خويش را نمايش مي‌‌دهد. و او كه سردسته كارگران معترض است، و از سال‌‌ها در هيأت شبيه «امام حسين(ع)» مي‌‌شده، امامت جريانات و اعتراضات را به دوش مي‌‌كشد. بالاخره «سيّد» را دستگير مي‌‌كنند و همين خود باعث بيداري و حركت ديگران مي‌‌شود.  «سيّد» را آزاد مي‌‌كنند ولي به محض آزادي، فرزندان «سيّد» را مي‌‌ربايند كه از اينجا به بعد عزاداري است و تعزيه. زندگي با تعزيه عجين مي‌‌شود به عبارت ديگر زنِ «سيّد» در فراق كودكانش زار مي‌‌زند و از طرف ديگر گويي تعزيه‌‌اي جدا از داستان نمايش بر صحنه مي‌‌آيد و اين در واقع كاري لطيف و ظريف است كه كمتر مي‌‌توان مشابه آن را ديد، و كار با اين تعزيه كه سرانجامي واقعي يافته و مرگ رئيس و مشاور را در بر دارد، پايان مي‌‌يابد. «ميراب» را در حد توان تعريف كرديم اما نكاتي چند از ويژگي‌‌هاي كار را توضيح مي‌‌دهيم، هر چند كه نبايد به بعضي نكات هم بي توجه بود. چرا كه گاه به نظر مي‌‌رسد كه اين نمايشنامه تأثيراتي از «تبر» به همراه داشت و البته مي‌‌دانيم كه «تبر» كار بهزاد فراهاني است و انشاءالله كه اين ذهنيتي نباشد. يكي از مسائلي كه بايد به خوبي از آن ياد كرد بهره‌‌گيري از روش‌‌ها و تكنيك تعزيه است كه در واقع محتوايي مذهبي به كار بخشيده، به طوري كه اگر همين استفاده نبود، شايد تمام زيبايي‌‌هاي اين كار يكباره افول مي‌‌كرد. در اين ميان «مجيد بهشتي» در نقش اسماعيل و «محسن صادقي» در نقش سيّد و «احمد طالبي نژاد» در نقش مشاور بهتر از ديگران بودند. نوشته با آن كه چندان جا افتاده نيست ولي به بركت استفاده از تكنيك تعزيه و كارگرداني نسبتاً خوب، در مجموع جالب است و اميد اين است كه اگر اكبري اين مسير را ادامه دهد در آينده يكي از اميدهاي هنر اسلامي باشد. هنرمندان مسلمان بايد با تلاشي پيگير در تربيت نيرو و ارائه كارهاي هنري، نقش خويش را به خوبي ايفا كرده تا انشاءالله هنر را از شر تعفن شاهنشاهي نجات دهند، چرا كه خطر اين بي هنري به حدي است كه گاه با لعاب هنر و تكنيك و تجربه و غيره متأسفانه مي‌‌تواند در اركان هنري ايران اسلامي جا خوش كند. همان مروجان هنر شاهنشاهي، چپ نمايي كنند و...

    كوتاه كلام اينكه «ميراب» را كاري پربار يافتيم، اميد كه گروه محراب در اين زمينه فعال‌‌تر از پيش به كار خويش ادامه دهند و خط اسلام و انقلاب و امام را به صحنه‌‌هاي تئاتر كشيده، حماسه رزمندگان اسلام عليه كفر را در تمامي جبهه‌‌ها به نمايش بگذارند.

    والسلام

    اسفند 60

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه