پيشرفته
 

موضوعات :

  • روستا

  • کلمات کليدي :

  • کتاب
  • جامعه‌شناسی روستایی
  • مهاجرت روستائیان

  • مطلب بعدي >   790 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 2 : نظارت شعاري

    شبکه سراسری روستاهای غربزده!

    معرفي «جامعه شناسي روستايي و نيازهاي آن» اثر دكتر رفيع‌‌پور

    رشد رفاه اجتماعي و اقتصادي دركشورهاي پرمسئله و پر از نهادها و سازمانهاي گوناگون و پيچيده‌‌اي نظير ايران با روش «آ‍‍زمايش و خطا» حاصل نمي‌‌گردد. چه همچون كلاف سردرگمي كه كشيدن بدون تعمق و عجولانه يك سرنخ موجب گره خوردن بيشتر آن مي‌‌شود با تغيير خوشبينانه يك عامل در جامعه روابط و نظم موجود بين عوامل به‌‌هم‌‌ مي‌‌‌‌‌‌خورد. بدين منظور برنامه‌‌ريزي مدبرانه و عميق براساس شرايط وموقيعت خاص جامعه ونيازهاي «واقعي» آن لازم است. جامعه ما نيز طي ساليان دراز دستخوش چنين آزمايش‌‌ها و خطاها قرار گرفته است. اقداماتي با نام‌‌هاي ظاهرا نويد دهنده به اجرا گذاشته شد. ليكن اثري در افزايش توليدات كشاورزي و جلوگيري از مهاجرت روستاييان به شهرها نداشته است...» (ص1) ايشان اهداف كار تحقيقاتي را چنين برمي‌‌شمرند:«1- يافتن نيازهاي ذهني و عيني روستائيان استان يزد، 2- يافتن ترتيب ارجحيت اين نيازها،3- ارائه روش دقيق براي يافتن نيازها وترتيب ارجحيت آنها، 4- يافتن عواملي كه موجب پيدايش نيازهاي گوناگون مي‌‌شوند...» وي به نکته‌ای قابل توجه اشاره مي‌‌كند: «اما درطول اين تحقيقات ومطالعات ما به اطلاعات و شناخت‌‌هايي دست يافتيم كه براي جامعه و حل مسائل آن بيشتر ازاين اهداف حائز اهميت به نظر مي‌‌رسند.»(ص3)

     

    نيازهاي كاذب، اساس انحراف

    «... محتاج‌‌بودن براي آدمي تنها شامل تغذيه، لباس ومسكن نمي‌‌شود...بلكه آدمي نيازمند روابط اجتماعي نيز هست كه بدون آن قادر به زندگي نيست....طي جريان اجتماعي شدن، نيازهاي انسان مسيربندي شده وشكل مي‌‌گيرند ويا نيازهاي جديد به‌‌وجود‌‌مي‌‌آيند. اين جريان را مي‌‌توان به عنوان جريان طبيعي و مطابق با طبع انساني پذيرفت كه دركليه جوامع و فرهنگ‌‌ها وجود دارد...(ص21) اما در جوامع صنعتي پيدايش برخي نيازهاي جديد مطلوب به نظرمي‌‌رسد. زيرا پيشرفتهاي علمي به توليد بيش ازحد مي‌‌انجامد و ماشين توليد درسرازيري حركت مي‌‌افتد وكسي قادر به نگه‌‌داشتن آن نيست. دراينجا اين نيازها هستند كه مي‌‌بايست خود را با توليد وفق دهند... و از آنجا كه رشد اقتصادي الزاما به توليد نيازهاي جديد و فزاينده وابسته است قهرا مي‌‌بايست ارزش‌‌هاي بنياني انسان‌‌ها درجوامع غربي تغيير يابد، صرفه‌‌جويي به اسراف تبديل گردد و رضايت و كاميابي از ارضاي يك نيازكاذب فقط داراي دوران بسيار كوتاه باشد تا انسانها دوباره احساس نياز،يعني احساس عدم رضايت، نموده ومجددا دنبال يك نياز كاذب جديد و ارضاي موقت آن باشند... بنابراين اشاعه نيازها خود عامل اساسي انحرافات اجتماعي است از اين طريق ميل به افزايش درآمد (پول جويي) ارزش اساسي جامعه مي‌‌شود... انسان‌‌ها همه چيز را با پول مي‌سنجند و به قولي كليه روابط اجتماعي حتي روابط عاطفي نيز با مقياس‌هاي اقتصادي ومادي سنجيده مي‌‌شود.(ص 33)

    شيرين‌‌كامي يا تلخ‌‌كامي

         دكتر رفيع‌‌پور درادامه پيدايش نياز دركشورهاي جهان سوم را بررسي كرده و نظام سرمايه‌‌داري غرب را كه بدون تغيير روش زندگي سنتي و ايجاد نياز زنده نخواهد ماند، عامل دگرگوني اساسي در مدل زندگي شرق مي‌‌داند ومي‌‌نويسد: «اگر در جوامع صنعتي فاصله بين توليد و نياز ايجاد مسئله كرده است بايد گفت كه اين مسئله دركشورهاي جهان سوم به طور معكوس وجود دارد. دراينجا اين نيازها هستند كه درانواع و حجم خود به طور روزافزون افزايش مي‌‌يابند و به پيش مي‌‌روند...اين مسئله خصوصا از دو عامل سرچشمه مي‌‌گيرد: 1- افزايش جمعيت 2-اشاعه ارزش‌‌هاي غربي...با ورود سينما و تلوزيون، احداث جاده‌هاي جديد،آمدن توريست‌ها  و... بسياري ازارزشهاي غرب و همراه آنها نيازهاي مصرفي غربي گاه تا اعماق روستاها به كشورهاي جهان سوم راه يافته‌اند...ازاينرو جاي تعجب نيست اگر اسكيموها مانند هنرپيشه‌هاي‌هاليوود لباس بپوشند و....اينها همه ماهيت خود را فراموش كرده‌‌اند وبه قول كارل ماركس ازخود بيگانه شد‌‌ه‌‌اند. اما اين ازخود بيگانگي درجهان سوم آرزوي ديرينه سرمايه داران و دولتمردان غربي است...»

    در نتيجه َ«...كشورهاي جهان سوم مدت‌هاست كه به شبكه سراسري نظام ارزشي غرب وصل شده‌اند. اما يك چيز ازغرب تقليد نمي‌شود و آن «كاركرد » و«مفهوم» است. (ص 37) جامعه روستايي كشورهاي جهان سوم نيز به تدريج در شعاع ارزش پراكني غرب قرار مي‌‌گيرند و وسايل مصرفي غربي جديد به طريق گوناگون درروستاها جاي خود را باز مي‌‌كنند و از آنجا كه درآمد نقدي روستاييان ازبخش كشاورزي بسيار پايين است...فشار نيازهاي جديد آنها را به مهاجرت و كاركردن درمحيط شهري مي‌كشاند...» (ص 39)

     

    ما چگونه‌‌ايم؟

    نويسنده دربارة وضعيت جامعه ايران مينويسد: «بسياري از نيازهاي جامعه ما نيز  كاذب و مصنوعي مي‌باشند. (ص42) جامعه روستايي ما نيز متاثر از عوامل گوناگون نقش توليدي گذشته خود را تدريجا اما با روندي تصاعدي ازدست داده (و مي‌دهد) و به صورت مصرف كننده درآمده وبه شهرها وابسته شده است: 1- به‌‌طور نسبي آنگونه كالاهاي مصرفي مورد نياز روستاييان كه خارج ازواحد توليدي كشاورزي روستايي تامين مي‌‌شود و روستاييان مي‌‌بايست براي دريافت آن كالاها پول نقد بپردازند از قبيل پوشاك،سيكار، نفت، پودر رختشويي،صابون ولوازم منزل، روز به روز درحال گسترش و افزايش اند.

    2- بسياري ازكالاهاي مورد نياز كشاورزان و روستاييان كه درگذشته بوسيله خود آنها توليد مي‌شد نظير گيوه،پارچه‌‌بافي، زيلوبافي و ديگر توليدات ازصنايع كوچك دستي، امروز همه نه درروستا بلكه درشهرها به نحو تغيير شكل يافته و ظاهرا مدرن‌‌تر اما بنجل‌‌تر توليد مي‌‌شود...»

    ايشان براساس نظريه طرح شده دراول كتاب،  و بعد از بررسي ميداني سي ودو روستا درقسمتي كه با عنوان نتيجه‌‌گيري تئوريك مشخص شده مي‌‌آورند: «1- در روستاهايي كه داراي تسهيلات عمراني بيشتري بوده‌‌اند و ازسوي افرادي كه آگاه‌‌تر وداراي وضعيت اقتصادي بهتري بوده‌‌اند نيازهاي بيشتري ابراز شده بود. اين به آن معنا است كه كساني‌‌كه از نظر عيني نيازهايشان درحد بيشتري رفع شده است به‌‌طور ذهني بيشتر احساس نياز مي‌‌نمايند.2- نكته بسيارمهم ديگر آن بود كه ديديم چنانكه اقداماتي درجهت رفع يك نياز خاص انجام پذيرد واين نياز موقتا و ظاهرا ارضاء شود به‌‌زودي و خصوصا به علت اقدامات انجام گرفته نياز- گاه شديدتري- درهمان زمينه به وجود مي‌‌آيد... افراد شاكر و راضي خواهند بود اگر فقط يك ژنراتوربرق داشته باشند. اما چنانكه ژنراتور به آنها داده شد پس از مدت كوتاهي برق ازشبكه سراسري مي‌‌خواهند وعموما اين نياز جديد در آنان قوي‌‌تر است تا نياز نخستين....3- نيازهاي روستاهايي كه داراي تسهيلات عمراني كمتري بودند ازنظر نوع، ساخت، شدت نيازهايشان با روستاهايي‌‌كه تسهيلات عمراني بيشتري داشتند متفاوت بود. در روستاهاي نوع اول (فقيرتر) نيازهاي ابتدايي‌‌تر نظير حمام،مسجد و... وجود داشت و در روستاهاي نوع دوم (غني تر) نيازهاي ظريف‌‌تر نظير آسفالت كوچه، تلفن شخصي و.... لذا يك نوع سلسله مراتب نياز به چشم مي‌‌خورد و در هرمرحله از توسعه عمراني نيازهاي خاصي ظاهر مي‌‌شوند...»(ص 298)

     

    وظيفة دولت چيست؟

     «...دامنه نيازها وسيع است و چنانكه ديده شد افراد هرچه بيشتر داشته باشند بازهم «مي‌‌خواهند» و اتفاقا بيشتر مي‌‌خواهند و با برطرف كردن نيازهاي موجود، احساس نياز آنها اشباع نمي‌‌شود وپايان نمي‌‌گيرد بلكه نيازهاي ديگري عموما باكميت و كيفيت بيشتر جايگزين آنها مي‌‌گردد. حال اگر هدف جلب رضايت اعضاء جامعه باشد و رضايت نيز با برطرف كردن نيازها به‌‌وجود مي‌‌آيد مي‌‌بايست دولت با سرعت و تمام نيرويش همواره درپي تامين نيازهاي جديد باشد... براي رهايي ازاين دور تشديد شونده بايد دردرجه اول از عقل سليم كمك گرفت ونيازها را تجزيه وتحليل نمود بدين نحو مشخص خواهد شد كه:

    1- برخي نيازها در رابطه با نيازهاي عاجل وحياتي به‌‌وجود آمده‌‌اند كه برطرف كردن آنها حيات كل جامعه را تضمين مي‌‌كند.

    2-برخي ديگر درپي يك رشد عادي توسعه وعمران پديد آمده‌‌اند كه برطرف نمودن آن نيازمند تدبير و عقل است.

    3-برخي ديگر نيز درپي ارزش‌‌هاي مصرفي به‌‌وسيله عوامل گوناگون به روستاها راه يافته‌‌اند كه برطرف كردن آنها روند ناسالم گذشته را تشديد مي‌‌نمايد.

    درحال حاضر به‌‌نظرمي‌‌رسد كه اقدامات دولتي متاسفانه درهرسه زمينه به‌‌طور نامشخص و بدون مطالعه و بررسي رابطه آنها با يكديگر و نتايجي كه دراثر آن حاصل خواهد شد انجام مي‌‌گيرد. درصورتي كه ايجاب مي‌‌كند كه دولت آنگونه نيازهاي ذهني مردم را تامين نمايد كه با مصالح كل جامعه هماهنگ بوده سپس مي‌‌بايد بقيه نيازها را به صورت هدايت شده تامين نمود. بدين منظور ايجاب مي‌‌كند كه:

    از اقداماتي كه خود نيازآفرينند حذر نمود چه نيازآفريني آسان است اما برطرف كردن آن مشكل....

    با كليه نيروهاي هدايت كننده افكار مثل راديو،تلوزيون،روحانيون محل و... نيازهاي مردم را در جهت صالح و سالم هدايت كند.

    كليه عوامل موثر بر روي پيدايش نيازها را شناخت و آنها را كنترل كرد. سپس مي‌‌بايست با يك توسعه متعادل جامعه آغاز نمود و به اقداماتي دست زد ونيازهايي را برطرف كرد كه نه فقط خود نيازآفرين نيستند و تعادل جامعه را به‌‌هم نمي‌‌زنند بلكه برعكس خود به صورت يك موتور موجب برطرف كردن مسائل مي‌‌گردند و اين مهم‌‌ترين مسئله در توسعه و عمران روستايي است.»(ص 307)

     

    چه كرده ايم؟

    اكنون بيست وچهار سال از انجام تحقيقات رفيع‌پور و نوزده سال از آغاز اجراي طرح‌‌هاي توسعه مي‌‌گذرد. دراين راستا سوالهايي طرح مي‌‌شود:

    1-‌‌‌‌ وضعيت فعلي جامعه  روستايي ايران چگونه است؟ آيا در رفع حوائج «عقل سليم» هم نقشي داشته است؟

    2- «مصرف» درجوامع شهري و روستاي چگونه است؟

    3-   آيا قرار است روستا‌ها  همچنان «عضو شبكه سراسري غرب» شوندباقی بمانند؟

    4- اينگونه تحقيقات كه زندگي اجتماعي را از منظر انديشه انقلابي نقد مي‌‌كنند تا چه اندازه در طراحي مدل توسعه نقش ايفا كرده‌‌اند‌‌؟

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه