پيشرفته
 

موضوعات :

  • رسانه
  • جبهه جهانی

  • کلمات کليدي :

  • العالم
  • تفکر سیاست گذار
  • جهان عرب

  • احسان صفر زاده

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • جمهوری ‌اسلامی ضاحيه

  • اسیر ژنرال‌های اداری

  • در حـــد يک بـوق...!

  • مطلب بعدي >   1054 تعداد بازديد
    10.00 (1 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 2 : نظارت شعاري

    العالم همه را غافلگیر کرد اما...

     

    احسان صفرزاده

    با دكتر جبلي پيش از اين به عنوان يك استاد ارتباطات راجع به مطبوعات زرد گفتگويي داشتيم كه در شماره چهار سوره منتشر شد. اين بار خبرنگار راه  او را در بيروت به عنوان مسئول دفتر شبكه العالم در لبنان ملاقات كرده و پرسش‌هايي را پيرامون الزامات كار رسانه‌اي در فضاي بين المللي در ميان گذاشته است. لحن انتقادي جبلي با توجه به حدود بيست سال سابقه او در معاونت سياسي صداوسيما جالب توجه است.

     

    بازنگري

    اگر تجربه‌‌اي كه امروز از سطوح سياستگذاري و برنامه‌‌ريزي رسانه پيدا كرده‌‌ام را چند سال پيش از اين مي‌‌داشتم من به شخصه اصلاً شروع به چنين كاري نمي‌‌كردم تصور نكنيد العالم از يك نقطة اوج به مرور در نتيجة بي‌‌توجهي و بي‌‌تدبيري پايين و پايين‌‌تر بيايد و در نهايت سقوط كند _ حال سقوط لزوماً به معني بسته شدن در شبكه نيست همين كه تبديل به يك شبكة عادي مثل صدها شبكه ديگر ماهواره‌‌اي شود يعني سقوط_ با چنين وضعيتي همان بهتر كه از ابتدا اصلاً شروع نمي‌كرد چون با فرض دوم عامة مخاطب با درك ضعف ما در استمرار يك رسانه حكم كلي به ضعف ما كند يعني اين را به جنبه‌‌هاي ديگر قدرت ايران هم تسري بدهد.

     

    ضرورت

    ضرورت تأسيس مجموعه‌‌اي همچون العالم را مي‌‌توان در چند نكته خلاصه كرد يكي انتقال نوع نگاه و زاويه ديد ايران و انقلاب اسلامي به جهان و رويدادها، ديگري بهره‌‌گيري از قدرت بالقوه‌‌اي كه در جهان عرب نهفته يعني صرف نظر از حكومت‌‌ها وجود صدها ميليون مسلمان عرب زبان ـ كه البته بعداز وقايع 11 سپتامبر عناد و دشمني با غرب بيشتر شده ـ  زمينه‌‌اي براي سرمايه‌‌گذاري تبليغي و سياسي ايران فراهم كرد.

    يكي ديگر از دلايل پيدايش العالم برخي مسائل تاريخي بود. نگرشي كه از گذشته نسبت به ايران وجود داشته با تقسيم‌‌بندي عرب و عجم و مجوس دانستن ايرانيان و در دوره معاصر به جهت سياسي و ذهنيت به وجود آمده از ايران به عنوان ژاندارم منطقه در زمان شاه و به جهت اقتصادي نوعي كاسب كار دانستن ايران و ايرانيان كه همة اينها از پيش از انقلاب وجود داشته و بعداز انقلاب تشديد و در زمينه‌‌هاي ديگر تخفيف پيدا كرد، ضرورت داشت كه تصويري از ايران و نوع تفكر جامعه ايراني به جهان عرب منتقل شود تا اين تنش دائمي فكري به حداقل برسد.

    نگرش‌ها

    البته داخل پرانتز مي‌‌گويم كه به همين اندازة اصلاح نگرشي كه در خارج از ايران نيازمنديم به همين ميزان، در داخل هم بايد برخي نگرش‌‌ها را اصلاح كرد. نگاهي كه نسبت به عرب در داخل ايران وجود دارد شايد بهتر از نگاه بيروني اعراب به ايران نباشد يعني يكي بحران روابط فرهنگي و تمدني دو طرفه است كه ريشه در تاريخ ايران و همسايگانش دارد. گمانه‌‌ها اين بود كه شايد ايده‌‌هايي همچون راه‌‌اندازي العالم اين سوء تفاهمات همسايگان را بتواند كاهش بدهد.

    نكتة ديگر شرايط منطقه بعد از 11 سپتامبر بود. متمركز شدن قدرت‌‌هاي جهان در منطقه خاورميانه و قرار دادن ايران در محور شرارت و تشديد اتهام تروريسم به ايران و موج تحولات مشابهي كه در ابتداي هزارة سوم از سوي غرب روي داد باعث شد تا در اين ميدان جمهوري ‌‌اسلامي به سمت بعضي ابزارهاي حمايتي نظام توجه بيشتري كرده و در ميدان‌‌هاي غير ديپلماتيك هم حضور بيشتري پيدا كند. يكي از اين ابزارها رسانه بود كه العالم را به عنوان يك رسانة برون مرزي وارد صحنه كرد.

     

    نگاه شبكه‌اي

    پيش از العالم شبكه‌‌هاي مشابهي در ميدان برون مرزي وجود داشت. شبكه‌‌هايي از خانوادة شبكه سحر كه غالباً در گسترة محدود و ترجمة ضعيفي از همان شبكه‌‌هاي داخلي بود.

    شبكة جام جم هم كه از اساس اهداف رويكردها و مخاطبينش متفاوت است و شبكه‌‌اي در نظر گرفته شده براي جامعة ايراني بيرون از مرزها. بنابراين مدل مشابهي تا پيش از العالم براي آن در مجموعة نظام وجود نداشت.

    سرمايه‌‌گذاري ويژه‌‌اي هم شد به جهت حمايتي از سوي برنامه‌‌ريزان و از جمله شخص مديريت قبلي سازمان براي راه‌‌ اندازي اين شبكه جديد با ابعادي فراتر از همة تجربه‌‌هاي قبلي.

    البته تصور اين كه تنها با رسانه مي‌‌توان مشكلات را در حوزه ارتباطات ميان فرهنگي حل كرد تصور غلطي است. رسانه جزئي از يك شبكة به هم تنيده است. رسانه در كنار سياست و ديپلماسي، اقتصاد، فرهنگ، تاريخ و حتي جغرافيا... بايد همة اينها را در كنار هم ديد. همه اينها با هم يك مشكلي از ارتباطات را به‌‌وجود مي‌‌آوردند. كه البته متحول شدن هر جزئي از اين شبكة به هم تنيده در كل تأثير مي‌‌گذارد. اضافه شدن رسانه در اين مجموعه تأثير دارد.

     

    ازدحام رسانه‌ها

    در كشورهاي عربي تا پيش از سال 1994 و حواشي آن حضور رسانه‌‌اي به شكل فراگير كه كل جهان عرب را شامل بشود محدود مي‌‌شد به يكي دو شبكه كه عمدتاً در قالب‌‌هاي سرگرمي بوده‌‌اند.

    از اواسط دهة 90 به ويژه، با راه‌‌اندازي شكبه الجزيره ايدة وجود شبكه‌‌اي سياسي و خبري كه با مسئوليتي وسيع فراتر از حكومت‌‌ها و دولت‌‌ها عمل كند محقق شد.

    الجزيره پيشتاز بود در اثبات اين كه در جوامع عربي مي‌‌شود نفوذ كرد و از حكومت‌‌ها تأثيري نپذيرفت چون تا پيش از آن رسانه‌‌هاي عربي فعاليت‌‌شان از جهت سياسي هم محدود به قواعد و قالب‌‌هاي حكومت‌‌ها بود.

    الجزيره اولين تجربه بود. با اين خط مشي حوزه راديو تجربه‌‌هاي ديگري همچون بي.بي.سي عربي يا راديو عربي مونت كار لو و... وجود داشت كه چون خاستگاهشان خارج از جهان عرب بود تأثيري كه رسانه‌‌هاي سالهاي بعد همراه آوردند را نداشت الجزيره 1996 تأسيس شد. هر شبكة محلي را مي‌‌شود روي ماهواره گذاشت اما شبكه‌‌هاي بين المللي كه در اينجا مراد ماست آنهايي هستند كه كل جهان عرب را به جهت خبر و گزارش پوشش مي‌‌دهند نه يك كشور يا منطقة خاص يعني شبكه‌‌هاي بين المللي خبري. با اين تقسيم‌‌بندي تعداد اين شبكه‌ها خيلي نيست الجزيره، العربيه، العالم، بي.بي.سي عربي ـ كه به تازگي راه اندازي شده ـ  الحره و روسي اليوم كه آن هم به تازگي تأسيس شده است. مثلاً المنار ماهواره‌‌اي است ولي بين‌‌المللي نيست چون تمركزش بر لبنان است يا شبكه‌‌هاي مصري از همه جا قابل دسترسي است ولي بين‌‌المللي نيست چون منحصر به سوژه‌‌هاي مصري است.

    اغلب شبكه‌‌هاي جهان عرب از همه جا قابل دريافت است كه شمارشان از 250 شبكه هم فراتر رفته باشد. اما به جهت محتوا و هدف گزاري خبري شبكه‌‌هايي كه بين المللي هستند از ده شبكه هم كمتر است.

    و در بين همين چند شبكه خبري بين المللي عربي فقط دو شبكه خاستگاهشان جهان عرب است: الجزيره و العربيه. مابقي از فضايي بيرون از جهان عرب به ميدان وارد شده‌‌اند: الحره، بي‌.بي.‌سي عربي، روسي اليوم، العالم و... حتي اگر كادر و نيروهايشان عرب باشند نزديك‌‌ترين اينها خاستگاه عربي العالم است. يعني نزديكي ايران به جهان عرب بسيار بيشتر از انگليس، آمريكا و روسيه است و شايد همين دليل باشد كه با وجود سرمايه‌‌گذاري مالي و تكنيكي بسيار وسيع از اين شبكه‌‌اي ولي به نسبت العالم از جهت مردمي بودن نتوانسته‌‌اند توفيق بيشتري كسب كنند مثلاً الحره با تمام پشتيباني آمريكا فعاليت مي‌‌كند ولي در همين لبنان العالم ـ كه چه بسا يك صدم الحره بودجه نداشته باشد ـ مخاطبانش بيشتر از الحره است.

     

    مسابقه جدي است

    من هر چه تلاش مي‌‌كنم در ذهنم نقاط قوت را بزرگ كنم و با اين كه از اول هم در شبكه بوده‌‌ام و به نوعي حلقة شخصي هم پيدا كرده‌‌ام ولي باز نمي‌‌توانم نقطة قوتي به جز ايراني بودن براي العالم در اين ميدان مسابقه رسانه‌‌اي بر شماري كنم.

    صرف ايراني بودن و اين كه در وراي شبكه العالم تفكر ايران وجود دارد، قدرت و مقبوليت ايران در چند سال گذشته در جهان عرب نيز خود به خود عامل قوتي براي العالم بوده است.

    تفكر ضد اسرائيلي به ويژه مواضع آقاي احمدي‌‌نژاد و حمايت از مقاومت فلسطين و لبنان، دشمني با غرب و آمريكا كه ايران از ابتدا سردمدار اين امور بوده با حركت فعلي افكار عمومي در جهان عرب هماهنگي دارد. چون اولويت‌‌هاي فكري جهان عرب با شعارهاي اساسي انقلابي در ايران تطابق پيدا مي‌‌كند در نتيجه پذيرش تفكر انقلاب‌‌اسلامي و ايران روز به روز بيشتر مي‌‌شود. همين پذيرش افكار ايران بزرگترين پشتيباني فكري است از العالم. يعني در جهان عرب، العالم را بعنوان پنجره‌‌اي رو به ايران نگاه كردن.

    اين اصلي‌‌ترين نقطة قوت العالم است كه متأسفانه در حد همين يك نقطه باقي مانده و من نمي‌‌توانم نقطة ديگري را پيدا كنم.

    اما نقاط ضعف؛ نقاط ضعف العالم زياد است اما عمده اينها برآمده از يك نكته است و آن عدم اعتبار رسانه‌‌اي حرفه‌‌اي در ايران است.

    نظر من اين است كه اين موضوع فقط دامنگير شبكه العالم نيست شبكه‌‌هاي داخلي هم همين مسئله را دارند و فقط شامل رسانه‌‌هاي تلويزيوني نيست بلكه رسانه‌‌هاي غير ديداري و شنيداري مان هم همين طورند.

     

    سياستگذاري حرفه اي

    تفكر سياست‌‌گذار در جمهوري اسلامي براي رسانة حرفه‌‌اي ارزشي را كه بايد، قائل نيست و اين عدم اهتمام به حرفه‌‌اي بودن رسانه‌‌ها در جنبه‌‌هاي مختلف بروز پيدا مي‌‌كند.

    عدم رشد رسانه‌‌هاي حرفه‌‌اي در ايران به چه دليل است؟ يكي اين كه اصلاً نمي‌‌دانستيم رسانة حرفه‌‌اي چيست؟ و چون نمي‌‌دانستيم معيارها و قوانين اصولي پيش پاي رسانه وضع مي‌‌كنيم كه اين رسانه را از حرفه‌‌اي بودن باز مي‌‌دارد. دليل عمده و نقطه ضعف العالم و تمام رسانه‌‌ها در ايران حرفه‌‌اي نبودن دستگاه سياست‌‌گذار براي رسانه در ايران است.

    چه بسا سرمايه‌‌گذاري اوليه انجام و بودجة كلان براي راه‌‌اندازي وضع شود اما چون دستگاه سياست‌‌گذار و برنامه‌‌ريز نمي‌‌داند كه رسانة حرفه‌‌اي توفيقش در استمرار و تداوم داشتن، در نوآوري و به روزشدن، در قدرت رقابت با رقبا و... است ممكن است يك العالم يا پرس.تي.وي هم راه‌‌اندازي شود اما چون سطح سياستگذاري رسانه‌‌اي با لوازم استمرار و تداوم حضور يك رسانه در اين حجم و با اين برد بيگانه است به تدريج حضور اين رسانه كم رنگ و كم رنگ تر مي‌‌شود. چون توجهي نيست به اين كه استانداردهاي سلامت و بهداشت در اين جسم چيست، ويروس‌‌ها و ميكروب‌‌ها حتي اگر ضعيف هم باشند به تدريج اين را نحيف تر و نحيف تر مي‌‌كند تا زماني كه از كار بيفتد. مثال العالم با شبكه‌‌هاي مشابه فعلي يا آنها كه در آينده در ايران با نگاه بين‌‌المللي به ميدان بيايند شايد تفاوت زيادي با شبكه‌‌هاي داخلي نداشته باشند اما تفاوت وضعيت اين است كه اينجا در خارج از ايران حرفه‌‌اي و نقاط ضعف خيلي زود به چشم مي‌‌آيد. در داخل كشور اساساً رقابت جدي بين رسانه‌‌ها وجود ندارد كه بتوان فهميد كداميك قوي و كدام ضعيف است.

    اگر كسي سه يا چهار روز در لبنان بماند به روشني درك مي‌‌كند كه شبكه‌‌هاي تلويزيوني كداميك قوي‌‌تر و كدام ضعيف‌‌تر است. چون رقابت به شكل جدي وجود دارد. المنار رقابت مي‌‌كند با ان بي ان يا با المستقبل يا با نيو تي وي و ال بي سي و...

    جايي كه رقابت هست نقاط ضعف و قوت روشن مي‌‌شود. ما در فضاي رقابتي فهميده‌‌ايم كه ضعيف هستيم. اما در ايران شبكه‌‌هاي رسانه‌‌اي و حتي روزنامه‌‌ها رقباي قوي براي هم نمي‌‌توانند باشند به خاطر معيارهايي كه برايشان وضع شده كه برآمده از كوتاه انديشي در درك سطح رسانه‌‌هاي حرفه‌‌اي است. نتيجة فضاي غير رقابتي اين مي‌‌شود كه فكر مي‌‌كنند همين كه هست بهترين است اين شرايط براي يك شبكة بين‌‌المللي خيلي متفاوت است. در ايران شما مي‌‌توانيد چند شبكة محدود را پيش روي مخاطب بگذاريد اما در بيرون نمي‌‌شود مخاطب را موظف به ديدن مثلاً العالم كرد. او مي‌‌تواند العالم ببيند و يا صدها شبكه ديگر را.

     

    مثل انرژي هسته‌اي

    اين نوع نگاه در لايه‌‌هاي سياستگذاري و برنامه‌‌ريزي، ضعف ديگري را بدنبال مي‌‌آورد و آن عدم درك اهميت شبكه‌‌هايي مثل شبكة العالم است. اساساً رسانه مگر چيست؟ رسانه تعريف شده از سازمان رسانه و مجموعه‌‌اي از افراد كه اهداف خاصي برايشان ترسيم و مخاطبين خاصي را بايستي هدف قرار دهند در فضاي حرفه‌‌اي از دادن حتي يك مخاطب يا بدست آوردن حتي يك مخاطب براي هر شبكه‌‌اي خسارت يا پيشرفت است.

    اما آيا اين چنين نگاهي در دستگاه سياستگذاري ايران براي ارزيابي العالم وجود دارد؟ با اطمينان مي‌‌گويم نه. با اطمينان مي‌‌گويم در چند سال گذشته در ايران ارزيابي جدي و دقيق از العالم به‌عمل نيامده كه آيا اين شبكه اساساً موفق بوده يا نه؟ مخاطب را از دست داده يا مخاطب بدست آورده؟ مخاطبيني كه از دست داده چرا و بالعكس.

    عدم وجود يك نهاد آگاه مشرف از بالا كه العالم را مثل انرژي هسته‌‌اي يا وزارت خارجه يا وزارت اطلاعات ـ يعني در اين درجه از اهميت براي نظام ـ نگاه كند، ضعف عمده است كه از همان عدم  نگرش حرفه‌‌اي به رسانه ناشي مي‌‌شود.

    هزاران ويروس و مرض از اين امر بيرون مي‌‌آيد: عدم پشتيباني سياسي، عدم پشتيباني مالي، عدم پشتيباني اداري و كار شكني و...

    مثلاً وقتي شما در فضاي بين‌‌المللي كار مي‌‌كنيد بايد استانداردهايتان بين‌‌المللي باشد يعني بعنوان نمونه من اگر بخواهم يك گوينده براي شبكه بفرستم بايد يك گويندة بين‌‌المللي بفرستم و گويندة بين‌‌المللي با حقوق حداقلي كه كار نمي‌‌كند يا اين شخص بايد لزوماً با تمام معيارهاي گزينشي و حراستي سازمان هماهنگ باشد؟ اين محقق نمي‌‌شود چون در خصوص يك شبكة بين‌‌المللي ما بايد برويم به دنبال نيرو، نه اينكه انتظار داشته باشيم نيرو بيايد به سراغ ما؛ چون بازار كار فراوان است. حالا من فقط در بحث گزينش و ارزيابي نيروي انساني نمونه آوردم، در بحث ساختار و تشكيلات و پشتيباني مالي و حرفه‌‌اي و... كه بماند.

    ما قرار است كه رقابت كنيم اما با رقبايي كه توان مالي شان دست كم پنج برابر بيشتر از ماست. پشتيباني سطوح اداري، مالي، سياسي، خبري و... همه را شامل مي‌‌شود.

    يعني اگر ما العالم را بعنوان يك ابزار ضروري و استراتژيك براي جمهوري اسلامي تصور كنيم آيا رهايش مي‌‌كنيم كه خودش هر چه اتفاقي بدست آورد عرضه كند و ديگر هيچ؟!

     

    اخبار اختصاصي

    اساس قدرت يك رسانة خبري در اطلاعات اختصاصي‌‌اش است. يك رسانه از كجا قدرت دارد تا اطلاعات اين چنيني را بدست آورد؟ در شبكه‌‌هاي رقيب ما هم آن‌‌ها كه اطلاعات اختصاصي را بدست مي‌‌آورند با كمك دستگاه‌‌هاي امنيتي و ديپلماسي و مجموعه‌‌هاي رسمي حكومتي است آيا اين پشتيباني اطلاعاتي از ما مي‌‌شود؟ پشتيباني سياسي يا مالي مي‌‌شود؟ به جرأت مي‌‌توانم بگويم اصلاً نمي‌‌شود. در بسياري موارد اين پشتيباني ضعيف اقدامي است در جهت ساقط كردن شبكه. من واقعاً اميد ندارم سال ديگر همين موقع شبكة العالمي وجود داشته باشد يا اگر باشد نسخة ضعيف شده‌‌اي از سحر و كوثر و... باشد. ببينيد چه اهدافي در ابتدا ترسيم شده؛ با چه نگاهي آمده و العالم را تأسيس كرده‌‌ايم ولي حالا به جايي مي‌‌رسيم كه فقط در بيلان مي‌‌آيد كه العالم هم هست و بيست و چهار ساعته روي آنتن برنامه دارد. حتي اگر كيفيت و قوت هم نداشت ملالي نيست! اين نوع نگاه ضعف و خطري است كه ما را تهديد مي‌‌كند.

     

    رسانه و بحران

    شرايط و محيط سياسي كه ما در آن به سر مي‌‌بريم اين بحران را تشديد مي‌‌كند. ما در شرايطي به سر مي‌‌بريم كه در منطقه همه آمادة يك اتفاق و رويارويي بزرگ هستند بعداز جنگ سي‌و سه‌روزه، بعد از مواجهة جدي ايران با جهان غرب در مورد پروندة هسته‌‌اي، مسائلي كه در فلسطين بوجود آمده، نگاه دشمنانه‌‌اي كه نسبت به اسلام پديدار شده و نمونه‌‌اش همين فيلم‌‌ها و محصولاتي است كه اخيراً شاهدش بوده و هستيم. در اين شرايط تمام رسانه‌ها روز به روز خودشان را براي انجام وظيفه در يك شرايط بسيار استثنائي تقويت مي‌‌كنند. ما در اين شرايط است كه روز به روز ضعيف تر مي‌‌شويم.

    شرايطي كه همه براي يك روز قيامت در منطقه خودشان را آماده مي‌‌كنند. روزي كه نمي‌‌دانيم كي و چگونه است، ولي با اتفاقاتي كه در منطقه افتاده هيچ محال نيست فرا رسيدن اين روز. روز شروع يك درگيري عمده اتفاقي كه سال گذشته رخ داد. حملة اسرائيل به لبنان براي نابودي حزب‌‌الله نشان مي‌‌دهد كه اين احتمالات وجود دارد و منطق حكم مي‌‌كند كه دفع ضرر محتمل عقلاً واجب است. ما در اين شرايط روز به روز ضعيف‌‌تر مي‌‌شويم. من خيلي سعي مي‌‌كنم كه خوشبين باشم ولي چون اطلاعات كامل در مورد وضعيت خودمان دارم نمي‌‌توانم و بايد بگويم مسيري كه ما در آن هستيم به سوي سقوط است نه صعود.

    در طول ماهها و سال‌‌ها ممكن است گاه رويدادي همچون دستگيري ملوان‌‌ها انگليسي رخ داده و اتفاقاً با پيگيري‌‌هاي مكرر داخل شبكه تصاويري اختصاصي از آنها نمايش دهيم. يا بعد از ماه‌ها و سال‌‌ها موافقت آقاي نصرالله را براي يك مصاحبة اختصاصي بگيريم و محل توجه شويم يا به طور اتفاقي تصويري اختصاصي از صحنه ترور حاج عماد مغنيه به‌دست آورده و پخش كنيم يا موارد مشابه. اما اينها همه موقت است و ما از درون خود چيزي براي عرضه و حضور مستمر نداريم.

    نداشتن برخي امكانات لازم براي رقابت در درون العالم هم هست ولي اصل مشكل در بيرون از العالم است. مشكل اصلي همان است كه ما نگاه واقعي و استراتژيك به العالم بعنوان يك رسانه بين المللي جمهوري‌‌اسلامي ايران نداريم.

     

    همه را غافلگير كرد

    زماني كه جنگ عراق شروع شد اولين روزهاي راه‌‌اندازي العالم بود. العالم ناگهان همه را غافلگير كرده بود به‌‌عنوان يك رسانة جديد كه به ميدان آمده و با الجزيره رقابت مي‌‌كند. العالم حتي الجزيره را در پوشش جنگ عراق كنار زد.

    اس ان جي داشتيم وقايع را لحظه به لحظه پوشش مي‌‌داديم. صحنة ورود نيروهاي انگليسي را به بصره به طور زنده نمايش داديم. با اين كه العالم يك هفته يا ده روز بود كه به ميدان آمده بود. مشهورترين شبكه در داخل عراق العالم بود با ده روز سابقه.

    اين نقطة شروع خيلي خوب و يك فرصت تاريخي بود و مي‌‌شد جايگاه به دست آمده را از دست نداد ولي اين طور نشد و طوري شد كه بگوئيم ما ايراني‌‌ها شروع كننده‌‌هاي خوبي هستيم ولي در ادامة راه دچار مشكل مي‌‌شويم. دست كم در مورد شبكة العالم من مي‌‌گويم اين به وقوع پيوسته است.

    در لبنان مجموعة مقاومت خودش را موظف مي‌‌داند تا از هر شرايط فرصت سازي كند براي المنار. تفاوت بين المنار و العالم يا حزب الله و جمهوري اسلامي در اين است كه حزب الله به عنوان يك گروه و يك سازمان مقدماتي يك حكومت به شدت نياز به محافظت از خود دارد و به عناصر تشكيل دهنده خود نگاهي كاملاً استراتژيك دارد. وجود المنار براي حزب الله بحث مرگ و زندگي است.

    اما براي ما به عنوان يك حكومت در ايران كه تمام مقدمات يك ابر قدرت را داريم نفت و ثروت، مساحت، جمعيت، تكنولوژي هسته‌‌اي، سلاح و داشتن همة اينها در يك حكومت مستقل باعث شده تا نگاهي را كه حزب‌‌الله به المنار دارد در جمهوري‌‌اسلامي نسبت به العالم پيدا نشود.

    به بيان ديگر در كنارديگر ابزارهاي قدرت همچون اقتصاد، انرژي، سلاح و... رسانه بعنوان يك ابزار قدرت، برايمان اعتبار ندارد.

    در جنگ سي وسه روزه العالم با كمترين امكانات حضور بسيار برجسته‌‌اي داشت، در چند نقطه در لبنان خبرنگاران حاضر ارتباط 24 ساعته تصويري برقرار بود. بيشترين خبرهاي فوري را العالم به نسبت به شبكه‌‌هاي رقيب اعلام مي‌‌كرد و به دليل همين پوشش قوي خبري جنگ، توجهات به العالم در زمان جنگ بسيار زياد شده بود و شاهد اين حرف همين بود كه دبير كل حزب الله براي قدرداني از شبكه پذيرفتند كه مصاحبه اختصاصي دو و نيم ساعته با العالم داشته باشند و همان ابتداي مصاحبه ايشان گفتند كه در روزهاي جنگ با وجود سختي‌‌ها و مشكلاتي كه داشتم خودم را ملزم كرده بودم كه هر روز العالم را ببينم.

    در بحث چشم‌‌انداز آينده شبكه بايستي گفت همه چيز بستگي به بازنگري در سطوح كلان سياستگذاري و برنامه‌‌ريزي رسانه در كشور دارد من اسمش را انتفاضه مي‌‌گذارم. اگر اين انتفاضه اتفاق بيفتد مجموعة داخل شبكه پتانسيل لازم را براي رساندن شبكه به سرحد رقابت و پيش افتادن از ديگر شبكه‌‌هاي اين ميدان‌‌داراست.

    مسير اين بازنگري و تغيير نگرش هم بايد كاملاً ضربتي باشد چون در شرايطي به سر مي‌‌بريم كه با زمان در مسابقه افتاده‌‌ايم كه البته تا اين لحظه زمان از ما پيشتر بوده...

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه