پيشرفته
 

موضوعات :

  • مستند
  • افغانستان
  • دفاع مقدس

  • کلمات کليدي :

  • انیس دوویکتور
  • سینمای جنگی

  • مطلب بعدي >   1086 تعداد بازديد
    10.00 (1 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 2 : نظارت شعاري

    شکست دشمن با دوربین

    آنيس دو ويكتور

    اشاره: آنجه می خوانید گزیده سخنرانی خانم»آنیس دو ویکتور«، استادیار دانشگاه آوینیون فراسه ،درباره نستند جنگی ماست که در سالروز شهادت سید مرتضی آوینی  و در مرکز سینمای مستند تجربی ایراد شده است .

    بنابر فرصتي كمي كه داريم مي‌‌خواهم اين برنامه دو روزه را جمع بندي كنم، كه براي چه ما اين برنامه را اجرا كرديم و تدارك ديدم اجراي اين برنامه براي اين بود كه ارتباطي در بين دو روش فيلمبرداري در ايران و افغانستان از زمان جنگ داشته باشيم. تجربة تاريخي كه براي اولين بار در ايران و افغانستان باعث شد اين نوع سينما، سينماي جنگي اجرا شود. ولي متأسفانه در افغانستان هنوز هم جنگ ادامه دارد.

    با ديدن اين فيلم‌‌ها كه در اين دو روز ديدم و به خصوص فيلم‌‌هاي آويني كه آن‌‌ها را بيشتر مي‌‌شناسم و تصاوير جنگ افغانستان، براي من يك حقيقت مسلم است و آن اين است كه گرفتن تصوير و ثبت آن همانقدر اهميت دارد كه پيروزي در جنگ، به نوعي مي‌‌شود گفت كه ثبت تصاوير مثل تصرف اراضي دشمن و حفظ آن مهم است.

    در افغانستان شايد احمدشاه مسعود اولين فرماندهي بود كه اين تصاوير را ثبت كرد و آويني هم اين را درك كرده بود كه تنها با ثبت تصاوير مي‌‌شود حقيقت جنگ را فهميد.

    در اين فيلم‌‌ها يك عناصر كاملاً عمومي در سينماي مستند جنگي ديده مي‌‌شود. الفبايي كه در اين فيلم‌‌ها ديده شد، نشان داد كه در هر سينمايي مستند جنگي و به عنوان يك اثر هنري شناخته شد، نه گزارش گونه‌‌هاي تصويري از جنگ‌‌، اين نكته مهم است كه يكي از دلائل آن ارتباط بسيار انتزاعي با زمين و خاك است. تصاويري كه از جان نثار ديدم ياد آور تصاويري است كه مثلاً در جنگ جهاني اول در فرانسه ثبت شده است. در كارهاي آويني هم اين ارتباط انتزاعي با زمين و خاك ديده مي‌‌شود.

    در ضمن مي‌‌خواهم اين نظريه را هم ابراز كنم كه در اين فيلم‌‌ها ما يك ارتباطي هم با سينماي جديد و مدرن مي‌‌بينيم. در فيلم‌‌هاي جان نثار كه ديروز و امروز ديديم و همچنين فيلم‌‌هاي روايت فتح كاري از دست‌‌اندركاران روايت فتح و آويني را، به نوعي اعتماد به سينما وجود دارد كه مي‌‌خواهد نگاه تماشاگران را آموزش دهد و تربيت كند.

    شايد بسيار نادر باشد كه كسي اين چنين مصمم فيلم تهيه كند نه براي نمايش كه براي حفظ تاريخ جنگ. اگر چه قابل نمايش  نبود. ولي تلاش بسيار عظيمي صورت گرفت كه اين صحنه‌‌ها ثبت شود و حفظ شود. يعني اين فيلم‌‌ها براي تبليغ ثبت نمي‌‌شد تا مردم را به جنگ تشويق نمايد. فيلم‌‌هايي كه در اين دو روز از جنگ افغانستان ديديم، فكر مي‌‌كنم اين فيلم‌‌ها از تماشاگر مي‌‌خواهد كه فكر كند و ذهنش را به كار اندازد.

    اين فيلم‌‌ها زيبا بود اما بسيار سنگين. سنگين از اين رو كه تكليف تماشاگر را روشن نمي‌‌كرد كه چه قضاوتي بكند و چگونه سعي بر درك آن داشته باشد. اين كار به خصوص در سينماي مستند جنگي بسيار نادر است. سينمايي مستند جنگي به مخاطبانش مي‌‌گويد كه چه را مي‌‌بينند.

    اما به نظر من در سينماي آويني ارتباط با زمان بسيار مهم است. اگر چه در فيلمي كه امروز ديديم زياد مشهود نبود. ارتباط آويني با زمان، يك نگاه جديدي است كه مي‌‌خواهد براي فهم حقيقت و واقعيت جنگ به تماشاگر بگويد كه هيچ ربطي به لحظه‌اي كه فيلمبرداري شده است ندارد و كپي از حقيقت و واقعيت نيست كه براي ما بفهماند كه جنگ چيست. به همين خاطر است كه آويني به تدوين و مونتاژ اهميت زيادي مي‌‌دهد.

    از اين رو تماشاگر خوب مي‌‌فهمد كه از زمان جنگ فاصله دارد و در اين فاصله اين فرصت را دارد كه حقيقت جنگ را مي‌‌شود فكر كرد و دريافت و اين كار بسيار مدرن و جديد است.

    هدف آويني از اين كار اين است كه تماشاگر راه را بايد خودش طي كند و به حقيقت جنگ برسد. در فيلم‌‌هاي آويني ارتباط زماني، مكاني و جغرافيايي براي درك حقيقت جنگ به وسيلة تماشاگر بسيار حائز اهميت است. تصاويري كه از جنگ افغانستان ديديم از جان نثار و تصاويري جنگ از آويني، مثل سرزمين‌‌هاي هستند كه بايد از آنها دفاع كرد. ولي نه به وسيلة اسلحه، بلكه بايد آنها را حفظ كرد و به آرشيو سپرد براي تاريخ.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه