پيشرفته
 

موضوعات :

  • سینما
  • مدیریت فرهنگی

  • کلمات کليدي :

  • سینمای روشنفکری
  • نظام نشانه‌ای
  • هنرپیشه

  • دكتر ابراهيم فياض

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • جامعه شناسی با عینک سرمایه‌‌داری

  • غرب گرايي عليه بومي گرايي

  • مطلب بعدي >   311 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 2 : نظارت شعاري

    انقلاب سینمایی در ایران

    دكتر ابراهيم فياض

    1- سينماي ايران يك سينماي سر گشته است كه هنوز نتوانسته است خود را پيدا كند گاهي سينماي سوسياليستي مي‌شود و آگاهي ليبراليستي گاهي متدين و متعين مي‌شود و گاهي نهيليست و بي‌جهت‌گرا.

    2- سرگشتگي سينماي ايران به عنوان يك رسانه به علت نديدن ريشه نرم‌افزاري خود در يك جامعه است مثل نديدن شاهنامه به عنوان يك اثر جريان ساز ايراني و نقش آفرين فردي.

    3- پول نفت فناوري سينما را به ايران ما آورد و با پول نفت فيلم ساخته مي‌شود و با پول نفت فيلم سينمايي ديده مي‌شود پس پول نفت در ايران يك نوع نوآوري تكنولوژيك غير عمقي بوجود مي‌آورد و سينما سير خودش از نرم‌افزار به سخت افزار را طي نمي‌كند.

    4- نوع سير سينما در ايران سبب مي‌شود كه سينماي ايران نتواند از نظر سخت‌افزاري و نرم‌افزاري داراي ريشه بومي و فكري شود و سينما كه يك نوع ابزار نوآوري و روشنفكري و توليد فكر مي‌باشد دچار بي‌ريشگي و با بادهاي وارداتي فكري جابجا مي‌شود.

    5- هر سينمايي كه ريشه در بومي بودن ايران داشته باشد مي‌تواند در ايران جاي خود را پيدا كند اگر فيلم فارسي در قبل از انقلاب هنوز در ايران مورد توجه است و اگر هنرپيشه‌هاي آنها يك نوع برگشت دارند و اگر كارگردان فيلم‌هاي انديشه‌اي قبل از انقلاب هنوز در ايران فيلم‌ مي‌سازند و مورد توجه هستند به همين دليل ما باشد.

    6-ساختارسازي انديشه‌اي در سينماي ايران يك بنياد سيار مهم مي‌باشد چگونه مي‌توان اين ساختار انديشه‌اي را توليد كرد كه يكي از مهم‌ترين توليدات نرم‌افزاري در ايران ما باشد. توليداتي كه بتواند هم داراي نظام مافيايي و هم نظام نشانه‌اي سينمايي باشد.

    7- اينجاست كه از عرفان و فلسفه ايراني شروع و به ادبيات و هنر خواهد رسيد يعني بايستي فيلسوفان و هنرمندان ايراني به هم نزديك شوند و حرف خود را بفهمند يعني نظام معنايي عرفا و فيلسوفان با يك نوع ديالكتيك و ارتباطات ميان فردي توسط هنرمند تبديل به نظام نشانه‌اي شود.

    8- هنرمند اگر به دو ماخذ مذكور چنگ نزد نمي‌تواند آرامش يابد هر روز بايستي به دنبال پرخاش و خودآزاري و ديگر آزاري برود كه اين ساديسم و مازوخيسم حال سبك سينمايي و هنري به حساب آيد و مظهر روشنفكري مي‌شود. كه ويرانگري فردي و اجتماعي را در پي دارد.

    9- به دليل مذكور، سياه‌نمايي، يك نوع سبك سينمايي روشنفكري در ايران مطرح شده است سياه‌نمايي زندگي ايراني در سينماي قبل از انقلاب و بعداز انقلاب مطرح بوده است سياه‌نمايي، به بهانه سبك رئاليستي سينما مطرح بوده است ولي به سينماي سياه يا رئاليسم سياه دچار شده است.

    10- سياه‌نمايي سينما به يك نوع بحران اجتماعي و سينمايي تبديل شده است چون مردم به دنبال شادي مي‌باشند شادي واقعي كه در اين زمان به دنبال طنز و جوك تراشي با رسانه‌هاي sms مي‌باشند و سينماي طنز را مي‌جويند ولي هنوز در سينماي عادي نتوانسته‌ايم به سينماي شاد براساس زندگي روزمره شويم.

    11-  سينماي شاد براساس زندگي روزمره، اگر به ابتذال كشانده شود سينمايي خواهد بود كه مردم از آن تنفر پيدا مي‌كنند چون مردم ايران شادي طلب مي‌باشند ولي به علت متفكر بود نشان يك نوع شادي عميق مي‌خواهند كه هم شادي باشد هم زندگي روزمره و هم آموزش (اگر چه در قالب طنز)

    12- سينماي ميركريمي يك سينماي آرماني ايراني است سينمايي كه هم ريشه در تاريخ ايران يعني عرفان و اشراق دارد و هم زندگي روزمره ايران را ترسيم مي‌كند و هم آموزنده است به گونه‌اي كه سكانس‌ها فيلم او و تيتراژ فيلم او و... ضرب‌المثل مي‌شود (مثل موبايل اينجا خط نمي‌دهد در فيلم زير نور ماه، يا خيلي دور خيلي نزديك و...) شادي پنهان در فيلم‌هاي اوست ولي شادي‌هاي ظاهر نيز بايستي در فيلم او راه يابد ولي به ابتذال نگرايد.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه