پيشرفته
 

موضوعات :

  • امام و رهبری
  • مدیریت فرهنگی
  • جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

  • کلمات کليدي :

  • فساد نهادینه شده
  • مباحث تئوریک
  • براهت برهنگی

  • وحید جلیلی

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • بعدالتحریر

  • قرایت دینی از عدالت یا قرایت عادلانه از دین

  • علم یا عمل؟

  • بعدالتحرير

  • فردای انتخابات

  • بعدالتحرير

  • جشنواره شاه سلطان حسینی

  • جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

  • بعد التحریر

  • جنگی كه بود، جنگی كه هست

  • مطلب بعدي >   1219 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب  
    راه شماره 2 : نظارت شعاري

    ستادهای چاق، صف‌های خسته و پادشاهان سخت

    نگاهي به "عمليات " و" مانور" مديريت فرهنگي در جمهوري اسلامي

    درآمد:

    يكي از بچه‌هاي جنگ تعريف مي‌كرد:« بعد از عمليات والفجر8 بعثي‌ها از 22بهمن تا بعد از نوروز پاتك مي‌كردند كه فاو را پس بگيرند. حجم و شدت پاتك‌ها بچه‌ها  را خسته كرده  بود و كم كم زمزمه‌هايي در گرفته بود كه چرا مرخصي نمي‌دهيد. چرا نيروي تازه نفس نمي‌آوريد و ... . يك روز ديديم ماشين‌هاي تبليغات آمدند خط. بلند گوها‌يشان را راه انداختند و سرود پخش كردند و توي هركدام از سنگرها بسته اي انداختند. بسته را باز كردم ديدم جزوه‌اي است. نوشته بود: "آه نفسم به من مي‌گويد برو مرخصي ولي اي نفس! من ... "   ادامه ندادم. با فحشي زير لب جزوه را پرت كردم آن طرف خاكريز. گذشت تا بالاخره ترخيص شديم. آمديم اهواز كه برگرديم تهران. در اهواز يكي از بچه هاي دانشگاه را ديدم. گفت راستي فلاني وفلاني وفلاني آمده‌اند جبهه. تعجب كردم! گروه خونشان به اين جور حرف‌ها نمي‌خورد. آدرس گرفتم. رفتم پيششان. در  يكي از خانه مصادره‌اي هاي  بالاي شهر اهواز زيارتشان كردم. با عرقگير زير باد كولر گازي دراز كشيده بودند و داشتند براي "خط" جزوه مي‌نوشتند:" آه نفسم به من مي‌گويد برو مرخصي! "

    1. نظام  جمهوري اسلامي تا دلتان بخواهد چشم‌اندازنويس و سياست‌گذار و مميز و ناظر  و  بررس  دارد.

     وارد هركدام از دستگاه هاي عريض و طويل  فرهنگي جمهوري اسلامي كه بشويد با آدم هاي  يقه سفيدي  طرفيد كه سرگرم راهبرد  نويسي و سياستگذاري  هستند و هر منتقدي را هم به ورود در اين سرگرمي دعوت مي كنند.

     نيروهاي ستادي با اشتياق از هر ايده اي كه بشود برايش فراخوان ها و همايش ها ي آنچناني برگزار و ويژه نامه هاو دبيرخانه ها ي  آنچناني تر ايجاد كرد استقبال مي كنند، خواه آن ايده« جامعه مهدوي» باشد يا« مهندسي فرهنگي» ِيا« چشم انداز بيست ساله» يا« دولت اسلامي» يا« جامعه مدني » يا« گفتگوي تمدنها»يا ...

     

    2. مديران اجرايي  و ستادي در رسانه ها سرگرم طرح بحث هاي جديد و عميق و گسترده  نظري هستند. طرف سالهاست مدير يك دستگاه هنري يا رسانه اي است و مي بيني با چه شدت و حدتي از عدم تبيين نسبت رسانه با سنت يا  فقدان تعريف هنر ديني يا ... سخن مي گويد و اينكه بايد در زمينه اين مباحث كار بشود! جالب است كه براي صميمي تر شدن بحث و شكستن گارد مخاطب افعال اول شخص هم بكار مي برند:« متاسفانه ما هنوز تبيين نكرده ايم، تعاريف را، مرزها را مشخص نكرده ايم... پس مي بينيد كه بايد ابتدا تكليفمان را با اين مفاهيم مشخص كنيم تا...»

    و البته صيغه اول شخص جمع بر همه تطبيق مي كند جز بر خود گوينده! شخص اول هر كدام از اين دستگاهها اولين ويژگي اش آن است كه هيچكدام ازمعايب آن مجموعه به او ربطي ندارد و فقط با يك سري مفاهيم انتزاعي كه هنوز تكليفمان را بقول آقاي رييس با آنها مشخص نكرده ايم، ربط دارد.

    در ادارات طرح و برنامه و پژوهشكده ها و سمينارهاي تحت مديريت اين  حضرات هم  سالهاست كه مطالعاتي در دست اقدام و كار كارشناسي دقيقي در حوزه هاي مختلف در حال اجراست.كار كارشناسي و تئوريك در نگاه حضرات معنايي معكوس دارد و به جاي آنكه به دنبال ساده كردن و به جواب رساندن پيچيده ها باشد در پي پيچيده كردن بداهت هاست تا هر يقيني را به ترديد و هر عزمي را به حزم تبديل كند. به حداكثر رساندن "مطالعات"  از ان   دست  تنها  غايتش  اين است: به  صفر رساندن  «مطالبات» .

     

    3. فساد نهادينه شده در ستادهاي چاق عملياتها   را به شكست  نزديك و نزديك تر مي كند. جماعت« يقولون ما لا يفعلون» كه  در ستادها پناه گرفته اند و وظيفه اي جز بيلان كار بافتن و ويترين ساختن و توجيه سردرگمي و بي آرماني براي خود نمي شناسند حتي بيش از دشمناني كه روبروي« صف» به خط شده اند نيروهاي  عملياتي را مي آزارند.

    ستاد ها آماس  كرده اند و صف  ها  روز  به  روز  لاغرتر  مي شوند .

    هر چه  عملياتي ها  افسرده  تر  ومنزوي  تر  ميشوند  لپ  ستادي ها  بيشتر گل  مي اندازد  و جلسات  ومحافل پر زرق و برقشان  رونق  بيشتري مي گيرد و گنده  گويي هايشان بيشتر مي شود .

    جالب  اينجاست  كه  يك  دهم  دغدغه اي  كه براي  پاسخ  به  شبهات  وتربيت نيروي فكري ! و كارشناس ! پروري در  ستاد ها موج  ميزند  انگيزه اي براي  پر كردن  خط  و حمايت  از  عملياتي ها  وجود  ندارد  .  ملالي  هم نيست .تا دلتان  بخواهد  تكنوكرات ها و فرصت طلب ها  هستند و مي توانند  همزمان  كه  ستادي ها  به خاله بازيهاي تئوريك واستراتژيكشان  مشغولند  و از  ان لذت  مي برند   با  استفاده  از  امكانات نظام مقدس  جمهوري اسلامي  صف ها را تسخير  و  وبيلان كار  آقايان  را تزيين وفساد سفيدشان را پنهان كنند . وقتي  كه  بيلان كار  با  مانور  هم  پر  ميشود  ديگر  چه  نيازي  به  عمليات ؟چه  نيازي  به خط شكن‌ها ؟

    4. در سالهاي اخير هم با به راه افتادن اردوهاي تئوريك متعدد و  دوره هاي  متنوع آشنايي با مباني و  پاسخ به شبهات  نسل جديدي از ستادي هاي جوان تربيت شده اند كه زينت المجالس مديران كار كشته قبلي اند و محفل آراي جلسات  محافظه كارها  و بوروكرات هاي بي آرمان.

     نسل نو   هم  مي تواند  انتخاب كند:  يا  به  اردوي  يقه سفيدهاي ستادي  بپيوندد  و در  سر خيال  پست و پول و پرستي‍‍‍‍‍ز ‍‍و پيشرفت  بپزد   يا  به  سلك  عملياتي ها  در آيد و زير بار نگاه  عاقل  اندر سفيه  پادشاهان  لخت  ستاد ها  كمر  خم  كند.

     

    5. اگر امسال سال نوآوري است بايد حواسمان باشد كه اين ستادهاي كهنه كه هر ازچندي بزك دوزك   جديدي مي كنند آمادگي دارند كه هر ايده جديدي را به زيباترين شكل ممكن خنثي كنند چرا كه آنها ستادند! و اگر قرار باشد« عمليات» جدي بشود كه ستادها _اين ستادها_ديگر شاني ندارند. خصوصا  كه  ان  ايده " نو آوري " باشد و در تضاد  با  ماهيت  "محافظه كاري"  كه  مكتب مقدس ستادي هاست. "مانور"  نواوري مطمئنا  از عملياتش  اسان تر  وكم خطر تر است . 

     

    6. تعارف ها و تملق هاي رايج در ستادهاي چاق و بي مصرف، بر مفهوم مبهمي بنام« تعريف» بنا شده است. هرچه بگويي بلا فاصله سر بر مي دارند كه «تعريف شما از اين مسئله چيست؟» و از كجا معلوم كه اين تعريف درست باشد؟ و تعريف در نگاه اينان بيشتر به تحريف شبيه است. آنقدر راجع به واژه ها حرف بزنيد تا يادتان برود كه هدف از همه اين بحث ها و تعريف ها عمل و اقدام و تحقق بوده است.

     قاعدتا وقتي هيچ تعريفي قطعيت  نداشته باشد هيچ معروفي هم وجود نخواهد داشت و« امر به معروف» نيز سالبه به انتفائ موضوع است!

     

    7. "مباحث تئوريكِ بدون توجه به خارج و واقعيات؛ غلط است. ..گفتيم داردتهاجم فرهنگى انجام مى‏گيرد.. اگر مى‏خواستند كه تهاجم فرهنگى را نشان بدهم، با چشم خودم كأنّه دارم تهاجم فرهنگى را مى‏بينم، مى‏توانستم موارد را نشان بدهم. نشان هم دادم؛ اما بعضيها شروع كردند به انكار و گفتند: نه آقا، چنين چيزى وجود ندارد!

    ... در اول جنگ تحميلى عراق، دلسوزهاى محلى مى‏آمدند و مى‏گفتند عراقيها به خاك ما حمله كردند؛ به مرز ما نفوذ و تجاوز كردند. به بنى صدر مى‏گفتيم: رئيس جمهور! شما چه خبر داريد؟ مى‏گويند عراقيها حمله كردند؛ مى‏گفت دروغ مى‏گويند؛ اين سپاه براى اينكه خودش امكانات دست و پا كند، اين حرفها را مى‏زند! آنها را متهم مى‏كردند. بعد هم به دهلران رفت - كه هنوز آن وقت دهلران را نگرفته بودند - ايستاد و مصاحبه كرد؛ گفت: من الان در دهلرانم؛ مى‏گويند عراقيها آمده‏اند؛ عراقيها كجايند؟! از دهلران بيرون آمد و دو ساعت بعد دهلران به وسيله‏ى عراقيها تصرف شد. نمى‏شود كه واقعيات را با چشم روى هم گذاشتن انكار كرد.

    . بعضى اين‏طورى‏اند؛ چشمشان را روى هم مى‏گذارند؛ گفتند تهاجم فرهنگى نيست. بعد كه قبول كردند تهاجم فرهنگى هست، به دنبال بحثهاى ذهنى رفتند! «تهاجم يعنى چه؟»، «فرهنگ يعنى چه؟»، «فرهنگى چه چيزهايى را شامل مى‏شود و چه چيزهايى را شامل نمى‏شود؟» ما به اينها چه كار داريم؟! نقل مى‏كنند قديمها كه در يك شهرى، يك سينما درست كرده بودند؛ يك عده‏اى رفتند پيش عالِم شهر - كه آدم گوشه‏گيرى بود - تا وادارش كنند كه با اين سينما مخالفت كند. گفتند: آقا! در اين شهر سينما ساخته‏اند، شما يك اقدامى بكنيد. عالِم يك فكرى كرد، گفت: حالا ببينيم اين سى‏نُماست يا سى‏نَماست يا سى‏نِماست! كدام درست است؟! بنا كردند بحث نظرى كردن كه ضبط لفظ سينما را پيدا كنند!"٭

     

    8. سي نما؟ يا سي نما؟ يا سي نما؟

    بسيار از  مباحثي كه امروز در ستادهاي چاق در دست بررسي است از اين زمره است. و صفي ها نيز با ترس از متهم شدن به افراطي گري، عمل زدگي و  شعار محوري بايد در وصف لباس هاي زربفت ستاديون برهنه  چكامه سرايي كنند .  از  عجب و تفرعني كه در  اين  ستادها موج مي زند    صف  هايي  را  كه قرار است اجتماع مجاهدان مخلص همدل و همدست باشد  جز امواج ياس و خستگي نصيب  مي شود؟

     

    9. جبهه فر هنگي انقلاب اسلامي مدت ها  در چنبره  اختاپوسي  ستادهاي  چاق  بي مصرف  گرفتار بوده است. ستادهايي كه  مروج  علم منهاي  عمل، راهبرد منهاي كاربرد، حرف منهاي اقدام، سلب منهاي ايجاب ، انقلاب فرهنگي منهاي فرهنگ انقلابي  و انقلاب اسلامي منهاي اسلام انقلابي    هستند.

    پادشاهان لخت مستقر در ستادها انگشت اتهام خود را به سوي تفكرات بچگانه اي كه ادعاي بديهي بودن بسياري از محكمات انقلاب را دارند گرفته‌اند تا برهنگي خود را از واضح ترين ارزشهاي مديريتي جمهوري اسلامي پنهان كنند

     

    10. چه  بايد كرد؟

    بايد  بداهت  برهنگي  اين  پادشاهان  لخت  را فرياد  زد و لباسهاي فاخري را  كه  نه  بر خود  بلكه  بر ديدگان ما پوشانده اند  خرق كرد.

    18/ 08/ 85

    ٭ بيانات رهبر انقلاب اسلامى‏ در ديدار اساتيد و دانشجويان‏ دانشگاههاى استان سمنان

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه