پيشرفته
 

موضوعات :

  • دفاع مقدس
  • طنز و کاریکاتور

  • کلمات کليدي :

  • کاریکاتور
  • جنگ

  • مازیار بیژنی

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • مقدس تر از مسیح

  • مقدس‌تر از مسیح

  • مطلب بعدي >   1356 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 5 : شهدا براي چه آينده اي جنگيده اند

    عبور از مضحکه با طنز تلخ

    گفت‌وگو با مازيار بيژني

    اشاره:

    کمتر روزنامه خوانی هست که دستکم یکی از کاریکاتورهای مطبوعاتی مازیار بیژنی را ندیده باشد. «مقاله های بی متن» او در کیهان در بسیاری موارد به اندازه یک کتاب متن و حاشیه داشته است. به مناسبت هفته دفاع مقدس بیژنی گفتگوی کوتاهی داشت با راه درباره کاریکاتور دفاع مقدس.

     

    آقاي بيژني با كاريكاتورهاي زمان جنگ شروع كنيم. زمان جنگ درباره جنگ كاريكاتور كشيده بوديد؟

    - تعداد زيادي نبود. يكسري كاريكاتور بود كه به تقليد از كاريكاتوريست‌هاي معروف آن زمان مثل آقاي نوري نجفي مي‌كشيدم يکسري هم تقليدي نبود. آن موقع اگر سوژه كاريكاتوري «جنگ» بود عمدتاً تمسخر صدام بود يا بحث بمبارانها و حمايت‌هاي آمريكا از صدام. زمان جنگ كاريكاتورهاي خيلي قوي درباره جنگ كشيده نشد. كاريكاتورهايي كه زمان انقلاب از شاه كشيده شد خيلي بهتر بودند.

    از کاريکاتورهايي که آن موقع کشيديد چيزي را بخاطر داريد؟

    درباره جنگ ايران و عراق نه . ولي يك كاريكاتور درباره اشغال لبنان كشيدم كه در برنامه گزارش هفتگي تلويزيون - كه هنوز هم با همان مجري و همان سبك اجرا مي‌شود- استفاده شد. فكر مي‌كنم از كاريكاتورم به عنوان دكور برنامه استفاده كردند.

    يك مجموعه كاريكاتور هم بعدها كشيدم درباره نوع نگاه هر يك شبكه‌هاي تلويزيوني به جنگ. در يكي از آنها تلويزيوني نشان داده شده بود كه در تصويرش يك رزمنده در حال سرنگون كردن يك هواپيما با كلاشينكف بود! يا در ديگري يك اسير با كاراته چندين سرباز عراقي را ناكار كرده بود! در واقع درباره كارهايي بود كه جنگ را مضحكه گرفته بودند. از اين اتفاقها در تلويزيون مي افتاد و الان هم مي افتد. يادم نمي‌رود در يک برنامه تلويزيوني خواسته بودند صحنه مطلع شدن رزمندگان از پذيرش قطعنامه را به تصوير بكشند. عده‌اي پشت خاكريز در حال جنگيدن بودند. راديو هم داشتند و راديو داشت مارش نظامي پخش مي‌كرد. يك دفعه مارش نظامي قطع شد و گوينده با هيجان گفت كه قطعنامه پذيرفته شد! به محض اين كه اين خبر از راديو پخش شد مثل زماني که در يک فيلم كارگردان كات مي‌دهد همه رزمندگان دست از جنگيدن كشيدند. حتي يكي كه در حال جا زدن گلوله آرپي‌چي بود با دستور فرمانده گلوله‌اش را درآورد! در حالي كه اصلاً ماجراي پذيرش قطع‌نامه و اعلام پذيرش قطع‌نامه و آتش بس اين ريختي نبود.

    يا در يك برنامه ديگر دو تكاور در روز رفته بودند شناسايي داخل هور. كارگردان داده بود صورت‌هايشان را به تقليد از فيلم‌هاي خارجي سياه كنند. معلوم بود طرف اصلاً از جنگ چيزي نمي‌دانسته و خبر نداشته که در شناسايي شبانه صورت را سياه مي‌كنند نه در روز. آن كاريكاتورهايي كه كشيديم كه تصوير كشيدن همين مضحكه‌ها بود.

    از وقتي كار جدي طنز را در مطبوعات شروع كرديد چقدر درباره بحث جنگ و دفاع مقدس كار كرديد؟

    درباره خود جنگ خيلي زياد نبود. حدود سالهاي 27 و 37 وارد فضاي كاريكاتور مطبوعاتي شدم. محدوديت‌هاي فضاي سياسي آن زمان سوژه‌هاي كاريكاتورها را سوق داد به سمت بحث اشرافيت. بحث جانبازان البته در تعداد زيادي از كاريكاتورهاي آن دوره منعكس بود.

    بيشتر از چه نمادهايي در كاريكاتورهاي مربوط به جنگ استفاده مي‌كرديد؟

     نماد را همه بايد بشناسند. نماد جنگ در كاريكاتور همين چيزهايي است كه همه مي‌شناسند. بسيجي و چفيه تابوت شهيد و اسلحه و تانك.

    البته به خاطر حساسيت‌هايي كه درباره موضوع جنگ هست استفاده از اين نمادها يك مقداري سخت است؟

    کلا استفاده از نمادهايي مقدس سخت است. وقتي مي‌خواهم درباره تحجر هم كاريكاتور بكشم با همين مشكل روبرو هستيم. چون بايد بين تجحر و دينداري تمايز قايل شد. تسبيح و انگشتر و سجاده و پيشاني پينه بسته نمادهاي مشترك اين دو هستند. بايد طوري كار را درآورد كه اين دو از هم تفكيك شوند. تاكيد بر «رفتارها» مي‌تواند اين دو را از هم تفكيك كند. رفتارهايي که از يک متحجر سر مي زند ولي از يک ديندار واقعي سرنمي زند.

    مورد خاصي از اين حساسيت‌ها را به ياد داريد؟

    موضوع دفن شهدا در داخل شهرها كه مطرح شده بود، عده‌اي از نمايندگان مجلس اعتراض كردند به اين كه با اين كار شهر قبرستان مي‌شود و روحيه مردم خراب مي‌شود و كلي استدلال آوردند که اين كه نبايد اين كار را كرد. يك كاريكاتور كشيدم كه در آن نمايندگان مجلس در حال مسابقه بودند تا ببينند چه كسي مي‌تواند با منجنيق تابوت شهدا را به فاصله دورتري از شهر پرتاب كند. عده‌اي كه آن طرح را قبل از چاپ ديدند گفتند توهين است. به خاطر همين حساسيت‌ها كمتر كسي وارد اين موضوع مي‌شود. البته جاي زيادي هم براي عرضه اين مدل كاريكاتورها نبوده است. صبح بوده و شلمچه و كيهان.

    ولي الان در كيهان هم حتي نشان زيادي از کاريکاتورهاي دفاع مقدس نمي بينيم.

    كاريكاتور روزنامه‌اي ناچار است با موضوعات روز پيش برود. ولي در همين فضا هم اگر كاريكاتورهايي درباره جنگ و عوارض جنگ كشيده شود، مخاطب خواهد داشت.

    الان اگر كسي قرار باشد درباره جنگ كاريكاتور بكشد چه سوژه‌هايي هنوز تازه هستند؟

    بازماندگان جنگ هستند. از خانواده شهدا گرفته تا جانبازان و رزمندگان و آزادگان. بحث بازسازي مناطق جنگ هم هست. البته درباره اين‌ها بايد اولاً ظريف كار كرد ثانياً موردي. اگر كلي كار كنيد معترض زياد خواهيدداشت؟ اگر كاريكاتور بكشيد كه همه جانبازان مشکلات زيادي دارند، كلي مدعي پيدا خواهد شد و كلي آمار رديف خواهند كرد كه ما اين قدر براي جانبازان كار كرده‌ايم. ولي اگر كاريكاتور شما درباره يك جانباز خاص باشد به هدف خواهيد رسيد. اگر بازسازي مناطق جنگ زده به صورت يک کل مورد توجه باشد، مدعي زيادي پيدا خواهد شد ولي اگر يک محله از يکي از شهرهاي خوزستان يا کردستان را مثال بزنيد موفق خواهيد شد. 

    خود جنگ و ارزش‌هاي دفاع مقدس نمي‌شود سوژه كاريكاتور باشند؟

    ممكن ولي دشوار است. كاريكتور به هر حال نوعي طنز است. خواه ناخواه عده‌اي آن را با تمسخر اشتباه مي‌گيرند. زماني در يك روزنامه مي‌خواستم درباره اين موضوع كاريكاتور بكشم مدير مسئول مخالفت كرد با همين استدلال كه دردسر درست مي‌شود.

    از طرفي جنگ پديده مثبتي نيست. كاريكاتوريست‌هاي خارجي كه درباره جنگ كاريكاتور مي‌كشند، كاريكاتورهاي ضدجنگ مي‌كشند. ما مجبوريم در كاريكاتور از نمادهاي مشترك "جنگ" و "دفاع" استفاده كنيم و در ضمن طوري كار كنيم كه از "جنگ" دفاع نكنيم بلكه از "دفاعمان" دفاع كنيم. ولي در هر حال اين كار ممكن هست. مثل ساخت فيلمي مثل "ليلي با من است." مشكل كار كاريكاتوريست اين است كه كل حرفش را بايد در يك صفحه كاغذ به تصوير بكشد. بدون مقدمه و مؤخره.

    درباره جانبازان كه گفتيد چند مورد كاريكاتور كشيده‌ايد مورد خاصي را به خاطر داريد؟

    يك مجتمع نگهداري جانبازان اعصاب و روان بود كه آن طور كه مي‌گفتند با جانبازان به رفتارهاي بدي مي‌كردند. در يك مورد خبري آمده بود كه آب مجتمع را قطع كرده‌اند. كاريكاتوري كشيدم كه در آن شمر همراه با مسئولان مجتمع در حال بستن آب روان به روي جانبازان بودند.

    آخرين سوال قبول داريد كه كاريكاتور در بحث دفاع مقدس وسيله خوبي براي بيان مظلوميت و عدالت  است؟

    تا حدودي. بالاخره  كسي كه هدف حمله قرار گرفته در موقعيت طنز‌آميزي قرار ندارد. در جبهه و پشت جبهه موقعيت‌هاي طنز‌آميزي وجود داشت، شوخي‌هايي وجود داشت ولي خود جنگ شوخي نبود. در نهايت هر كاريكاتوري كه درباره دفاع مقدس كشيده شود هر قدر هم كه داراي عناصر و موقعيت‌هاي خنده‌آور باشد در نهايت طنزش تلخ است. در نهايت سوژه اصلي جنگي است كه به ملتي تحميل شده و عوارض ناگواري هم براي اين ملت داشته است.

     

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه