پيشرفته
 

موضوعات :

  • صدا و سیما

  • کلمات کليدي :

  • بزنگاه
  • طنز

  • مطلب بعدي >   1333 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 5 : شهدا براي چه آينده اي جنگيده اند

    مسئله ما بزنگاه نیست!

    ميزگردي درباره يک سريال رمضانگاهي

    اشاره: به مدد پوشش نود و چند درصدی شبکه سه بسیاری از مردم ایران»بزنگاه «را در ماه رمضان دیدند . بزنگاه ضعیف ترین یا پر مسئله ترین سریال سیما در سالهای اخیر نبوده اما شورای نظارت بر صداو سیما درباره آن به رئیس سازمان نامه نوشت و تذکر داد و خواستار اصلاح رویه شد . درباره این موضوع صحبت بسیار شد. یکی از آنها میزگردی بود در فرهنگسرای رسانه با حضور آقایان امامی (کارشناس ارتباطات)،قیدرلو(مدیر شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما) و امیر قادری (منتقد سینما). آنچه می خوانید خلاصه این میزگرد است .نگاه نویسندگان راه را در شماره های آینده بخوانید

    قيدرلو:  تحليلهاي برخي دوستان درباره سريال بيشتر تحليلها ي شخصي است درباره اين که «چقدر از اين كار خوشم آمد»، «چه كار قشنگي است» و يا «بازي فلاني چقدر خوب است» و... زاويه ديد شوراي نظارت اصلا اين چيزها نيست. مباحث فني يكي از موضوعاتي است كه شورا به آن توجه دارد. خيلي وقتها چيزي كه منجر مي شود شورا له يا عليه برنامه اي موضعگيري كند اين است كه يك سري مقررات در آن رعايت نمي شود...

    چند مورد از مقررات توليد برنامه طنز را ملاحظه کنيد:

    برنامه طنز نبايد با برنامه كمدي اشتباه شود. طنز يعني بيان مسايل بسيار مهم و اساسي در قالبهايي كه براي مخاطبان جذاب و شيرين باشد.

    برنامه طنز نبايد با برنامه هاي مبتذل و بي‌محتوا كه صرفا هدف سرگرم كردن را دنبال مي كند اشتباه شود.

    برنامه طنز نبايد با لودگي، حركات سخيف، كلمات ركيك و رفتارهاي زشت مبلغ ضدفرهنگ در جامعه باشد.

    تمامي برنامه هاي طنز بايد تحقيق و متن مصوب داشته باشد.

    طنز نبايد خلافكار را شيرين و جذاب و دوست داشتني جلوه دهد...

    آقاي صحت، نويسنده مجموعه بزنگاه در مصاحبه با مجله شهروند امروز در پاسخ به سوالي در مورد اينكه نظرش در مورد اين حجم از انعكاس اعتياد چيست گفته است كه «الان جواب خيلي دقيق و روشني ندارم كه در اين باره بدهم. آنقدر ما شبانه روز درگير نوشتن بقيه قسمتهاي سريال هستيم كه فرصتي براي فكر كردن در اين باره نداريم...» به اين مورد اضافه کنيد تغيير نقش حاج آقاي فيلم از منفي به مثبت را. اين دو نشانه هاي نبود متن مصوب است.

    رضا عطاران، كارگردان مجموعه بزنگاه در مصاحبه با مجله شهروند هدف از بازي خود در نقش نادر را چنين بيان كرده است: «... اگر من اين نقش را برنمي داشتم نقش بد در مي آمد، من خواستم نقش جذاب و شيرين دربيايد...» و واقعا هم اين نقش منفي جذاب درآمده است. اين نقش را مقايسه کنيد با نقش صابر كه قيوداتي چه از نظر سيماي ظاهري و خوشنويسي و چه رعايت محرم و نامحرم، دارد...

    بحث ما نظري نيست، عملي است. ضوابط به نحو بسيار شفاف و روشني نقض شده است در پربيننده‌ترين ساعات و پس از صحبت‌هاي آيت الله مكارم شيرازي اين برنامه پخش مي‌شود. ما در سازمان ضوابطي داريم مبني بر اينكه پس از برنامه هاي مذهبي تبليغات و پيام‌هاي بازرگاني نمي‌تواند پخش شود ولي الان صحبت‌هاي آيت الله مكارم تمام نشده تبليغات پخش مي‌شود و بعد هم منبري داريد شما به نام منبر آقاي عطاران...

    نداشتن فيلمنامه و شب به شب نوشته شدن از دلايل اساسي ايرادهاي اين سريال است. در برنامه 09 قسمتي شايد بتوان اين را پذيرفت كه يك طرح چند قسمتي نوشته شود و سپس بر اساس اقتضائات ادامه پيدا كند ولي در برنامه‌هاي مناسبتي ماه رمضان اين درست نيست. هرچند كه از لحاظ قوانين سازمان اصل اين روش محل اشكال است...

    لحاظ نكردن درجه بندي سني و نيز موقعيت زماني نامناسب پخش اين سريال از ديگر ايرادهاي بر پخش اين سريال بود. نقش درسا را ببينيد. يك بچه بي‌ادب، دروغگو و آب زيركاه است. سريال هم در ساعتي كه همه بچه‌ها پاي سفره افطار هستند پخش مي‌شود و اين نقش منفي، جذاب و شيرين ارائه مي‌شود و هيچ آلترناتيوي در فيلم برايش گنجانده نشده است.

     

    امامي: برجسته كردن آسيب‌هاي اجتماعي براي درمان آنها و به رخ جامعه كشيدن اين آسيبها، حتي به شكل اغراق آميز، گرايشي ماركسيستي است كه در صدا و سيما دنبال مي‌شود. قسمتي از آسيبهاي اجتماعي در رسانه بايد مطرح شود ولي بيشتر از رسانه بايد در محافل درماني، اتاق فكرها، دانشگاه‌ها و آنجايي كه مي‌تواند به دور از اقتضائات رسانه‌اي آنها را درمان كند طرح شود. در ضمن سريالي كه بخواهد بازخورد بگيرد بايد هفتگي باشد نه شبانه و آنقدر از توليد جلو باشد كه بتواند پس از بازخورد گرفتن روندها را در صورت لزوم تغيير دهد.

    تخريب پدر، برادر و داماد در سه خانواده از ايرادهاي اساسي وارد بر سريال بزنگاه است.  نقش مقدس پدر در سنت ايراني با مصاديق مختلف در بزنگاه نقض شده است. به كار بردن وسيع فحش و واژه‌هاي غيرمودبانه هم از نكات منفي اين سريال بود. به طنز كشيدن آيين عزاداري و لجن مال كردن فرهنگ تعارف هم کار درستي نبود. البته بطور کلي  سريال‌هاي امسال ماه مبارك رمضان  در مقايسه با سال‌هاي گذشته داراي افت كيفي محسوس در فيلمنامه، بازيگري و بالاخص كارگرداني بود.

    صدا و سيما آنتن محور است و يکي از عوامل آن عدم حاكميت نظام برنامه ريزي و تهيه كننده محوري است. در هيچ نظام رسانه‌اي دنيا اينگونه نيست و حتي در آمريكا ضوابطي حاكم هستند كه اگر نقض شوند منجر به حذف آن رسانه از نظام رسانه‌اي مي‌شوند.

     

    قادري: آنچه كه در بزنگاه در مورد آسيبهاي اجتماعي بيان شده بسيار كمتر از آن چيزي است كه در جامعه تجربه مي كنيم. اينكه گفته شود بيان آسيبهاي اجتماعي امنيت اجتماعي را به مخاطره مي اندازد درست نيست و با نگفتن اينها امنيت بيشتر تهديد مي شود.من فكر مي‌كنم تا زماني كه نگاه اين باشد كه اين حرفها در جامعه زده نشود و اگر زده مي‌شود روي آنتن نرود، رسانه‌هاي ما قابليت خودشان را از دست مي دهند. الان رسانه هاي ما، چه سينما، چه تلويزيون و چه موسيقي فاصله‌شان با جامعه بسيار زياد شده است. ملت ما وقتي سينما مي رود درصد اندكي از ارتباطات خودش، فحش‌هاي خودش، پشت هم اندازي‌هاي خودش را مي‌بيند.

     به عنوان يك مخاطب طبعا احترامي بيش از آنچه در سريال بزنگاه ديده مي‌شود به آيين‌هايي چون عزاداري قائل هستم ولي به هنرمندي كه نارسايي ها را انعكاس مي‌دهد بايد ميدان داد.

    من مجموعه بزنگاه را بسيار پاك‌تر و مردم‌گراتر از سريالهايي مي دانم كه خيلي مستقيم مي خواهند يك سري مفاهيم و ارزشها را بيان كنند و ما خوب مي دانيم در پس پرده آنها چه مي گذرد.

    بايد به هنرمندانمان اجازه بدهيم جلوتر از جامعه حركت كنند. در ملل ديگر خيلي وقتها آنچه هنرمند مي گويد با ارزشهاي طبقه متوسط هم اختلافات جدي دارد ولي اجازه مي دهند هنرمند شكافهاي پيش رو را نيز نشان دهد. خيلي از اختلافات طبقاتي كه در سريال عطاران نشان داده شده اگر الان هم اين طور نباشد بعدا شكل گسترده تري پيدا خواهد كرد.

    درباره لحاظ نشدن طبقه بندي سني و عدم تناسب زمان پخش سريال با محتواي آن با مخالفان و منتقدان سريال موافقم. اگر با خودمان تعارف نداشتيم و براي سريالي مثل بزنگاه طبقه بندي بالاي  شانزده سال لحاظ مي شد مي توانستيم در سريال بيشتر آنچه را كه در جامعه داريم بگوييم.

    اگر فقط بگوييم هر حركت انجام شده در رسانه در جامعه بازتوليد مي‌شود و مشكلات فراواني ايجاد مي كند رسانه ارتباطش با مخاطب قطع مي شود و اگر ارتباط نداشته باشد نمي تواند تاثيري بگذارد. از اين مهم‌تر اينكه با اين ديدگاه ممكن است ما خداي ناكرده وارد ساحت رياكاري شويم كه به نظر من آفت اصلي است كه رسانه‌هاي ما را تهديد مي‌كند و در حوزه طنز اين يعني اينكه ما بين خودمان و آنچه كه نشان مي دهيم فاصله وجود داشته باشد و اين فاصله بين آنچه نشان مي دهيم و آنچه هستيم بسيار خطرناك‌تر از آن چيزي است كه مي‌گوييد. جامعه ما الان بيش از هر چيز به صداقت نياز دارد.

    من وقتي سريال بزنگاه را مي‌بينم تهش احساس مي كنم مردم مملكتم را دوست دارم. مردمي كه اين مشكلات و نابساماني‌ها هم جزو زندگي‌شان هست ولي كاش نبود. در برابر سريالي هست كه همه دارند همديگر را موعظه مي كنند ولي شما احساس مي كنيد كه اين آدمها  با سرنگ به سريال تزريق شده‌اند و شما حضور اين آدمها را واقعي نمي‌بينيد..

     

    امامي: مساله اصلي رسانه ما مساله فلسفه طنز است نه طنز. از قبل از سقراط، فلاسفه در فلسفه طنز حرف زده‌اند كه حرف مشترك تمام فلاسفه اين است كه عنصر مشخص طنز بحث تخريب و تعظيم (يا تحبيب) در طنزاست. در طنز همواره يك چيزي تخريب ميشود و در مقابل يك چيزي تعظيم مي شود و عزيز مي شود. در بزنگاه آيا اعتياد، بدگويي و فحاشي، دزدي و...، تخريب مي شود يا شخصيت مذهبي؟ اعتياد و برخي مسايل اينچنيني بايد در رسانه طرح شود ولي نه لزوما در قالب طنز. اعتياد را بايد با  برنامه‌هاي تحليلي و تركيبي و برنامه‌هاي خانوادگي با بيان روزآمد به رسانه آورد و بررسي کرد و راهکار داد. به نظر من  نظريه مورد استناد آقاي قادري مبني بر سوپاپ اطمينان بودن رسانه ها تنها يكي از نظرات رايج در مورد رسانه ها و  نظريه‌اي ضعيف است. تخريب شخصيت مذهبي در سينما و تلويزيون جرياني است که از فيلم سگ كشي آغاز شد. بله ما شخصيت مذهبي رياكار داريم ولي اين چگونه بايد ارائه شود. بايد 3 شخصيت مذهبي گذاشته شود كه يكي رياكار است. اين قياس بايد باشد. يكي از اساسي‌ترين ايرادهاي بزنگاه اين است كه اعتياد به سبب شخصيت جذاب و پدر مهربان بودن معتاد (نادر) در اين سريال تحبيب شده است.

    رضا عطاران، كارگردان مجموعه بزنگاه در برنامه‌اي تلويزيوني گفته بود :«يك دستشويي به من بدهيد من بيست قسمت سريال در آن مي‌سازم.» آقاي قادري هم در مصاحبه با عطاران پرسيده بود «مگر طنز فاخر نمي تواند در دستشويي اتفاق بيفتد». من اين اظهارنظر صادقانه را ستايش مي کنم ولي به اينها در خارج از ايران نمي‌گويند طنز فاخر. مي گويند طنز لوده. طنز فاخر يعني طنزي كه گرايش به استعلا دارد. اين همه اتفاق خوب در كشور مي افتد. اين همه پدرهايي كه زير بار فشار چرخهاي اقتصادي له مي شوند تا فرزندانشان را به دانشگاه بفرستند . نمي شود درباره آنها طنز ساخت.

    از طرفي در سالهاي اخير در سريالهاي طنز طبقات پايين اجتماع دستمايه‌ي خنده قرار گرفته‌اند. ابتدا شهرستاني ها و روستايي‌ها و سپس طبقات پايين‌شهري كه در واقع همان شهرستاني‌هايي هستند كه به شهرهاي بزرگ مهاجرت كرده اند و در حاشيه شهرها ساكن شده‌اند و در رسانه‌ها طوري نشان داده مي شود كه انگار همه آسيب‌هاي اجتماعي مربوط به اين قشر است. در حالي كه طبقات بالايي جامعه نه تنها مبلغ و توليدكننده بسياري از آسيب‌هاي اجتماعي هستند بلكه خدمات كمتري به نظام اجتماعي ارائه مي‌دهند و توقعاتي دارند كه نظام اقتصادي ما از پس پاسخگويي آن برنمي‌آيد. به پرداختن به طبقات پايين اين ايراد وارد مي شود كه چرا همه آسيب‌هاي اجتماعي را به اين طبقه نسبت مي‌دهيد.

     

    قادري: به نظر من مساله، پرداختن به طبقات بالا يا پايين نيست. هر هنرمندي حوزه اشراف خود را دارد و در آن زمينه مي‌سازد.

     

    قيدرلو: مساله اصلي ما عطاران يا بزنگاه به تنهايي نيست چون او هرچه دوست داشته باشد مي‌تواند بسازد، چنانكه خود در مصاحبه با شهروند اشاره كرده است. اما مساله، مساله سازمان صدا سيماست كه برنامه‌اي را در پربيننده ترين ساعت پخش كرده است كه در آن طبقات پايين جامعه سوژه هجو واقع شده‌اند. اين برنامه بايد در ظرف زماني و چارچوبي به نام رسانه ملي كه از آن پخش مي‌شود ديده شود.

     

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه