پيشرفته
 

موضوعات :

  • تاریخ انقلاب
  • پرونده ها

  • کلمات کليدي :

  • کارتر
  • گروگانگیری
  • برژینسکی
  • تسخیر لانه جاسوسی

  • سعيد خورشيدي

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • هدر رفتن گلوله آرپی جی گریه نداشت؟

  • مدیریت به سبک امام

  • حزب الله از مقاومت نظامی تا خدمات اجتماعی

  • هیچ فرقی نمی‌کرد

  • ارابه‌های نامرئی

  • اختراع دوباره دوربین!

  • انار قندرها ترش است یا شیرین؟

  • اگر سیاست ما درست شود...

  • پیروزی در سرزمین طایفه‌ها

  • از خودمان است با هم کنار ميآييم

  • مطلب بعدي >   1001 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 6 : مهندسي فرهنگي يا ديکتاتوري دکوراتورها

    همه چیز فرو می‌ریزد

    همه چيز فرو مي‌ريزد

    تسخير لانه از نگاه گري سيک

    مشاور ارشد شوراي امنيت ملي آمريکا

    ● سعيد خورشيدي

    «همه چيز فرو ميريزد» يك منبع دست اول در زمينهي تاريخ انقلاب و بحران گروگانگيري از نگاه يك مقام آمريكايي محسوب ميشود و ميتواند در روشن كردن برخي از زواياي مبهم تاريخ انقلاب اسلاميو جمهوري اسلاميسودمند باشد.

    اين كتاب، بر پايهي تجارب شخصي، گري سيک و پروندههايي كه در شوراي امنيت ملي آمريکا به آنها رسيدگي كرده است، نوشته شده است. گري سيك در نگارش اين كتاب، از نوشتههاي افراد ديگر دخيل در ماجرا، از جمله خاطرات جيميكارتر، سايروس ونس، زبيگنيو برژينسكي، جورج بال، هميلتون جوردن و ويليام ساليوان بهره گرفته است. او در پيشگفتار كتاب مينويسد: «چهاردليل مرا به نگارش اين كتاب واداشت، دليل اول اين كه ميخواستم توصيف جامع و كاملي از اين دورهي استثنايي در تاريخ سياست خارجي آمريكا ارايه دهم. دليل ديگر اين كه من به عنوان يك ناظر و عنصر دخيل در ماجرا، قصد داشتم نظر خود را دربارهي سياستهاي ايالات متحده درخصوص انقلاب بيان كنم. به علاوه من فكر ميكردم بايد به اين دو سؤال پرداخته شود كه چرا چنين رويدادي پديد آمد و چه عبرتهايي ميتوان از آن گرفت؟ در نهايت، ميخواستم مجموعهي اطلاعات موجود در اين زمينه را به صورت روايي كنارهم گذارم تا مورد استفاده عامهي علاقه مندان قرار گيرد.»

    كتاب دو بخش دارد. بخش اول به موضوع روند شكل گيري و پيروزي انقلاب اسلاميميپردازد و بخش دوم به بررسي حادثه تسخير سفارت آمريكا در تهران اختصاص دارد كه گزيدههايي از بخش دوم آن را مرور ميكنيم

    تسخير

    اوايل صبح روز يكشنبه، 4 نوامبر سال 1979 در منزل خود خوابيده بودم كه از اتاق وضعيت كاخ سفيد به من تلفن شد و اطلاع داده شد كه سفارت آمريكا در تهران اشغال شده است. اين خبر مرا متعجب نكرد؛ زيرا ما، از دو هفته پيش كه به شاه اجازه داده شده بود وارد ايالات متحده شود،انتظار درگيري و خشونت را داشتيم. در هر حال، پس از اين مكالمه‌ي تلفني، از تخت خواب بلند شدم، در تاريكي لباس پوشيدم، سپس وارد خيابان‌هاي خالي پايتخت شدم و به سمت وزارت خارجه به راه افتادم. در آن زمان، من نمي‌دانستم كه اين موضوع قرار است تا چهارده ماه، هر روز قبل از طلوع خورشيد، مرا از تخت خواب بلند كند و تا چهارده ماه، شريك زندگي من باشد.

    اين، اولين حمله به سفارت نبود. نه ماه پيش عده‌اي از نيروهاي انقلابي به سفارت آمريكا حمله كرده و كاركنان آن را به اسارت گرفته بودند. در آن زمان كه فقط چند روز از سقوط دولت بختيار مي‌گذشت، ابراهيم يزدي و ديگر ياران آيت الله خميني به مداخله پرداختند و ظرف 24 ساعت، همه‌ي اسيرشدگان آزاد گرديدند. در آن زمان همچنين يك گروه نامنظم و خود گمارده از نيروهاي انقلابي، مسؤوليت تأمين امنيت سفارت را برعهده گرفتند.

    بروز مشكل قابل پيش بيني بود

    ونس پيشنهاد كرده بود كه قبل از ورود شاه به ايالات متحده، طي تماس با دولت موقت ايران از وضعيت شاه سخن گفته شود و بر ضرورت بستري شدن وي در يكي از بيمارستان‌هاي ايالات متحده تأكيد شود. آنگاه در صورتي كه دولت ايران واكنش تندي در برابر اين مسآله نشان نداد به شاه اجازه ورود داده شود و در غير اين صورت از ورود وي جلوگيري شود.

    كارتر گفت:« ما نبايد در برابر مقامات ايران از خود ضعف نشان دهيم و از اين رو بايد با صراحت از تصميم خود براي پذيرش شاه سخن بگوييم.»

    مردم هم موافق بودند

    افكار عمومي‌آمريكا همگي خواستار پذيرش شاه در ايالات متحده بودند. از اين رو كارتر براي افزايش وجهه خود نزد مردم، بايد به توقع آنها پاسخ مي‌داد و با ورود شاه به ايالات متحده موافقت مي‌نمود.

    ماجراي اسناد سفارت

    مقدار زيادي از اسناد و مدارك مهمي‌كه طي چندين سال جمع آوري شده بودند، در سفارت انباشته شد و به هنگام بالاگرفتن خشونت‌ها در ماه اكتبر، براي مقامات سفارت مشكل ساز گرديد.

    مقامات سفارت، از زمان ورود شاه به ايالات متحده تا آغاز دومين حمله به سفارت، فرصت زيادي براي خارج كردن اسناد مهم از ايران داشتند، اما هيچ كاري در اين زمينه انجام ندادند. در نتيجه، هنگامي‌كه به سفارت حمله شد، فرصت كافي براي از بين بردن همه‌ي اين اسناد وجود نداشت و از اين رو، بخش عمده‌ي آن به دست دانشجويان ايراني افتاد.

    محدوديتهاي ابرقدرت

    به هر حال، كاملاً مشخص بود كه ايالات متحده از ابزارهاي بسيار محدودي براي اعمال نفوذ برجريان تحولات داخلي ايران برخوردار است؛ اما در عين حال، دولتمردان آمريكا نمي‌خواستند اين حقيقت را بپذيرند. در نتيجه، آن‌ها بدون توجه به محدوديت‌هاي پيش روي خود، ‌اقدام به تهيه و اتخاذ برخي از سياست‌هاي تهاجمي‌براي حل ماجرا نمودند.

     با گذشت زمان، يعني هنگامي‌كه بحران به درازا كشيد و تبعات آن براي منافع ايالات متحده روشن تر شد، اين عقيده در محافل عمومي‌رايج شد كه عاقلانه ترين واكنشي كه ايالات متحده مي‌بايست در برابر اين ماجرا از خود نشان مي‌داد، آن بود كه آن را كم اهميت جلوه دهد و بدين ترتيب، از ارزش تبليغاتي آن براي افراطيون تهران بكاهد. اين رويكرد، چندين ماه بعد از ماجراي گروگان‌گيري، يعني زماني كه تمامي‌سياست‌هاي ديگر با شكست مواجه شده بود، اتخاذ گرديد.

    وابستگي بيش از اندازهي به فن آوري

    اولين نكته‌اي كه با مرور مختصر عمليات نجات (شكست صحراي طبس) به ذهن مي‌آيد آن است كه تصميم‌گيري‌ها در اين عمليات، تحت تأثير فن‌آوري قرار داشت. تمامي‌كساني كه در عمليات نجات شركت داشتند، به ميل خود و با آگاهي كامل ازخطرات احتمالي، قدم در اين عرصه گذاشته بودند. در عين حال، آن‌ها هنگامي‌كه احساس كردند ماشين‌هايشان به درستي كار نمي‌كنند، همه چيز را تمام شده ديدند...

    ما كه در دنياي علم و دانش رشد يافته‌ايم، از همان كودكي يادگرفته‌ايم كه به حرف ماشين‌ها گوش دهيم و حتي خود را مطيع آن‌ها قرار دهيم.

    اشتباه در ارزيابي

    اشتباه ديگر ما اين بود كه ما نمي‌دانستيم آيت الله مي‌تواند از مجازات‌هاي اقتصادي و سياسي در جهت تعقيب اهداف انقلابي خود استفاده كند و از اين رو از اين مجازات‌ها استقبال مي‌كند. همچنين ما پيش بيني درستي در خصوص ظرفيت تحمل ايران در مواجهه با اين مجازات‌ها نداشتيم.

    دولت ايران همچنان بر مواضع خود پافشاري مي‌كرد و توانست در برابر سيل عظيم فشار‌ها كه از هر طرف بر آن وارد مي‌شد، مقاومت كند. اين، چيزي برخلاف انتظار آمريكايي‌ها بود. دولت مردان آمريكا آسيب پذيري ايران را در برابر فشار‌هاي خارجي،بيش از آنچه بود، ارزيابي كرده بودند. من نيز جزو همين دسته بودم.

    من در 13 نوامبر طي يادداشتي به برژينسكي نوشتم: «مشكلاتي كه ما با آن مواجه هستيم در مقايسه با مشكلاتي كه گريبانگير ايران است، بسيار اندك مي‌باشد.دولت بازرگان استعفا داده است؛ افراد با تجربه پيدا نمي‌شوند كه جايگزين اعضاي اين دولت شوند؛ در ميان گروه‌هاي اطراف آيت الله، يك كشمكش قدرت در حال شكل گيري است؛ وزارت خانه‌هاي مختلف ايران، با كمبود كارمند مواجه هستند؛ جنگ با كرد‌ها به خوبي پيش نمي‌رود؛...و مرز‌هاي غربي ايران مكرراً مورد تهاجم نيرو‌هاي عراقي قرار مي‌گيرد.» با گذشت زمان دريافتم كه توانايي ايران در تحمل فشار‌ها و مشكلات داخلي و خارجي بسيار بيشتر از آن چيزي است كه من انتظار آن را داشتم.

    رئيس جمهور ناکام

    سه روز آخر بحران گروگان‌گيري دوره‌ي منحصر به فردي در تاريخ ايالات متحده بود؛ كارتر در دو شب آخر رياست جمهوري خود نخوابيده بود. او تمام اين دو شب را در دفتر خود به سر برده بود و به همراه همكارانش،‌ آخرين مراحل مذاكرات را دنبال كرده بود.

    كارتر بسيار تمايل داشت تا قبل از پايان دوران رياست جمهوري خود شاهد آزادي گروگان‌ها باشد و خود به عنوان رئيس جمهور آمريكا به استقبال آن‌ها برود. او حتي هواپيمايي را نيز براي اين كار مهيا كرده بود تا به محض آزادي گروگان‌ها، براي استقبال از آن‌ها به اروپا سفر كند. متأسفانه آرزوي كارتر محقق نشد. طي اين يك سال ضربات مهلكي بر پيكره عزت و عظمت آمريكا وارد آمده بود و عصبانيت و سرخوردگي بر افكار عمومي‌اين كشور حاكم شده بود. از همين رو، رقيب انتخاباتي كارتر از وي پيشي گرفت و توانست در انتخابات پيروز شود. آري ايران همچون استخواني در گلوي كارتر گير كرده بود و سر انجام وي را از پاي در آورد.

    تحقير شيطان بزرگ!

    چند روز بعد،‌ دولت الجزاير اظهار داشت اين عمليات، در ساعت هشت و چهاردقيقه به پايان رسيد، اما دولت ايران در ساعت دوازده و پنج دقيقه بعد از پايان يافتن دوران رياست جمهوري كارتر، آن را تأييد نمود و در نتيجه، تأخير در آزادي گروگان‌ها، (گروگان‌ها در ساعت دوازده و سي دقيقه آزاد شدند) تنها به دليل عدم شايستگي ميانجي‌هاي الجزايري بوده است. البته آمريكايي‌ها و تمامي‌جهانيان به خوبي مي‌دانستند كه الجزايري‌ها دراين زمينه تقصيري نداشته‌اند و اين تأخير، كاملاً عمدي بوده است؛ ايرانيان مي‌خواستند بار ديگر «شيطان بزرگ» را تحقير كنند

     

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه