پيشرفته
 

موضوعات :

  • تاریخ انقلاب

  • کلمات کليدي :

  • بحث تحجر
  • خواص
  • تاریخ‌نگاری
  • ، تغذیه فکری نسل جوان

  • محمد حسين باقري

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • نقد دینداری کاسب‌کارانه

  • با انقلاب متحول شدم

  • مسافرت نیکسون ارتباطی با نفت ندارد

  • حاشيه حاشيه است!

  • امام در موزه؛ امام بر سر نيزه

  • مسأله مغلوب محتوا

  • مطلب بعدي >   1348 تعداد بازديد
    10.00 (1 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 7 : عزه در محاصره، جهان در اشغال

    رهایی از تاریخ نویسی، مارکسیست‌ها و ناسیونالیست‌ها
    تاريخ نگاري انقلاب اسلامي در گفتگو با روح الله حسينيان

    روح الله حسينيان طلبه جواني بود که قبل از انقلاب به گفته خودش براي شنيدن سخنرانيهاي دکتر شريعتي با اتوبوس از  قم به تهران ميآمد و برخوردهاي گرم، تواضع و پاسخهاي عالمانة شهيد بهشتي در مدرسة حقاني او را جذب کرد. حدود نيمي از سه دهه پس از انقلاب را او در مقامهاي قضايي و امنيتي گذرانده و امروز،  رييس مرکز  اسناد  انقلاب اسلامي است.

    پيام امام(ره) به آقاي روحاني، منشور تاريخ نگاري انقلاب اسلامي محسوب مي شود. امام(ره) انقلاب اسلامي را مبارزهاي عليه ظلم و تحجر تعريف كردند. شما هم مدير يكي از موسسات تاريخ نگاري انقلاب اسلامي هستيد. تا الآن كه سي سال  از تاريخ پيروزي آن گذشته شما چند كتاب در اين دو حوزه چاپ كردهايد؟
     ما انقلاب اسلامي را از ابعاد مختلف ديديم: ابعاد اقتصادي، حقوقي روابط بين الملل و حوادث. مجموعا" 160 عنوان كتاب منتشر كرديم. انقلاب اسلامي خودش ماهيتي ضدستم و ضداستعماري و ضداستبدادي داشت. اين روح هم در آثار منتشر شده ما پراكنده است. به عبارتي همه آثار ما چنين است.
    بحث تحجر چطور؟
    بسياري از كتابهاي ما، موانع انقلاب اسلامي را بررسي كرده است. به تحجر هم در داخل اين دست کتابها پرداخته شده است.
    يعني شما اثر خاصي با اين نام نداريد؟
     كتاب مخصوصي نداريم. منتها وقتي به انقلاب اسلامي با اين ماهيت نگاه ميشود در همه کتابها مي توان اين را جستجو کرد.
    در فهرست کتابهاي منتشر شده شما به رژيم صهيونيستي و سياست خارجي آمريكا هم پرداخته شده اما كتابي كه حتي از نظر تئوريك به مفهوم تحجر بپردازد نيست. چرا؟
    ما ابعاد مختلف انقلاب اسلامي را در طرحي 10ساله تهيه كرديم. يكي از ابعادش بعد انديشهاي است. که ما کارهاي ريشهاي عميقي انجام داديم. مثلاً بحث ولايت فقيه،  بحث پشتيباني ولايت، بحث حكومت و سياست از ديدگاه فقها را كار كرديم كه به مرور زمان چاپ ميشوند که بحث تحجر يا  واپس گرايي يا مخالفت با اسلام سياسي هم در اين گروه مي گنجد.
    هر انقلابي را ميتوان از منظرهاي گوناگون تبيين كرد ولي وقتي ميگوييم تاريخ نگاري انقلاب براساس پيام امام، آن دو موضوع برجستگي خاصي مييابند. امام با همه سعه صدري كه داشتند جاهاي مختلفي خصوصا"  از تحجر ناليدهاند. لذا اگر مبنا را پيام امام بدانيم امروز بايد كتابي با موضوع مشخص تحجر هم چاپ شده باشد، اينطور نيست؟
    ما هم انقلاب را خارج از اين دو بعد نميبينيم. اين دو بعد جزئي از ماهيت انقلابند.
    پس به صورت مشخص سه اثر چاپ مركز اسناد را كه بيشترين تطبيق را با پيام داشته باشد نام ببريد.
    بله، هست از جمله كتابهايي كه بنده نوشتهام، مخصوصا كتاب "سه سال ستيز مرجعيت شيعي" و "چهارده سال رقابت ايدئولوژيک شيعه" به بحث فکري و موانع انقلاب از جمله تحجر کاملاً پرداخته شده است.
    امام در پيامشان ميگويند تاريخنگاري انقلاباسلامي را بايد از مردم شروع كنيم و برويم سراغ مردم و از مردم بپرسيم كه چگونه مبارزه کردند و آن را بسط دادند؟ چرا مركز اسناد فقط سراغ خواص رفته است؟
    اتفاقاً يكي از خصوصيات كار مركز هم همين است. نبايد فراموش كنيم كه خواص امروز جزء مردم عادي ديروز بودند. بسياري از مبارزين از متن تودهها بودند و بعد از انقلاب هست که اين عزيزان به مسوولين و خواص تبديل مي شوند.
    مثالي در نقد گفته شما ميزنم. آقاي احمد احمد يا آقاي عزت شاهي كه با همان تعبير شما جزء مردم عادي بودند و الآن هم هستند روايتشان از پيروزي انقلاب بيشتر طرفدار پيدا ميكند و در دل نسلهاي جديد مينشيند. آيا مركز نميتوانست شبيه اين كارها را انجام بدهد و بيشتر سراغ اين تيپ افراد برود؟
    چرا ، مركز انجام داده است. خاطرات عزت شاهي را مركز چاپ كرده است.
    مركز براي شهداي معمولي انقلاب كه جزئي از مردم بودند و در جريان مبارزه شهيد شدند چند كتاب منتشر كرده است؟
    اتفاقاً يکي از کارهاي ما جمعآوري خاطرات شهداي انقلاب قم است كه بهصورت دايرهالمعارف چاپ شده است.
    تكنگاري ديگري در مورد شهداي انقلاب نداشتهايد؟
    چرا آخرين کار ما در مورد شهيد ميعادي بود که يكي از شهداي انقلاب اسلامي در اردبيل بوده است.  اخيرا تكنگاري درباره ايشان چاپ شده است.
    امام(ره) در آن پيام تأکيد کردهاند که اسلام ناب با اسلام سرمايهداري جمع نميشوند و يکي جايگزين ديگري شده است. چگونه بايد اين مفهوم را بصورت تاريخي منتقل كرد و شما براي انتقال آن چه كار كرده ايد؟
    نحلههاي مختلفي وجود دارد كه اسلام التقاطي يكي از آنها بود. مركز نيز در اين زمينه كتابهاي مختلف چاپ کرد.
    مصداقي بگوييد.
    حضور ذهن ندارم كه مصداقي بگويم. در همين كتابهاي تاريخنگاري انقلاب اسلامي كه نگاشته شد به بحث ايدئولوژي رژيم شاه پرداخته شد. مثل كتاب "چهارده سال رقابت ايدئولوژيک شيعه".
    يكي از انتقادهايي كه به مركز مي شود اين است كه در آن سرعت فداي دقت شده است. با چاپ ماهي پانزده كتاب هم اين تلقي ايجاد شده. قبول داريد؟
    نه، اين جوسازي بود. زماني كار را آغاز كرديم كه بايد خيلي پيشتر از آن شروع مي كردند، اما عمل نكردند. اين مركز طي سيزده سال يكي دو جلد بيشتر چاپ نداشت. در حالي که همين حالا روزانه چندين كتاب عليه انقلاب اسلامي نگارش ميشود. به صورت تحليلي، اسنادي و خاطرات. توسط سلطنتطلبها و مليگرايان. ما كار را از صفر آغاز كرديم. متأسفانه دانشگاههاي ما نيرو تربيت نكرده بود. شايد الآن خود ما كتابهاي اوليه مركز را نقد بكنيم. اما بايد درنظر بگيريم كه در چه زماني كار را آغاز كرديم. البته در اين مدت نويسندههاي ما تربيت شدند. اسناد بسيار خوبي هم كشف كرديم. با چاپ همان خاطرات منبع بسيار بزرگي درست كرديم. در مجموع رو به تكامل هستيم. يك برنامه ده ساله نوشتيم و خدمت مقام معظم رهبري فرستاديم. ايشان گفتند بهترين طرحي كه براي انقلاب اسلامي ديده اند همين طرح است. اين طرح شامل هزار موضوع بود كه صد عنوانش را طرح كرديم و پذيرفته شد. با توجه به تعداد محققين و نويسندگاني و رابطههايي كه با دانشگاه برقرار كرديم كميت بالا به اصل كار ما آسيبي نميزند. اگرچه كميت براي ما  اصل نبوده است.
    در بعضي كتابها به جاي اينكه محور، مبارزه و انقلاب باشد به خاطر شهرت، آدمها برجسته شدهاند. آثار ضعيف هم بين آنها هست. چرا اين اتفاق افتاد؟
    بعيد ميدانم كه اينگونه باشد. ممكن است نويسندهاي مشهور مثل مرحوم علي دواني كه اولين نويسنده تاريخ انقلاب اسلامي ايشان بود، كتابي بنويسد. آيا ايشان چون مشهور است نبايد كتاب بنويسد. البته ما  انكار نميكنيم كه در بين كتابهاي ما نقص هست. طبيعي است موسسه اي كه كتابهاي زيادي چاپ مي كند چند كتاب هم نقص داشته باشند.
    مثلاً كتابي كه راجع به آقاي كافي چاپ شده ضعيف است. يا كتابي كه دربارة آقاي انصاريان چاپ كرديد. مگر ايشان در فرآيند مبارزه انقلاب اسلامي چقدر نقش داشتند؟
    ما فقط بر مبناي نقش فرد در انقلاب تصميمگيري نميكنيم. بلكه به عنوان يك راوي به افراد نگاه مي كنيم. ممكن است كسي زندان نرفته باشد ولي در بسياري از حوادث شاهد بوده است. ما بايد مطالبي كه به عنوان يك منبع به درد انقلاب اسلامي ميخورد داشته باشيم. همچنين اگر در مجموعه وسيعي قرار گرفته باشيد معلوم نيست كه همه عوامل دست شما باشد. بسياري خاطراتشان را گفتهاند كه مهم هم هست ولي حاضر به چاپش نيستند. گفتهاند تا زماني كه درقيد حيات هستيم راضي نيستيم چاپ نشود.
    وقتي ميخواهيد تاريخنگاري كنيد اولويت با راوي است يا بازيگر. طبعا كسي كه خودش بازيگر صحنه مبارزه است روايت دسته اولتري دارد تا آن کسي كه روايت ميكند. بنابراين اولويت با كساني است كه در متن جريان مبارزه بودهاند، يعني مردم كوچه و بازار. اينطور نيست؟
    اين اشكال پاسخي به سؤال اوليه خودتان است كه چرا روي خواص تأكيد ميكنيد؟  الآن كساني كه خواص هستند، بازيگر بودند و نقش بيشتري داشتهاند. گفتم كه اين تمام علت نيست. قسمتي که در دست ماست اين است كه اصلاً آن بازيگر اصلي حاضر باشد خاطراتش را بگويد و بعد هم چاپ شود. گاهي مسايل مختلفي پيش ميآيد كه اصل موضوع براي ما منتفي ميشود. مثلاً به آيت الله شيخ حسن صانعي، حتي نامه كتبي هم نوشتم كه شما در كنار امام(ره) و در فضاي خصوصي ايشان بودهايد و خيلي از خاطرات هم براي تاريخ انقلاب روشنگر خيلي از زواياست با ما همکاري کنيد. ايشان كتباً نامه نوشتند كه امام به من گفتهاند بهتر است گمنام بماني. يعني حتي حاضر نشدند خاطراتشان را بگويند. بعضيها هم خاطرات بسيار مهمي دارند ولي وصيت كردهاند كه تا زندهاند اين خاطرات چاپ نشود. اين دسته خاطرات ها را  لاك و مهر كرديم كه محققان فعلاً هم استفاده نكنند. بنابراين تمام عوامل دست ما نيست. آنچه كه مقدور است ارائه ميكنيم.
    كتاب تاريخي كه نوشته ميشود قاعدتاً براي آنهايي كه در فرآيند انقلاب بودهاند نيست، ميخواهيم آن را به نسلهاي بعد منتقل كنيم. بنابراين خواندني بودن كتاب يكي از مؤلفههاي خيلي مهم است. گاهي ديده شده مصاحبهكننده به شدت تحتالشعاع شخصيت مصاحبهشونده قرار ميگيرد و مثل بعضي فيلمهاي تلويزيون دوربين را ميگذارند تا بازيگر حرف بزند. واكمن روشن است و اصلاً مصاحبهكنندهاي وجود ندارد. يا اينكه تاريخ به شدت تحتالشعاع شخصيت مصاحبه شونده قرار ميگيرد. مثلاً در كتاب خاطرات آيت الله مهدوي کني اولاً احساس ميكنيد مصاحبهكننده منفعل است و خوب پرسشگري نميكند تا اطلاعات دقيقتري بدست بياورد؛ ثانياً از نظر پيوستگي زماني بخشي از تاريخ که از قضا زمان حيات امام هم هست، مفقود است تا ميرسد به قبل از انتخابات دوم خرداد. اين را چطور توجيه ميکنيد؟
    تا انسان وارد عمل نشود خيلي از مشكلات برايش قابل درك نيست. ما در مصاحبهها مشكلاتي هم داريم. مثلاً اگر مصاحبهگر مقداري در سؤال کردن چون و چرا کند، مصاحبهشونده مصاحبه را قطع ميكند، گاهي به ما ميگويند كه ميخواهيد ما را بازجويي كنيد و مصاحبه قطع ميشود. گاهي هم اين مشكل هست که در فرايند مصاحبه چيزي كه قابل ارائه باشد بدست نميآيد و مشكلاتي را براي خواننده، ايجاد ميكند، ما بين اين دو ميتوانيم راهي را انتخاب كنيم: نه خيلي به مصاحبهشونده فشار بياوريم و نه رها كنيم. روش ميانبر را انتخاب كردهايم.
    اين موضوع هم كه گفتيد خاطرات بايستي خواندني باشد، براي ما اصل نيست، بعضيها خاطره مينويسند منجمله حوزه هنري. اين روايت راوي نيست. يك كار هنري بسيار پرجاذبه است در فضاي تاريخي. ما به عنوان يك سازماني كه ميخواهد منابع تاريخ انقلاب اسلامي را تهيه کند با اين روش مخالفيم. چون اين كتاب به قلم و پردازش نويسنده است و نميتواند به عنوان يك منبع اصلي مورد اعتماد محققين قرار بگيرد. يعني قابليت استناد محض براي آيندگان ندارد. اما روش ما در مرکز سخت هست و خيلي وقتها جاذبه هم ندارد که هر خوانندهاي را تحت تأثير قرار دهد. منتهي هدف، مستند کردن است. بنابراين براي مخاطب اين مشكل هست. انسجام كتابهاي ما كمتر است ولي چون عين صحبت راوي است و ما فقط راويتگري ميكنيم، براي محققين و نسلهاي بعدي هم مستندتر خواهد بود.
    آيتالله توسلي که سالها در بيت امام(ره) بودند چندي پيش رحلت كردند، اقدامي براي جمعآوري خاطرات ايشان انجام دادهايد؟
    بله، خدا رحمتشان کند. با ايشان تماس گرفته بوديم.  ولي متأسفانه حاضر نشدند با مركز همكاري كنند.
    نميتوانيد با توليد كارهاي فرهنگي، اين نگاه دايرهالمعارفي كه بشود استناد محض كرد را، با آن نگاه تبليغي و ترويجي، جمع كنيد؟ تغذيه فكري براي نسل جوان چه ميشود؟
    نميتوانيم هر دو را جمع كنيم. اما در كنارش آمديم براي كارهاي تبليغاتي ـ كه پيشنهاد مقام معظم رهبري بوده ـ  ما دانستنيهاي انقلاب اسلامي را پيشبيني كرديم. موضوعات مختلف، اشخاص و شهدا و تأثيرگذاران را آماده چاپ كرديم. اتفاقاً بسيار هم مورد استقبال قرار گرفته، طبق آمار فروش بهتري هم از منابع تاريخي داشتهاند، منتهي در دو موضوع كاري تبيين ميكنيم.
    الآن ميتوانيد پنج كتاب پر فروشتان را نام ببريد؟
    "تاريخ سياسي تشيع"  كه چهار بار منتشر شده و نزديك 7 ـ 6 ماه هم هست كه ناياب شده است. كتاب "بيست سال تكاپوي اسلام شيعي" كه چاپ چهارمش بيش از يكسال است كه ناياب شده است. پرفروشترين كتاب هم "ماجراهاي آقاجري" است؛ كتاب كوچكي كه در عرض سه ماه نه چاپ خورده، نه تا سه هزار نسخه. در چاپ دهم صدهزار جلد منتشر شد كه همه فروش رفت. كتابهاي خاطرات "شهيد صياد شيرازي"  هم در ردههاي بعدي قرار دارد.
    اگر قرار باشد كتابها فقط قابل استناد محض باشد بهتر نيست يك بانك اطلاعاتي درست كنيد كه سرويس اينترنتي هم بدهد، اما اينها را محملي قرار بدهيد كه كتابهاي خواندني توليد كنيد كه به مصرف مخاطب هم برسد؟ به نظر ميرسد دغدغة مصرف مخاطب در مركز كمرنگ است.
    ما دو دغدغه داريم. دغدغه اصلي جمعآوري است، منابع تاريخي هم تا به شكل كتاب در نيايد براي آيندگان قابل استفاده نيست. در مورد كار اينترنتي هم سايتي داريم. مجموعه اسنادي را كه تاكنون سازماندهي كردهايم روي سايت آوردهايم. محققين ميتوانند مراجعه کنند و كليد واژه ارائه دهند. حتي خاطرات هم همين طور. مثلاً در مورد فدائيان اسلام شايد ده نفر از مصاحبه شوندگان صحبت كرده باشند، اينها براي محققين فعلي است. آن دغدغه كه جمعآوري كتابهاي ادبي هست هم تحت عنوان دانستنيها براي جوانان انجام ميشود.
    من فعاليتهاي غير انتشاراتي را هم رصد كردم. سايت يك مجموعه تاريخي اگر بخواهد در فضاي مجازي موفق شود بايد به يك مرجع تاريخنگاري تبديل شود كه حتي اگر محققي يا مخاطبي سؤالي در مورد تاريخ انقلاب داشته باشد مراجعه كند و سايت مرتب بهروز باشد، چرا سايت شما هنوز به مرجع مراجعات تاريخي تبديل نشده است؟
    ابتدا سؤال اول را پاسخ بدهم. مهم اين است كه كاري آغاز شود. وقتي به سايت مراجعه كنيد، بخش عظيمي از منابع تحقيقاتي ما وجود دارد؛ در مورد اشخاص به اين راحتيها نيست كه ما همه اطلاعات آماري را داشته باشيم و در اختيار محققين قرار دهيم. الآن دايره المعارفهاي ما در سايت آمده و زندگينامه 500 نفر از علماي مجاهد سراسر جهان اسلام و ايران از شيعه و سني به شكل مقالات دايرهالمعارفي هست. ما كاري با عنوان رجال روحاني عصر امام خميني(ره)  انجام داديم كه در حال تكميل است و اميدواريم كه تا پايان امسال به كمال برسد و روي سايت بيايد، كاري در مورد رجال سياسي جمهوري اسلامي هست، از استانداران، وزرا، وكلا، سفرا، فرماندهان نظامي، که زندگينامه اينها تهيه شده و در حال ويراستاري است، حتي زندگينامه فرهنگي آنها را تهيه کرده ايم.، يعني زندگينامه دايرهالمعارفي است و نه صرفاً سياسي.
    كار رجال سياسي معاصر الآن روي سايت هست، بيش از هزار نفر از شخصيتها. منتهي كار تحقيقاتي به زودي به نتيجه نميرسد، اميدواريم اگر همين روند ادامه پيدا كند در چند سال آينده به نقطة مطلوب برسيم. از طرف ديگر مركز يك مؤسسه غيرانتفاعي است، يعني بودجه دولتي ندارد. بودجه محدودي است كه خودش بايد درآمد داشته باشد و خودش هم خرج كند. كار تحقيقاتي هم بسيار پرهزينه است. بنابراين نبايد از مركز توقع داشت كه مثل سازمانهاي  وابسته به دولت و با پشتوانه قوي مالي، بتواند اين كارها را بكند. در همان حد ميتوان مانور داشت.
    چرا براي پوشش هزينهها، كارهاي الكترونيكي مثل توليد CD سخنرانيها، عكسهاي تاريخي و... را عرضه نميکنيد ؟
    اتفاقاً امسال اين كار را شروع كرديم. قرار شده همه كتابهايي كه منتشر ميشوند روي سايت هم قرار بگيرد.
    به نظر ميرسد مركز اسناد نسبت به نحوة توزيع توليداتش بيتوجه است، در بعضي استانها اصلاً اثري از آثار مركز اسناد ديده نميشود. آيا دغدغه نداريد كه آثار شما به زابل و بندر عباس و سرخس و... برسد؟
    قبول ميكنم كه توزيع مناسب نيست.
    برنامهاي هم براي بهبود توزيع داريد؟
    با بسياري از سازمانها كه انتشارات مذهبي دارند رايزنيهايي شده منتهي هنوز به نتيجه نرسيده است.
    معروف است که «نرسيدن بدست مخاطب، با توليد نشدن خيلي فرقي ندارد.» با توجه به نيازهاي تاريخي نسل جوان و فعاليت نهادهاي رقيب در آن طرف مرزها چرا اين حلقه تاكنون مفقود مانده است؟
    حمل كنيد بر ناتواني ما.
    حضرت امام(ره) در پيامشان دارند كه تاريخنگاري انقلاب نبايد سياستزده شود، چرا نهادهاي تاريخي ميخواهند طوري فعاليتهاي تاريخي را به نفع شرايط فعلي خودشان مصادره كنند؟
    من چنين اعتقادي را راجع به مركز ندارم. به همين دليل ما هر كسي كه همكاري كرده از هر جناحي بوده خاطراتش را چاپ كرديم. براي نمونه از جناح چپ آقايان منتجب نيا. بنابراين حساسيتي روي جناحها نداريم. هر چند ممكن است كه ديگران به ما اين طور نگاه كنند.
    امام(ره) در بحث تاريخنگاري حتي به روشها هم اشاره کردهاند كه تاريخ را مستند به صدا و فيلم و از زبان تودههاي مردم رنج ديده، ثبت کنيد. شما توليدات صوتي و تصويري هم داريد؟
    بله. كليه خاطرات را روي جديدترين سيستمهاي ديجيتال ضبط ميكنيم و سعي ما بر اين است كه حتي براي راديو و تلويزيون هم قابل استفاده باشد. به همين خاطر بسياري از برنامههاي تلويزيون که در  ايام خاص مثل 22 بهمن آماده ميشود با هماهنگي مركز است. منتهي ما يك مؤسسه هستيم كه مشكلات مالي فراواني داريم و آنچه صورت گرفته در حد مقدورات ما بوده است.
    اين توليدات قابليت تبديل به كالاهاي قابل فروش را هم دارند؟
    برنامهريزي شده و گاهي كارهايي براي صدا وسيما انجام ميدهيم. مثلاً نوارهاي صوتي كه از آقاي فلسفي تهيه كرده بوديم در راديو پخش شد. بعضي خاطرهگوييها هم استفاده شد. اما ما چون خيلي دنبال اين نيستيم كه درآمدي باشد و ميخواهيم اين مباحث طرح شود كمك ميكنيم و توليدات را در اختيارشان ميگذاريم.
    شما 13 سال است (از سال 74) به مرکز اسناد رفتهايد. چه نقدي به روند تاريخنگاري انقلاب اسلامي داريد؟
    يكي از نقدهاي من هژموني فعلي تاريخنگاري در ايران است. متأسفانه به دليل اينكه تاريخنگاري بيشتر توسط نيروهاي چپ و راست ـ چپ ماركسيست و راست ناسيوناليست ـ نوشته شده، جريان مذهبي هنوز شكل و متدولوژي خودش را بدست نياورده است. اين اشكال به همه ما وارد ميشود. دانشگاههاي ما هنوز بر آن متد و منابع سير ميكنند و نميخواهند هم تغيير بدهند. بسياري از نويسندگان ما هم كه دغدغههاي ديني و مذهبي دارند چون در اين فضا رشد كردهاند، نميتوانند خارج از اين فضا فکر کنند. شايد بايد اجازه داد زماني بگذرد تا محققان جوان راه و روش خود را در تاريخنگاري پيدا يا ابداع كنند.
    به عنوان نمونه سازندگان تاريخ در نهضت مشروطه، نيروهاي مذهبي بودهاند. در نهضت ملي شدن صنعت نفت هم، وقتي به عمق قضايا وارد ميشويد نيروهاي مذهبي حضور دارند. اما چقدر كار كردهاند و نوشتهاند و منبع تدوين كردهاند؟ هيچ! بعداز انقلاب اسلامي هم متأسفانه كار جدي نشده است. افرادي به شكل شخصي كاري را آغاز كردهاند ولي نهادينه نشده است. چون اين به دانشگاهها منتقل نشد و عموميت پيدا نكرد. ما در نگارش تاريخ انقلاب اسلامي ابتدا بايد ديدگاهمان را تغيير دهيم كه اين تغيير هنوز به وجود نيامده است. يعني فضايي كه قبلاً ترسيم شده باشد و در اذهان نقش بسته باشد، نداريم. ما احتياج به يك بازنگري و تغيير تفكر داريم.
    مسأله ديگري كه بايد در تاريخنگاري انقلاب اسلامي داشته باشيم اين است که، در روش تاريخنگاري تاريخ اسلام وقتي كتابها را ميخوانيم سعي نويسندگان بر اين است كه تاريخ را به مبدأ خلقت برگردانند؛ تاريخ را از آدم(ع) شروع ميكنند، انبيا(ع) را مورد بحث قرار ميدهند تا بعد وارد مسائل جزئي خودشان ميشوند. اين شايد شيوه منحصر به فرد تاريخنگاري اسلامي است. ما در تاريخنگاري علاوه براينكه بايد روي پديدههاي تاريخي تأكيد كنيم و  ريشهها را در پديدههاي تاريخي،  سياسي، اقتصادي و اجتماعي جستجو كنيم، بايد نقشي هم براي خداوند با توجه به بينش قرآن در حركت تاريخي قائل شويم. قرآن براي تاريخ يك حركت خاص قائل است. معتقد است که "ما زمين و آسمان را بيهوده نيافريديم."  اين حركت تاريخي به سمت و سوي صلاح و پيروزي حق بايد لحاظ شود. نه به اين معنا كه دستوري است و بايد لحاظ شود. اين براي پيشينه تاريخي و تحليل تاريخنگاري انقلاباسلامي بسيار مهم است.
    در پيام امام(ره) بحث تفاوتهاي حق و باطل خيلي روشن است، اگر اسلام ناب را داريد در مقابلش اسلام آمريكايي و سلطنتي را داريد يا در مقابل انقلاب اسلامي، موانع ظلم و تحجر را داريد. وقتي به حلقههاي زنجير توليدات يك مؤسسه تحقيقات تاريخي نگاه مي كنيد بايد آن نخ تسبيح را ببينيد. اين نقد که به خود شما هم وارد است!
    عرض كردم كه ما هنوز اندر خم يك كوچهايم. بهعنوان نمونه خيليها تاريخ انقلاب اسلامي را با يك ديدگاه توطئهمحورانه مورد بحث قرار ميدهند. سلطنت طلبها بهدليل اينكه نتوانستند علتها و معلولها را با يكديگر تحليل كنند، ماندند كه چطور انقلابي كه هيچ سلاحي در دست نداشت و توده مردم فقط سينه داشتند كه جلوي گلولهها سپر  كنند، پيروز شد. چطور رژيم مقتدري كه بزرگترين ارتش منطقه بود و همه ابرقدرتها حمايتش كردند، شکست خورد؟ نميتوانند تحليل كنند. اينجا ما نبايد رودربايستي داشته باشيم.
     روش خودمان را بايد روشن كنيم. به قول جهانگير آموزگار، در تاريخ انقلاب ايران يك مجهول و x وجود دارد. او توجيه ميكند كه شاه تمام راههايي را كه براي تداوم حكومت لازم بود،  رفت. سركوب، كشتار عمومي، حكومت نظامي در بيشتر شهرهاي ايران و روي كار آوردن دولت نظامي با حمايت آمريكا. حتي حكومت 13 ساله را برداشت و يك حكومت اقتصادي روي كار آورد ولي موفق نشد. حكومت نظامي و آشتي ملي هم آورد. آخرين روشش هم اين بود كه يكي از اعضاي اپوزيسيون را به عنوان نخست وزير منصوب كرد اما با تمام اين روشها جواب نگرفت. پس يک متغير x وجود دارد و اين خواست الهي است. بايد اين را بر مبناي بينش الهي خودمان نسبت به تاريخ در تاريخنگاري انقلاب اسلامي لحاظ كنيم. ما بايد مبدع و طراح اين مسأله باشيم.
    آخرين سوال، خود مركز چه كارهايي را براي سازماندهي و تربيت تاريخنگار كرده است؟ آيا دورههاي آموزشي براي اين افراد گذاشتهايد؟
    متأسفانه خود ما هم هنوز تخصصي در اين زمينه پيدا نكردهايم كه به ديگران منتقل كنيم. حتي نتوانستهايم تجربيات خودمان را در اين زمينه گردآوري كنيم. دانشگاه اصفهان و حوزه هنري چند سمينار در اين زمينه داشتهاند.
     اميدواريم مجموعه همكاريها به شكل مدوني در بيايد كه بتوانيم مجموعه تجربيات، شيوه تاريخنگاري شفاهي و چگونگي قابل استناد بودن اسناد تاريخي را به جامعه ارائه دهيم. در برنامههاي آينده ما هست که معاونت تحقيقات مركز را به پژوهشگاه تبديل كنيم و خودمان محقق هم تربيت کنيم.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه