پيشرفته
 

موضوعات :

  • صدا و سیما

  • کلمات کليدي :

  • فرایند هدایتی
  • هنر دینی
  • عدالت سیاسی
  • خود معلم پنداری
  • صداقت در عدالتخواهی

  • مطلب بعدي >   1392 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 7 : عزه در محاصره، جهان در اشغال

    چون نود آید صد هم پیش ماست
    درخواستهاي دانشجويان از رئيس رسانه ملي

    چهار سال بعد از ديدار مديران صدا وسيما با رهبري در آذر 1383 که مشروحش را در شمارهي 13 سوره منتشر کرديم رئيس رسانه ملي  به دانشگاه امام صادق(ع) رفت تا در برابر پرسشهاي دانشجويان در مورد ميزان اهتمام به شاخصهاي ديني و انقلابي در بزرگترين رسانه کشور قرار گيرد. خبرگزاري صداوسيما اين جلسه را با تيتر "گزارش يک ديدار صميمانه" منتشر کرد و  روزنامه جام جم نيز آن را با درشت ترين تيتر صفحه اول خود انعکاس داد که در ادامه متن کامل آن را مي خوانيد. ذيلا گزيدهاي از پرسش هاي طرح شده در جلسه براي کامل تر شدن تصويري که جام جم و واحد مرکزي خبر از آن بدست داده اند را ميخوانيد. اکنون که به پايان دوره پنجساله مديريت آقاي مهندس ضرغامي نزديک ميشويم " راه" آمادگي دارد که در گفت وگوي مفصل(شايد به اندازه يک شماره کامل) تجربيات گرانبها و پاسخهاي وي به سوالهاي پرشمار نسل انقلاب را بازتاب دهد.

    مجيد امامي:
    ما الآن 11 مرکز و دفتر پژوهشي در سازمان صدا وسيما داريم. چقدر اين مراکز پژوهشي تاثير هدايتي دارند بر محتوايي که به قول شما سر سفره مردم از آنتن پخش مي شود. مديران اين بخش هاي پژوهشي که ما در فضاي دانشگاه با آنها ارتباط داريم مي گويند ما تاثير هدايتي نداريم و حتي اينها از تأثيرگذاري منع مي شوند. جديدا اين تجليلي که از آقاي عياري انجام داديد ديديد که ايشان گفت تا حالا اينچنين اعتمادي در ساختار کشور سابقه نداشته است چون من اصلا اين سريال را بدون فيلمنامه و طرح جلو برده ام! من نمي فهمم مديريت پيام کجاست؟ آقاي صحت در نقد سريال برره در مرکز  تحقيقات صدا و سيما، که خيلي جلسه جالبي هم بود، مي گفت من صبح همين طور خواب آلود مي آمدم تا بچه ها را گريم مي کردند من مينوشتم که امروز قرار است چه بگذرد! و آخرين مورد هم سريال بزنگاه که همه اينها منبع دارد. آقاي عطاران در مصاحبه با شهروند امروز گفته بود ما همين طور صبح مي آمديم فيلمنامه مي نوشتيم و...
    پس يک فرايند هدايتي و يک مغزي که در سطوح مختلف محتواهاي مختلف مورد نياز نظام جمهوري اسلامي را در رسانه ملي ترجمان کند وجود ندارد.
    مثال آخرش هم بحث خشونت در رسانه تصويري است و همه هم مي دانند که نتيجه تحقيقات اثبات کرده از اصلي ترين عوامل ارتقاء خشونت در جوامع در حال مدرن، رسانه هايي هستند که فيلم هاي خشن پخش مي کنند.
     قطعا شما از بدنه مومن مديريت کشور هستيد ولي توجه داشته باشيد که مديريت پيام و مديريت رسانه يک امر بسيار پيچيده است و آدم خودش را مي خواهد، تخصص خودش را مي خواهد والسلام.
    سعيد خورشيدي:
    "واقع آن است آنقدر که پابرهنه ها به راديو تلويزيون حق دارند ما نداريم. اين يک واقعيت است و تعارف نيست. واقع اين است که آنها اين نظام را درست کردند و اين نهضت را به وجود آوردند. همين جمعيت هستند که پيروزي ها را به دست آوردند و از قشر بالا کسي در اين مساله حقي ندارد. " امام خميني(ره)
    اگر صلاح بدانيد من با اين سوال شروع مي کنم که صدا و سيماي ما امروز چقدر رسانه انقلاب اسلامي است؟
    مطابق تعريفي که حضرت امام(ره) از انقلاب ارائه مي کنند انقلاب اسلامي قيامي بود عليه ظلم و تحجر و تلاشي بود براي جايگزيني اسلام پابرهنگان، اسلام فقراي دردمند، اسلام ائمه هدا  با اسلام سلطنتي، اسلام سرمايه داري، اسلام مقدس نما ها و متحجرين. صداو سيما اگر امروز ادعاي ديني بودن و انقلابي بودن دارد شاخصه هايي وجود دارد که اين ادعا را محک مي زند.
    صداو سيما دين را به عرصه فردي و اخلاقيات فردي و حوزه شخصي فروکاسته. آن تجلي عمومي دين که دين قرار بود عرصه مناسبات اجتماعي ما را سامان بدهد و بر اساس آن قيام به قسط در جامعه رخ بدهد احساس ميشود که دغدغه صدا وسيما نيست. الگوي ديني مطلوبي که از برخي از اين سريال هاي مذهبي که با اين نام از صدا وسيما پخش مي شود بيشتر ربيع ابن خثيم و ابوموسي اشعري باشد تا حضرت امير(ع).  يک کاريکاتوري از دين در صدا و سيما عرضه مي شود. اساسا اين تقسيم بندي سريال مذهبي و سريال هاي ديگر، اخبار مذهبي و اخبار ديگر حاکي از يک نگاه سکولار است که در صدا و سيما رسوخ کرده. اخبار ديني يعني اخباري که به جلسات قرآن بپردازد خبر کوچ چندمين دسته پرندگان فلان جا را هم پخش مي کند ولي فلان اتفاقي که در منطقه محروم مي افتد سانسور مي شود و پخش نمي شود.
    نکته بعدي در کنار جامعيت، بحث ضرايب و توازن بين بخش هاست.
    مخاطب جوان شبکه سوم ما وقتي که n تا برنامه فوتبالي دسته چندم انگليس و اسپانيا و.. را مي بيند اين تلقي در او ايجاد مي شود که اينها از خيلي موضوعاتي که صدا و سيما به آنها نمي پردازد اهميتش در نگاه انقلاب اسلامي بالاتر است چرا که اين صدا وسيما رسانه انقلاب است.
    در تعريفي که حضرت آقا از هنر ديني دارند مي فرمايند که هنر ديني، هنري نيست که يک مناسک ديني و  قشري گرايي ديني را ترويج کند، ميتواند يک هنر به آرمان هاي ديني مثل عدالت و آزادي بپردازد ولي حتي يک صحنه مثلا" نماز هم نشان ندهد و من اين را مقايسه ميکنم با گفتار يکي از مسئولين صدا و سيما در چند سال پيش که مي گفت در آمار کار ديني ما در صدا وسيما ما چند هزار دقيقه صحنه نماز در تلويزيون نشان داديم.
     بحث آخر هم بحث عدالت است. مطابق آن اسلامي که حضرت امام(ره) و حضرت آقا به ما آموختند نتيجه تحقق دين در جامعه استقرار عدل و قسط است و به نسبتي که صدا وسيما ديني تر مي شود بايد مردمي تر بشود به اين معنا که چالش هاي اجتماعي و عمومي مردم را به صحنه بکشاند نه چندتا چالش و مساله يک طبقه و قشر خاص از جامعه را.
    مخاطبي که پاي برنامه هاي صدا و سيما مي نشيند بعيد مي دانم اينچنين تلقي اي پيدا بکند که اين رسانه کشوري است که جنگ بي امان با فقر و فساد و تبعيض اولويت اول اوست. او اگر بنشيند پاي تلويزيون مي گويد چالش قرمز و آبي و درگيري هاي ورزشي چالش هاي اصلي جامعه است. من براي اينکه خيلي عيني از آقاي ضرغامي يک درخواستي داشته باشيم اين باشد که به ما يک فرصتي بدهيد که يک 90 انقلابي در عرصه فرهنگ و سياست بسازيم. الآن در برنامه 90 خيلي راحت برخي اصول اخلاقي سر بحث هاي سخيف ورزشي زير پا گذاشته مي شود. شما به بچه هاي انقلاب اين اجازه را بدهيد که بدون اينکه از مرز هاي اخلاقي و انقلابي بگذرند مديريت فرهنگي کشور را که ميلياردي پول اين طرف و آن طرف مي کند بر اساس اصول انقلاب نقد کند. مسائل اقتصادي و سياسي هم همين طور.
    حجت الاسلام علي جعفري:
    اگر ما به فرايند سازمان اشکال مي کنيم نه اينکه در سازمان کار خوب نميشود بلکه کارها مبتني  بر يک فرايند صحيح نيست. ما منکر کارهاي خوب در سازمان نيستيم. مثلا پخش مستند که شما مي فرماييد اگر تصاوير آرشيوي را پخش مي کنند اين که کاري ندارد شما تا ديروز اجازه نميداديد آرشيو را پخش کنيد از امروز ميگوييد که پخش کنيد! اين که برنامه سازي نيست لذا کار خوبي است ولي مبتني بر يک فرايند نيست. حالا من نمونههايي را خدمت شما عرض مي کنم
    الآن صدا وسيما يک دانشکده اي دارد به نام دانشکده صدا وسيما که از قبل از انقلاب بوده و به تعبير مقام معظم رهبري دانشکده صدا وسيما قلب تپنده يا نبض سازمان است هروقت مي خواهيد وضعيت سازمان صدا و سيما را ببينيد نبضش را بگيريد. بنده به عنوان کسي که در دانشکده صدا وسيما درس خواندم و بالاترين نمره پايان نامه تاريخ دانشکده صدا وسيما را هم گرفته ام يعني بچه تنبل هم نبوده ام که بخواهم نق بزنم، اينجا عرض ميکنم که دانشکده صدا وسيما تبعيدگاه مديران سازمان است و هروقت مي خواهند يک مديري را از يک قسمتي بردارند و با او تعارف دارند ميگويند آقا شما بفرماييد آنجا کار علمي کنيد بنيان هاي سازمان آنجا گذاشته مي شود!! نتيجه ده سال دانشکده صدا و سيما در قم ببينيد چه کسي درآمده از آن؟ برويد ببينيد چه بر سر طلبه ها آمده؟ روحانيت هم که الحمدلله در خدمت سازمان هست!!
    مرکز تحقيقات پا به کار نظر سنجي است و الحمدلله در همه نظرسنجي ها هم مردم 90درصد به بالا راضي اند! من نمي دانم ديگر چرا ادامه ميدهيد اين نظرسنجي ها را!! خوب همه راضي هستند ديگر!
    آقاي ضرغامي ما اينجا ميگوييم و ميخنديم و مي رويم ولي اگر فرايند هاي سازمان اصلاح نشود و مديريت علمي بر سازمان صدا و سيما حاکم نشود و بنيان مديريت سياسي شد. شما هرچقدر در عرصه هاي ارزشمندتري وارد مي شويد بيشتر خراب مي کنيد...
    شما که مي گوييد ما با روحانيت در ارتباط هستيم، روحانيت را در بسياري از سريال هاي مناسبتي تقليل داده ايد به مددکار اجتماعي، ژاندارمهاي روحاني. نه منبري، نه محرابي، نه نمازي ، نه احکام شرعي. من در يکي از اينها ديدم روحاني، عمامه اش را برعکس گذاشته بود! آيه قرآني که ديگر بچه دبستانيهاي ما ياد گرفته اند آيه قرآن را هم اشتباه خواند. کاش آن موقع من اين را ضبط کرده بودم. از آن طرف صدا و سيما با آيت الله مکارم شيرازي به عنوان مرجعي که خدمات شايسته اي کرده تجليل ميکند و با مراجع ارتباط دارد. من نميدانم اين حجتالاسلام ... که در صدا و سيما دارد مشاوره کارهاي شما را مي دهد اين آدم کيست؟ نه روحانيت او را مي شناسد نه در دانشگاه امام صادق که آقايان با روحانيت ارتباط دارند او را مي شناسند شايد شما خودتان هم او را نميشناسيد! بابا روحانيت يک حساب و کتابي دارد. روحاني بايد آيه قرآن را درست بخواند احکام بلد باشد. وقتي با نامحرم صحبت ميکند سرش پايين باشد نه اينکه چهارچشمي نگاه بکند!! و موارد متعددي از اين دست وجود دارد و  من اين را هشدار ميدهم حالا شما اينها را توجيه ميکنيد و ميرويد ولي بعدا خدا ميداند چه ميشود.
    صحبت آخرم هم در مورد سريالهاي مناسبتي تورا به خدا براي انقلاب سريال نسازيد! چون اولا تم سريال هاي شما همه اش عشق و عاشقي است و هرچه سريال خوب براي انقلاب اسلامي ساخته ايد، رابطه دو تا جوان است که مي خواهند به هم برسند و يکي دختر است، يکي پسر است!! پنج سال بعد اين جوان ها مي گويند عجب انقلابي بوده! هيچ هزينهاي هم نداده، عشق و عاشقي هم بوده و امام(ره) هم آمده و ... خلاصه اينها به ذهنيت مردم آسيب مي زند.
    تصميمات خلقالساعه خيلي خوب است! ولي هيچ وقت جاي فرايند هاي مديريتي را نمي گيرد. فرايندها هم تا درست نشود آن چيزي که از تصوير پخش مي شود و مطالبه مقام معظم رهبري هم بود آن اصلاح نميشود و اين جلسات را ما ميگذاريم و هيچ تغييري هم ايجاد نميشود.
    مهدي نيکجو:
    آقاي ضرغامي اينکه مقام معظم رهبري و خيلي از مراجع تقليد بيايند بگويند قطعا پخش موسيقي از صدا وسيماي جمهوري اسلامي ايران دليل بر حليت آن نيست. چرا بايد اينطور بگويند؟ اگر ما آمده بوديم دقيق کار ميکرديم و ضابطهاي داده بوديم واقعا مقام معظم رهبري با آرامش خاطر به شما اطمينان ميکرد که آقا اينها دارند کار ميکنند، فقيه نشسته آنجا موسيقي دان نشسته. و وقتي يک موسيقي از فيلتر صدا و سيما بيرون ميآيد قطعا ديگر مشکلي ندارد نه اينکه مقام معظم رهبري بگويد پخش موسيقي دليل بر حليتش نيست. اين يک نقطه ضعف است.
    نکته آخر هم اينکه شما همه صحبت هاي مقام معظم رهبري را درباره موسيقي بخوانيد. ايشان به شدت روي موسيقي فاخر تاکيد دارند و وقتي من اينجا مي گويم موسيقي که نميخواهم موسيقي لس آنجلسي تبليغ شود نه اصلا منظورم اين نيست. موسيقي که مدنظر مقام معظم رهبري است موسيقي که صداي عدالت داشته باشد، موسيقي که به قول حضرت امام(ره)، جنگ فقر و غنا را برساند. و الآن شما به هيچ عنوان هيچ ضابطه اي در صدا و سيما راجع به اين قضيه نداريد.
    عليرضا خدابخشي:
    من از چيزي تعبير مي کنم به اسم حاکميت گفتمان رهبري در کشور که معتقدم طبق قانون اساسي در کشور ما حاکميت بايد از آن گفتمان رهبري باشد... معتقدم صدا و سيماي ما در جهت حاکميت گفتمان رهبري در کشور کار نميکند..
    ما با يک پديده اي در کشور مواجه هستيم با نام "خود معظم پنداري"! بخش زيادي از مسئولين کشور همه را نمي گويم از جمله خود آقاي ضرغامي بعضي وقت ها يک احساسي به آنها دست مي دهد که رهبر کشور هستند و قرار نيست آنچه که رهبري دستور داده اند اجرا بشود و ديگران هم ميتوانند موازي گفتمان هايي که ايشان در حيطههاي مختلف تعيين ميکند، چيزهايي را مشخص بکنند.
    براي نمونه رئيس قوه قضائيه در شرايطي که رهبر معظم انقلاب بحث ثروتهاي بادآورده و مفاسد اقتصادي را مطرح کردند و راهکارشان را هم ارائه دادند در مقام يک ايدئولوگ و به صورت موازي، بحث امنيت سرمايه گذاري  را مطرح مي کنند در حالي که امنيت سرمايه گذاري گفتمان رهبري نبوده است. پس صدا و سيما به جاي آنکه سخنرانيهاي آيت الله هاشمي شاهرودي را با کوپن نفر دوم و سوم در اخبار پخش کند جا دارد که سوال هم بکند که اين تعارضش با اين صحبت ها چيست؟ يا نمونهاي ديگر رهبر انقلاب حدود 8-7 سال پيش بحث کاهش تعطيلات رسمي را در کشور مطرح کردند و در مجلس يک عده از نماينده ها مشغول فعاليت شدند و آمدند طرحي را بنويسند اما در مجلس، آقاي حداد عادل شخصا تصميم گرفتند اين بحث از دستور کار خارج بشود. يعني رهبر انقلاب بيايند در مشهد در جمع عمومي از مسئولين بخواهند که بياييد تعطيلات را کم کنيد، آقاي حداد عادل تشخيص ميدهند که فعلا تعطيلات مي تواند همين طور باقي بماند و فعلا صلاح نيست مطرح بشود. عرض من اين است که پيگيري مطالبات و خواستههاي رهبري کجا بايد انجام بشود؟ شما متاسفانه به اين فرهنگ که گفتمان رهبري در کشور تضعيف بشود دامن مي زنيد. باز نمونه ديگر به رفت و آمدهاي شما و مديران شما به قم بازمي گردد. آقاي مهدوي به ما ياد داده اند که احترام علماي ضدانقلاب ! را هم نگه داريد. ولي اينکه جنابعالي و مديرانتان هر هفته مي رويد ديدار مراجع تقليد، معاونت سياسي، معاونت پژوهشي، معاونت آموزشي و... من نمي دانم شما در قم دنبال چه ميگرديد؟! مگر ابهامي وجود دارد در کارهايي که شما بايد انجام بدهيد؟ تازه در بحث مرجعيت هم باز گفتمان رهبري حاکم نيست. وقتي بحث مرجعيت رهبر معظم انقلاب مطرح شد، گفته شد که در حال حاضر بيش از 100 نفر شايستگي مرجعيت را دارند و مردم ميتوانند رجوع کنند ولي گفتمان صدا و سيماي ما، گفتمان جامعه روحانيت مبارز و جامعه مدرسين است و مثلا" 7 تا از مراجع را جامعه مدرسين انتخاب کرده اند و 3 نفر را هم جامعه روحانيت انتخاب کرده اند و صدا و سيما روي اينها تبليغ مي کند اما جديدا" در خود صدا و سيما ظاهرا يک عده مرجع شناسي دارند! و صدا و سيما تشخيص داده که ميتواند اينها را هم وارد بکند و مسئولينش هم ميتوانند بروند رهنمود بگيرند! خوب به طور طبيعي وقتي اين همه دانشجوي حزب اللهي اينجا نشسته اند و سر يک بحث موسيقي به يک توافق نمي رسند شما اگر قرار باشد سر بحث موسيقي هر روز برويد در قم دنبال بحث موسيقي بگرديد اصلا کار شما کار فقهي نيست، شما يک حکم مي خواهيد از رهبري که ايشان صريح و شفاف در اجوبه الاستفتائات بحث موسيقي و رقص را توضيح داده اند و اگر قرار باشد ما بگوييم با فقها نشستيم که نمي شود. فقها احترامشان واجب، کار علمي ميکنند و محصول علمي شان ميآيد گفتمان حوزه علميه مي شود اما نه اينکه سر بحث اجرايي مسئولين صدا و سيماي ما در قم دنبال مطلب بگردند...
    جمع بندي من هم اين است که چون شايد از اين جلسات معمولا چيز اجرايي و خوبي دستگير نشود من هم روي همان صحبت آقاي خورشيدي تأکيد مي کنم که جناب آقاي ضرغامي! ما از شما هيچ چيز نميخواهيم جز يک برنامه 90 سياسي و اگر ترس داريد از اينکه با مخالفت هاي متفاوت مواجه بشويد از خود صدا و سيما آغاز بکنيد يعني 20-10 جلسه اول آن مديران صدا و سيما و برنامه سازان در يک فضاي عادلانهاي نقد بشوند و فضاي سانسور هم ان شاء الله در آن نباشد.
    سيد مجتبي امامي:
    چرا بچه ها ميگويند اين برنامه روح مذهبي ندارد و شما ميگوييد دارد؟ براي اينکه فکر مي کنيد دو سه پيام ديني داخلش گذاشتيد ديني شد؟ و اينها اين ديني بودن را احساس نميکنند.
    من در شوراهاي سياستگذاري شما چندين بار شرکت کرده ام. متنهاي شما را دقيقا خوانده ام. خيلي اوقات گزارشهاي شما را تنظيم کرده ام. ولي آقاي ضرغامي! مشکلات اينگونه حل نميشود. شما سيرهتان اينگونه بوده که وقتي مثلا گروهي ميآمدند و ميگفتند حرام است، شما چهارتا روحاني از آن طرف ميآورديد که ميگفتند حلال است. شما هم ميگفتيد: شما به شما در، ما هم کار خودمان را ميکنيم. واقعا از لحاظ علمي کار در صداوسيما اينگونه است. اين مسائل را راحت حلش ميکنيم. ولي کجا بايد اين را انجام دهد؟
    بازهم مي گويم که ما ضعيفيم ولي شما بايد مطالبه کنيد. شما بايد دانشگاه امام صادق را به عبارتي به صلابه بکشانيد که آقا من جواب اين را ميخواهم. شما بايد جواب اين نظرها را پيدا کنيد.
    مسلم نادعليزاده:
    آقاي ضرغامي وقتي که دير به دير تشريف ميآوريد در چنين مجامعي سوالات انباشته مي شود و بحث ها هم پراکنده مي شود و نتيجه اي هم گرفته نمي شود لذا سعي بشود که اين جلسات تکرار بشود.
    من يک نکته اساسي دارم که خواهش مي کنم اين را پاسخ بدهيد، ما چه برويم سراغ قرآن، چه برويم سراغ مشي انبيا، چه برويم سراغ فرمايشات ائمه، چه برويم سراغ حضرت امام و رهبري مي بينيم که مساله اصلي در حوزه اجتماع در اين منابع مساله عدالت است. ديگر رهبري فرمودند امروز در صدر فهرست بلند مسائل کشور مساله عدالت است. اين يعني هم و غم ما برود سمت مساله عدالت. البته نه اينکه از مسائل ديگر غافل بشويم ولي جهت گيري کلي ما به سمت عدالت باشد. انصافا آقاي ضرغامي شما خودتان به عنوان يک مخاطب، نه رئيس سازمان صدا و سيما، اگر تلويزيون تماشا کنيد و يک ارزيابي و برآورد کلي داشته باشيد آيا واقعا برايند محصولات صدا و سيما در جهت عدالتخواهي است؟ يعني واقعا روحيه عدالت طلبي را دارد در ملت تقويت ميکند؟ دارد مسئولين را سوق مي دهد به سمت عدالت؟ ارزشهاي اسلامي محدود به اينکه اول اخبار صلوات بفرستيم نيست. اينکه شما قبل از اخبار حديث مي نويسيد خيلي خوب است ولي چه احاديثي مينويسيد؟ احاديثي که غالبا ناظر به جنبه هاي فردي و اخلاقي است. يک حديث نمي نويسيد که مثلا جامعه را ببرد به سمت مطالبه پاسخ از مسئولين يا از وظايف مسئولين کشور سخن بگويد و خوب است که ما يک تحليل محتوا از احاديثي که ابتداي اخبار نوشته مي شود داشته باشيم تا مشخص شود جهتگيري به چه سمتي است.
    مجتبي احمدي:
    از آقاي ضرغامي تشکر مي کنيم که بعضي از روحيه هاي انقلابي شان را حفظ کردند و صندلي هنوز زياد برايشان نرم نشده!
    در يکي از اين جنگها نادرشاه افشار مي بيند يکي از اين سربازها خيلي خوب مي جنگد از او مي پرسد وقتي افغانها آمدند تو کجا بودي؟ سرباز ميگويد من بودم، تو نبودي. ما الآن بچه هاي خوب و کاربلد کم نداريم. اما شما امشب آمده ايد مي گوييد آقا برنامه نود فرهنگي - سياسي بسازيد. شما اگر رويکردتان فعال بود خودتان به سراغ بچه ها مي رفتيد. صحبت من اينجاست: رويکرد منفعل، رويکرد فعال؛ استراتژي آفندي، استراتژي پدافندي.
    شما امروز مي گوييد ما بايد در برابر حملات رسانه و جنگ رسانه اي ماهوارهها دفاع کنيم. من ميگويم بهترين دفاع، حمله است اما شما اهل حمله نيستيد... انقلابي نيستيد البته برخي روحيات انقلابي را داريد. بله اشرافيت در رفتار شما نيست، مي پذيريد که بچهها بياييد با هم کار کنيم. اسم کوچک بچه ها را صدا مي زنيد و... ولي انقلابي نيستيد آقاي ضرغامي! اگر انقلابي بوديد ميرفتيد بچه ها را جمع مي کرديد نه اينکه ما چقدر داد بزنيم آقاي ضرغامي بياييد، ما حرف داريم. اگر انقلابي بوديد رسانه انقلاب را رسانه انقلاب ميديديد.
    شما شده ايد رسانه پيرو. نشستيد ببينيد چه موجي در جامعه به وجود ميآيد و ماهواره ها چه مي گويند. بعد يک خورده با عوض کردن آيتمهاي آن، برنامه بسازيد. شما رسانه پيرو شده ايد، رسانه پيشرو نيستيد.
    خلاقيت، نوآوري، شکوفايي، فتح مناطق ناگشوده، اينها همه اش واژه هايي است که حضرت آقا گفتند. راضي شدن به وضعيت موجود! محافظه کاري! توجيه! من ميگويم بچههاي انقلاب و آقاي ضرغامي که از بچه هاي انقلابند مي آمدند و مي گفتند من نميخواهم توجيه کنم. من که رفتني هستم و اصلا" مهم نيستم. بله اين مشکلات در رسانه صداوسيما هست. مشکلش من هستم.
    آقاي ضرغامي! چرا مردم به ماهواره ها رو ميآورند؟ چون ما صادق نيستيم. مردم چرا برنامه نود را نگاه مي کنند؟ sms هايش در ساعت 1و 2 نيمه شب به يک ميليون مي رسد! چرا؟ چون صداقت دارد. ما صداقت نداشتيم که مردم از ما دور شدند. من ميخواهم بگويم در عدالتخواهي بايد صداقت داشته باشيم. اگر صداقت نداشته باشيم آقاي فرزاد حسني را روبروي آقاي هاشمي در برنامه فوق العاده مي گذاريم. ولي اگر صداقت داشته باشيم آقاي فرزاد حسني اصلا در قد و قواره اين کار نبود. در انقلاب کجا بوده؟ تاريخ انقلاب را کجا مي داند؟ اين مهرهها را از کجا مي فهمد؟ که بيايد در مقابل آقاي هاشمي بنشيند و از آقاي هاشمي بخواهد که آقاي هاشمي پاسخگو باش! آقاي خاتمي پاسخگو باش! آقاي مهدوي کني به عنوان يکي از بزرگان نظام که قرار بود براي نظام توليد فکر کنيد شما پاسخگو باش!
    من ميگويم ما اصلا صداقت در عدالتخواهي نداريم. اگر مي خواهيم برويم سراغ عدالت، اين برنامه فرزاد حسني و هاشمي رفسنجاني آدرس غلط است. اين صداقت در عدالت نيست آقاي ضرغامي! لذا عدالت سياسي مهمتر از عدالت اقتصادي است. «الناس علي دين ملوکهم»، «لا تصلح الرعيه الا بصلاح الولاه» و الي ماشاءالله که در جامعه شناسي سياسي اسلام به ما گفته اند که «الناس بامرائهم اشبه من آبائهم». لذا به اين مسئله هم توجه داشته باشيد که آدرس غلط در عدالتخواهي ندهيد

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه