پيشرفته
 

موضوعات :

  • فلسطین

  • کلمات کليدي :

  • وحدت
  • مصر
  • اسرائیل
  • بیداری اسلامی

  • وحید جلیلی

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • بعدالتحریر

  • قرایت دینی از عدالت یا قرایت عادلانه از دین

  • علم یا عمل؟

  • بعدالتحرير

  • فردای انتخابات

  • بعدالتحرير

  • جشنواره شاه سلطان حسینی

  • جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

  • بعد التحریر

  • جنگی كه بود، جنگی كه هست

  • مطلب بعدي >   1397 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب  
    راه شماره 7 : عزه در محاصره، جهان در اشغال

    غزه در محاصره، جهان در اشغال

    غزه درمحاصره است.
    طنطاوي دست برادر دينياش، شيمون پرز را به گرمي مي فشارد.
    خادم حرمين شريفين جايزه ترور نصرالله را هر روز بالاتر مي برد.
    انجمن حجتيه در واکنش به درگيري جهودها با فلسطينيهاي ناصبي!  اللهم  اشغل الظالمين بالظالمين مي خواند.
    مناديان ذوب در ولايت بالاخره اختلافاتي را که نداشتند با دوستان جدا افتادهشان کنار ميگذارند و در برابر "دشمن" مشترک نداي وحدت سرميدهند.
    استالينيست ها در دانشگاه تهران با فرياد مرگ بر ديکتاتور، منجي آزادي خواهشان درگوانتانامو و ابوغريب را صدا ميکنند.
    جهانشاهي دوباره چفيه به دوش مي اندازد تا به هم بندانش در اوين هشدار دهد که به مقدسات توهين نکنند.
    ▪    
    غزه در محاصره است.
    هنيه چفيه جهانشاهي را به دوش مي گيرد
     و بر ظلم زمين خواران مي  خروشد: "يا للمسلمين"
    عبدالله جردني از خنده ريسه مي رود.
    حسنيمبارک با ضجه مادران فلسطيني، عربي مي رقصد.
    شيخ کويت تصوير "عماد" را تيرباران مي کند.
    سعد حريري براي ليوني، بوسه مي فرستد.
    ▪    
    غزه در محاصره است.
    مصر قلب خاورميانه عربي
    در چنگال شوم مبارک دست و پا مي زند.
    جردن به پادشاه انگليسياش  زبان عربي مي آموزد..
    در دوحه هواپيماهاي فوق پيشرفته آمريکا قطر شيخ قطر را صبح به صبح اندازه مي گيرند  و دبي براي پذيرايي از روسپي هاي  اروپايي و خوانندگان لس آنجلسي اش، به کارگران فيليپيني و پاکستاني و بنگلادشي آماده باش داده است.
    طالبان زير سايه عمو جرج، بنياد تمدن اسلامي شان را با خشت هاي خشخاش بالا مي برند.
    ازبکستان به جايگاه پختاکور در ليگ باشگاه هاي آسيا مي انديشد و تاجيکستان و قرقيزستان و ترکمنستان و قزاقستان با ته لهجه روسي، متون وهابيت را حفظ مي کنند و يا دنبال ماهواره هاي ترکي مي گردند.
    ▪    
     اخباري که از غزه مي رسد روايت گر اوضاع وحشتناک ديگر  اقاليم رو به قبله است.
     در فرياد جانخراش هر مادر فلسطيني کنگره اي در آسيب شناسي جهان اسلام برپاست.
    و در چشمهاي منتظر کودکان غزه، طومار سرمقاله نويسان حراف پايتخت هاي اسلامي درهم پيچيده شده است
    ▪    
    غزه در محاصره است.
    و جهان اسلام در اشغال!
    روياي از نيل تا فرات محقق شده است. صهيونيست هاي دشداشه پوش و فينه به سر و کروات به گردن تمام قد به ياري عشيره عبري شان ايستاده اند.
    غزه آزادترين و زنده ترين اقليم جغرافياي اسلامي در غم اشغال جهان اسلام ضجه مي زند  وخود را  در عملياتي استشهادي  به خط زده است تا محاصره را بشکند.
     در حالي که حاجيان به شيطان کوچک، ريگ مي کوبند،
    فرزندان کوچک ابراهيم، سنگ در مشت به مصاف شيطان بزرگ رفتهاند.
    و جبرئيل بر کرانه عرش فرياد مي کشد:
    "ما لکم لا تقاتلون في سبيل الله والمستضعفين من الرجال والنساء والولدان الذين قالوا ربنا اخرجنا من هذه القريه الظالم اهلها ..."
    در ملکوت ما لکم، ما لکم پيچيده است.
    پروردگارحجت سکوت و قعود را مي پرسد
    و ما براي جهاد، حجت مي جوييم.
    با سقوط هر دولت صهيونيست اسلامي، يکي از ارکان اسرائيل فرو خواهد ريخت.
    اسرائيل نام ديگر آل سعود است.
    حسني اولمرت و ايهود مبارک، کارگزاران يک دولتند و ريشه شيطان بزرگ در خاک اسلام آمريکايي است.
    ▪    
    چه بايد کرد؟
    1. عناصر و آثار و مراکز بيداري اسلامي در کشورهاي مختلف بايد به يکديگر برسند(به هر دو معنا)
    هر حرکتي در جهت رفع اين گسل و گسترش اطلاع ما از هم و ارتباطمان با هم گامي بلند در شکل گيري بنيان مرصوصي است که قرار است قتال في سبيل ا... را به وصفي  پروردگار پسند پيش برد.
    هر کدام از ما مي توانيم فردي و گروهي، سطح اطلاع و ميزان ارتباطمان با عناصر،آثار و مراکز بيداري اسلامي در جهان را در يک دورهي زماني مشخص ارتقاء  بخشيم و براي  ارتقاء آن در کل امت برنامه ريزي و کار کنيم. هر کدام بايد ظرفيت هاي موجود  و در دسترس در اين زمينه را شناسايي و فعال کنيم.
    2. هويت منطقه اي و جهاني انقلاب اسلامي بايد بازسازي شود. فعالان جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي چقدر در فضايي جهاني تنفس مي کنند.
    از مصطفي چمران تا مرتضي آويني، همه شهداي ما جهان وطن بودند و از لبنان تا بوسني و از فيليپين تا افغانستان و از نيجر تا سورينام، عرصه تکليف است.
    آنچه را از آنها آموخته ايم کي به کار خواهيم گرفت؟
    قبسات غزه آنقدر هست که شام تاريک محافظه کاري در جهان اسلام را به پگاه پر نور آرمانگرايي پيوند دهد.
    3. جداي از آگاهي ها و آرمان هاي جهاني توان ها را نيز به همين نسبت توسعه بايد داد.
    حصار زبان را بايد برداشت.
    در کنار اين همه اردوها و دوره هاي اپيستومولوژيک نمي توان دوره هاي فشرده زبان هاي مختلف را برگزار و امکان ارتباط مستقيم با عناصر و منابع همدل اما ناهمزبان را فراهم کرد؟
    و دهها نوع دوره هاي کوتاه و بلند و فشرده و مفصل ديگر براي جبران گسل عظيمي که اسلاميان جهان را از هم دور و دورتر کرده است.
    ▪    
    غزه در محاصره است.
    و جهان در اشغال.
    و طنين ما لکم، ما لکم در گوش جان مومنان.
    غزه، قبضه شمشير بيداري اسلامي است.
    ذوالفقاري که پرده آمريکا و اسلام آمريکايي را همزمان  خواهد دريد.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه