پيشرفته
 

موضوعات :

  • شعر

  • کلمات کليدي :

  • مداحی
  • انتخابات
  • ماهواره
  • بازی رایانه ای

  • مطلب بعدي >   949 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 18 - 19 : قلعه گنج انقلاب

    مرضِ آسیب‌‌شناسی
    تحلیلي بر آن‌چه نمی‌دانیم


    1- «لنگش کن!»... همه کنار گود نشسته‌ایم و یک نفس فریاد می‌زنیم: لنگش کن!
    2- ماجرا برای من از آسیب‌‌شناسی مداحی شروع شد. بارها بدون اندیشة کافی در جواب خبرنگارها فی‌البداهه به آسیب‌ شناسی مداحی! پرداخته بودم، تا این‌که به دلیلی مجبور شدم به طور جدی، مداحی را مورد بررسی قرار بدهم و در مورد آن فکر کنم! آن‌وقت بود که دیدم مشغول سر دادن فریاد «لنگش‌کن بوده‌ام!». در رقابت با  این‌همه رسانة صوتی و تصویری داخلی و خارجی، جریان مداحی ما واقعا خوب عمل کرده است. ما برای مداحی چه کرده‌ایم که این همه نقدش می‌کنیم و تا محرم می‌شود یاد آسیب‌ شناسی مداحی می‌افتیم!
     3- آسیب‌ شناسی هم یک مد است! و هر کسی سعی می‌کند در این بازار مد، طرحی نو در اندازد!  یک طرح هم می‌تواند آسیب‌شناسی آسیب ‌شناسی! باشد. این‌ طوری معلوم می‌شود پادشاه  لخت است و چقدر هم ناجور لخت است!
     4- آسیب‌ شناسی رشتة تخصصی همة ماست! از دایی‌جان تا عمه‌خانم و اکبرآقای بقال! همه فوق تخصص آسیب‌‌شناسی دارند و آن هم آسیب‌شناسی همه چیز!
    هیچ چیزی جز آسیب نمی‌شناسیم و در نتیجه بنا به قاعدة «آشنایی دوستی می‌آورد،»ناخودآگاه یا آگاهانه همة ما به آسیب‌ها علاقه داریم!  نتیجة این علاقه هم معلوم است...!پیوندمان مبارک!
    5- در يک سال گذشته همه چیز انتخابات را آسیب‌‌شناسی کردیم! از  مناظره‌ها تا جزییات لباس پوشیدن رئیس جمهور!  این بندة خدا که از قضای روزگار بیست و پنج میلیون رای آورده است، به دیدن هر کسی رفت، مورد آسیب‌شناسی قرار گرفت!  واقعا که عجب صبری...!‍  اگر من جای او بودم!
    6- ختم کلام این‌که  آسیب شناسی خیلی هم خوب و شایسته می‌باشد! اما باید نتیجة کارشناسی واقعی باشد و در جایگاه تعریف شده و از مجراهای تعریف شدة خودش انجام شود و نه ذوقیات ما که از روز ازل این‌کاره بوده‌ایم و تا به ابد هم همین‌ کاره خواهیم بود!
    7- فضول رو بردن جهنم، گفت هیزمش تره!
    پاسخِ سادة منفعلِ نفساني
    پاسخ منفعل همان اولين پاسخ است؛ پاسخي كه هر كسي بلد است؛ پاسخي كه فكر نمي‌خواهد؛ پاسخي فقط براي اين كه پاسخ داده شده باشد؛ پاسخي براي اين كه نفس ما كه از يك حادثه فرهنگي متالم شده است، آرام گيرد. پاسخگوي منفعل هر چيزي را با جنس خودش جواب مي‌دهد و ناخواسته به آنچه كه نمي‌خواهد و خوش ندارد دامن مي‌زند. به‌عنوان مثال پاسخ منفعل ماهواره افزايش توليد آبكي تلويزيوني است و پاسخ بازي‌هاي رايانه‌اي، بازي‌هاي رايانه‌اي!
    شايد به خيلي‌ها بر بخورد اما متاسفانه اغلب فعاليتهاي فرهنگي ما از جنس فوق الذكر است، چرا؟ براي اينكه برخورد ما با مسئله نفساني است و نه عقلاني.
    برخورد عقلاني پاسخ فعال را در پي خواهد داشت. وقتي حضرات امامان معصوم در بازار شهر مورد اهانت قرار مي‌گرفتند، پاسخ‌آنها منفعلانه نبود؛ بلكه فعالانه پاسخ مي‌گفتند. يعني اصل ماجرا را درمي‌يافتند و آن را پاسخ مي‌گفتند. پاسخ منفعل دامنه بحران را به دليل برخورد نفساني گسترش مي‌دهد، اما پاسخ فعال بحران را ريشه‌كن مي‌كند. متاسفانه ما بسياري اوقات با پاسخ‌هاي منفعل به دامنه بحران‌هاي اجتماعي افزوده‌ايم. جنگ نرم عرصه پاسخ‌هاي فعال است و نه منفعل، وقتي در فتنه درگذشته يا نيمه درگذشته! دشمن شبهه كهريزك را مطرح  كرد، پاسخ گويان منفعل بهترين مددكار دشمن بودند كه روي جلد مجلاتشان را به كهريزك اختصاص مي‌دادند، حال آن كه جرم بزرگ چيز ديگري بود.
    دقت به اصل ماجرا و برخورد محققانه و عقلي با مسائل، عمده‌ترين نكته در پاسخگويي فرهنگي به هر طريق است. كاروان‌هاي راهيان نور با همه عيب و ايراداتش مي‌تواند بسيار بهتر از بسياري از پاسخ‌هاي منفعلانه پاسخ حملات فرهنگي باشد. وقتي بازي‌هاي رايانه‌اي مخرب وارد خانواده‌ها مي‌شود، آيا وظيفه ما (در درجه اول!) توليد بازي‌هاي رايانه‌اي نسبتا سالم است؟ (كه نظر به چرخه فن آوري هرگز كيفيت بازي‌هاي رايانه‌اي مهاجم را ندارند و فقط به درد بازي دادن مديران مافوق مي‌خورند) يا وظيفه ما اين است كه با رويكردي عقلاني ريشه روي آوردن به بازي رايانه‌اي يعني تنهايي كودكان، كمبود فضاهاي بازي، نقص روابط خانوادگي و... را بررسي كنيم؟
    پاسخ شما چيست!

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه