پيشرفته
 

موضوعات :

  • سیاست
  • تاریخ انقلاب
  • عدالت اجتماعی

  • کلمات کليدي :

  • مهندسی رهبری
  • چرخش قدرت
  • مخالفان نقد

  • عباس سليمي نمين

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • ائتلاف های ناگزیر

  • مطلب بعدي >   425 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 12 : پارازيت روي موج ايران

    رهبري مي خواست قدرت بچرخد، ديگــــران نمي خواستند!
    گفتاري از عباس سليمي نمين در تحليل دو جبهه درگير در انتخابات - تيرماه 88

    چرخش قدرت در نظام هاي سياسي
    بسياري از نظام هاي سياسي حل مشکلات داخلي شان را از طريق چرخش قدرت پي ميگيرند. اين يک شيوه و يک امکاني است براي ابتر ساختن عقبه جريانات سياسي و انقطاع افراد از قدرت. خود اين انقطاع از قدرت موجب حل برخي از مشکلات مي شود و تبعات حضور در قدرت را محدود مي کند. در نظام اسلامي گروهي که قانون اساسي را تدوين کردند به اين معنا توجه داشتند که حتماً چرخش قدرت در کشور به وجود بيايد. اما در اين زمينه خوب است يک مروري کنيم ببينيم که چه نگاه هايي در اين باره وجود داشته؟ چرا که همه نگاه واحدي نسبت به اين مقوله مهم ندارند.
    در زمان حيات امام (ره) اين مسأله آن ابعادي را نداشت که بعد از حيات امام پيدا کرد. در دوران امام ما احساس يک نوع شکنندگي به خاطر مشکلات انقلاب داشتيم که سعي مي کرديم شخصيت هايي را برگزينيم که همه جناح هاي سياسي و تفکرات حول آنها مشترک بودند. زمان مناسبي است که به دقت روي اين قضيه مطالعه کنيم که آيا دوم خرداد بر اساس مهندسي احزاب سياسي شکل گرفت؟ بر اساس تمايلات برخي از شخصيت هاي سياسي موجود در جامعه شکل گرفت يا خير؟ رهبري براي اين مسأله يک برنامه درازمدت و دقيقي را دنبال کردند؟

    مهندسي رهبري براي چرخش قدرت
    قبل از دوم خرداد دو دوره رياست جمهوري آقاي هاشمي را داشتيم. در طول اين دو دوره مسائلي در کشور رخ داد که بر اساس آن رخدادها يا متأثر از آن رخدادها، تمايلي در يک جريان به وجود آمد که حتي قانون اساسي را تغيير بدهد و ماندگاري در قوه مجريه را درست بر خلاف قانون اساسي دنبال کند. اين يک بحث همين طوري نبود که ناگهان به ذهن يک فرد يا يک جريان سياسي برسد. اما در اين مقطع زماني اين تمايل و اين گرايش بسيار بسيار روشن تر و بارزتر از گذشته بروز کرد. در اين مقوله رهبري مقاومت جدي کرد. يعني رهبري سه بار با اين خواسته مخالفت کردند. مخالفتي که همه جامعه متوجه شدند. به نوعي در برابر رئيس جمهور وقت ايستادگي کردند و اين زياده خواهي را که در مغايرت روشن با قانون اساسي بود، متوقف کردند. اين مي توانست منجر به تبعات زيادي شود که بعداً براي اينکه اين تبعات کاهش پيدا کند، از رئيس جمهوري که نتوانسته بود براي بار سوم در رأس قوه مجريه قرار بگيرد تعريفي کردند و به اصطلاح استمالتي از ايشان کردند تا مقداري حضور و التهابش را بگيرند و مقداري آرامش به جامعه برگردد. در همان مقطع بر اساس مديريت رهبري، هم جرياني که ديگر نتوانست در عرصه قوه مجريه حضور پيدا کند و هم کساني که در واقع اقليت بودند نسبت به اکثريتي که روي کار آمدند تلاش هاي جدي داشتند که به نوعي اين دولت نتواند کار خودش را ادامه دهد. به اعتراف همه کساني که در آن دوره دولت را در دست گرفته بودند، رهبري مقاومت جدي کرد تا اين چرخش قدرت در کشور نهادينه و ماندگار شود. گرچه در بخشي از قدرت چرخش به وجود آمد. يعني برخي نيروهاي گذشته ماندگار شدند. به هر حال ما آن دوره را پشت سر گذاشتيم و يک ظرفيت تحمل رقيب در جامعه شکل گرفت. يعني در آن جريان اقليت اين ظرفيت ايجاد شد که رقيب خودش را در رأس قوه مجريه تحمل کند. پس از دو دوره آقاي خاتمي، رهبري شرايط جامعه را باز به نوعي هدايت کرد که برخي زياده طلبي ها و تغييرات در قانون اساسي که در اين دوره هم باز دنبال مي شد، محصور و محدود و کنترل شد. بر اساس آنچه که رهبري هدايت کردند يک فرد جواني روي کار آمد. آيا اين امر مورد پذيرش اقليت قرار گرفت يا نه؟ چالش ها و مخالفت هايي به وجود آمد که اين مخالفتها را چون شما در جريانش نيستيد من خيلي وارد جزئياتش نمي شوم. اقليتي که نتوانست در انتخابات نهم مسند قوه مجريه را از آن خود سازد تلاشهاي زيادي کرد بگويد اگر ما نباشيم در عرصه بين المللي، در عرصه داخلي، مسائل به گونه اي رقم خواهد خورد که بلافاصله از ما خواهند خواست که مجدداً به قدرت باز گرديم. اين را حتي در محافل خصوصي با بيگانگان هم مطرح کردند. به صراحت در جاهاي مختلف گفتند که فقط ما مي توانيم کشور را به پيش ببريم و اين بحث چرخش قدرت و به روي کار آمدن نيروهاي جوان در عرصه مديريت اجرايي يک امر خيالي و ذهني است. در واقع مهندسي رهبري را در اين عرصه نقد مي کردند که خير؛ اين به جايي نخواهد رسيد و کشور به سرعت محتاج ما خواهد شد و ما باز خواهيم گشت و مسائل را مديريت خواهيم کرد. اينجا ديگر مسأله فرق مي کند. اينجا اگر رهبري از رئيس جمهور وقت حمايت مي کند تا او بر اساس مخالفت ها و ضديت ها زمين نخورد به هيچ وجه مسأله حمايت از يک فرد نيست. حمايت از يک اصل است و آن چرخش قدرت است. چرخش قدرت مي بايست بتواند برخي از معضلات جامعه ما را حل کند، معضلاتي که مي توان بر اساس شاخص هايي که رهبري در جامعه گفتند مثل عدالت يا ساده زيستي فهرست کرد. رهبري شاخص هاي فراواني هم در دانشگاه و هم در محيط هاي مختلف بيان کردند که شاخص هاي انقلاب اسلامي است.

    فرصت جديد نقد
    آنچه که در آستانه اين انتخابات به وجود آمد يک مرحله جديد و يک گام نو در انقلاب اسلامي بود. علاوه بر چرخش قدرت زمينه نقد شخصيت ها هم فراهم شد. اين هم به نظر من بر اساس مهندسي رهبري است. چرا؟ نقد در درون نيروهاي انقلاب در آستانه انتخابات بسيار تأثيرگذار است.  مي شود گفت 90 درصد جامعه تمام توجهش را به اين مسأله معطوف مي دارد تا ببيند که چه چيزي در جامعه رقم مي خورد. بنابراين اگر اين چرخش قدرت بر مبناي يک نقد جدي صورت بگيرد، مي تواند منجر به جراحي هاي دقيقي هم درون نظام بشود. جراحي اي که اگر خارج از دوران انتخابات بخواهد صورت بگيرد منجر به مشکلات زيادي مي شود. يعني بدون نظارت عامه جامعه، اصلاحات اساسي بسيار سخت و حتي ناممکن است.
    مقام معظم رهبري 8 سال پيش بحث اصلاحات در جامعه را در ارتباط با مفاسد اقتصادي دنبال کردند اما به دليل عدم توجه جامعه و معطوف نشدن توجه جامعه به آفت مفاسد نتوانستيم کاري پيش ببريم. يعني وقتي که رهبري رؤساي سه قوه را مأمور کردند به امر مبارزه با مفاسد اقتصادي در جامعه، چون افکار عمومي در اين مسير هدايت نشد نتوانست بستر لازم را براي اصلاح فراهم کند. مسئولان عاليرتبه کشور در چارچوب ملاحظاتي گرفتار آمدند و نتوانستند خواسته رهبري را محقق کنند. در حالي که اگر توجه جامعه معطوف مي شد، ناگزير بودند آن مسأله را دنبال کنند. بنابراين برخي از مشکلات موجود در جامعه ما با انتخابات به سهولت امکان پذير است، که در شرايط عادي حتي اگر هزينه هايي به مراتب بيشتر از اين بدهيم دستاوردي نداريم. برخي از مفاسد در جاهايي رخنه کرده که در واقع آنجاها يک خط قرمزهايي است يا ملاحظه کاري هايي است يا هزينه هاي فراواني دارد. در گذشته کساني که خواستند وارد اين اين خط قرمزها شوند هزينه هايي را پرداخت کردند که اين براي ديگران سرمشق شده که ورود به اين عرصه ها عواقب بسيار شومي دارد. بنابراين واردش نمي شوند. حتي اگر يک مسئول سياسي، خودش، افراد خانواده اش، بستگانش، حتي بستگان دورش کاملاً عاري از مفسده باشند باز هم مي داند که ورود به اين عرصه ها برايش هزينه دارد. اگر هم کمترين آلودگي در خودشان يا اطرافيانشان وجود داشته باشد از خوف اين که مبادا وقتي وارد اين مسائل شوند آن ها هم متقابلاً مسائل آنها را مطرح کنند علي القاعده خودشان به صورت اتوماتيک وار ملاحظاتي براي خودشان رقم مي زنند که اصلاً نمي توانند وارد اين عرصه ها شوند.

    مخالفان نقد و چرخش قدرت
    بنابراين رهبري انتخابات را به اين سو سوق دادند که انتخابات بتواند برخي از مشکلات جامعه را براي جامعه مشخص کند و توجه عموم جامعه را به اين مسائل مهم جلب کند. معلوم بود که اين قضيه از سوي کساني که علي القاعده اصلاً به چرخش قدرت معتقد نيستند با مخالفت هاي جدي مواجه خواهد شد. الگوي تمرکز قدرت از زمان حضرت امام (ره) يک سابقه طولاني دارد؛ بر خلاف ادعاي کساني که اين مسأله را ربط مي دهند به اين که بعد از رحلت امام چنين زياده طلبي هايي ايجاد شد. برخي از کساني که در دوران امام زياده خواهي هاي جدي داشتند بعدها قدرتشان با درايت رهبري محدود شد و در واقع واکنشهاي شديدي که از سوي آن ها مي بينيد به دليل ايجاد محدوديت در قدرتشان با يک درايت و مهندسي خاصي است.
    در آستانه انتخابات اين دوره شما صفآرايي گستردهاي را شاهد بوديد که دو تا پايه دارد. يکي بحث مخالفت با رئيس دولت نهم است که برخي از ايراداتي که از رئيس جمهور به دست آوردند را بزرگنمايي مي کردند و در جامعه مطرح مي کردند. دوم بحث سوارشدن بر موجي بود که رهبري در زمينه عدالتخواهي، ساده زيستي، اصالتهاي اوليه انقلاب و... ايجاد کردند. اصلاٌ تمام جرياناتي که قبلاً شعارهايشان به گونه ديگري بود، آمدند بر اساس اين شاخص ها فردي را پيدا کردند که بتواند در واقع منطبق باشد. آيا واقعاً رويکردي به طرف ساده زيستي وجود داشت؟ رويکردي به طرف عدالت طلبي وجود داشت؟ قطعاً چنين چيزي نبود. از جانب کساني که در برابر رهبري صف آرايي مي کنند و مقاومت مي کنند، قانون گرايي را نمي پذيرند، از تخلفات بارز حمايت مي کنند تا بحث عدالت در جامعه محقق نشود، قانون گرايي محقق نشود، در آستانه انتخابات نمي توانيم بپذيريم که آنها بروند يک فردي را پيدا کنند که اين آدم عدالت طلبي باشد و آنها در واقع هدف غايي شان تحقق عدالت طلبي در جامعه باشد.

    انقلاب اسلامي که نتواند عدالت را در جامعه محقق کند قطعاً مورد چالش قرار خواهد گرفت از جانب نسل جوان. رهبري آمدند انتخابات را به اين سو هدايت کردند که اين مسائل بتواند در انتخابات مورد توجه قرار بگيرد و جامعه با رأي خودش اين اصلاح را صورت بدهد. اما ديديد که با چه مقاومتي مواجه شد. آيا واقعاً جامعه ظرفيت پذيرش اين مطلب را نداشت؟ داشت! يعني شما در اوج التهابات رقابت انتخاباتي هيچ نوع کم ظرفيتي از جانب توده هاي مردم را شاهد نيستيد. بلكه برعکس جامعه استقبال مي کرد بيشتر دريابد که چه چيزي در جامعه دارد مي گذرد. يعني نوع مواجهه توده هاي ملت در ارتباط با بحث انتخابات و مناظره هاي انتخاباتي يا بحث هاي انتخاباتي بيانگر اين بوده که اين تشنگي ادامه دارد و مي خواهد بداند و بعد بر اساس آن دانسته رأي بدهد. يعني در يک محيط تاريک رأي ندهد. آگاهي را مبناي انتخاب خودش قرار بدهد. اما يک کم ظرفيتي را در کساني که سرمايه گذاري کرده بودند براي اينکه پايان دهند به چرخش قدرت در کشور و به نوعي اين روند را متوقف کنند، شاهد بوديد.

    عزم نظام براي صيانت از آرا
    گاهي يک مصاديقي را مي آوريم که يک فردي در يک جايي تخلفي در مورد انتخابات مي کند، در هر جامعه اي مي توانيد شاهد اين قضيه باشيد. اما اين که نظام اراده اي داشته باشد که از آراي مردم صيانت نکند اين را نه در گذشته شاهديد، نه مصداقي مي توانيد برايش بياوريد، بلکه در اوج تأييدهاي خلاف واقع در دوم خرداد که همه مي گفتند: "ناطق نوري برنده انتخابات خواهد بود، رهبري گرايش به ايشان دارد، قوه مجريه دست جريان آقاي ناطق نوري است، شوراي نگهبان داراي چنين گرايشي است درست يک شخصيت ديگري با رأي ملت کيان قوه مجريه را دست مي گيرد که اصلاً هيچ کسي اين چنين چيزي را پيش بيني نمي کرد. حتي به خاطر اين که بتوانند اگر آقاي ناطق نوري انتخاب شد، اقاي ناطق نوري را به نوعي هدايت کنند، بسياري از نيروهاي دوم خردادي آمده بودند در کنار آقاي ناطق نوري قرار گرفتند و ستاد آقاي ناطق نوري را هدايت مي کردند. اما اين مسأله محقق نشد.
    صيانت از آراي ملت يک جايگاهي در نظام پيدا کرده که جزء اراده نظام محسوب مي شود. اين مسأله به کرات اثبات شده، اما برخي آمدند حرکتهايي را آغاز کردند که گويا نظام چنين اراده اي ندارد. بايد در خارج از نظام يک اراده اي شکل بگيرد، کميته صيانت تشکيل شود. اين حرف حرف غلطي بود و براي آنها هم محرز بود که اين صيانت در درون نظام صورت خواهد گرفت اما کميته صيانت از آراء براي اين معنا ايجاد شده بودکه در واقع چرخش قدرت را متوقف کند يعني بگويد الّا بالله ما بايد در قدرت باشيم. اگر ما در قدرت نباشيم ما اصل انتخابات را مخدوش اعلام مي کنيم. اين در واقع يک نوع نسخه جديدي بود در مورد عدم پذيرش چرخش قدرت.
    اين ها کساني اند که در کارنامه خودشان مخالفت هاي بارزي با چرخش قدرت دارند. کساني که مي خواستند قانون اساسي را تجديد کنند. براي اينکه در قدرت باقي بمانند، بعد اصلاً راضي نبودند انتخاباتي شکل بگيرد که چرخش قدرت واقعي در کشور به وجود بيايد. يعني يک رئيس جمهوري بيايد سر کار اما در واقع هيچ کاره باشد. از طريق منابعي که از دايره ملت خارج کردند و به صورت خصوصي و انحصاري بر آن تسلط پيدا کردند بتوانند در واقع کشور را آنها اداره کنند. اينها چرخش قدرت نيست. چرخش قدرت واقعي اين است که وقتي يک رئيس جمهوري وارد ميدان شد بتواند آن عقبه ها را قطع کند.
    قبول داشتن دولت نهم اين نيست که دولت نهم اشتباه نداشته، نخير! اشتباه داشته، ما و شما هم با برخي از اشتباهاتش به حق مقابله کرديم، اما کساني که مي خواستند چرخش قدرت را در کشور منکوب کنند، اتکاءشان به برخي ضعف ها براي براي اين بود که به ملت ثابت کنند چرخش قدرت در کشور امري بيهوده است. بنابراين خارج از حلقه اول کانديداها، يک سازماني به وجود آمد با پولهاي کلان به صورت مستقيم، تا انتخابات را به نوعي هدايت کند که اين چرخش قدرت اتفاق نيفتد.
     

    مقابله با مهندسي رهبري 
    در مناظرات از تخلفات برخي منسوبان افراد نام برده شد. نه ب
    حثي از خود آقاي ناطق نوري به ميان آمد نه از شخص آقاي هاشمي، بحث منسوبانشان بود. اين هم چيز جديدي نبود. در حلقه خواص اين منسوبان مدتها بود که اين تخلفاتشان مطرح بود يعني چيز جديدي هم نبود؛ بحث رشوه گرفتن از استات اُيل برمي گردد به قبل از دولت نهم. از آن موقع در محافل مطرح بود. در خارج کشور مقصرين آن مورد محاکمه واقع شدند. اين چه ربطي به مقدسات دارد؟ چه ربطي به کيان نظام دارد؟ اما در واقع مقابله آنها با آن مهندسي است که رهبري گفت. رهبري با نام بردن افراد خيلي موافق نبودند، اما در عين حال در مناظره بحث ها مطرح مي شود.
    اين که يک نامه اي به رهبري نوشته مي شود، سه چهار روز قبل از انتخابات و رهبري مورد تهديد قرار مي گيرد، نامه به شدت تند بدون سلام و احترامات رايج که شما به يک فرد عادي هم وقتي بخواهيد نامه بنويسيد با سلام و عرض ارادتي نامه خودتان را آغاز مي کنيد، چه ربطي به رهبري دارد اين قضيه؟ شما از جهتگيري اين نامه بايد بفهميد مهندسي اين قضيه مال کيست و فردي که اين نامه را مي نويسد مي داند براي کيست. مثلاً اين نامه را بايد بنويسد به فردي که اين جسارت را به خودش داده که قبلاً درباره فرزند يک فردي بحث کرده، چرا بايد يک نامه شداد و غلاظ به رهبري نوشته شود و رهبري تهديد شود به اينکه اگر متوقف نکنيد اين قضيه را در آينده نزديک در خيابانها شاهد مسائلي اين چنين خواهد بود. چرا؟ چون او هم مي فهمد که مهندسي اين کار با رهبري است و در واقع به کسي دارد عتاب مي کند که مي خواهد کشور را وارد وادي اي کند که برخي از مشکلات شکل گرفته در جامعه از طريق انتخابات حل و فصل شود. او مي داند بايد چه کسي را براي متوقف شدن اين روند تحت فشار قرار بدهد. در اين قضيه تنومندي خودشان را خواستند نشان بدهند.
    اساس در جلوگيري از چرخش قدرت است و اين ک
    ه نگذاريم اتفاقات آن معني واقعي خودش را پيدا کند و مردم با آگاهي رأي بدهند. در روز انتخابات هم اعلام کنند که اگر فلاني رأي نياورد قطعاً تخلف شده و مردم به خيابانها بريزند. يعني ما فقط با شرايط خودمان انتخابات را قبول داريم. بعد از انتخابات هم تا قبل از فرمايش مقام معظم رهبري در نماز جمعه تهران شايد مي شد گفت که مثلاً برخي از عزيزان عنايت به مسائل ندارند. در حالي که عنايت داشتند. مقابله با بسياري از رهنمودهاي رهبري آن چنان روشن بود که حتي بسياري از دلسوزان انقلاب اسلامي در خارج کشور هم متوجه اين مسأله شده بودند. نگارنده آن نامه وقتي که سفري به عراق داشت در ملاقات با آيت الله سيستاني اولين تذکري که آيت الله سيستاني به ايشان دادند اين که چرا با رهبري همراه نيستيد؟ قبل از انتخابات هم حتي براي ناظرين در مسائل داخلي کشور ما کاملاً روشن بود که يک مشکلاتي وجود دارد. رهبري مي خواهد برخي از مفاسد و آفات را از دامن انقلاب دور کند. برخي از عزيزان مايل به اين امر نيستند و يا مقاومت مي کنند و اين مسأله در خيلي از نقاطي که به صورت دقيق تحولات انقلاب اسلامي را در درون ايران دنبال مي کنند نگراني هايي را رقم زده بود.
    بنابراين ما وارد شرايطي شديم که احساس مي کرديم بعد از فرمايشات مقام معظم رهبري لااقل يک ملاحظاتي در نظر گرفته شود، اما متأسفانه اين مهم و اين خواسته ملت در اين زمينه رعايت نشد و برخي از عزيزاني که از آنها انتظار مي رفت، نه تنها چنين نکردند بلکه اعضاي خانواده خودشان را گسيل داشتند، به صحنه اي که قطعاً نيروهاي متعلق به انقلاب نبود. اين گسيل داشتن به اين معنا نيست که افراد عادي وارد ميدان شدند. چون يک حمايت سياسي را به افرادي دادند که افراد با اتکا به آن، کار خودشان را دنبال کنند و احساس کنند که بخشي از نظام چتر حمايتي خودشان را متوجه آنان کرد و اين مسأله کمي نيست که در دوشنبه رخ داد.


    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه