پيشرفته
 

موضوعات :

  • صدا و سیما

  • کلمات کليدي :

  • سریال
  • ماه رمضان

  • مطلب بعدي >   540 تعداد بازديد
    10.00 (1 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 18 - 19 : قلعه گنج انقلاب

    سكولاريسم تا اطلاع ثانوي

      اسلام ديني است که با توحيد آغاز مي‌شود با توحيد ادامه مي‌يابد و به توحيد مي‌رسد. ما ايراني‌ها معمولا خيلي به ادبيات هزار ساله‌مان مي‌نازيم. دلمان به حافظ و سعدي خوش است. با خود مي‌گوييم، جهان تازه به اهميت مولوي و خيام پي برده؛ خبر ندارد در غزليات بيدل چه خبر است... اما عصاره  اين ادبيات شکوهمند چيست؟ غير از توحيد و وحدت وجود  است؟ سيمرغ منطق‌الطير، معشوق حافظ، مخاطب مضامين پيچيده و جادويي بيدل، بدون عرفان وحدت وجودي به کجا بند است؟ در "مصيبت‌نامه" عطار با آب، آتش، جن و ملک، جماد و نبات و... غير از حکايت توحيد چه مي‌گويد؟ سوژه از اين عجيب‌تر که به سراغ شيطان بروي و از خود اين لعين درس عشق و وحدت بياموزي؟ آن هم چقدر زيبا! اما عطار براي اثبات توحيد  اين کار را مي‌کند. جوري که دو هزار سال زيبايي‌شناسي فلاسفه و مباني نقد هنري جلويش لنگ مي‌اندازد. آدم اگر به چيزي ايمان داشته باشد، عاشق چيزي باشد، برايش هر کاري مي‌کند. اينکه مي‌گويند‌ "خواستن توانستن است" در مورد عشاق ردخور ندارد. مرد عنکوبتي و سيندرلا امکان نداشت بدون  عشق و اعتقاد عالم‌گير شوند. حالا بياييم سر وقت تلویزيون و انقلاب اسلامي‌خودمان. بعضي‌ها مي‌گويند شما چرا اينقدر پررو، تخس و پر توقعيد؟ چرا اين قدر در آرمان‌گرايي کودکانه خودتان غرق شده‌ايد و واقعيت را درک نمي‌کنيد؟
    تو اصلا خبر داري که يک شبکه تلویزيوني چطور مثل هيولا خوراک لازم دارد و فيلم و سريال مي‌بلعد؟ الان ترکيه و کره جنوبي هم دارند فيلم و سريال مناسب با معيارهاي فرهنگي ما توليد مي‌کنند و وارد مي‌کنيم و به جايي نمي‌رسيم. يک لحظه غفلت کنيم هيولا گرسنه مي‌ماند و مخاطب مي‌رود سمت ماهواره. خيال مي‌کني بضاعت صدا و سيما چقدر است؟ چند نفر کارگردان کاربلد داريم؟ ما که نمي‌توانيم صبر کنيم جناب عالي چند سالي برايشان کلاس زيبايي شناسي و حکمت و اصول و عرفان اسلامي‌و... شکيات نماز برگزار کني و بعد قرارداد ساخت سريال با اينها امضا کنيم. تازه اگر هنرمند‌ آموزش داديم و با امکانات آنتن خودمان مطرحش کرديم و مثل "شادمهر عقيلي" گذاشت رفت خارج چه کنيم؟ يا مثل حضرت مخملباف و استاد شجريان ديگر تحويلمان نگرفت چه؟  "اغما" و " او يک فرشته بود" را مي‌گفتيد امل بازي است، "زير هشت" و "فاصله‌ها" چي؟ "فاصله‌ها" فيلم ارزشي نيست؟! حاج محسن ورژن جديد "حاج کاظم" نيست؟! سريال از اين اخلاقي‌تر و پيام‌محورتر؟! رزمنده دارد، مسجد دارد، نماز دارد، بحث مفاسد اقتصادي دارد، ازدواج به‌موقع، دقيق و آسان دارد. عروسي نيما و زهره... اين حرفها قرار بود شعار سال شود! صدها کارشناس، هزاران محقق پرسشنامه به دست ميداني، کلي روانشناس و عالم مسائل ديني چند سال جلسه گذاشتند، بحث کردند، فکر کردند، بالا و پايين رفتند و به اين سه اصل  اساسي در بحث ازدواج جوانها رسيدند. حالا ما مثل هلو اين پيام را داريم با يک سريال معمولي و کم خرج به کل مخاطبان ايران و خاورميانه ابلاغ مي‌کنيم. جوري که همزمان با همذات‌پنداري در روحشان رسوب کند. حالا سريال امروزي با محتواي اسلام و عدالت مي‌خواهيد:‌ "فاصله‌ها"! مفسد اقتصادي دانه درشت مي‌خواهيد- يک فروند "شهرام جزايري"!
    ٭ ٭ ٭
    "زير هشت" داستان زندگي يک بچه يتيم فقير را روايت مي‌کند که عاشق يک دختر بي‌مادر شده، دزدي مي‌کند، برليان برنمي‌دارد، برادر ناتني آن دختر برايش پاپوش درست مي‌کند، زندان مي‌رود، يک رفيق زنداني گير مي‌آورد که سرطان دارد و ... دزدي، قتل، ناکامي‌در عشق، مرگ مادر، بچه دزدي و... داستان قشنگ است. آدم باور مي‌کند "عطا"‌ يک شخصيت واقعي است. اما اين همه مصيبت در عالم واقعي هم معمولي است؟ اگر ما ادعا مي‌کرديم نفس "مصيبت" يک ارزش است يک چنين سريال ارزش‌محوري برايمان مي‌ساختند؟ پس نگوييم نمي‌شود.   "زير هشت" يک مانيفست مجسم است از هنر کمونيستي- آن جور که چهل سال پيش در ايران مد شده بود و صمد بهرنگي و صادق هدايت و الي آخر. اما داستان قشنگ است و فيلم خوش ساخت. اتفاقا نوع برخي از ديالوگهاي سريال مذکور قابل تقدير است و فيلم از نظر هنري دارد به زبان معاصر فارسي خدمت مي‌کند. از اينها گذشته، "زير هشت" ادعاي خاصي هم در بحث پيام و محتوا ندارد. يک کار سرگرم‌کننده است که احتمالا کارگردان و فيلمنامه‌نويس مجبور بوده‌اند چند تکه از مواردي چون نماز و امثالهم را چاشني کار کنند، که کارشناسهاي مذهبي تلویزيون هم راضي باشند. بحث شخصيت‌هاي خاکستري هم در اين سريال مي‌توانست خيلي جالب باشد که نگارنده جاي ديگر به آن اشاره کرده و پشيمان شده است. (در چند قسمت آخر معلوم شد ملاک وجدان و معيار ارزش براي حضرات "قانون" بوده است، نه نفس لوامه. يعني همان نتيجه‌اي که اومانيسم غربي گرفت و توانست نسبي بودن مطلق اخلاق و ارزش‌هارا که از آسمان بريده بود، به يک گوشه زمين موقتا وصل کند.)
     "پو‌آرو" سر و ته حرفش چيست؟ اينکه جهان غيب خرافه است. هر پديده‌اي علتي مادي دارد و انسان مي‌تواند با عقل و تجربه‌گرايي و قياس علمي‌و آزمايش و... هر معمايي را حل کند. قهرمان فيلمهاي وسترن چه مي‌گويد؟ چرا اين قدر خونسرد است؟ دارد مباني تفکرات امريکايي را توضيح مي‌دهد. قانون فراتر از هر چيز و قهرمان آمريکايي فراتر از قانون. سريعتر اسلحه کشيدن و قانون حق تقدم حمله هسته‌اي در صورت احساس خطر. با خونسردي آدم کشتن در هيروشيما و ويتنام و عراق.  فيلمهاي فضايي- تخيلي چه مي‌گويند؟ طبقات بهشت و جهنم دروغ است. تکنولوژي را بپرستيد. فيلمهاي ضدآمريکايي ساخت‌هاليوود چه مي‌گويند؟ جلال و جمال آمريکا را باور کنيد. قهرمان ماييم. ضد قهرمان ما. فيلمهاي رزمي‌مي‌گويند قوي ضعيف را مي‌خورد. يعني کاپيتاليسم و الفباي تفکر سرمايه‌داري.
    فرصت نيست در مورد سريالهاي ماه رمضان مفصل صحبت كنم. آنهم سريالهاي يكي از يكي سكولارتر. نمي‌دانم در چنين مجالي بايد در مورد اصل ماجراي سكولاريسم مقدمه‌چيني كرد، يا به نقد كوتاه اين سريالها پرداخت يا اينكه  نه، رسما و مستقيما فقط فحش داد!
    يك سال دين‌زدايي صدا و سيما از زمين و زمان يك طرف، اين يك ماه رمضان يك طرف. اينجور وقت‌هاست كه مشت مشت موهاي آدم سفيد مي‌شود و بايد گفت الهي خير نبيني صدا و سيما. الهي بي‌منتقد بماني...(همراه اين نقدهاي مادرانه و دلسوزانه مي‌شود با مشت به سينه هم كوبيد!)  
    ما امت آخرالزمان خيلي به حضرت موسي (ع) مديونيم. مي‌گويند در شب معراج مقرر شد حداقل روزي هزار ركعت نماز واجب بخوانيم و سه ماه از سال را روزه بگيريم. حضرت موسي(ع) براي دومين بار به ختمي‌مرتبت(ص) فرمود كه اين امت تو ضعيف‌اند. برو از بارگاه باري تعالي دوباره درخواست كن كه نماز و روزه را كمتر كند.(براي همين برخي از بزرگان هنوز هم با احتساب نمازهاي مستحبي روزي هزار ركعت نماز مي‌خوانند و سه ماه از سال را روزه مي‌گيرند) الغرض حالا فرض كنيم اگر قرار بود سريال جراحت از اول ماه رجب تا آخر رمضان پخش شود چه اتفاقي مي‌افتاد؟ آيا مشكل خاصي براي عوامل سريال پيش مي‌آمد كه همين سريال با همين داستان را در نود قسمت بسازند. احتمالا هوشنگ در زندان كليه‌هايش را از دست مي‌داد، پدر هوشنگ با مادر اسماعيل ازدواج مي‌كرد، "بزرگ"‌ اقدس را طلاق مي‌داد، يكي از دو قلوهاي هوشنگ سرطان مي‌گرفت، آپانديس امير حافظ مي‌تركيد... و بعد از نود قسمت مصيبت و بدبختي در رنگها و سايزهاي مختلف، شب عيد فطر يك دفعه همه چيز درست مي‌شد! منظورم شكل داستان سريال و گره‌هايش نيست، بالاخره فيلم و سريال همين است ديگر.
    اين كه با وجود زن چشم‌سفيدي مثل "انسي" چه طور اين خاندان كوچك بيش از اين بارها و بارها متلاشي نشده است يا چرا اكرم در آن شرايط بحراني بي‌خود و بي‌جهت آنقدر اصرار دارد كه به امير حافظ تلفن بزند يا منظور ثريا قاسمي‌از آن ديالوگ بي‌وفايي اسماعيل و لزوم تزريق مرفين چه بود و... خيلي مهم نيست.
    اجازه دهيد فهرست‌وار ادامه دهيم:
    1- سكولاريسم در مملكت ما امروز فقط يك بحث روشنفكري و فلسفي نيست. حالا اين مسئله در اركان فرهنگي و باورهاي قلبي ما مردم نفوذ كرده، يعني اگر يك كارگردان صدا و سيما آگاهانه و از روي عمد مي‌خواست مباني تفكر سكولار را تبليغ و ترويج كند كمتر نگران و ناراحت كننده بود.
    2- اصولا ما مردم عادت داريم كه زود با همه چيز كنار بياييم. سكولاريسم هم مثل بحث سنت و مدرنيته يا پلوراليسم و غيره يك مدتي در جرايد و محافل روشنفكري جنجال‌آفرين مي‌شود و بعد اصل صورت مسئله كنار مي‌رود. مثلا مدرنيته و غرب‌زدگي سالها فكر و ذهن بسياري از بهترين متفكران و نويسنده‌هاي ما را اشغال كرده بود و بارها از جوانب مختلف تجزيه و تحليل مي‌شد. اما امروز اكثرا مي‌گويند اين بحث كهنه شده و بايد حرفهاي تازه زد. اما مشكل تبعات مدرنيته در كشور و فرهنگ ما حل شده است؟
    3- در سريالي مثل جراحت فقط موضوع دين‌زدايي از سياست مطرح نيست( اصلا سياست هيچ موضوعيتي ندارد) بلكه مثلا اگر تمام هنرپيشه‌ها موبايل نداشتند يا تلوزيون خانه‌شان ال سي دي نبود( و مواردي از اين دست) ديگر هيچ سرنخي از تاريخ در اين سريال نمي‌ديديم. نمي‌شد بگوييم اين داستان در كدام دهه اتفاق افتاده است. در مورد جغرافياي داستان هم تقريبا همين است.
    اين خانواده‌ها از كدام طبقات اجتماع هستند؟ اين جنس روابط اجتماعي و خانوادگي دركدام منطقه از تهران وجود دارد؟ اين شكل هيچ ربطي به واقعيت نهايي يا ساختار فانتزي سريال ندارد.  مشكل در بي‌هويتي اين شخصيت‌هاست. در ساختار هويت فرهنگي و تاريخي يك ملت "دين" خيلي مهم است. اين كه تمام نشانه‌هاي زندگي ديني از يك فيلم حذف مي‌شود( مثل وضو گرفتن، نماز خواندن، صلوات فرستادن، دعا كردن...) يا فقط وقتي مطرح مي‌شود كه غير طبيعي آگرانديسمان(بزرگ‌نمايي) شده است، دقيقا به مسئله نوع تلقي يك فيلمساز از دين باز مي‌گردد. براي همين فيلمساز معاصر ما نمي‌تواند مثلا وضو گرفتن يك هنرپيشه را مثل شام خوردن، تلوزيون تماشا كردن، خريد كردن و... طبيعي نشان بدهد.
    يك مادر بزرگ تا حسابي مفلوك نشده باشد در حال نماز خواندن و دعا كردن ديده نمي‌شود.
    4- اكرم دختري است چادري، خانواده‌دار، مهربان، نجيب و سر به زير و... كه حتي نمي‌تواند جواب بزرگترها را پس بدهد. اين دختر با اين شرايط در اين سريال وقتي مركزيت پيدا مي‌كند كه بدون اجازه خانواده‌ "حامله" شده است. خدا خانه جامعه بازتان را بر سرتان خراب كند! من نمي‌دانم در اين مورد واقعا چه مي‌توان گفت. فرصت نيست بحث سوژه‌هاي كثيف را در تلوزيون و سينماي معاصر مطرح كنيم. اما چرا نود درصد دخترها و خانمها در تلوزيون جمهوري اسلامي‌مانتويي هستند و دقيقا وقتي بناست اين وسط يك نفرشان چادري و نجيب و خانواده‌دار باشد، آبستن شده است! چرا نوشتن اين حرفها شرم‌آور است اما نشان دادنشان در تلوزيون رسمي‌مشكلي ندارد!
    اجمالا اين كه كانت هم مثل دكارت يكي از پدران معنوي تمدن مدرن غربي به حساب مي‌آيد. شاهكار و مصيبت اصلي اين آدم در دنيا و عالم برزخ، طرح تئوري نسبيت عام در اخلاق است. اين كه معيارهاي اخلاقي هيچ كدام اصيل نيست و فضيلت يعني منفعت و... خلاصه در سينما و رمان مدرن يك موضوعي مطرح است به اسم شخصيت‌هاي خاكستري. يعني ديگر نه قهرمان داريم نه ضد قهرمان. تمدن غرب از پروتستانتيسم به بعد براي توجيه گناه، شمشير را از رو بست. مي‌خواهم عرض كنم فلسفه وجودي مفهومي‌تحت عنوان شخصيت خاكستري چيست و ريشه‌هايش كجاست. در قصص قرآن كريم شما حتي يك مورد هم شخصيت خاكستري نمي‌بينيد(زليخا يا گناهكار و منفي است يا توبه مي‌كند و سپيد مي‌شود. در قيامت سياهي‌ها و ظلمت يك آدم از سپيدي‌ها و نور قلبش كم مي‌شود و نهايتا يا نور مي‌ماند يا ظلمت.) بنابراين وجود پديده‌اي به اسم شخصيت‌هاي خاكستري در رمان و سينماي مدرن ريشه در همان اومانيسم غربي و عصيان نفس اماره جمعي دارند. وگرنه سريالي مثل جومونگ( كه همه آدمهايش يا سپيد هستند يا سياه) مگر مشكلي در جذب مخاطب داشت؟ در “جراحت” هوشنگ و اسماعيل و انسي و... همه خاكستري‌اند.
     در اسلام چند همسري مباح است(اما خدا شاهد است كه واجب نيست!) اگر حرف حسابي در اين مورد داريم مي‌توانيم بگوييم. وگرنه اسماعيل بدبخت فقط مثل آدم از يك زن خواستگاري كرده است. چرا يك استثناي شرعي اين همه در تلوزيون و سينماي معاصر ما عموميت يافته است. اسماعيل سريال جراحت، حاج فتاح ملكوت، حاج‌مصيب زاينده‌رود و... . ماه رمضان در تلوزيون ما شده است ماه چند‌همسري!
     اما در مورد سريال ملكوت چه مي‌توان گفت؟ اولين مرحله عالم آخرت و برزخ عديله مرگ است. در عديله مرگ شيطان با همه توانش حمله مي‌كند. شك در آن لحظه ميت را بيچاره مي‌كند. بعد مرحله جان‌دادن و قبض روح است. استاد پارسانيا بحثي دارند تحت عنوان ديانت فرهنگي در برابر ديانت معرفتي. دين واقعي مقوله معرفتي است. تمام مصيبت ما اين است كه صدا و سيما عموما با دين برخوردي فرهنگي و سطحي دارد. از سرمايه‌داري حاج فتاح چيزي نمي‌گوييم. از گناه او در مورد طلاق دادن شريفه حرفي نمي‌زنيم.(در مسيحيت طلاق حرام است، به اين نكته دقت كنيد!) همين طور از برزخ در عالم كما و پيوند اعضا و حاج صادق جانباز جنگ و... . فقط از آن جوشكاري در عالم برزخ و فرشته عذابي كه سرمست آن را به شكل بتن مي‌ديد، چه مي‌توان گفت.
    به غير از موضوع طلاق و چند همسري يكي ديگر از انتقادهاي روشنفكران غربي از اسلام موضوع “قصاص” است. “در مسير زاينده رود” حرف حسابش همين بود، گير دادن به موضوع قصاص. مهران در كمال نامردي زد بچه مردم را نفله كرد و.. بالاترين مجازات برايش اين بود كه با ازدواج مجدد مادرش قصاص شود. شما فقط به ماهيت اين سوژه دقت كنيد. قصاص با ازدواج مجدد... . بر كانت و دكارت جامعه بازت لعنت، صدا و سيما!

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه