پيشرفته
 

موضوعات :

  • جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

  • کلمات کليدي :

  • اقدام نامتقارن
  • جنگ نرم
  • فلسطین
  • حسن عباسی
  • نهضت
  • نظام

  • حسن عباسي

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • «عمار» و حرف‌های زمین‌مانده‌ی امام...

  • مطلب بعدي >   1536 تعداد بازديد
    9.83 (6 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 17 : جامعه شناسي يک دروغ

    جنگ نرم مدیریت حب و بغض است

    امام فرمود با فطرت بشر با بشر سخن بگوييد. اگر فطرتشان نخفته باشد حرف شما به گوش جان آنها خواهد رسيد. لذا هنرمند مکتبي ما مجهز به زبان فطرت است.
    ما در دانش استراتژيك مبحثي داريم به نام اقدام نامتقارن. جامعه اي مثل جامعه يهود را با سازمان تجارت  جهاني، سازمان ملل، بانك جهاني، و همه نظام رسانه‌اي كه امروز در اختيار دارد از هاليوود گرفته تا باليوود و حتي سلاح اتمي همه اينها را چهار هزار جوان مسلمان در جنگ سي و چهار روزه به چالش مي كشند. كنش نامتقارن اين است كه حجم  نيروها و توانايي‌هاي دشمن شما را تسخير نكند.   
    متاسفانه عرصه حوزه فرهنگي فاقد مرکز تحقيقات استراتژيک است و يکي از دلايلي که جامعه هنري و رسانه‌اي و مطبوعات ما ظاهرا دور خودشان مي‌چرخند اين است که نظام تصميم‌سازي جامع ندارند. شوراي عالي انقلاب فرهنگي يا شوراهاي تابعه‌اش تصميم‌ساز نيستند، قانونگذارند. در جوامع پيچيده امروزي داشتن نظام تصميم‌سازي رکن اصلي حل مشکلات است. براي اينکه متوجه شويم در حوزه مسائل کلان سياسي و فرهنگي و امنيتي و اقتصادي در چه مرحله‌اي قرار داريم، بحث مختصري را ارائه مي دهم تا مشخص شود ما چقدر جلو رفتيم. البته نهضت جلو رفته و ما گوشه اي از آن هستيم.
    در جامعه‌شناسي انقلاب‌ها بحثي است به نام نظام يا نهضت. ما امروز نظام جمهوري اسلامي داريم. هر کشوري که انقلاب کرد نهضتش تبديل به نظام مي شود. به عبارتي سيستم ايجاد مي‌کند و انقلاب تمام مي‌شود. در دوره سازندگي و دوم خرداد بارها شنيديم که گفتند انقلاب تمام شد و ما داريم تثبيت مي‌کنيم. براي اولين بار انقلابي در دويست سال گذشته صورت گرفت که هم نظام است و هم نهضت. حرکت انبيا از آدم تا خاتم و از غدير تا آخر يک نهضت است. ما ولايت فقيه را استمرار حرکت انبيا مي‌دانيم. البته بعد از غيبت کبرا دوره زعامت شروع مي‌شود و ما الان در دوره زعامت نفر شصت و يک هستيم. اين نهضت ابتدايش حضرت آدم است و انتهايش آخرالزمان. نظام ما قطعه کوچکي از اين مرحله است. تصور کنيد که مي‌خواهيد هزار صفحه تايپ کنيد، هر ده صفحه را ثبت مي‌کنيد و در نهايت در صد مرحله شما کل هزار صفحه را ثبت کرديد. انقلاب ما يک مرحله ثبت شده از مسير نهضت انتظار بود. الان در جامعه ما هم بايد گروهي نظام را اداره کنند و هم اينکه عده اي دنبال نهضت باشند، مثل اينکه اصلا انقلابي اتفاق نيفتاده است.
    ذات جنگ نرم در آيه الکرسي است. خدا ولي مومنان است که آنان از تاريکي ها به نور مي کشاند اما کساني که زير ولايت الله نيامدند ولي آنان نه بلکه اولياي آنان طاغوت‌ها هستند. نيروي فرهنگي امروز اگر در حافظ و مولوي بماند، يا در مطهري و آويني توقف کند از حرکت باز مي ايستد. تطوري شکل نمي گيرد. کانت مي گفت به پرسشهاي نو نبايد جواب کهنه داد. اين شماها هستيد که بايد حرفي جديد توليد کنيد. براي اينکار مجبوريم بعضا پيوند خود را با گذشتگان قطع کنيم. اي بسا آنان موجب حجاب مي شوند. اگر از دل حکمت متعاليه ملاصدرا فلسفه هنر، اقتصاد، رسانه، فلسفه جنگ، بهداشت و محيط زيست در مي‌آمد خوب چه کسي مانع اقايان شده براي ارائه اين فلسفه‌ها. آقايان ارائه دهند. ما معتقديم امام خود حکيمي بود که به فلسفه حضور دست يافت.  اين حرف نويي است. ما بايد بر اين مبنا کار کنيم. از دل اين تز است که فلسفه اقتصاد و سياست و هنر بيرون مي آيد. در تاريخ فلسفه غرب چنين مفهومي نبود. در فلسفه اسلامي هم اين مفهوم با اين وضوح نبود. امام راز نماز را در درک حضور مي داند. اين نوع ديد بسيار قوي است و از دل آن بسيار مسائل ديگر در مي آيد. کسي که همه عالم را محضر خدا مي داند اينجا تئوکراسي موضوعيت مي يابد.
    الان عصر تصوير است و ديجيتال. ديگر کتاب موضوعيت ندارد. حتي نوام چامسکي کتابهايش را از رو مي‌خواند تا قابليت شنيدن را بيابند. جنگ نرم يعني تسخير قلب ها و ذهن ها. الان فيلم و سريال و سينما ميدان اصلي جنگ نرم است. اگر اينها بتوانند ذهن و دل جوانان ما را صيد کنند ما در آينده نسل مريضي خواهيم داشت. اگر زمان آگاه نباشيم شکست خواهيم خورد. در ذهن انسان امروزي در دوره زماني کوتاهي حجم عظيمي از داده ها جاي مي گيرد. ما بايد حب و بغض ها را امروز مديريت کنيم. اين مي شود جنگ نرم. حب خدا و رسول را جايگزين ساير علائق کنيم. بايد بغض نسبت به مصاديق ظلمت را در دل مخاطب جاي دهيم. تصويري که امروز از آمريکا در ذهن جوان ماست با واقعيت خود آمريکا فرق مي کند. نبرد واقعي الان نبرد نور و ظلمت است. در اين مسير بايد نامتقارن عمل کرد. مفهوم آن اين نيست که الزاما ما هم در جواب يک فيلم، فيلم بسازيم يا مجله بيرون دادند ما هم مجله بدهيم. بلکه بايد امکانات آنها را مصادره کنيم. برنامه آنها را به نفع خودمان و به نفع جبهه نور مصادره کنيم. اگر سالها کارتون مهاجران پخش مي شد و ذهن فرزندانمان را تحريک مي کرد که مهاجر از کجا به کجا امروز بايد همين را با نام غارتگران پخش کنيم. مهاجري در کار نبود. غارت و چپاول را اسمش  را گذاشتند مهاجرت. از انگليس رفتند استراليا و نيوزيلند را گرفتند. جنگ نرم اين است که همين کارتن را از نو دوبله بکني و نام چپاولگران روي آن بگذاري. به اين مي‌گويند مصادره کردن.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه