پيشرفته
 

موضوعات :

  • بین الملل

  • کلمات کليدي :

  • اقتصاد
  • گردشگری
  • مالایی
  • تاریخ سازی

  • عباس احمدی

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • کپی ؛ نه برابر اصل !

  • اژدهايي با شلوار جين

  • مطلب بعدي >   1447 تعداد بازديد
    10.00 (1 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 15-16 : آقازاده گان صدر اسلام

    زندگی مسالمت آمیز در پشت جبهه
    یادداشت هایی از سفری کوتاه به مالزی

    هدف از سفر به مالزی، شرکت در یک کنفرانس علمی در زمینه محیط زیست بود. برای اینکه مشکلات سفرهای قبلی را متحمل نشویم و از آنجا که همسرم نیز مرا همراهی می‌کرد، قصد آن کردیم تا با یکی از تورهای مسافرتی به این کشور برویم تا علاوه‌بر صرفه‌جویی در هزینه از تسهیلات آن هم بهره‌مند شویم. یکی از محسنات این سفر آن است که مالزی از معدود کشورهایی است که از ایرانی جماعت طلب ویزا (روادید) نمی‌کند.
    سفر ما در اواسط آذر ماه واقع شد. البته برای کشوری که در محدوده خط استوا قرار دارد و تمام سال تابستان است و دما تقریبا" ثابت، زمان سفر به لحاظ اقلیمی توفیری ندارد. الغرض برای اینکه به لحاظ مالی کمتر پیاده شویم! بلیط دو سره هواپیمای الامارات را به ایران ایر ترجیح دادیم. ابتدا از تهران به فرودگاه ابوظبی رفتیم. این فرودگاه با اینکه برتری خاصی نسبت به فرودگاه امام خمینی (ره) نداشت ولی مملو از مسافرین خارجی بود که در آنجا ترانزیت شده و چند ساعتی را می‌گذراندند؛ همان نقشی را که قرار بود فرودگاه امام در منطقه بازی کند اما کم‌کاری ما باز موجب افسوس خوردن شده است. پس از چند ساعت انتظار و تشنگی (هر لیوان چای در فرودگاه 5 دلار آب می‌خورد!)  سوار پرواز کوالالامپور شدیم.

    پرواز مالزی اکثرا" شلوغ است و این به خاطر دانشجویان زیادی است که خصوصا" در سالیان اخیر مالزی را به عنوان کعبه آمال مدرکی خود یافته‌اند و اکثر ایشان هم البته کسانی هستند که در کنکورهای کمرشکن داخل توفیقی نیافته‌اند و قرار است به مدد جیب پدر گرامی به مدارک عالیه دست یابند با نون اضافه! (منظورم تفریحات سالم و نبود آقابالاسر است). در پرواز یکی از نویسندگان معروف ایران را دیدم که ظاهرا" برای سر زدن به دخترش عازم مالزی بود.

    پس از ساعتی علافی در فرودگاه بزرگ و مدرن کوالالامپور (که به اختصار K.L می‌نامندش) سوار بر اتوبوس تور شدیم. راهنمای تور پسر جوانی بود از دانشجویان مقیم مرکز! که فاصله یک ساعتی فرودگاه تا داخل شهر را به تشریح برنامه های تور و دیدنیهای مالزی پرداخت و با اشتیاق خاطر نشان کرد که اینجا را با ایران مقایسه نکنید چون حسرت می خورید و اعصابتان خرد می‌شود! راهنمایان تورهای ایرانی اکثرا از بین جوانان مهاجر یا دانشجو هستند که سعی در تقلید رفتار تهران‌جلسی  دارند. زن و مرد و دختر و پسر همدیگر را به اسم کوچک صدا میزنند و به قول خودشان خیلی راحتند. به هتل که رسیدیم از راهنما سراغ قبله را گرفتم، با افتخار گفت: نمی‌دانم چون نماز نمی خوانم!    

    مالزی تشكیل شده از دو سرزمین و 13 ایالت كه ۱1 ایالت در سرزمین اصلی و 2 ایالت دیگر یعنی ساراواك و صباح در جزیره بورنئو قرار دارند. سرزمینی که امروز مالزی نامیده می شود همواره متحمل تغییرات عمده‌ای در زمینه های مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بوده است. چنین تغییراتی عمدتاً از سوی كشورهای همسایه و همچنین از سوی غرب در طول قرنها بر این كشور اعمال شده است. در اواخر قرن 18 دولت انگلستان اقدام به تاسیس مستعمرات و كشورهای تحت الحمایتی در منطقه‌ای كه امروزه مالزی نامیده می‌شود نمود. كشور مالزی در سال 1963 بعد از اینكه سنگاپور بعنوان یكی از مستعمرات انگلستان و ایالات شرقی صباح و ساراواك واقع در ساحل شمالی جزیره بورنیئو به فدراسیون پیوستند شكل گرفت. در طی 22 سال حكومت نخست وزیر ماهاتیر محمد (معروف به پدر مالزی نو) این کشور موفق شد با تغییر مسیر سیاستهای اقتصادی خود از اتكاء به صادرات مواد خام به توسعه ساخت و ساز و ارائه خدمات و جلب توریست گام مثبتی در روند اقتصادی كشور بردارد. در حال حاضر دولت در اختیار نخست‌وزیر، عبدالله ابن احمد بداوی است.  با بهره گیری از رشد اقتصادی كشورهای آسیایی در اوایل 1990، كوالالامپور مصم شد كه به یكی از شهرهای بزرگ آسیایی تبدیل گردد. مالزی دارای حكومت سلطنتی مشروطه فدراتیو است و پادشاه از میان سلاطین ایالات و برای مدت 5 سال انتخاب می شود. سیستم قانون گذاری كشور بر اساس قانون مدنی انگلیس است كه قوه مقننه بنا به دستور بالاترین رئیس كشور توسط قوه قضائیه مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد. ولی در مورد قوانین خانوادگی از قانون اسلامی تبعیت می شود. 21 میلیون نفر جمعیت مالزی آمیزه‌ای از تنوعات گوناگون نژادی، فرهنگی، زبانی و مذهبی است؛ بافت فرهنگی مالزی اخطلاتی از فرهنگ های مالایی چینی و هندی است. مالایی ها بزرگترین گروه قومی در مالزی هستند، كه بیش از نیمی از جمعیت را تشكیل داده و به زبان ملی مالزی تكلم می كنند. تقریباً تمام مالایی ها مسلمان هستند، بر طبق قانون اساسی فدرال، دین اسلام به عنوان مذهب رسمی این كشور شناخته شده، اما مذاهب گوناگون دیگر (نام برده شده در فوق) در كمال آرامش و صلح در تمامی نقاط كشور رایج می باشند.  چینی‌ها نیز عمدتا” از بودائیهای تائویی هستند كه با اجداد خود در سرزمین مادری ارتباطات محكمی دارند. آنها حدود 35% جمعیت را تشكیل می دهند. هندی‌ها نیز امروزه ده درصد جمعیت را تشکیل می دهند و فرهنگ آنها با معابد هندو، غذا و لباسهای رنگارنگ در سراسر مالزی تجلی دارد. اما جریان فرهنگی غالب متعلق به مسلمانان مالایو است. این فرهنگ خاصه در مراسم با شکوه ماه مبارک رمضان به عنوان یک جشن ملی، متجلی است. به لحاظ تاریخی، در قرن یازدهم پادشاهی ملاکا در مالزی قدرت گرفت و پس از پذیرش دین اسلام با آغوش باز از سوی حكمرانان ملاکا این مذهب در سرتاسر شبه جزیره مالزی گسترش یافت. اسلام در ابتدا توسط تجار هندی و عرب به مالزی آورده شد و به تدریج توسعه یافت. زبان رسمی كشور مالزی زبان باهاسا مالزیا میباشد و این در حالی است كه گروه های قومی مختلف هر یك با لهجه های زبانی مخصوص به خود به تكلّم میپردازند. البته همه مردم حتی راننده تاکسی ها به راحتی به انگلیسی تکلم می کنند و از کودکی آن را فرا می گیرند. فرهنگ مالزیایی ارزش زیادی برای ادب و نزاكت، میانه روی و آرامش و برقراری روابط دوستانه و موزون در
    میان اعضاء خانواده، همسایگان و اجتماع قائل شده است.

    اگر علاقمند به آثار تاریخی هستید، مالزی مکان مناسبی برای ارضای علایق شما نیست. تعدادی معبد هندو و بودایی و برخی از قلاع بازمانده از دوران استعمار انگلستان که عمر آنها از دو سه قرن تجاوز نمی کنند، از معدود ابنیه نیمه باستانی این ملک هستند. اما مالزیایی ها بیکار ننشسته و اقدام به نوعی تاریخ سازی و یادمان پروری نموده اند. فی‌المثل بلندترین میله پرچم جهان را در میدان استقلال پایتخت کاشته‌اند؛ یا برج‌های پتروناس را افراشته‌اند که بلند ترین برج های دوقلوی جهانند با 252 متر ارتفاع. جالب اینکه این برج های 10- 15 ساله را به عنوان نماد مالزی بر روی جا کلیدی ها و دیگر سوغات کشور خود حک می کنند و به جهانگردان قالب. یا در یکی از معابد بزرگترین بودای خوابیده دنیا را ساخته اند. در شهر جدید پوتراجایا که در جنوب کوالالامپور  و به عنوان یک مدل برای شهرهای هزاره سوم ساخته شده و قرار است پایتخت اداری کشور مالزی باشد،  بناهایی به تقلید از ابنیه مهم اروپا و آسیا ساخته اند که از آن جمله است پلی شبیه به پل خواجوی اصفهان. از این راه درآمد هم کسب می کنند.

    بجز یک گردش نیم روزه، مابقی بازدید ها مستلزم پرداخت پول اضافی بود. راهنما یا همان لیدر تور در اتوبوس برای کنسرت یکی از خوانندگان لس آنجلسی که قرار بود در مالزی برنامه اجرا کند، ثبت نام می کرد. ما تنها کسانی بودیم که ثبت نام نکردیم و او هم که پورسانتی از این طریق به جیب می زد تا آخر سفر از ما دلخور بود و این دلخوری شاید به این دلیل هم بود که ما کمی بچه مثبت می‌زدیم! علاوه بر صدای بلند نوارهای ترانه آنور آبی لیدرها به بهانه های مختلفه برخی هموطنان محجوب! را به رقص در میانه میدان اتوبوس دعوت می‌کردند. بر سر صدای کر کننده موسیقی با چند دختر و پسر جوان – که معلوم نبود چه نسبتی با هم داشتند و با سر و وضع مبتذلی که توریست های غربی را به تعجب واداشته بود می گشتند- کمی حرفمان شد. البته از حق نباید گذشت که مالزی در مقایسه با کشور های همجوار مثل تایلند مکان سالم تری به لحاظ اخلاقی خاصه برای جهانگردان مسلمان است. همه غذاها حلالند و ذبح شرعی رعایت می شود.

    بازدید از غارهای باتو (Batu Caves) از دیگر برنامه ها بود. این غار مکانی مقدس و جایی برای برگزاری مناسک مذهبی هندوهاست که با کمک دولت مسلمان مالزی، مجسمه های غول پیکر و طلایی رنگ از بودا در کنار آن ساخته شده است.  این غار در 13 کیلومتری شمال پایتخت قرار دارد. در طول سفر در این فکر بودم که چرا به جای بازدید از این همه معبد هندی و چینی، تورهای ایرانی حتی در یک مسجد مالزی برنامه بازدیدی نمی‌گذارند و چرا این قدر ایرانی جماعت "اسلام‌زده" شده است؟

    در یکی از بازارها با همسرم با یک دختر جوان فروشنده مسلمان به صحبت نشستیم. با حرارت از مواضع ضداستکباری ایران حمایت می‌کرد و از دیدن یک زن محجبه ایرانی، اظهار خوشوقتی! رانندگان تاکسی نیز با ایرانیان با احترام و صمیمیت برخورد می کنند و البته بر خلاف برخی همکاران ایرانی‌شان شما را به واسطه خارجی بودن سرکیسه نمی کنند!  البته تمام مسلمانان مالزی هم حجاب را رعایت نمی‌کنند و در مساجد زنان کاشف‌الحجاب! را می‌توان دید که اول وقت شرعی به مساجد می‌آیند و از چادرهای موجود در آنجا جهت اقامه نماز استفاده می‌کنند.

    محل کنفرانس ما در جزیره پینانگ بود و دانشگاه USM برگزار کننده این کنفرانس. این دانشگاه به همراه دانشگاههای UM، UPM و UTM از دانشگاههای معروف مالزی هستند. آمارهای غیررسمی نشان می دهد حدود ده هزار دانشجوی ایرانی در مالزی تحصیل می کنند. البته اخیرا" برخی از دانشگاهها که دیگر نیاز مالی شان به ریال ایران رفع شده! از  فن طاقچه‌بالا گذاشتم استفاده می‌کنند و دست بر پاشنه آشیل دانشجویان ایرانی یعنی زبان انگلیسی می گذارند و این باعث شده تا برخی از نخبگان ایرانی به جانب ارمنستان دست نیاز دراز نمایند.

    جزیره پینانگ با یک پل چند کیلومتری به سرزمین اصلی مالزی متصل می شود. در این جزیره به دیدن باغ پروانه ها و باغ گیاه‌شناسی و جنگل‌های با شکوه استوایی رفتیم که تماما" با برنامه‌ریزی خاصی برای بازدید توریست ها آماده شده بوند. حضور کارکنان اداره توریسم مالزی در محل کنفرانس و دادن هدایای تبلیغاتی از مصادیق توجه مسئولین این کشور به امر گردشگری بود.

    در دهه گذشته، دولتمردان ایرانی چین را به عنوان الگوی مناسب توسعه فرادید خویش قرار داده بودند اما چند سالی است که مالزی هم به عنوان موفق ترین کشور اسلامی در امر توسعه، مورد توجه ایشان قرار گرفته و سیل مسئولین محترم و همراهان گرامیشان! جهت بازدید و الگو برداری به این کشور سرازیر شده؛ یکی از همکاران دانشگاهی‌مان از سفرش به مالزی به همراه تنی چند از نمایندگان مجلس و مسئولین و دیدار از جاذبه های فرهنگی (از جمله گنتینگ هایلند که لاس وگاس مالزی معروف است و البته ما پول رفتن به آنجا را نداشتیم) برایم خاطره ها گفت.

    مالزی با سرعت هر چه تمامتر از یك كشور تولیدكننده عمده مواد اولیه به كشوری صنعتی مبدل شده است.اقتصاد گذشته این كشور اقتصادی كاملاً وابسته محسوب می‌شد اما امروزه اقتصاد این كشور به بخش‌های متنوعی از تولیدات گوناگون كالاها از تولیدات كشاورزی و محصولات لاستیكی و چوبی گرفته تا تولیدات الكتریكی نظیر و مدارهای كامپیوتری توسعه یافته است. صنایع روستایی نیز از سوی دولت مورد تشویق و حمایت قرار گرفته است.

    به نظر می‌رسد مالزی با سیاستهای دوگانه و محافظه‌کارانه خود هم بدل به بهشتی برای جهانگردانِ اهل حال و سرمایه‌گذاران صاحب مال شده و هم (آنجا که لازم بوده) با مواضع بعضا» ضدصهیونیستی و ضدغربی خود، دل ملل اسلامی را به دست آورده است. واقع نشدن مالزی در منطقه خاص ژئوپلیتیکی مثل خاورمیانه باعث شده تا از تنش‌های جهانی به دور بماند و در پشت جبهه، با کمترین هزینه و به مصداق «با دوستان مروت با دشمنان مدارا» به زندگی شاداب و مسالمت آمیز خود ادامه دهد و مبازرات پرهزینه و ایدئولوژیک را به خط مقدمی‌ها واگذار کند!

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه