پيشرفته
 

موضوعات :

  • سینما
  • مقاومت
  • هنر متعهد

  • کلمات کليدي :

  • جرج خلیفه
  • یحیی برکات
  • صامد پیمان اسلو

  • مطلب بعدي >   278 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 15-16 : آقازاده گان صدر اسلام

    سینمای مقاومت

    جرج خلیفه و یحیی بركات از كارگردانان سینمای فلسطین هستند. متن زیر گزیده ای است از محتوای دو مصاحبه جداگانه با آنها درباره تاریخچه سینمای فلسطین.

    تقسیم بندی سینمای فلسطین
    از نظر آثار می‌توان سینمای فلسطین را به چهار قسمت سینمای اراضی 1948، سینمای كرانه باختری، سینمای نوار غزه و سینمای خارج فلسطین تقسیم كرد. اما جرج خلیفه به این معتقد نیست. معتقد است از نظر زمانی می‌توانیم سینمای فلسطین را به دوران‌های متفاوتی مثل دوران بیروت - كه بیشتر آنها مستند و تولید شده سازمان‌های مبارز است -تقسیم كرد.
    از نظر فكری نیز سینمای فلسطین تحت تفكر اشغال و مبارزه با آن قرار دارد و این یگانه بنایی است كه فلسطینی‌ها در هر جا به آن فكر می‌كنند. در مرحله بعد از انقلاب 1965 سینمای فلسطین در سرزمین فلسطین است و از مردمی كه در این سرزمین هر روز به مبارزه با صهیونیست‌ها می‌پردازند سخن می‌گوید و علیرغم تنوع در ارائه داستان‌های زندگی مردم با تمام اختلافات اقشار مختلف جامعه فلسطین نهایتا به همان یگانه بنای فكری می‌رسد.

    تاریخچه سینمای فلسطین
    سینمای فلسطین را شاید بتوان آغازش را در 2 مرحله دانست مرحله‌ای كه صنعت سینمای جهان شروع می‌شود و مرحله‌ای  كه آغاز سینمای جهان عرب است.
    اگر به تاریخ مراجعه كنیم در دهه سی قرن 20 و در سال 1936 «محمد الكیلانی» فیلمی را از شهر یافا ساخت و سپس فیلمی از دیدار ملك عبدالعزیز آل سعود از فلسطین ساخت؛ در همان دوران شاهد اسامی هستیم كه در زمینه سینما كار كردند. مانند «نمر سرحان» و برادرش لاما كه از آمریكای لاتین به فلسطین برگشتند تا استودیویی برای تهیه فیلم ایجاد كنند كه انگلستان این اجازه را نداد؛ و البته تمام این فعالیت‌ها فردی و در جریان تكوین مفهوم سینما در فلسطین و جهان عرب بود و هیچ مركز سینمایی برای ساخت فیلم در فلسطین وجود نداشت.

    مراكز سینمای فلسطین
    سینمای فلسطین در دهه 60 و دوران انقلاب فلسطین تلاش‌هایی را در داخل و خارج شاهد بود كه با آغاز انقلاب این حركت‌ها فرم و قالب گرفت و به عنوان نمونه در اردن و تحت نظر جنبش فتح گروهی به نام «واحد فیلم فلسطین» به همت كارگردان فقید «مصطفی ابوعلی» و شهید «هانی جوهریه» و فیلمبردار خانمی با نام «سلافه جاد ا...» در سال 1968 آغاز به كار كرد. از اولین كارهایی که این واحد فیلم انجام داد ثبت وقایع زندگی مردم فلسطین در همه ابعاد و ایجاد آرشیو ذی‌قیمتی از اینگونه فیلم‌ها بود و اولین فیلم آنها «حل مسالمت‌آمیز نه» به كارگردانی «مصطفی ابوعلی» بود. این واحد بعد از حوادث سال 1970 از امان به بیروت منتقل شد و تا سال 1972 به كارش ادامه داد.
    اهالی سینمای فلسطین مركز جدیدی را هم به نام «موسسه سینمای فلسطین» تاسیس كردند كه اولین فیلمشان «بالروح بالدم» به كارگردانی «مصطفی ابوعلی» بود كه حوادث "سپتامبر سیاه" اردن را روایت می‌كرد. این مركز که تلاش می‌كرد از موسسه‌های انقلابی مستقل باشد و به كمك‌های مالی دست یابد، توانست توجه سینماگران را به خود جلب كند.
    در این بین «جمعیت سینمای فلسطین» نیز شكل گرفت كه اولین اثرش «لحظه‌هایی از اشغالگری در غزه» بود. این جمعیت هم به علل مشكلات سازمانی زیاد به كارش ادامه نداد.
    در سازمان‌های مبارزاتی و قوی هم بخش‌هایی تاسیس شد كه كم و بیش موفق بودند. مثلا «اسماعیل شموط» در بخش «اطلاع رسانی یكپارچه» سازمان آزادی‌بخش فلسطین بخش سینما را تاسیس كرد. یا «قاسم حول» كمیته هنری جبهه خلق برای آزادی فلسطین و «رفیق حجار» بخش سینما و عكس جبهه دمكراتیك برای آزادی فلسطین را تاسیس كردند.
    موسسه نمایش «صامد» هم كه مركزی اقتصادی-سینمایی بود در سال 1976برای استفاده از سینما برای مقاصد اقتصادی تاسیس شد كه توانست كارگردان فلسطینی-مصری «غالب شعث» را استخدام كند و دو اثر هم به نام‌های «روز زمین» و «كلید» را ارائه دهد.
    البته به نظر یحیی بركات این تكثر مراكز سینمایی اثر منفی بر سینمای فلسطین داشت. بگفته او كمیته‌ای در سال 1978برای بررسی وحدت سینماگران تاسیس شد و توصیه‌هایی هم برای ایجاد مركزی زیر نظر سازمان آزادیبخش فلسطین و البته مستقل و با بودجه خاص كه فیلم‌هایی تولید و اكران كند، مطرح شد.

    امكانات اولیه سینمای فلسطین
    «واحد فیلم فلسطین» در همان ابتدا از محدودیت امكانات رنج می برد؛ علاوه بر اینكه اهتمام جدی به این مساله نمی‌شد. در ابتدا اكثر دوربین‌ها قرضی و امانتی بود تا اینكه «گوادر» كارگردان فرانسوی هنگام دیدار از اردن و تولید فیلمی درباره انقلاب فلسطین دوربین خود را به «واحد فیلم فلسطین» هدیه داد. در بحث ظهور فیلم هم مشكلاتی وجود داشت و ظهور فیلم‌ها در استودیوهایی در لبنان، سوریه و احیانا اروپا صورت می‌گرفت تا اینكه مركز «صامد» استودیوهایی را ایجاد كرد كه كمك شایانی به كاهش مشكلات تولید فیلم‌ها بود.

    سینمای فلسطین در دهه 70 و 80
    سینمای فلسطین در این دوران صفت سینمای اخباری را به خود گرفت و این به دلیل آن بود كه ضرورت اطلاع‌رسانی این را می‌طلبید. در آن زمان امكان اطلاع‌رسانی تلویزیونی وجود نداشت و سینما پایه این اطلاع رسانی بود و مساله فلسطین به دقیقترین و مفصل‌ترین شكل توسط سینما ثبت شد. بگفته یحیی بركات سینما بخشی از وظیفه‌اش هم این است كه در مسایل سیاسی و نظامی برای ثبت و مستند كردن آن حاضر باشد.
    نقطه تحول سینمای فلسطین در سال 1982 و پس از اشغال لبنان بود و با رفتن كارگردانانی كه در لبنان بودند به اردن، تونس و یا عراق و حتی اروپا سینمای فلسطین دوباره به شكل فردی دنبال شد.
    در سال 1990 یحیی بركات در تونس فیلمی از انتفاضه اول و فیلمی از فلسطینی‌های كویت پس از جنگ خلیج فارس ساخت و حتی قرار بود با توجه به بعضی فیلم‌های مستند، فیلمی داستانی از مشكلات فلسطینی‌ها بسازد كه با فشارهای دولت‌های عربی و وزارت فرهنگ تونس متوقف شد.

    بعد از اسلو
    بعد از امضای پیمان اسلو تعدادی از سینماگران به سرزمین فلسطین برگشتند اما طرحی درباره سینمای فلسطین نبود و این نه به دلیل آمال سیاسی كه به دلایل آمال شخصی ناظران و مدیران امور فرهنگی بود. البته تلاش‌هایی از سینماگران جدید دیده می‌شود كه كارهای بزرگ مستند و داستانی دارند و كارگردانان فلسطینی خود را در منطقه و جهان نشان داده‌اند.
    این افراد تابعیت هیچ مركزی را نداشته و تمام تلاش‌هایشان فردی بود كه به رشد مثبت سینما منجر شد؛ البته سینمای فلسطین بعد از اسلو فقط به روایت و ثبت واقعیات اهمیت نشان نداد بلكه وارد مسیری شد كه بر خلاف قبل از آن در موضوعات گوناگون، جهان را مخطاب خود قرار می‌دهد.
    بعد از اسلو سینمایی شكل گرفت كه اجتماعی است و فلسطینی را انسانی عاشق صلح، صاحب مساله‌ای مهم، فرهنگی، هنرمند و مغلوب و مظلوم و نه سیاسی نشان می دهد و به مسایلی مانند زنان و كودكان می‌پردازد كه قبلا به آن توجه نشده است.
    بگفته یحیی بركات آنچه كه در كل اتفاق افتاده تلاش‌ها فردی بوده كه باید توسط وزارت فرهنگ و مراكز رسمی و غیررسمی توسعه پیدا كند و البته وزارت فرهنگ هم باید به جای شعار تلاش كند كه حداقل در هر سال 5 فیلم داستانی و 10 فیلم مستند داشته باشد.
    سینمای داستانی در فلسطین
    سینمای فلسطین تاكنون 16 فیلم به كارگردانی افرادی چون میشل خلیفه (3فیلم)، ایلیا سلیمان(2فیلم)، هانی ابوسعید (2فیلم)، توفیق ابووائل (1فیلم) و رشید مشهراوی (3فیلم) دارد كه البته همه تولید داخل فلسطین است و از 16 فیلم، فیلم‌هایی برنده جایزه‌های بین‌‌المللی شده‌اند مانند فیلم "عروس جلیل" كه جایزه جشنواره كن را در سال 1987 از آن خود كرد؛ همچنین فیلم "حافظه فعال" به كارگردانی میشل خلیفه كه جایزه بهترین اثر را از جشنواره قرطاج گرفت و از همه مهمتر فیلم "دست خدایی" ساخته "ایلیا سلیمان" كه جایزه داوران بین المللی كن را گرفت و این جایزه یعنی اینكه وی با كسانی چون "پولانسكی" رقابت كرده است؛ هانی ابوسعید هم بهترین فیلم اروپای جشنواره برلین را كسب كرد.

    كمك‌ها به سینمای فلسطین
    سازمان آزادیبخش فلسطین زیاد برای سینما برنامه‌ای نداشته و ندارد. اكثر فیلمسازان فلسطینی از خارج فیلم خود را تامین مالی كرده‌اند.
    با اینكه در دولت هر كشوری صندوقی برای حمایت از سینما وجود دارد اما هیچ صندوقی در فلسطین به این منظور وجود ندارد و فلسطین امروز محتاج چنین صندوقی است كه بخشی از بودجه را تامین كند و ما بقی توسط تهیه كننده از خارج تامین شود. حمایت كشورهای عربی هم زیاد نیست و فقط یك فیلم بودجه‌اش را از این كشورها گرفته است. البته سازمان كنفرانس اسلامی نیز طرحی تصویب كرده كه فیلم‌هایی با موضوع بیت‌المقدس را كه بتواند در غرب مخاطب پیدا كند، حمایت می‌كند.
    البته فیلم‌های كوتاه یا مستند حمایت شده‌اند. مثلا محمد بكری برای “جنین جنین” و یا نزار حسن كمك‌هایی گرفته‌اند اما در كل حمایت عربی و فلسطینی وجود ندارد.  این در حالی است كه اروپا از ساخت فیلمها در فلسطین و حتی بعضی كشورها مثل مصر، سوریه و لبنان بیشتر حمایت می‌كنند.

    اکران
    در فلسطین سالن سینما وجود ندارد و فقط یك سالن سینما در رام الله هست. به نوعی فیلم‌های كارگردانان فلسطینی را خود فلسطینی‌ها کمتر تماشا می‌كنند و این فلیمها بیشتر در اروپا دیده می‌شود.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه