پيشرفته
 

موضوعات :

  • مقاومت
  • هنر متعهد
  • سینما

  • کلمات کليدي :

  • فلسطین
  • انتفاضه
  • حزب الله
  • سوریه
  • مدیران فرهنگی

  • سجاد اسلاميان

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • هر روز می‌تواند روز قدس باشد

  • سینمای مصر و مسـاله فلسطین

  • تقصیر از ماسـت

  • سه جلد، هفت جلد،...

  • بزرگترين چالش کپي رايت است

  • مطلب بعدي >   1603 تعداد بازديد
    5.00 (1 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 15-16 : آقازاده گان صدر اسلام

    مدیریت فرهنگی ترمز كرده...
    فلسطین در سینمای ایران در گفتگو با كارگردان هیام

    وقتی به سینمای فلسطین در ایران فكر كنید تنها نامی كه شاید یادتان بیاید «بازمانده» مرحوم سیف الله داد است. هر چند فیلم‌های دیگری نیز در این زمینه ساخته شده  اما وقتی به فیلم‌های اكران شده در حوزه فلسطین بر روی پرده نقره‌ای توجه كنیم تعداد آنها كمتر از انگشتان دو دست است. محمد درمنش در این مصاحبه تجربه خود را درباره فیلم سینمایی هیام و نظراتش درباره توسعه سینمای فلسطین در ایران را بیان داشته است.

    چه شد هیام كلید خورد؟
    در قضیه هیام مساله هم دغدغه ذهنی و فكری درباره موضوع فلسطین بود چرا كه كسی مثل من 30-40 سال این مطلب را شنیده است و همچنین یك احساس ادای دین بود.
    اما در بحث اجرایی، در میان فیلمنامه‌هایی كه داده بودیم، یك طرحی نوشتم و به شبكه سحر دادم - این شبكه در آن مقطع كار سینمایی هم تولید می‌كرد - طرح درباره یك عملیات استشهادی بود؛ اولین عملیات استشهادی كه حزب الله در جنوب لبنان انجام داد و برای اولین بار شوك جدی و جدیدی به نیروهای مهاجم آمریكایی و فرانسوی وارد شد. عملیات خوب و جالبی است و اگر یك روزی تصویر شود كار قشنگی است كه نفوذ مستكبرانه آمریكا را نابود كرد.
    من این طرح را نوشتم و دادم. اما نگرانی كه آنها داشتند این بود كه این در بهترین شرایط یك جریان تروریستی به نظر می‌آید و توصیه كردند که بهتر است در بعد انسانی قصه كار كنید كه از آن، نگاه سیاسی استخراج نشود. این شد كه آمدیم روی قصه هیام كار كردیم. اول  اسم‌های دیگری داشت اما به هیام رسیدیم و طرح رفت و دوستان خواندند و پسندیدند و اجرایی شد.
    سناریوی هیام از كجا آمده؟
    در زمان همان بحث قبلی كه می‌خواستم درباره حزب الله كار كنم، تحقیق زیادی كرده بودیم. ذهنمان در رابطه با بحث لبنان، فلسطین و انتفاضه یك پیش فرض‌هایی داشت كه با توجه به نكات مشاوران، سناریوی هیام از دل آن تحقیقات جوشید. ولی در هر حال خط داستان و فیلم را فیلمساز می‌دهد.
    سناریو به شكل اولیه تهیه شد. یك دختر و پسر هستند كه پسر اصلا قصد ندارد خودش را وارد درگیری‌ها بكند و می‌خواهد بیرون از مرزهای فلسطین زندگی كند اما نهایتا مبتلا به ماجرای انتفاضه می‌شود و نشان می‌دهد كه آدمهایی که ریشه فلسطینی و اسلامی دارند، دلشان بخواهد یا نخواهد، گرفتار این قصه هستند؛ اینطور نیست كه كسی تصمیم بگیرد كه به انتفاضه فكر نكند و اسرائیل دست از سرش بردارد.
    بر اساس این نگاه بود كه داستان اولیه شكل گرفت. نیاز به پرداخت داستان داشتیم. به نظرم رسید كه باید چرخی در منطقه بزنیم و مطالعات میدانی‌تر و متقن تر بشود كه فیلمنامه نهایی شكل بگیرد. لذا سفری به سوریه رفتیم و توانستیم با رهبر اصیلترین جریان‌های فلسطینی گفتگو كنیم كه اطلاعات خوبی درباره فلسطین به ما دادند.
    با تعداد زیادی از مادران شهدا كه بچه‌هایشان را در انتفاضه از دست داده بودند هم مصاحبه كردیم و آنها جزئیات یك حمله اسرائیل و كارهایی را كه می‌كردند، ملموس بیان كردند. با تعدادی از مجروحانی كه درگیری كوچه به كوچه با فلسطینی‌ها داشتند مصاحبه داشتیم و اكثر این مصاحبه‌ها خودمانی بود جوری كه خیلی از آنها به دلایل امنیتی ضبط هم نشد.
    از آن سفر كه برگشتیم دستمان پر شد و فیلمنامه نهایی قصه شكل گرفت. اسمش شد عشق بر مقیاس ریشتر به این معنا كه اتفاقات فلسطین و حملات اسرائیل به اندازه یك زلزله ده ریشتری تخریب كننده است و عملا چیزی باقی نمی‌ماند و عشق در مقیاس ریشتر به این مفهوم است كه حالا اینهایی كه در این سرزمین مانده‌اند و به آن عشق می‌ورزند و مقابله می‌كنند اگر در حد ده ریشتر به آنها حمله می‌كنند، عشق آنها باید در مقیاس ریشتر باشد.
    با این اسم جلو رفتیم اما نهایتا هیام شد. هیام هم به همان مفهوم شیرین و فرهاد خودمان است. یعنی به كسی كه در عشق در حد اعلی پافشاری می‌كند، هیام می‌گویند. هیام سمبل فلسطین و كسی است كه در حد نهایت به سرزمین و به اعتقاداتش عشق می‌ورزد و همه سختی‌هایش را تحمل می‌كنند.
    برگشت سرمایه هیام چقدر بود؟
    فیلم‌هایی كه با اهداف ایدئولوژیك ساخته می‌شود و تلاش می‌كند مواضع فرهنگی را بیان كند، معمولا در سینما روی برگشت سرمایه آن حساب نمی‌شود. مثلا الان یك فیلمی دارد تولید می‌شود كه 13 میلیارد هزینه دارد. این اگر اكران بشود و بخواهد بازگشت سرمایه داشته باشد باید 30 میلیارد برگشت كند. اصلا ما همچین پولی در یك سال فروش سینمای ایران نداریم. لذا هدف والاتری است و مهم این است كه مركزی كه دارد كار می‌كند به مقاصدش برسد.
    در ارتباط با هیام این اتفاق افتاد: در نهایت با دو ماه فیلمبرداری در سوریه با آن حجم گسترده تخریب و سیاهی لشگر با حضور بازیگرانی از شش كشور با 400 میلیون تولید شد؛ مبلغی كه الان برای فیلم‌های آپارتمانی و شهری هزینه می‌شود. در مورد هیام معتقدم ما صرفه‌جویی كردیم. به نظر من میزان سرمایه به میزان بازگشت معقول بوده است. در ضمن حتما استحضار دارید كه فیلم در جشنواره دفاع مقدس جایزه ویژه هیئت داوران و در جشنواره برون مرزی صدا و سیما جایزه بهترین بازیگری و كارگردانی را گرفت كه در حد خودش قابل قبول است.
    وقتی به فیلم‌های سینمایی حوزه فلسطین نگاه می‌كنیم تعداد آنها كمتر از انگشتان دو دست است. به نظر شما چگونه می‌توان كاری كرد كه بر خلاف همه فیلم‌های قبلی كه بخش دولتی تهیه‌کننده آن بوده بخش خصوصی به این بخش ورود كند؟ چه راهكارهایی برای بحث بازگشت سرمایه مغفول مانده؟ آیا امکان اكران خارجی فراهم نیست یا راه‌های جدید دیگر؟
    من با اینكه بخش خصوصی به این مبحث ورود كند، موافق نیستم نه اینكه نیاید بلكه این وظیفه بخش دولتی است. علتش هم این است كه در ارتباط با ماجرای فلسطین یك نگاهی تعریف شده كه اگر بخش خصوصی بخواهد وارد شود و سرمایه بگذارد باید دو مطلب تحقق یابد.
    اول اینكه درباره بحث انتفاضه بگونه دیگری نگاه كند، من نمی‌گویم كه مخالف نگاه كند من می‌گویم جور دیگری نگاه كند. اما فضای مدیریت فرهنگی كشور آنقدر این ظرفیت را ندارد. من در میان طیف‌های مختلف مدیران فرهنگی بودم و آنها بیشترشان اعتقاد دارند كه در بحث فلسطین آن نگاهی كه بوده و هست الا و لابد باید همین بماند. لذا چون قرار نیست نگاه دیگری مطرح شود برای چه سرمایه‌گذار خصوصی پولش را بیاورد وسط و هزینه و ریسك كند.
    نكته دوم اینكه اگر بخش خصوصی بخواهد وارد شود، باید غیر از ایران (كه محلی برای برگرداندن پولش هست و قطعا پول برنمی‌گردد) به كشورهای دیگر هم ورود كند. اتفاقا 200 كشور هستند كه ممكن است فیلم را بخرند، اندونزی، هند و حتی بعضی كشورهای اروپایی حاضرند بیایند و بخرند و فیلم را در كشورشان اكران كنند. اما آداب ساخت فیلمی که قرار است اكران خارجی بشود، از مدل فیلمسازی ما و از آداب فیلمسازی ما خارج است.
    آنها یك ذائقه‌ای در نوع پوشش و... دارند كه ما نداریم. اگر بخواهد بر اساس این آداب فیلمسازی كار شود این فیلم در خارج كاركرد ندارد و برگشت سرمایه ندارد. پس بهتر است مجموعه نظام و بخش فرهنگی دولتی سرمایه‌گذاری كند چراكه می‌خواهد اندیشه خودش را در یك مدل انحصاری و خاص تبلیغ كند.
    فیلم هیام اكران خارجی داشت؟
    نه.
    چرا با اینكه فیلم به زبان عربی فیلمبرداری شده بود حداقل در سوریه ولبنان اكران نشد؟
    من در بحث اكران از مدیریت پخش هیام گله‌مند بودم. آنها كوتاهی كردند. اتفاقا من هیام را با این دو مشخصه كه گفتم كار كردم. به شكلی كار كردم كه بشود در بخش‌های خارجی اكران و عرضه بشود. اما متاسفانه متولیان پخش هیام چه در بخش اكران خارجی و چه در بخش جشنواره‌ها كوتاهی كردند. این فیلم در داخل مرزها ماند. یكی از عللی كه بعد از هیام من خودم مشتاق نشدم. روی اینگونه سوژه‌ها ادامه بدهم، كم لطفی‌ها در این قسمت بود. انرژی گذاشته بودیم و فكر می‌كردیم فیلم می‌تواند برد خارجی داشته باشد، اما به دلیل كاستی و تنبلی عده‌ای كم‌انگیزه، با كار برخورد اداری شد و از سر خودشان باز كردند. در حالی كه اگر پخش آن دست خودم بود قطعا در معرفی به جشنواره‌‌ها و حتی اكران حتما اقدام می‌كردم.
    درباره سناریوها و داستان‌ها چطور؟ یک فیلم با نگاه انساندوستانه‌ قابلیت بین‌المللی شدن ندارد؟
    سناریو و قصه‌های خوبی داریم. الان یك داستان هست كه نقش اولش یك دختر فرانسوی است كه به دنبال حقیقت وارد فلسطین می‌شود و حتی شهید می‌شود. داستانی كه جهانی شود و بتوان روی آن كار كرد هست اما یك بعدی كه فراموش كردم بگویم این است كه اتفاقا الان در همین قضیه، مدیریت فرهنگی ترمز كرده و حاضر به سرمایه‌گذاری نیست. یعنی شما الان بهترین فیلمنامه را در موضوع انتفاضه داشته باشید، هیچ جا ردیف و كد بودجه برای تولیدش نیست. البته من اصراری به ردیف بودجه ندارم. من به عنوان فیلمساز وظیفه‌ام این نیست كه بیایم بگویم تو را به خدا فیلم درباره انتفاضه بسازید! اگر آنها آمدند ما داوطلبیم.
    در ضمن فقط انتفاضه نیست. در فیلمسازی درباره انقلاب اسلامی و جنگ قطعا ما الان سناریوها و داستان‌های خوب داریم اما بودجه‌ها تعطیل است. بعضا كه صحبت می‌كنیم، اتفاقا خود مدیران فرهنگی می‌خواهند آرام از كنار این موضوعات رد بشوند و خودشان را بی‌مورد درگیر این موضوعات نكنند.
    شما در سوریه و لبنان بودید سینمای آنجا را چطور دیدید؟
    لبنان كه صنعت سینما ندارد و عملا جز آمار به حساب نمی‌آید. از كشورهای عرب كه صنعت سینما دارند یك مصر است و دیگری سوریه، و این دو اساسا برای پر كردن تلویزیون‌های كشورهای عربی كار تولید می‌كنند.
    سوریه تشكیلاتی مثل تشكیلات ما دارد یك چیزی مثل خانه سینما و از لحاظ تجهیزات و امكانات هم مناسب است اما بشدت دچار فقر هستند. فقر نیروی انسانی متبحر در كارگردانی و بعضی رشته‌های جنبی مثل طراحی گریم، فیلمبرداری و مدیریت فیلمبرداری كه سوری‌ها اكثرا از كشورهای اروپایی كارگردان می‌آورند یا از كارگردانان عربی كه در اروپا هستند دعوت می‌كنند كه برایشان فیلم بسازند.
    البته نهایتا در مجموع یك تا دو فیلم سینمایی در سوریه تولید می‌شود. سوریه با اینكه صنعت سینما دارد، اما فیلم‌سازی سینما ندارد. سوری‌ها در زمینه ساخت سریال‌های شبه‌تاریخی و تاریخی در مدت اندك استادند. البته این سریال‌ها هم مبتنی بر كلام و دیالوگ و در لوكیشن‌های محدودی است و در مقایسه با ایران كه سالی حداقل 50 فیلم سینمایی دارد خیلی ضعیفند. آنها برای بخش فنی ایران احترام قایل بودند. از لحاظ حرفه‌ای می‌دانستند كه ایران آدم‌های توانمندی دارد.
    البته بازیگر زیاد دارند. این هم به علت تولید بالای سریال‌های تلویزیونی است. همین بازیگران در كشورهای منطقه در ترددند. ما در هیام از شش ملیت بازیگر داشتیم.
    سینمای ایران در سوریه حضور دارد؟
    ابدا حضور ندارد. ایران الان در تعامل با آن كشور نیست. هر چند وقت یكبار می‌شنویم كه همدیگر را می‌بینند و یا صدا و سیمایی‌ها می‌روند آنجا اما چیزی دیده نمی‌شود و این به نظر من دو علت دارد. یكی مباحث عقیدتی است كه آنجا كمی اباحه هست و نكته دوم این که فیلمهای ما ذائقه آدم‌هایی را كه پای رادیو و تلویزیون‌های آنها می‌نشینند، جواب نمی‌دهد.
    اگر سینمای ایران بخواهد حضور پیدا كند نقطه آغاز آن كجاست؟
    این یك اتفاقی است كه باید از بالا به پایین بیافتد. یك مثال بزنم. ما در هنگام سجده سر بر مهر می‌گذاریم اما وقتی می‌رویم مكه علما و مراجع اجازه می‌دهند، سر روی چیز دیگری بگذاریم. این یعنی اینكه در بالای هرم اجازه نوعی تعامل را داده‌اند. لذا من می‌گویم اگر این تعامل از بالا به پایین و از سوی مدیران فرهنگی تجویز شود، می‌شود برای کل جهان اسلام فیلم ساخت. به نظر من مشكل اول سینمای فلسطین این است كه ما موضوع انتفاضه را از منظر ایران می‌نگریم. اگر می‌خواهیم جهان گوش بدهد باید از منظر جهان نگاه كنیم.
    این بحث، بحث محتواست. هالیوود و بالیوود هم حرف خودشان را از منظر خودشان می زنند اما با فن و هنری که دارند...
    من یك جمعی قایلم بین فن و محتوا كه به آن می‌گویم نگاه. هر فیلمی نگاهی دارد و ما مشكلمان این نگاه است. ابزارهایی در خدمت بیان یك مضمون قرار می‌گیرد و در مجموع نگاه را ایجاد می‌كنند. ما الان نگاهمان منطقه‌ای هم نیست، وطنی است. با این نگاه وطنی نمی‌شود جهانی حرف زد.
    در مورد آن مساله هم كه گفتید درباره هالیوود و بالیوود حرفشان را می‌زنند، شما تصور كنید اگر فیلمی بخواهد مسایل كشور را نقد بكند و تلخكامی‌هایی را نشان بدهد من یقین دارم مجوز نمی‌دهند. اما در ملیونر زاغه‌نشین شرایط روز جامعه هند نقد می‌شود و فیلم نقش اول خود را در كثافت می‌برد و در می‌آورد و جوری صحبت می‌كند كه همه دنیا گوش می‌كند. یعنی همانجا كه می‌گویید حرف خودشان را می‌زنند، جهانی فكر می‌كنند و با استفاده از زبان فطرت چیزی در فیلمشان قرار می‌دهند كه برای دنیا جذاب است؛ فیلم‌های ما موعظه و منبری است.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه