پيشرفته
 

موضوعات :

  • مقاومت
  • تاریخ شفاهی

  • کلمات کليدي :

  • لبنان
  • جامع‌الازهر
  • فرانسه
  • مدرسه

  • علي سروش

    ديگر مطالب اين نويسنده :

    مطلب بعدي >   1507 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 15-16 : آقازاده گان صدر اسلام

    از شـین به سـین!
    یادی از علامه سیدعبدالحسین شرف الدین

    برای همه مسلمان‌ها فقط یك دفتر افتاء وجود دارد!
    هنگامی كه استعمارگران فرانسوی بر اوضاع لبنان تسلط یافتند، خواستند از علامه شرف الدین استمالت و دلجویی كنند. پیشنهاد كردند همان گونه كه در لبنان دفتر افتاء سنی وجود دارد و از آن دفتر فتواها و احكام دینی اهل سنت صادر می‌شود یك مركز افتاء شیعی نیز پدید آید و رئیس آن علامه باشد.
    علامه این پیشنهاد را به كلی نفی كرد و گفت: اینجا برای همه مسلمانها، فقط یك دفتر افتاء وجود دارد و رئیس آن هم مفتی اهل سنت است.

    «حاج آقا! آقایان علمای اهل سنت لبنان، دفتر افتائی دارند، خوب است شما هم برای شیعیان، دفتر افتائی دائر نمایید. بالاخره شما علامه بزرگ شیعیان لبنان هستید.»
    این مضمون پیام نماینده فرانسوی‌ها بود كه تازه لبنان را تصرف كرده بودند آنها می‌خواستند از آیه الله دلجویی كرده باشند و در ضمن به آتش رقابت شیعه و سنی دامن بزنند.
    اما آیت‌الله در جواب گفت: لازم نیست! اینجا، برای همه مسلمانها فقط یك دفتر افتاء وجود دارد و رئیس آن رئیس علمای اهل سنت است.
    مشابه این اتفاق را در جهان اسلام كمتر شاهدیم اما زندگی علامه عبدالحسین شرف‌الدین پر است از این دست برخوردهای زیركانه و وحدت‌گرا. یكی از جملات تاریخی او خطاب به مسلمان‌ها این است كه «فرقتهما السیاسه، فلتجمعهما السیاسه» او معتقد بود همانگونه كه از اول به خاطر اهداف سیاسی بین مسلمان‌ها تفرقه ایجاد كردند و شیعه و سنی بوجود آوردند حال نیز باید به خاطر سیاست (ضرورت حفظ اسلام)، شیعه و سنی با هم وحدت داشته باشد.«علامه سیدعبدالحسین شرف الدین» (1377- 1290ه .ق) از علمای بزرگ لبنان، پس از اتمام تحصیلاتش در نجف به لبنان بازگشت و تلاش کرد وضعیت ناگوار مسلمین را در جهان اسلام سامان دهد. صاحب دهها تألیف گرانبهاست كه تعدادی از آنها درپی صدور فتوای جهاد علیه فرانسویان در آتش‌سوزی منزلش سوخت! هم او بود که در آخر عمر شریفش از «امام موسی صدر» دعوت ‌کرد پس از او رهبری شیعیان لبنان را به دست گیرد.

    30 كیلومتر به استقبال جوان سنی می‌رود
    مسیحیان كه در صور در اقلیتند به مناسبت ورود «مطران» (فنا مذهبی) جدید به صعه، جشن بزرگی بر پا كردند. دولت نیز همه امكانات خود را در این راه به كار انداخت تا آن جشن هر چه با شكوه‌تر برگزار شود. در همان ایام یك جوان سنی صوری كه در «جامع الازهر» درس خوانده بود به صور باز می‌گشت. علامه شرف‌الدین مطلع شد. مردم جبل عامل را دعوت كرد و جشن مفصلی بر پا نمود. با این كه سنیان در آنجا از مسیحیان كمترند او مردم را 30 كیلومتر به استقبال آن جوان سنی برد و تا مرزهای فلسطین به استقبال او رفت.

    به «قرآن» قسم ...
    فرانسویان وارد لبنان شدند و این تجاوز را چنین توجیه كردند كه آمده‌ایم تا از مسیحیان لبنان حمایت كنیم علامه شرف‌الدین در برابر این تهاجم و تجاوز، علماء و رهبران جبل عامل را برای تشكیل یك كنگره عمومی فراخواند. این كنگره را در «وادی الحجیر» تشكیل داد. وادی الحجیر دره‌ای بود گود و صعب العبور، از این رو فرانسویان نمی‌توانستند به آن حمله كنند.
    در پایان كنگره، علامه، قرآن كریم را به دست گرفت و قسم یاد كرد كه همچنان كه از جان و مال خود و خانواده خود محافظت می‌كند از جان و مال مسیحیان نیز محافظت خواهد كرد. آن گاه از علماء و رهبران سیاسی و اجتماعی و رؤسای عشایر خواست تا همه مانند او قسم یاد كنند و حمایت خود را از مسیحیان لبنان اعلام دارند.

    آرمان فرانسه آزاد!
    ژنرال «ژرژ كاترو» نماینده فرانسه در سوریه و لبنان بود او می‌خواست از «فرانسه آزاد» چهره خوبی ترسیم كند. ژنرال كاترو معاون خود ژنرال «داوید» را نزد علامه شرف الدین فرستاد. داوید در محفلی كه گروه‌های مختلف مردم به خصوص علماء و رهبران سیاسی و اجتماعی و بازاریان بودند اظهار داشت: «فرانسه، حسن نیت دارد، می‌خواهد مشكلات ملت‌ها و اقوام را بر طرف سازد، با رهبران ملی و محلی به نفع ملت‌های آنان همكاری كند وآرمان فرانسه آزاد را كه آزادی انسان‌هاست در همه جهان تحقق بخشد. و از این قبیل جملات بسیار گفت. علامه معنای سخن سیاستمداران را خوب می‌فهمید! علامه با زیركی پس از اتمام سخنرانی وی مسئله فلسطین را پیش كشید و خطاب به ژنرال داوید گفت: من از شما مطالبه می‌كنم كه دربارة فلسطین اقدام كنید، فرانسه اكنون با بریتانیا هم پیمان شده است بنابراین می‌تواند اقدامی بكند. اگر شما می‌خواهید حسن نیت نشان دهید اكنون این فرصت پیش آمده است. اگر دم از انسان و حقوق انسان می‌زنید بسم‌الله... دولت فرانسه از هم پیمان خود  بریتانیا  بخواهد تا مهاجرت یهودیان به سرزمین فلسطین را متوقف سازد. ما این خواسته را به دلیل دشمنی با یهود مطرح نمی‌كنیم، یهودیان در كشورهای عربی و اسلامی فراوانند، و از حقوق مساوی با دیگران برخوردارند بلكه ما از این جهت می‌خواهیم این مهاجرت متوقف شود كه این یك اقدام سیاسی است. از سویی دیگر كشور فرانسه یكی از مراكز عمده طرفداری از مذهب كاتولیك است پس باید نسبت به مسایل مذهبی حساس باشد. و در این مورد میان مسلمانان و مسیحیان نسبت به فلسطین‌ها علاقه و عواطف مشتركی وجود دارد علاوه بر این‌ها دولت فرانسه مدعی است كه به لبنان آمده تا از مسیحیان حمایت كند؟! بنابراین اكنون بهتر از هر چیز برای دولت فرانسه این است كه به حمایت از سرزمین عیسی مسیح فلسطین ناصری برخیزد و از «ناصره» زادگاه حضرت مسیح(ع) محافظت كند

    نشر هدایت از پایگاه ضلال
    از هنگامی كه مدارس تبلیغاتی مسیحی در لبنان پدید آمد و مسلمانان نیز فرزندان خود را به آن مدارس می‌فرستادند همواره این فكر علامه شرف‌الدین را مشغول می‌داشت تا مدرسه‌ای تأسیس كند كه در عین آموزش علوم جدید، پرورش در آن مدرسه دینی و اسلامی باشد و فرزندان اسلام، همراه آموختن علوم لازم مسلمان باشند و مسلمان تربیت شوند. در همین دوره بود كه سخن تاریخی و اصلاحی مشهور خود را گفت: «لما ینتشر الهدی الا من حیث انتشر الضلال» یعنی «هدایت انتشار نمی‌یابد مگر از همانجا که گمراهی انتشار یافته.»

    مدرسه‌ای در خانه
    علامه پس از مدتی مدرسه پسرانه‌ای را تأسیس كرد و پس از آن تأسیس مدرسه‌ای دخترانه را پیگیری كرد، محلی را برای آن به دست آورد و در آن محل «مدرسة الزهرا» را گشود. ولی یكی از مخالفان سیاسی او به كمك نیروهای دولتی مدرسه را بستند. آن سال، علامه كلاس‌ها را در منزل خود برگزار نمود و تا آخر سال هم ادامه داد. خود او روزهای پنج‌شنبه ابتدا به مدرسه پسران سپس به مدرسه دختران سر می‌زد و در آنجا گاه درسی می‌گفت و مسایل و مشكلات دانش آموزان را پرس‌وجو می‌كرد. در مورد مدرسة دختران، اصرار داشت تا زنان شهر نیز سری به مدرسه بزنند تا آنان نیز  از خانه‌دار و غیر خانه‌دار  تعلیماتی فراگیرند.

    عدو شود سبب خیر  گر خدا خواهد
    مدرسه‌ای بود در صور كه مخالفان سیاسی علامه آن را اداره می‌كردند. روزی یكی از نوه‌های علامه، تحت تأثیر درگیری‌های سیاسی چند سنگ به سوی مدرسه پرتاب می‌كند. آن شب، علامه، نوه‌اش را تنبیه می‌كند و برایش توضیح می‌دهد كه «مشكلات سیاسی كه من دارم همه در ارتباط با دین است، من با مخالفان سیاسی خود برای خدا درگیر می‌شوم اما آنان برای منافع شخصی خود مشكل آفرینی می‌كنند. هنگامی كه من مدرسه «جعفریه» را تأسیس كردم آنها برای مبارزه با من، این مدرسة خیریه را افتتاح كردن ولی اشتباه می‌كنند، مگر من مدرسه جعفریه را برای چه تأسیس كرده‌ام؟! من این مدرسه را تأسیس كردم تا فرزندان خودم و مردم را از مدارس تبلیغی مسیحی (مدارس تبشیری) نجات دهم؛ به ویژه فرزندان مستضعفین را.  به همین دلیل مدرسه را رایگان قرار دادم. مخالفان من نیز همین كار را كرده‌اند، اگر چه برای رقابت با من؛ آنها نیز مدرسه‌ای راه انداخته‌اند برای بینوایان شیعه. حالا اگر من بتوانم آنها را به راه صواب بكشانم و برنامه مدرسه جعفریه را در آنجا هم به اجرا در آورم چه بهتر و اگر این كار را نتوانم بكنم، چون آنها نمی‌خواهند با من رقابت كنند ناچارند راه مرا در پیش گیرند و مدرسه خود را مانند جعفریه هدایت كنند، در این صورت كاری كه مورد رضای خداست انجام یافته است، چه آنان بخواهند و چه نخواهند. یعنی باسواد شدن و تربیت شدن بچه‌های مستضعفین در مدرسه‌ای رایگان و هدف همین است چه به دست من باشد یا به دست مخالفان من!»

    چای چند منظوره
    عادت داشت هر روز عصر برای صرف چای در خانه بنشیند. خانواده، كوچك و بزرگ، همه گرد او جمع می‌شدند و وقتی سرگرم چای و ... بودند او بهانه‌ای پیدا می‌كرد و سخنانی می‌گفت و همینطور هر روز در داخل خانواده یك درس می‌گفت البته می‌كوشید تا این درس جنبه جدی به خود نگیرد و ملال آور نشود.
    همسر و دختران خود را هم بگونه‌ای تربیت كرده بود كه در مسایل زنان و راهنمایی آنها و حل مشكلات خانوادگی مردم به او كمك می‌كردند!


    نواب، كاشانی، شرف‌الدین
    علامه، جنبش‌های جهان اسلام را پیگیری می‌نمود و دربارة آنها تحلیل و موضع داشت. از جنبش ملی كردن كانال سوئز در مصر تا جنبش ملی شدن صنعت نفت در ایران. او رهبران این جنبش‌ها را به خوبی می‌شناخت و آنها را به روشنفكران و نزدیكان خود معرفی می‌نمود. در نتیجه مردم و اطرافیان شرف‌الدین نیز رهبران جنبش‌های آزادیخواهانه را می‌شناختند وقتی آیت‌الله كاشانی به لبنان آمد یك روز عصر بدون اطلاع قبلی به صور آمد. پس از اندك زمانی، منزل شرف‌الدین پر از مردمی شد كه به دیدار ایشان آمده بودند و آیت‌الله كاشانی كه این شور و استقبال را دید تعجب كرد.
    مشابه همین اتفاق در مورد شهید نواب صفوی هم رخ داد. هنگامی كه نواب به كنفرانس اسلامی قدس می‌رفت شبانگاه در سر راه به صور آمد. با اینكه شب بود و فرصت چندان مناسب نبود جمعیت زیادی به منزل علامه شرف‌الدین آمدند، برای ملاقات با نواب! نواب آن موقع سی ساله بود.


    از «شین» به «سین»
    «المراجعات» كتابی است از مجموعه نامه‌هایی كه میان آیت الله شرف الدین و رئیس جامع الازهر علامه شیخ سلیم بشری رد و بدل شده‌اند. در این كتاب، شرف‌الدین با امضای «شین» به نمایندگی از «شیعه» و «سلیم بشری» با امضای «سین» به نمایندگی از «اهل سنت» سخن گفته‌اند.
    آیت‌الله سیدمحمدتقی حكیم درباره این كتاب می‌گوید: «در این نامه‌ها از سویی، گسترش دامنه شناخت، ژرفایی اندیشه، دل انگیزی تعبیرها  همه‌جا  به چشم می‌خورد، و از سوی دیگر، قدرت بحث و مناظره فكری، بحث و مناظره‌ای به دور از هر گونه تعصب و جانبداری چقدر دلپذیر است وقتی می‌نگرید كه یكی از دو طرف، در برابر دلیل استوار آن دیگری سر تسلیم فرود می‌آورد، بی‌آنكه خود را به این در و آن در زند، یا بخواهد با جنجال و ذكر مطالب خطابی شلوغ كند و موضوع را بی‌اهمیت جلوه دهد، چنانكه برخی دیگر می‌كنند، یعنی كسانی كه می‌خواهند  باصطلاح  غرور علمی خود را حفظ كنند، یا اعتباری كه نزد پیروان خود دارند از دست ندهند. من معتقدم كه در مباحثات این كتاب، غنی‌ترین آموزش‌ها و تعلیمات دربارة آداب مباحثه و مناظره وجود دارد...»

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه