پيشرفته
 

موضوعات :

  • جهان اسلامی و بیداری
  • جبهه جهانی(بین الملل)

  • کلمات کليدي :

  • بین الملل
  • ترجمه

  • مطلب بعدي >   1332 تعداد بازديد
    10.00 (1 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 14 : آرزوي حکومت بي دردسر

    توضیح‌المسائل ژاپنی می‌خواست... نداشتیم
    گفتگو با مدير انتشارات بين المللي انصاريان

    قم، خيابان صفائيه، ابتداي كوچه آمار. انتشارات بين المللي انصاريان اگر چه رنگ و لعابي ندارد اما براي خارجي‌ها شناخته شده است. هر وقت به آنجا پا بگذاريد چهره‌هاي پاكستاني، عرب، اندونزيايي، آفريقايي و... را مي‌بيني كه به دنبال كتاب‌های اسلامي به زبان خويش آمده‌اند. وقتی براي طرح مسأله گفتگو به سراغ‌شان رفته بوديم، پروفسور حامد الگار هم آنجا بود. تازه ترجمه كتاب «خصال» شيخ صدوق آماده شده بود كه به گفته آقای انصاریان بيش از سي ميليون تومان هزينه برده بود. انتشارات انصاریان تا به حال حدود هزار كتاب به زبانهاي انگليسي، فرانسه، اردو، تركي، روسي، عربي، چيني، سواحلي، آلماني، اسپانيولي، فيليپيني  و... منتشر كرده است كه حدود سيصد عدد آنها به زبان انگليسي اند. مابقي ماجرا را از زبان خود ايشان در گفتگو با «راه» بخوانيد.

    آغاز حركت از كجا بود؟
    تقريباً از سال 1351 انگيزه اين كار در ذهن من ايجاد شد. با توجه به شناخت مختصري كه از وضعيت نشر در داخل و خارج داشتيم كار را آغاز كرديم. سال 53 هسته اصلي كار ريخته شد و در ضمن فعاليت در موسسه‌اي ديگر اين كار را نيز شروع كرديم و با توجه به اخلاصي كه آن زمان داشتيم، خداوند متعال به كار بركت داد و به مصداق «ان تنصروالله ينصركم» هر چه جلوتر رفتيم احساس كرديم هم كار خيلي مورد نياز بوده است و هم اينكه نيرويي از ما پشتيباني مي‌كرد.
    از ابتدا قرار بود در حوزه بين الملل كار كنيد؟
    قرار بود ولي به دليل فقدان امكانات كافي، ابتدا در قالب يك انتشارات فارسي بنام شفق، از سال 53 تا 56 كار را با شراكت آقاي وافي شروع كرديم. بنده هم به دليل همان دغدغه اندك در توزيع و چاپ كتب عربي و انگليسي وارد شده بودم تا اينكه سال 57 انقلاب پيروز شد و بازار كتب فارسي و خارجي بيشتر شد. از حدود سال 66 كار در قالب انتشارات شفق دوام نياورد و بنده جدا شدم و انتشارات فعلي را راه اندازي كردم. كارهاي فارسي را كم كردم و عمدتاً به كارهاي خارجي روي آوردم.
    چرا دغدغه كار بين‌الملل را داشتيد؟ آيا انقلاب موثر بود؟
    ارتباط كتبي و شفاهي با برخي دوستان ايراني و غيرايراني -كه خارج از كشور زندگي مي‌كردند و از خلاهاي فكري و اعتقادي آنجا و وضعيتي كه داشتند صحبت مي‌کردند- اين انگيزه را سالها پيش از انقلاب ايجاد كرده بود. البته انقلاب به ما انگيزه بيشتري داد. كمك‌ها و حمايت‌هاي معنوي - نه مادي- كه انجام مي‌شد نيز دلگرم‌كننده بود.
    آيا علما هم از اين كار حمايتي كردند؟
    تشويق و ترغيب بسيار زياد بود و دعاهاي ايشان همراه ما بود اما كمك مادي در كار نبود. بعضاً اجازه استفاده از بخشي از سهمين نيز داده شد كه كمك اندكي به كار ما بود. در مجموع انگيزه اصلي حركت را خداوند متعال و ابراز اشتياق و نياز مردم در سراسر دنيا به ما مي‌داد.
    فرآيند انتخاب موضوع و كتاب و ترجمه‌هاي انتشارات‌تان چيست؟
    بخشي مختص به ترجمه مباني و مصادر اعتقادات ديني و شيعي است تا بتواند در اختيار محققين دنيا و مردمان اهل درك قرار بگيرد. برخي از كتب هم بر اساس خواسته‌هاي مردم از ما انجام مي‌شود كه از طريق حضوري يا مكاتبات يا ايميل اعلام شده است. هيئتي هم داريم كه آثار را بررسي محتوايي مي‌كنند و پس از تاييد به مترجمين و ويراستان تحويل مي‌دهند و پس از كيفي‌سازي محصول، نهايتا چاپ مي‌شوند. اندكي از كتب هم ترجمه و تاليف خارج كشور بوده‌اند كه بعد از هماهنگي با مترجم يا ناشر آنها را منتشر كرده‌ايم. در چاپ آثار با بسياري از مبلغين، رايزني‌هاي فرهنگي، متخصصين و مطلعين هر كشور تماس مي‌گيريم تا موضوعات مورد نياز را به ما اعلام كنند و يا از آنها درباره برخي كتب و موضوعات مورد توجه‌مان استعلام مي‌كنيم و سپس براي چاپ اقدام مي كنيم. البته هميشه پيگيري از طرف ما بوده و نه ارگانهاي مسوول، كه به نظر مي‌رسد بايد در شناسايي نيازهاي هر منطقه و همچنين مترجمين مسلط به زبان مبدا و مقصد تلاش داشته باشند و سفارش هایی به انتشاراتي‌ها بدهند.
    چه ميزان از كتب‌تان تاليف به زبان خارجي و چه ميزان توزيع كتب ديگران است؟
    كمتر از پنج درصد توزيعي و حدود 20 درصد آثار، تأليف مستقيم به زبان خارجي است كه به همراه ساير كتب ترجمه‌اي منتشر شده‌اند.
    سازمان فرهنگ و ارتباطات چند سال پيش اعلام كرد كه هيئتي را براي ترجمه به زبانهاي خارجي تعيين كرده است. آيا كاري از آنها ديده‌ايد؟
    فكر مي‌كنم در حد همان اعلام مانده باشد يا اينكه حقير از فعاليت‌هاي‌شان مطلع نيستم! ولي در باب ترجمه همين‌قدر بدانيد كه ترجمه كار بسيار دشوار و فني و تخصصي و پرهزينه‌اي است. بايد اساساً راه‌هايي براي تربيت مترجمان داراي صلاحيت در اين كار تربيت بشوند. شناخت خصوصيات و روحيات و سلايق مردمان زبان مقصد هم بسيار مهم و اثرگذار است.
    مشكلات شما در كار ترجمه چه بوده است؟
    تعداد اندكي مترجم حوزوي، تعدادي استاد دانشگاه و تعدادي هم در خارج از كشور هستند كه در ترجمه از آنها بهره مي‌بريم و تا حدود هشتاد درصد رضايت ما را تامین مي‌كنند ولي همچنان نقايصي در ترجمه‌ها هست. اما كار به قدري وسعت دارد كه بايد يك سازمان منسجم با بودجه كافي وارد آن شود تا بتواند حقش را ادا كند.
    انتشارات شما تا به حال با بودجه شخصي اداره شده است؟
    بله! همه هزينه‌ها تا بحال شخصي بوده است. ما چيزي نداشتيم و از صفر شروع كرديم و كار كرديم و بودجه كسب كرديم و باز خرج كرديم و همينطور! يعني حدود 60 درصد از كتب چاپي را مي‌فروشيم و بقيه را براي تبليغ و هديه استفاده مي‌كنيم و از درآمد بخش فروش كار را ادامه مي‌دهيم.
    چه روشهايي براي توزيع كتب‌تان داشته‌ايد و داريد؟
    از قديم مشتري‌هايي داشته‌ايم كه برخي از آنها توزیع‌کننده آثار ما در محدوده خودشان نيز بوده‌اند. همكاري آنها توزيع ما را اندك اندك گسترده كرده است. ما هم به آنها اعلام كرديم ما كتب را در اختيار شما مي‌گذاريم و تا زماني كه فروش نروند هم هيچي از شما نمي‌خواهيم! يعني به صورت اماني در اختيارشان گذاشتيم و اينها هم استقبال كردند و راه افتادند. حالا يا در فروشگاه مخصوص كتاب و يا در بخشي از سوپرماركتش و يا در مساجد و نمازهاي جمعه و مناسبت‌ها، اين كتب را عرضه كردند و پولش را كم‌كم به ما مي‌داد. ما هم هيچ چك و تعهد و برگه ضمانتي دريافت نكرده بوديم و تعامل مي‌كرديم.
    در كدام كشورها چنين افرادي را داريد؟
    در خيلي از كشورها! مثلا فقط در ايالتهاي مختلف آمريكا شايد 20 نفر توزیع ‌کننده آثار ما هستند. از ايراني تا عرب و پاكستاني و غير آنها هم ميان‌شان هستند.
    فروش اينترنتي هم داريد؟
    بله! ولي اخيراً توزيع مشكلات جدي پيدا كرده است. هزينه‌هاي سنگين پستي و محدوديت هايي كه اخيرا در رسيدن كتب توسط كشورها اعمال مي‌شود كار را مشكل كرده و از دست ما هم كاري ساخته نيست! يكي دو سالي است كه براي كتاب‌هاي ارسالي ما از ايران مانع مي تراشند و يا امكان ارسال پول از آن سو را محدود مي‌كنند يا بخشي از كتب را ضبط می کنند و بخشی را تحويل گيرنده مي‌دهند! و از اين دست موانعي كه مي‌توان و بايد با همكاري ارگانها براي رفع آنها فكرهايي كرد.
    تحت تاثير فشارهاي اخير عليه ايران اين مسائل ايجاد شده است؟
    احتمالاً! ولي بايد بنشينيم فكر كنيم كه وقتي اين راهها را مي‌بندند راههايي جديد براي رساندن محصول به دست مخاطبان خارجی پيدا كنيم. مثلا كتب را به صورت سي‌دي در بياوريم يا در اينترنت منتشر كنيم يا در كشورهاي مقصد سرمايه‌گذاري و کتابها را همانجا چاپ كنیم. اينطوري حساسيت كار هم كم مي‌شود چون كار به نام خود آنها چاپ شده است. البته اين نوع كارها از دست امثال بنده خارج است و بايد نهادهاي ديگري كه قدرت دارند وارد آن شوند و فكري بكنند.
    هر ماه چه تعداد توزيع مي‌كنيد؟
    هر ماه حدود 5 هزار جلد در كشورهاي مختلف توزيع مي‌شوند كه مي‌شود سالي 60 هزار عنوان! كه فكر مي كنم رقم كمي نيست. در توليد هم هر سال، بين 20 تا 80 عنوان ترجمه جديد و حدود 100 عنوان تجديد چاپي داريم. كه البته اين دو سه سال اخير كم شده و كمتر هم خواهد شد! يعني تا سال 90 توليداتي خواهيم داشت ولي بعد از آن متوقف خواهد شد! چون بايد بذرش را الآن بكاريم و با مترجم قرارداد ببنديم و آن موقع برداشت كنيم، ولي بخاطر كمبود منابع مالي و كم‌شدن مترجمين خوب اين روند ادامه نخواهد يافت! متاسفانه الآن اوضاع جوري است كه ديگر انگيزه‌ها دارند كم‌كم مالي مي‌شوند و ديگر مانند قديم نيست و كمتر با دغدغه ديني، كتابي را ترجمه يا تأليف مي‌كنند! در مجموع اما همچنان خلاء بسيار زياد است و اگر دهها موسسه ديگر مانند ما ايجاد شود باز تقاضا وجود دارد و اين كار، كاري است كه به تعادل عرضه و تقاضا وابسته نيست چرا كه اگر عرضه صورت بگيرد، تقاضا چند برابر آن وجود دارد.
    چطور مي‌شود اين حوزه را سامان و رونق داد؟
    به نيروي دلسوز و فهيم در اين حوزه احتياج داريم كه خواسته ها و نيازهاي شيعيان و مسلمانان در دنيا را بشناسند و با آن حميت و دلسوزي كه دارند وارد كار شوند. بايد كساني باشند كه دلشان براي مكتب بسوزد. الآن ولي متأسفانه كمتر اين سوز و گداز را مي‌بينيم. چند وقت پیش خدمت آيت الله مكارم شيرازي رسيدم و گفتم: امسال ما در نمايشگاه كتاب يكي‌ دو روز مانديم و بعد هم از خجالت و شرمندگي برگشتيم! گفتند: چرا؟ گفتم: به اين لحاظ كه مراجعه بسيار زيادي از كشورهاي مختلف داشتيم و پاسخگو نبوديم! افراد بسياري مي‌آمدند و مي‌گفتند كه به غرفه فلان سازمان و فلان ارگان مراجعه كردم و آنها به شما ارجاع‌مان دادند! مثلاً یک آقایی براي همسر ژاپني تازه مسلمانش رساله توضيح‌المسائل به زبان ژاپني مي‌خواست. يا آموزش نماز و فروع و اصول دين كه بديهيات اوليه هستند را به زبانهايي مي‌خواستند و ما نداشتيم! من كه اينقدر ادعاي كار دارم هم كم آوردم و علت عدم ورودم هم بعضا فقدان پول و مترجم است و بعضاً هم اينكه امكان توزيع در آن منطقه را ندارم و عمده چاپم روي دستم خواهد ماند و براي من كه خرجم را دخلم مي‌سازد اين كار ممكن نيست. به ايشان گفتم: شما بيائيد و آثار خودتان را به چند زبان ترجمه كنيد! اينطوري حداقل بخشي از مسائل اوليه يك تازه مسلمان و شيعه نوپا برطرف مي‌شود. سازمان فرهنگ و ارتباطات، آستان قدس رضوي، دفاتر مراجع تقليد و خيلي جاهاي ديگر بايد وارد رفع اين نيازهاي حداقلي شوند. مقام معظم رهبري اينقدر تأكيد مي‌كنند و توجه مي‌دهند حالا شما برويد نسبت هزينه و خروجي اين ارگانها را ببينيد و با اين سطح مطالبات مقايسه كنيد.
    آيا براي گسترش كارتان برنامه‌اي داريد؟
    بلي! اگر توانش باشد خيلي برنامه داريم. مثلاً اينكه همه كتابهاي منتشر شده را بدهيم دوباره ويراستاري بهتري بشوند و اشكالات آنها برطرف بشوند. امور اينترنتي‌مان را گسترش بدهيم. حسابهاي بين‌المللي باز كنيم. مترجمين خوب پيدا كنيم. كيفيت چاپ‌مان را بهتر كنيم. افراد جديد صاحب انديشه‌هاي نو را وارد كنيم و خيلي امور ديگر كه اميدواريم خداوند متعال توفيق دهد.
    آيا از پتانسيل طلاب خارجي در ترجمه توانسته ايد بهره ببريد؟
    در ويراستاري بله، اما در ترجمه نه، چون كار وقت‌گيري است و اين افراد مشغول درس اند و فرصت و تمايل اين مسأله را ندارند. اگر هم باشند تعدادشان بسيار اندك اند و سازمان‌ها از آنها استفاده مي‌برند. الآن مساله ترجمه خصوصاً به زبانهاي رايج مثل انگليسي جلوگيري از كار موازي و تكراري و كار كردن در عرصه‌هاي مغفول مانند آثار ويژه كودكان و نوجوانان و جوانان است كه براي خانواده‌هاي مسلمان ساكن كشورهاي غيرمسلماني كه مجبورند فرزندشان را به مدارس مسيحي بفرستند يك نياز ضروري است تا نسل‌هاي بعدي نيز با آموزه‌هاي صحيح تربيت شوند. بايد در قالب جذاب، محتواي صحيح را ارائه دهيم تا در ذهن جوانان ما ماندگار شود.
    چند درصد مخاطبان خارجي شما مسلمانان بومي اند نه مهاجرين مسلمان؟
    فكر مي‌كنم حدود 20 درصدشان بومي باشند. البته عمده اينها به اين خاطر كه با ايران مرتبطند شيعه هستند و جالب اين است كه بخش زيادي از اينها از راه مطالعه و تحقيق جدي به حقيقت دست پيدا كرده‌اند و بازگشتي هم در كارشان نيست.
    خاطراتي از كار در اين سالها داريد كه جالب توجه باشد؟
    هر روز و هر ساعت و هر دقيقه اين كار الطاف الهي و عنايت ملموس ائمه اطهار معصومين(ع) بوده است كه خودشان راه را باز كرده‌اند و ما را تنها نگذاشته‌اند. يادم هست دو سال قبل يك چك سنگين داشتيم. اتفاقاً همان روز دو نفر مراجعه كردند و مبالغي پول قرض كردند كه به بچه‌ها گفتم بدهيد! فرداي آن روز كه بايد چك را پرداخت مي‌كرديم يك‌باره ديدم يك آقاي محترمي آمد و گفت: من از فلان كشور مي‌آيم يك آقايي اين پول را داد كه براي شما بياورم چون نمي‌توانست از طريق بانك پرداخت كند! و مساله‌اي پيش نيامد. از اين دست مسائل به صورت روزانه داريم و يكي دو تا نيست.
    چند وقت قبل هم نامه‌اي از آمريكا آمده بود كه نوشته بود: من در يكي از زندانهاي آمريكا زنداني بودم. داخل سلول فردي بود كه اظهار مسلماني مي‌كرد و من پس از چند ماه بحث با او مسلمان شدم. او آزاد شد و رفت ولي من ماندم. يك هم سلولي ديگر آمد كه او نيز مسلمان بود! ماجراي خودم را توضيح دادم و او به من تبريك گفت و افزود: اما اسلام حقيقي را بايد از راه اهل بيت پيامبر بيابي و تشيع را براي من توضيح داد و برخي از كتب شما را به من داد و شيعه شدم. الآن ايشان يكي از توزیع‌کنندگان كتاب‌های ما در آمريكاست.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه