پيشرفته
 

موضوعات :

  • تاریخ اسلام

  • کلمات کليدي :

  • ولایت یهود و نصارا
  • ولایت امام علی (ع)
  • المائده 56-51

  • حميدرضا غريب رضا

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • عربستان فردا

  • «جبهه جهانی مستضعفان در فضای مجازی»

  • آنفولانزاي تشيع در فلسطين!

  • یا کربلاء تلمسی وجهی

  • جرات برنامه ريزي

  • مطلب بعدي >   1619 تعداد بازديد
    4.00 (1 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 14 : آرزوي حکومت بي دردسر

    ولايت يهود و نصارا را پذيرفته‌اند
    تفسيري از آيه ولايت از شهيد حسين الحوثي

    شهيد حسین الحوثی برجسته ترین چهره و موسس جنبش “الحوثی” و برادر “عبدالملک الحوثی” رهبر كنوني جنبش الحوثي در ششمين جنگ صعده است. هم او بود كه نقش موثري در پايان مجادلات شيعيان زيدي و جعفري در صعده داشت و شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل را در مساجد بزرگ یمن فریاد زد. حسین الحوثی رهبری قیام شیعیان یمن را هم از زمان شكل‌گيري تا سال 1385 كه مظلومانه پس از نود روز محاصره در كو‌ه‌هاي صعده به شهادت رسید به عهده داشت. پيكر شهيد حسين الحوثي هيچگاه به خانواده‌اش تحويل نشد. آنچه مي‌خوانيد ترجمه سخنراني اوست در روز جهاني قدس.


    يكي از برادراني كه قبل از من سخنراني‌ كرد –  دقيقا به ياد نمي‌آورم چه كسي بود-  به خيبر اشاره كرد. خيبر منطقه‌اي بوده كه يهودي‌ها در آن زندگي مي‌كردند خيبر محل زندگي قوي‌ترين و ثروتمندترين يهوديان بوده است. رسول خدا(ص) مدتي خيبر را محاصره كرده بودند. در دوران محاصره درس مهمي به مسلمانان دادند. چون قرآن، كتاب مسلمانان تا آخرين روز دنيا است، وظيفه اين كتاب هدايت مسلمانان در تمامي مواضع زندگي است. همچنين رسول خدا(ص) آخرين پيامبر و رسول الهي براي تمامي انسان‌هاست و درس‌هايي براي هدايت انسان مي‌دهد كه تا آخرين روز‌هاي دنيا قابل استفاده است.
    در جنگ خيبر، وقتي پيامبر يكي از استوارترين قلعه‌هاي يهود، يعني خيبر را محاصره كرده بود، حضرت علي(ع) دچار بيماري چشم شده بودند تا جايي كه نمي‌توانست جلوي پايش را ببيند. اين‌جا بود كه پيامبر(ص) پرچم را به ابوبكر داد و گفت: برو! ابوبكر به همراه ارتش اسلام حركت كرد ولي از يهوديان شكست خود و برگشت. سپس در روز دوم پرچم را به عمر داد. او هم به سمت يهوديان رفت، شكست خورد و برگشت. رسول الله(ص) مبارزان قوي و رهبران ديگري هم به جز ابوبكر و عمر در سپاه خود داشت. اين دو نفر به جنگ‌جويي و مبارزه معروف نبودند، در توان نظامي در ميدان جنگ شهرتي نداشتند. چرا پرچم را به ترتيب به اين دو نفر داد؟ سپس در روز سوم فرمود: “فردا پرچم را به كسي خواهم داد كه خدا و رسول خدا را دوست دارد؛ و خدا  و رسول خدا هم او را دوست دارند. بسيار به دشمن حمله مي‌كند و به هيچ وجه از ميدان فرار نمي‌كند. خداوند به دست او مسلمانان را پيروز مي‌كند”
     امام علي(ع) چشم درد داشت. پيامبر علي را صدا كرد و پرچم را به او داد. دقت كنيد! اين‌ها همه اشاره است: جنگ‌جويان ديگري بودند كه چشمانشان سالم و باز بود. رهبران ديگري هم بودند كه پيامبر رهايشان كرد. علي(ع) را صدا كرد. علي(ع) چشم درد داشت، جلوي پايش را هم نمي‌ديد، پيامبر آب دهان خود را به چشمان امام علي(ع) گذاشت و چشمان امام علي(ع) شفا پيدا كرد.
    همه مشتاق بودند به اين مقام دست پيدا كنند. مي‌خواستند پرچم به آن‌ها داده شود چون كسي كه پرچم را مي‌گرفت، مدال مهمي دريافت كرده بود:” كسي بودكه خدا و رسولش را دوست دارد؛ و خدا و رسولش نيز او را دوست دارند. بسيار به دشمن حمله مي‌كند و به هيچ وجه از ميدان فرار نمي‌كند، خداوند به دست او مسلمانان را پيروز مي‌كند.”
    سپس پيامبر در مقابل چشم همه پرچم را به امام علي(ع) داد. حضرت هم به سمت خيبر حركت و قلعه را فتح كرد. همان قلعه‌اي كه روز اول ابوبكر و در روز دوم عمر براي فتحش فرستاده شده بودند و با شكست برگشتند. امام علي(ع) پيش از اين‌كه لشكريانش كامل شود، همان قلعه را فتح كرد.
    اين به چه معناست؟ رسول خدا(ص) در مواجهه با يهوديان، در مواجهه با قوي‌ترين يهوديان و در مقابل استوارترين قلعه‌هاي يهود به اين نكته اشاره مي‌كند كه درگيري امّت اسلامي در آينده با يهوديان خواهد بود. يا با خود يهود يا با كساني كه دور يهوديان جمع شده‌اند. واقعيت امروز اين است كه يهوديان بر مسيحيت پيروز شده‌اند و مسيحيان را به نفع خود سازماندهي نظامي كرده‌اند.
    ابوبكر قلعه را فتح نكرد، عمر قلعه را فتح نكرد. شخصي كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول خدا نيز او را دوست دارند، امام علي(ع) است.
    پيامبر بدين وسيله به كسي كه توانايي مبارزه با يهوديان را دارد اشاره مي‌كند، به گروهي كه توانايي مواجهه با يهود را دارد اشاره كرده است. مسلمانان بايد اين گونه باشند: “خدا و رسولش را دوست داشته باشند و خدا و رسول نيز آنان را دوست داشته باشند.”
    پيامبر اشاره مي‌كند امّت اسلامي با يهوديان رودرو نمي‌شود، يهوديان را شكست نمي‌دهد، نقشه‌هاي يهود را خنثي نمي‌كند، مگر تحت رهبري اهل ‌بيت (عليهم السلام)، كساني كه در مسير علي(عليه السلام) حركت مي‌كنند و ولايت علي (عليه‌السلام) را پذيرفته‌اند، موفق خواهند شد.
    آنچه را عمل رسول خدا در خيبر و آياتي را كه بعد مي‌خوانيم بدان گواهي مي‌داد، امروز به چشم خود ديده‌ايم. پيامبر روشن كرد كدام گروه است كه مي‌تواند يهوديان را شكست دهد. بيان كرد اين‌ها چه ويژگي‌هايي دارند.
    ديديم امام خميني چگونه غرب را شكست داد. چگونه آن‌ها را وحشت زده كرد و چگونه به لرزه درآوردشان.  “حزب الله” را ديديم. ديديم رهبري از فرزندان رسول خدا(ص) به نام «حسن‌ نصرالله» چگونه لرزه بر اندام اسرائيل انداخت. ديديم چگونه يك شبكه ماهواره‌اي به نام «المنار»، اسرائيل را لرزاند. حتي بر يهوديان درون اسرائيل هم تأثيرگذار بوده است. تنها يك شبكه ماهواره‌اي متعلق به يك حزب در ميان درياي حكومت‌ها و شبكه‌هاي گوناگون عربي، اين چنين موفق بوده است. واقعا اين گونه است، يهوديان تنها تحت رهبري اهل بيت رسول خدا(ص) و با رهبري پيروان علي(ع) شكست مي‌خورند.
    عجيب است. اين حكمت شگفت آور قرآن است: سخن از ولايت امام علي(عليه السلام) و فرمان به رسول‌الله(ص) براي اعلام ولايت امام علي(ع) در ميان آياتي آمده كه درباره اهل كتاب سخن مي‌گويد. درون آياتي كه درباره اهل كتاب سخن گفته است.
    قرآن نسبت به پيروي يهود و نصارا هشدار مي‌دهد و بيان مي‌كند اين مساله عامل شكننده امّت اسلامي خواهد بود و اگر مسلمانان به دوستي يهود و نصارا رو كنند ذليل خواهند شد. مانند وضعيتي كه امروز به وجود آمده است. آيا تمامي كشورهاي عربي، آمريكا را دوست خود نمي‌دانند؟ آمريكا هم همان اسرائيل است. همگي انگلستان را دوست خود مي‌دانند. ولايت يهود و ولايت مسيحيت را پذيرفته‌اند. چگونه ممكن است پيروز شوند؟ چگونه ممكن است به پيروزي الهي دست يابند؟ خداوند پيروزي خود را فقط به دوستانش عطا مي‌كند. خداوند پيروزيش را فقط به كساني مي‌دهد كه بر اساس هدايت الهي حركت كرده‌اند.
    اين پيروزي الهي از اصحاب پيامبر(ص) در ميدان مبارزه و در حضور رسول خدا(ص) گرفته شد. وقتي با هم اختلاف كردند، شكست خوردند. از فرمان رسول خدا سرپيچي كردند، پيروزي از آن‌ها گرفته شد و در ميدان نبرد از كفار ضربه خوردند، اين در حالي بود كه رسول خدا(ص) در بين آن‌ها حضور داشت. چگونه ممكن است خدا پيروزي خود را به حكومت‌ها يا مردمي هديه كند كه دوست يهود و مسيحيان هستند. ولايت يهود و نصارا را پذيرفته‌اند. بدون هيچ شرطي رهبري آمريكا و مشاركت در پيمان مبارزه با تروريسم را مي‌پذيرند. چگونه ممكن است به پيروزي الهي دست يابند؟
    به همين جهت چون امّت اسلامي از آغاز نبوت و شايد تا پايان تاريخ در نبرد با اهل كتاب بوده است، قرآن از اهل كتاب بسيار ياد كرده و راه حل را در ميان سخن از اهل كتاب بيان كرده است. در قرآن نسبت به پذيرش ولايت يهود و نصارا هشدار داده شده است. اين مساله بايد تحقق پيدا كند و گرنه تا وقتي مسلمانان ولايت يهود و نصارا را پذيرفته باشند، هيچ وقت پيروز نخواهند شد.
    سپس بيان مي‌كند بايد از همه منقطع شده، به سمت خدا و رسولش روكنيم، بايد ولايت خدا، ولايت رسول خدا و ولايت كساني را كه ايمان آورده‌اند، بپذيريم. ويژگي‌هايي را مطرح مي‌كند و مشخص مي‌كند منظور از «كساني كه ايمان آورده‌اند» شخص امام علي(ع) است. مفسران هم همين مساله را بيان كرده‌اند.
    يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ  فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ(51)  فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ(52) وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا أَهَؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خَاسِرِينَ(53) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ(54)`إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ(55) وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ  هُمُ الْغَالِبُونَ(56) (المائده 51-56)
    وقتي ولايت يهود و نصارا را پذيرفتيد، جزئي از آن‌ها خواهيد شد و با پذيرش ولايت آن‌ها و همراهي‌شان، هدايت خدا را از دست مي‌دهيد چون جزو ظالمان شده‌ايد و خداوند قوم ظالمان را هدايت نخواهد كرد.
    افراد مريض قلب را -كه تعدادشان بسيار زياد است- خواهيد ديد كه به سرعت به سمت يهود و نصارا مي‌روند و مي‌گويند مي‌ترسيم به ما حادثه ناگواري برسد. اينها در پذيرش ولايت يهود و نصارا سريع اقدام مي‌كنند دقيقا مانند حالتي كه امروز اتفاق افتاده است: با آمريكا رابطه برقرار مي‌كنيم. اگر با آمريكا رابطه نداشته باشيم، به بهانه فريبنده مبارزه با تروريسم و به بهانه‌هاي بسيار ديگر به ما حمله مي‌كنند.
    سپس خداوند تعالي مي‌فرمايد: اميد است خداوند از جانب خود فتح يا امر ديگري پيش آورد تا در نتيجه آنان آن‌چه در دل خود نهفته داشته‌اند پشيمان شوند. و كساني كه ايمان آورده‌اند، مي‌گويند: آيا اينان بودند كه به خداوند سوگندهاي سخت مي‌خوردند كه جداً با شما هستند؟ اعمالشان تباه شد و زيانكار شدند.
    اين آيات اشاره مي‌كند كه واقعيت موجود تغيير خواهد كرد و روزي خواهد آمد كه تمام كساني كه بهانه مي‌آوردند كه “مي‌ترسيم به ما حادثه ناگواري برسد، بايد از مردم خود و ... محافظت كنيم “و تمام كساني كه براي پذيرش ولايت يهود و نصارا عجله مي‌كردند، پشيمان مي‌شوند. روزي خواهد رسيد كه از ولايت پذيري يهود و نصارا تحت عنوان اين خطاي بزرگ، پشيمان مي‌شوند. مسايل روشن خواهد شد و مردم سرنوشت كساني كه حرف‌هاي پرزرق و برق مي‌زنند و لقب‌هاي بزرگي مانند “جنگ‌جوي عرب” و “پاسبان دروازه شرقي امّت عرب” و ... را به يدك مي‌كشند، خواهند ديد. “و كساني كه ايمان آورده‌اند، مي‌گويند: آيا اينان بودند كه به خداوند سوگندهاي سخت مي‌خوردند كه جدا با شما هستند؟ اعمالشان تباه شد و زيانكار شدند” مسايل روشن خواهد شد و خواهند فهميد كه اين‌ها دوستان و مزدوران مخلص اسرائيل، يهود و نصارا هستند. “زيانكار گرديدند”
    آيا خداوند در اين آيات از دوستي و ولايت يهود و نصارا و خطرناك بودن اين مساله سخن نگفته است؟
    سپس مي‌فرمايد:”اي كساني كه ايمان آورده‌ايد، هر كس از شما از دين خود برگردد” خداوند پذيرش ولايت يهود و نصارا را ارتداد دانسته است. حقيقتا هم ارتدادي است كه امّت اسلام را ويران مي‌كند، دين و فرهنگ و انديشه را از بين مي‌برد، هر چه را به امّت اسلامي تعلق دارد، از بين خواهد برد. “به زودي خدا گروهي ديگر را مي‌آورد كه آنان را دوست مي‌دارد و آنان نيز خدا را دوست دارند.” آيا اين همان جملاتي نيست كه پيامبر در جنگ خيبر بيان فرمود؟ “فردا پرچم را به شخصي مي‌دهم كه خدا و رسولش را دوست  دارد و خدا و رسول خدا نيز او را دوست دارند.”
    تنها يك مرد بود كه در مقابل يهود ايستادگي كرد. كسي كه خدا و رسولش او را دوست داشتند و او نيز خدا و رسول خدا را دوست داشت. رهبري در اين سطح، رهبري كه خدا و رسولش دوستش دارند و او هم خدا و رسول خدا را دوست دارد. امّتي كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول خدا نيز چنين امّتي را دوست دارند. “به زودي خداوند گروهي ديگر را مي‌آورد كه آنان را دوست مي‌دارد و آنان نيز او را دوست دارند اينان با مومنان فروتن و بر كافران سرفرازند.”
    علي(ع) در برابر مومنان خاكسار بود، با مومنان مهربان بود. وقتي به ميدان جهاد مي‌رفت مثل شير مي‌جنگيد، در ميدان نبرد شيري غرشگر بود. صلوات خدا بر او باد.
    تناسب عجيبي بين اتفاقات خيبر و آيات بالا وجود دارد. روايت مربوط به جنگ خيبر هم روايت يقيني و صحيحي است كه محدثان اين حديث را با لفظ “شخصي كه خدا و رسولش دوستش دارند و او هم خدا و رسولش را دوست  دارد” نقل كرده‌اند.
    امكان ندارد يهوديان شكست بخورند مگر به وسيله مردمي با اين ويژگي‌ها: “به زودي خدا گروهي ديگر را مي‌آورد كه آنان را دوست مي‌دارد و آنان نيز او را دوست دارد. اينان با مومنان فروتن و بركافران سرفرازند. در راه خدا جهاد مي‌كنند و از سرزنش هيچ ملامتگري نمي‌ترسند. اين فضل خداست. آن را به هر كه بخواهد مي‌دهد و خدا گشايگر داناست.”
    بعد از اين آيات خداوند مي‌فرمايد: “ولي شما تنها خدا و پيامبر اوست. و كساني كه ايمان آورده‌اند: همان كساني كه نماز برپا مي‌دارند و در حال ركوع زكات مي‌دهند. و هر كس خدا و پيامبر او و كساني را كه ايمان آورده‌اند ولي خود بداند پيروز است چرا كه حزب خدا همان پيروزمندان هستند”
    آيات درباره جنگ سخن مي‌گويد. درباره مشكلي بزرگ يعني پذيرش ولايت يهود و نصارا سخن مي‌گويد، سپس درباره كساني كه براي ضربه زدن به اين گروه آماده شده‌اند حرف زده است و در مرحله بعد از رهبري گروه ضربه زننده به يهوديان و شكست يهود سخن به ميان آورده است. بيان كرده كه اين‌ها بر يهود پيروز مي‌شوند چون ولايت خدا و رسول خدا و اهل ايمان يعني امام علي(ع) و اهل بيت رسول خدا(ص) را پذيرفته‌اند. جايگاه اين آيات بحث و بررسي جنگ است.
    سپس مي‌فرمايد: “و هر كس خدا و پيامبر او و كساني را كه ايمان آورده‌اند، ولي خود بداند پيروز است چرا كه حزب خدا همان پيروزمندان هستند” شكي نيست كه پيروز مي‌شوند. خداوند اين‌جا نفرمود: حزب خدا رستگار هستند. چنانكه در سوره مجادله بيان نمود: “آن‌ها حزب خدا هستند، آگاه باشيد كه حزب خدا همان رستگاران هستند.”
    چون اين‌جا جاي جنگ است. خداوند مي‌خواهد امّت اسلام را به بلوغ برساند در سطحي كه بتوانند يهوديان را شكست داده، در اين مبارزه پيروز شوند. امّت اسلامي براي به دست آوردن پيروزي، بايد ولايت خدا، ولايت رسول خدا و ولايت كساني را كه ايمان آورده‌اند، بپذيرد.
    پذيرش ولايت خدا فقط به اين معنا نيست كه خدا را بخواني؛ بايد خدا را بشناسي و به خدا اطمينان داشته باشي. بايد به خدا معرفت حقيقي پيدا كنيد. حقيقتا به خدا اطمينان كنيد، اگر خداشناس شديد، به خدا اطمينان كرديد، اگر رسول خدا(ص)را شناختيد، ولايت خدا و ولايت رسول خدا پذيرفته‌ايد. در اين صورت است كه ولايت امام علي(ع) و ولايت عترت رسول خدا(ص) را پذيرفته‌ايد. در اين صورت است كه حزب خدا خواهيد بود. در اين صورت است كه خدا و رسول خدا دوستتان دارند و حزب حقيقي خدا خواهيد بود. چنين انسان‌هايي بايد هم پيروز شوند. اينها حزب خدا هستند. “آگاه باشيد كه حزب خدا همان پيروزمندان هستند. “
    همان طور كه گفتيم، موضوع آيات بحثي جديد درباره يهود و نصارا بوده است. به همين جهت بحث وجوب ولايت امام علي(ع) را درون بحث يهود و نصارا و هشدار به امّت اسلامي براي پذيرش ولايت آنان بيان كرد. سپس آيه ادامه پيدا مي‌كند و دوباره بيان مي‌كند: «اي كساني كه ايمان آورده‌ايد، ولايت كساني را كه دين شما را به ريشخند و بازي گرفته‌اند نپذيريد، چه كساني كه پيش از شما به آنان كتاب داده شده و چه كافران. اگر ايمان داريد از خدا پروا كنيد.”
    آيا خداوند در ابتداي آيات نسبت به پذيرش ولايت يهود هشدار نداد؟ سپس راه حل و برون رفت از اين مشكل را بيان كرد، دوباره نسبت به پذيرش ولايت يهود و نصارا هشدار داد. اين همان بحراني است كه امروز با آن مواجه هستيم: مسلمانان رهبري و ولايت يهود و نصارا را پذيرفته‌اند.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه