پيشرفته
 

موضوعات :


کلمات کليدي :

  • پوپولیسم
  • علوم اجتماعی
  • شکاف
  • الله اکبر

  • رضا نساجي

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • بدون احمدی‌نژاد هم این گفتمان باز تولید می‌شود

  • اکثریت فراموش شده

  • دانشگاه درخط مقدم جهاد

  • جامعه‌شناسی ایرانی

  • مطلب بعدي >   1306 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 14 : آرزوي حکومت بي دردسر

    نخـبگان و عوام، مـرکز و پیرامون، بالا و پایین!
    گزارشی از نشست علمی «علوم اجتماعی و انتخابات دهم»

    «اگر بخواهیم از شرایط امروز ایران یک الگوی تحلیلی جامعه‌شناسانه ارائه دهیم، آن چه الگویی است؟» این پرسشی بود که گفتگو درباره آن، اولین دستور کار همایش «علوم اجتماعی و انتخابات دهم» بود. این همایش به دعوت بسیج دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در تالار ابن خلدون این دانشکده در سه پنل برگزار شد و مورد استقبال دانشجویان نیز قرار گرفت. در نخستین پنل این برنامه سيدحسين شهرستاني (دانشجوي كارشناسي ارشد جامعه‌شناسي دانشگاه باقر العلوم علیه السلام)، سيدمرتضي هاشمي مدني (دانشجوي كارشناسي ارشد جامعه شناسي دانشگاه علامه طباطبايي)، محمدسجاد صفارهرندي ‌(دانشجوي دكتراي جامعه‌شناسي نظري‌-فرهنگي دانشگاه تهران)، بهاره آروين (دانشجوي دكتراي جامعه‌شناسي نظري-فرهنگي دانشگاه تهران)، در یک جلسه سه ساعته به گفتگو پرداختند.

    الگوی طبقاتی، به اضافه رسانه
    بهاره آروين دانشجوی دکترای جامعه شناسی نظری-فرهنگی دانشگاه تهران، با اشاره به این که الگوها متفاوتی می‌توان در این موضوع طرح کرد، گفت: یکی از این الگوها تحلیل طبقاتی است به این معنا که جامعه را به قسمت های پایین پایین، متوسط و متوسط رو به پایین و متوسط رو به بالا تقسیم کنیم که هر گروه مطالبات خاص خود را دارند و سعی می‌کنند این مطالبات را به بقیه جامعه بقبولانند و فکر می‌کنند برنامه‌های دولت فعلی با آنها همسو نیست پس نقد می‌کنند. این الگو برای شرایط بعد از انتخابات دهم نیز به کار می‌رود، بدین معنی که معترضین که در انتخابات بودند، گروهی در جامعه هستند که به تعبیری گروه اقلیت و به تعبیر دیگر نه اقلیت و نه اکثریت که مطالبات و خواسته‌های متفاوتی دارند و معتقدند برنامه‌های دولت چندان در جهت تامین آن مطالبات نیست، بنابراین نقد می‌کنند، اعتراض می‌کنند و ... .
    الگوی دیگری که مکمل الگوی طبقاتی است، این است که دسترسی به رسانه را هم به ملاک‌های طبقه‌بندی بیفزاییم، چون در حال حاضر تحلیل طبقاتی در ایران بر اساس میزان درآمد و تحصیلات، ساده شده است و نکته مهم این است که غیر از تهران، طبقه متوسط اکثر شهرستان‌ها با مؤلفه‌های درآمد و تحصیلات، دسترسی رسانه‌ای ندارند و در روستاها و شهرستان‌ها دسترسی به اینترنت و ماهواره کم است و این مسئله ارتباطی به رنج درآمدی افراد ندارد.
    آروین با اشاره به الگویی دیگر که بسیار سیاسی‌تر است و مفاهیمش جامعه‌شناختی نیست، ادامه داد: این الگو عبارتست از آن‌که ما جامعه را از جهت تفاوت افراد در نسبت‌شان با حوزه عمومی، تقسیم کنیم به این معنا که کسانی هستند که در سیاست مشارکت می‌کنند و پیگیر مسائل و اخبار روز هستند و اگر گروهی وجود داشته باشد و نشریه ای باشد هزینه می‌کنند تا اندیشه هایشان در جامعه منعکس شود. در سوی دیگر افرادی در امور سیاسی خنثی هستند و افرادی متمایل نیز وجود دارد. این الگو نشان می‌دهد که ما هر مطالبه‌ای را طرح کنیم این شکاف مستقیم پایان نمی‌یابد و ممکن است یک گروهی کل مشارکت‌کنندگان سیاسی را به خود جذب کند. هنگامی که قرار است انتخابات را تحلیل کنیم بهتر است ببینیم چه گروهی از این سه دسته بودند و چند نفر طرفدار آن مطالبه‌ای هستند که به عنوان کاندیداهای مختلف رأی را از آن‌ها گرفته است.

    شکاف قومی در سایه شکاف مرکز و پیرامون
    درادامه محمدسجاد صفارهرندی، دانشجوی دکترای جامعه شناسی نظری-فرهنگی دانشگاه تهران گفت: در هر رقابت انتخاباتی و در هر ماجرای هویتی معمولاً یک سری شکاف‌هایی که در جامعه به صورت بالقوه وجود دارد به فعلیت می‌رسد. من قائل به تفکیک اساسی و بنیادین فضای قبل و بعد از انتخابات نیستم. ماهیت اصلی شکاف‌هایی که اتفاقات اخیر را به وجود آورد، مخفی مانده است.
    او با اشاره به نظریه مشهور تضاد دولت‌محور آقای کاتوزیان تصریح کرد: در این نظریه دولت ورای طبقات و دارای اختیارات و قدرت نامحدود است که این اختیارات با مسئولیت نامحدود مطرح می شود و هر نارضایتی متوجه حکومت است که هر فرصتی بروز پیداکند، تقابل دولت و ملت آشکار می شود. این مدل برای تفسیر تحولات معاصر ایران استفاده می‌شود اما ادعاي من آن است که این توضیح و تفسیر از شرایط ایران برای ارائه شرایط اخیر کارآمد نیست و تلقی نادرستی از ماهیت نظام جمهوری اسلامی است. آنچه ما در قبل و بعد از انتخابات دیدیم تضاد دولت و ملت به مفهوم مدل آقای کاتوزیان نبود بلکه مقابله‌ای بود که بخشی از نیروهای سیاسی با بخشی از نیروهای اجتماعی پیداکرد.
    صفارهرندی درباره تحلیل مسائل اخیر از منظر شکاف نسلی گفت: جنبش سبز محصول تلاش نسل سوم و شکاف نسل اول با نسل جدید معرفی می‌شود در حالی‌که این توضیح نیز برای فهمیدن فضای اخیر مناسب نیست. در جریانی که منتسب به جنبش سبز است، کسانی که بیشتر حضور و مشارکت دارند به مقاطع سنی پایین‌تر تعلق دارند و از سوی دیگر در این جریان تا آن‌جا که دیده شده، در رهبران جریان هیچ چهره شاخصی از نسل جدید وجود ندارد و چهره‌هایی هستند که به نسل اول یا دوم انقلاب تعلق دارند، پس نمی توان اصل قضیه را با شکاف نسلی توضیح داد.
    صفارهرندی با بیان این که هر توضیحی حدی از تقلیل و ساده‌سازی را به همراه دارد، افزود: سه شکاف عمده در فضای قبل از انتخابات فعال شد که تا حدودی با یکدیگر هم‌پوشانی‌هایی داشته‌اند و نوعی از استمرار این شکاف‌ها سبب مسائل پس از انتخابات شد.
    او شکاف طبقاتی، شکاف فرهنگی و شکاف مرکز و پیرامون را از عمده‌ترین شکاف‌های پس از انتخابات دهم دانست و گفت: شکاف فرهنگی کلیشه‌ترین تعبیر سنت و مدرن است و می‌توان به نوعی از شکاف دین‌مداری و تجددخواهی در آن صحبت کرد. اما شکاف مرکز و پیرامون که بسیار مهم است، مختص شرایط خاصی مانند تهران است. این شکاف تا حدی شکاف قومی را در استان‌های آذربایجان، کردستان و لرستان خنثی کرد و به اندازه‌ای عمده شد که ملاحظات قومی یا در سایه رفت و یا به توازن رسید.

    صحنه مه‌آلود و تحلیل‌های یک‌جانبه
    همچنین سیدمرتضی هاشمی مدنی کارشناس جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبایی (ره) گفت: ما هم اکنون در موقعیت «مه جنگ» هستیم به این معنی که موقعیت و داده‌ها مبهم است و حتی غبار اولیه آن فرو ننشسته است. در دوران یک هفته قبل و 6 ماه پس از انتخابات دهم بسیاری از متفکران در عمل سیاسی و بازنمایی رسانه‌ای دچار تقلیل‌گرایی شدند.
    او با اشاره به این‌که برخی می‌گویند اگر بنیاد سوروس و شبکه بی.بی.سی نبود، حوادث اخیر اتفاق نمی‌افتاد اظهارکرد: هرگونه تحلیل تک عامل از هر جنبه‌ای گویا نخواهد بود. طبقه متوسط جنبش سبز یک شکاف طبقاتی است که فعال شده و کوته فکری است که بگوییم طبقه متوسط مساوی شمال شهری است. در سه شاخص درآمد، تحصیل و شغل ممکن است یکی تحصیلاتش بالا اما کارمند جزء باشد و درآمدش نیز متوسط باشد.
    حتی اگر بخواهیم طبقاتی تعریف کنیم، طبقه متوسط در پیشانی این جنبش قرار گرفته بود که مسئله کمی نیست. سیاست های هر سه دولت گذشته سبب فربه‌شدن طبقه متوسط شده بود و نمونه آن ریشه‌کن شدن بی‌سوادی در طول 30 سال بود که دانشگاه‌ها نیز گسترش فوق‌العاده‌ای پیدا کرده بودند. جنبش سبز یک جنبش فراطبقاتی بوده و جز شکاف نسلی نیست و نیز ذیل یک بدنه اعتراضی دیده می‌شود که بسیاری از آیات عظام، بازیگران، مستندسازان و کاریکاتوریست‌ها از آن حمایت می‌کنند. فرض کنید که این جنبش اعتراضی، محدود به طبقه متوسط بود. طبقه متوسط با دولت در ارتباط است و بخش عمده‌ای از کارمندان دولت، حقوق بگیر دولت هستند و هنرمندان نیز برای مجوز به دولت احتیاج دارند. طبقه متوسط همیشه در طول تاریخ یک طبقه محافظه‌کار بوده است.
    هاشمی مدنی تصریح کرد: در حالی که برخی‌ها افسانه آرامش‌بخشی را مطرح می کنند که این جنبش سرکوب شده است، می‌بینیم که رسانه ملی یک هفته کارکرد خود را مختل می‌کند تا برای یک راهپیمایی تبلیغات کند که می‌توانیم نتیجه بگیریم که اگر این موقعیت اضطراری نیست، پس چه نام دارد. جنبش سبز زنده است و می‌بینیم که بزرگترین بحران‌های این 30 سال مانند ماجرای آیت الله منتظری، کودتای نوژه و جریان آیت الله شریعتمداری زود تمام شد و در عرض 3 ماه جمع شد؛ اما باید ببینیم چرا جنبش سبز هنوز ادامه دارد.

    پوپولیسم در برابر نخبه‌سالاری
    در ادامه سیدحسین شهرستانی دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه باقرالعلوم (ع) گفت: قبل از این‌که به سراغ چارچوب های تئوری تحلیل برویم، باید سراغ شواهد بالینی برویم و پس از تحلیل شواهد و سنجش در فضای واقعه و حادثه، بینیم کدام الگو برای تحلیل ماجرا مناسب‌تر است.
    وي اظهارداشت: پوپولیسم نه به عنوان یک الگو، اما مفهومی بود که در بطن ماجرا زاییده و به کاربرده شد و کمتر توسط جامعه شناسان مورد تحلیل قرارگرفت. اگر بخواهیم ابزار گفتاری و جریان روشنفکری را باز کنیم در خلالش شکاف‌های مختلفی که به آن اشاره شد در این مفهوم مستتر است و تحلیل طبقاتی با این مفهوم هم‌پوشانی‌هایی دارد. مفهوم پوپولیسم در مقابل مفهوم نخبه‌سالاری است.
    آنچه پس از انتخابات سال 84 مطرح شد این بود که یک جریان سیاسی با شعارها و نمادهای پوپولیستی به قدرت برسد و در همان مقطع این فهم وجود داشت که بخشی از نخبگان سیاسی و فرهنگی، یک شکاف اجتماعی در مردم پیدا کردند و این شکاف تحولات مختلفی را ایجاد کرد که ادامه داشت. نمادهای پوپولیستی در رفتار دولت نهم نیز بود و ماجرای سفرهای استانی در این چارچوب مفهومی تعیین شد تا به انتخابات سال 88 رسید و می توانیم شواهد علمی دیگری را بیان کنیم.
    این کارشناس علوم اجتماعی تصریح کرد: فیلم اخراجی‌ها، سریال یوسف پیامبر (ص) و سریال افسانه جومونگ از نمودهای اجتماعی‌‌ای است که در قالب پوپولیسم می‌توان بیان کرد. فیلم اخراجی‌ها فیلم عجیب و جالبی با موضوع جامعه شناسی بود که در کشور اتفاق افتاد و تابلو ماجرای پوپولیسم بود که به لحاظ مخاطب و فروش 7 میلیاردی تاریخ سینمای ایران را به دو قسمت تقسیم کرد. در حالی‌که این فیلم از نظر نخبگان هنری یک ریال هم ارزش ندارد اما توده مردم به این فیلم و فرهنگ آن اقبالی به این گستردگی نشان می‌دهند و این شکاف بزرگی است. فیلم یوسف پیامبر (ص) نیز خیلی خوب نبود اما در افغانستان حدود 16 بار اکران شد و در عراق طرفداران بسیاری پیدا کرد ولی در فضای اجتماعی کشور مطرح نشد. ما متوجه پیوندهای آشکار بین شخصیت‌های تولید کننده این فیلم و شخصیت‌های سیاسی می‌شویم و این‌که مردم به صورت خودجوش شعارهایی را از روی این فیلم‌ها می‌سازند.
    این تحلیلگر اجتماع مجدداً یادآورشد: باید بیشتر به خود واقعیت نزدیک شویم تا ببینیم کدام یک از الگوهای تحلیلی به انتخابات نزدیک‌تر است تا آن را انتخاب کنیم.

    رونمایی نو از مردم
    در دور دوم این نشست علمی، مهمانان برنامه به نقد و بررسی دیدگاه‌های یکدیگر و تکمیل سخنان خود پرداختند. بهاره آروین در پاسخ به شهرستانی گفت: ما برخی از پدیده‌های فرهنگی را در نظر نگرفتیم و به آن نپرداختیم اما لزوماً فرهنگ عامه‌پسند قابل تعمیم به پدیده‌های سیاسی نیست.
    او افزود: انتخابات کشور ما، افغانستان و فلسطین برای خودمان و برای کشورهای غربی بسیار مهم است زیرا با تغییر دولت، سیاست‌ها نیز تغییر می‌کند و معمولاً درصد مشارکت مردم بالاتر از حد متوسط است. اما در غرب تفاوت چپ و راست که در دوره‌ای از زمان اهمیت داشت امروز وجود ندارد و سیاست‌های نامزدهای انتخاباتی بسیار به یکدیگر نزدیک‌تر است.
    آروین با اشاره به این که انتخابات ایران همیشه با شگفتی همراه است، افزود: اصولاً جامعه ایران قابلیت پیش‌بینی ندارد. با این شواهد انتخابات واقعه سیاسی و اجتماعی ویژه‌ای از نظر علوم اجتماعی است. دو روز مانده به انتخابات موج شگفت‌انگیزی راه می‌افتد و همه چیز را تغییر می‌دهد. انتخابات پتانسیل بازنمایی یک جامعه تفکیک‌شده را دارد که خواست‌ها، منافع، ارزش‌ها و نوع کنشی که اقشار مختلف مردم انجام می‌دهند، در آن به وضوح دیده شود. من اصطلاح تفکیک‌شدگی را به جای شکاف به کار می‌برم زیرا بار منفی ندارد. باید ببینیم چرا نظرسنجی‌های غربی با اختلاف کمی نتیجه انتخابات خود را پیش‌بینی می‌کنند و نظرسنجی‌های ما نمی‌توانند از نتیجه انتخابات پیش‌بینی درستی کنند. در غرب در هر زمان می‌توانید جامعه را بازنمایی کنید زیرا هر گروه به عنوان نمونه نشریه خاص خود را دارند که تیراژ آن مشخص است. به سبب آن‌که غربی‌ها دسترسی به واقعیت‌ها را دارند در زمان انتخاباتشان پدیده اوژه‌ای اتفاق نمی‌افتد. ما باید ببینیم در انتخابات اخیر چه گروه‌هایی را دیدیم و چه بازنمایی از آن‌ها می توانیم داشته باشیم.

    نمودهای شکاف، نشانه‌های مرگ
    صفارهرندی بر استفاده از اصطلاح شکاف در مقابل تفکیک‌شدگی تاکید کرد و گفت: شکاف یک بار معنایی است. زندگی اجتماعی و جمعی دارای تفاوت‌هایی است که می‌توانند سبب فعال‌ شدن شکاف شوند هرچند به معنی منفی و ناخوشایند کلمه باشد.
    او با اشاره به نکات هاشمی مدنی افزود: شکاف فرهنگی، طبقاتی و مرکز-پیرامون هیچ کدام به تنهایی عامل کارآمد توضیح کل ماجرا نیست. آقای احمدی نژاد 7 میلیون از اختلاف 11 میلیونی که با آقای موسوی داشت را از مناطق روستایی به دست آورد که نشان دهنده عنصر معنی‌داری است. تفاوت معنادار، محسوس و بارزی در صندوق‌های رأی شمال شهر تهران با جنوب شهر می‌بینیم و این امر تنها در تهران دیده نشده بلکه در مشهد نیز وجود داشته و رأی محله‌های بالای شهر مانند احمدآباد و مناطق نزدیک حرم کاملاً با هم وارونه و متفاوت است. در تهران نتیجه انتخابات در بالای شهر آقای موسوی 200 هزار تا و آقای احمدی نژاد 100 هزار تا بود که این مسئله در جنوب شهر مانند شهرری کاملا برعکس دیده شد. در برخی شهرها مانند اصفهان و اهواز هم این موضوع وجود داشت.
    صفارهرندی با تأکید بر این‌که افرادی که معتقدند عنصر طبقاتی وجود نداشته باید راجع به آن توضیح دهند، بیان داشت: اما کدی که می‌شود از آن استفاده کرد و با آن ماجرای پس از انتخابات را سنجید، الله اکبر گفتن‌های روی پشت بام است. مثلاً کسی که در سه‌راه آذری زندگی می‌کند می‌گوید این الله اکبر را تا به حال نشنیده است.
    او با اشاره به معنای زنده‌ بودن جنبش سبز گفت: در جامعه ما نیروهای اجتماعی‌ای وجود دارند که از برخی مسائل ناراضی‌اند. این مسئله وضعیت جدیدی نبوده و پتانسیل‌هایی سابقه‌دار داشته اما آن‌چه مهم است تعریف شدن گروهی از نمادها و رهبران است. اگر کسی منظورش مرگ جنبش سبز باشد به این معنی نیست که آنها از بین رفته‌اند. باید ببینیم پس از گذشت 6 ماه جنبش سبز به چه دستاوردهای مشخصی رسیده یا این‌که در فرایند حرکت خود چه بسط و گسترش‌هایی داشته است و آیا گزاره‌های محوری و مرکزی مانند تقلب در انتخابات و کودتا در روز انتخابات که جنبش سبز بر آنها سوار است، و تظاهرات و نمودهای اجتماعی این جنبش تا چه حدودی رو به گسترش است.

    جنگ روایت‌های غیررسمی
    در ادامه هاشمی مدنی گفت: من معتقد به شکاف هستم اما شکاف را در فرهنگ عوام و خواص یا شمال و جنوب شهر نمی‌بینیم. جناح فکری حاکم در عمل سیاسی مایل است بر این شکاف ها مستقر شود. ما مستضعف تر از شهر کردستان هم داریم که اکثریت آن به آقای میرحسین موسوی رأی داده بودند. طبق شواهد، ادعای عدالت‌خواهی هست اما کمترین کار را در این زمینه انجام می‌دهند. بین سخن هیئت حاکمه و عمل‌شان تناقض آشکاری وجود دارد. این تناقض به سبب آن است که ما از پس یک دوگانگی روایت رسمی و غیررسمی این موضوع را ‌می‌بینیم و در این روایت غیررسمی هرگونه مقاومتی که در مقابل باشد مثل موسیقی رپ زیرزمینی که روایت غیررسمی است همیشه حذف می‌شود. وقتی اتفاقی مانند طلبه سیرجانی می افتد هم از آن صحبت و حمایت نمی‌کنند زیرا شاید حس می‌کنند این دوگانگی به هم بخورد.
    او ادامه داد: یک هفته قبل از انتخابات مناظره بین کاندیداها گذاشتند که مهمترین آن مناظره آقای احمدی‌نژاد و آقای موسوی به صورت دو روایت غیررسمی بود. در روایت غیررسمی اول که آقای احمدی‌نژاد نماینده آن بود، مسائلی مانند این‌که خاندان فلانی 20 سال پول مردم را خورده‌اند مطرح شد و این مسئله خرده روایتی بود که ده‌ها سال در لایه‌های زیرین جامعه قرار داشت. آقای موسوی هم طبق اسناد نشان می‌دهد که این دولت دروغگو است و دستاوردهای آن به آن میزان که ادعا می‌کند شفاف نیست. این مناظره پس از گذشت 30 سال از انقلاب اسلامی روایت رسمی را فرو می‌ریزد و سبب شوک و حداکثر حضور مردم می شود که دو خرده‌روایت با هم می‌جنگند. چگونه می شود که سیدمهدی شجاعی طرفدار آقای موسوی و زیباکلام، پناهیان و فرهاد جعفری که نویسنده‌ای سکولار است از آقای احمدی‌نژاد طرفداری می‌کنند؟ برای نخستین بار در تاریخ 30 ساله انقلاب این دوگانگی شکسته شد و یک جامعه چند صدایی را مشاهده کردیم یعنی جامعه‌ای که فراروایتی در آن وجود ندارد که اطمینان بخش باشد و این شوک اولی بود که سبب حجم بسیار آراء شد.
    شوک دوم نیز سبب شد جنبش‌های اعتراضی در شنبه پس از انتخابات ادامه پیدا کند و روایت رسمی تصمیم می‌گیرد خودش را بازنمایی کند و نتیجه، یأس سراسری بود. یک هفته‌ای که آزادی بیان داشتیم و هرکس حرف خودش را بدون هیچ حراستی می‌زد، تمام شد و تمام خرده‌روایت‌های دیگر حذف می شوند.

    راز رأی‌های خاموش
    در ادامه میزگرد شهرستانی گفت: مفهوم فرهنگ عامه‌پسند یا پوپولیسم مفهومی اجتماعی است که لایه‌های سیاسی در آن نهفته است، همان طور که روشنفکران از آن استفاده کردند و ما قبل از اینکه بخواهیم به الگو برسیم باید شواهد عینی را بررسی کنیم. یکی از شواهد عینی مهم، نتیجه انتخابات است و در مباحث مختلف باید درباره اینکه در انتخابات تقلب شده یا نه بحث شود زیرا ما نظرسنجی های درستی نداریم و این انتخابات صحنه رقابت معناداری بود.
    او با اشاره به سقف مشارکت سیاسی 60 درصدی مردم در انتخابات گذشته افزود: اما در انتخابات اخیر سطح مشارکت مردم تا 85 درصد بود که این فاصله 25 درصدی آمار بالایی است و باید ببینیم که این 25 درصد از کجا آمده است. برخی می‌گویند این 25 درصد ما تحریمی‌ها بودیم که همیشه انتخابات را تحریم می‌کردیم. این مسئله یک حلقه گمشده مهم در انتخابات بود.
    شهرستانی با اشاره به این‌که 73 در صد آراء متعلق به روستاها و شهرهای کوچک ایران است ادامه داد: اگر فرض شود که روستاها همیشه در انتخابات شرکت می‌کنند و ما هستیم که تازه شرکت کردیم، درمی‌یابیم که اگر این 73 درصد در همه انتخابات شرکت کرده بودند، میانگین شرکت در هر انتخابات 80 درصد بود.
    او در پاسخ به تحلیل هاشمی مدنی مبنی بر اینکه کردستان و سیستان و بلوچستان علی‌رغم محرومیت به موسوی رأی دادند و نه به احمدی نژاد، گفت: الگوی تحلیل مولوی عبدالحمید این است که می گویند اگر وزیر فلان مذهب در کابینه گذاشته شود، ما رأی به کاندید مورد نظر می‌دهیم. آن‌جایی که ما شکاف‌های مذهبی جدی نداریم الگوی طبقاتی خودش را نشان می‌دهد.
    در دوران انتخابات یک فضای قانونی و یک تکثر مدنی وجود داشت که ضابطه هایی را رعایت می‌کردند اما شنبه پس از انتخابات یکی از طرفین روایت رسمی قبل، اعلام خروج کرد و از صحنه قانون خارج شد. صدا و سیما از این روایت رسمی می‌خواهد که در گفت و گو شرکت کند اما می‌گوید من می‌خواهم بیایم جلو دوربین و هرچه می‌خواهم بگویم که این مسئله خود به هم زدن قاعده بازی است.  

    دو عقل بدون مفاهمه
    سپس هاشمی مدنی گفت: یک اراده سهمگین اجتماعی در این میان بود. در شنبه پس از انتخابات عده ای نتایج انتخابات را نپذیرفتند اما آن اراده 24 میلیونی کجا رفت و چرا این 24 میلیون، جنبش سبز را با اس‌ام‌اس تحریم کردند؟
    او اضافه کرد: جنبش اعتراضی یک ژانرموسیقی رسمی اعتراضی و ژانر رفتار اعتصابی را در مدت 6 ماه دارد و طرف مقابل هیچ کدام از اینها را ندارد! اگر این یک اراده اجتماعی باشد باید برعکس آن باشد! می‌توانیم کارگری که رأی داده را برای 15 میلیون بپذیریم، اما 24 میلیون یعنی یک رأی و اراده اجتماعی فراطبقاتی است. به چه دلیلی طیف متکثر شاعران جنبش اعتراضی از عبدالجبار کاکایی تا سیمین بهبهانی هستند؟ پس آن اراده اجتماعی 24 میلیون از کجاست؟ اگر آقای موسوی گفت مناظره نمی‌کنم چرا سایتش را فیلتر کردند؟ این جنبش طیف گسترده ای از معترضین را دارد.
    هاشمی مدنی با بیان این‌که دعوای دو جناح فکری و سیاسی بر سر ترسیم مرز جدید معقولیت است، توضیح داد: اگر عقل 1 را عقل هیئت حاکمه و عقل 2 را عقل جنبش اعتراضی بگذارید، باید ببینیم مرز عقل معقول و نامعقول چیست و چه اتفاقی افتاد که بین این دو عقل درگیری به وجود آمد؟ در این دعوای خانوادگی راه حل آن شد که یکی از این دو عقل باید حذف شده و کنار برود، با توجه به اینکه جامعه امروز تاب و تحمل اضطراب را ندارد. اگر بنا به حذف است باید مسالمت آمیز باشد. باید بپذیریم که معنایی در پس هر کار طرف مقابل است. اصلاح طلبان هنگامی که گفتند ما با گوریل شطرنج بازی نمی‌کنیم در حقیقت اصلاً طرف مقابل را قبول نداشتند که با آن شطرنج بازی کنند و به معنای دیگر اصلاً طرف مقابل را نمی‌فهمند.در طرف مقابل هم می‌بینیم که تیتری با عنوان «جدال جمهوری با زنگیان کافوری» می‌زنند. اگر آن‌ها را دیوانه فرض کردید، چرا نتوانستید پس از 6 ماه سرکوب‌شان کنید؟

    اراده سهمگین گرسنگان ‌موسیقی ندارد
    شهرستانی با تمسخر این‌که ما به تحلیل علمی نیاز داریم و نه افسانه آرامش‌بخشی، گفت: ما 25 درصد عدد و رقم داریم و فاصله 65 درصد تا 80 درصد بخش جدی‌ای است که به آراء شهرستان ها بر می‌گردد. البته برخی این مسئله را فریب دانستند که مهم نیست. اگر شما می‌خواهید اراده سهمگین اجتماعی را ببینید بروید میدان خراسان و آنجا تکبیر بگویید؛ آن‌جا اراده سهمگین را به شما نشان می‌دهم. باید ببینیم چرا در هیچ یک از شهرستان‌ها و مناطق دیگر تفاوت طبقاتی اتفاق نیفتاد و می‌بینیم که پس از انتخابات اصفهان به عنوان دومین شهر مهم ایران در خیابان ها جشن می‌گیرند و اصلاً اجازه ظهور به جریان مخالف را ندادند.
    شهرستانی با اشاره به شعر و موسیقی در دو جریان سیاسی تصریح کرد: مشخص است که کاربران ابزارهای مختلفی مانند سایت تویتر چه کسانی هستند. من می خواهم شورش‌های شهری سال 72 را بزرگ کنم که جنبش گرسنگان بود و فیلم و شعر و موسیقی نداشت و حتی در بسیاری از موارد از جنبش سبز صریح‌تر بود. بعلاوه از هر دو جناح شاعر وجود دارد که در بسیاری از مواقع شعر می‌گویند.

    جمع‌بندی؛ اکثریت کدام است؟
    آروین: در مناطق جنوب شهر مانند محله آذری نه صدای الله اکبر و نه شعار مرگ بر منافق شنیده می‌شود که نشان می‌دهد که این انتخابات شبهه‌هایی دارد که نمی توان به راحتی راجع به آن اظهارنظر کرد. بخش عمده‌ای از جنبش سبز فعال هستند و این امر سبب می‌شود که هزینه زیادی برای آن صرف شود و می‌بینیم که مخابرات برای فیلتر کردن هزینه بسیاری می‌کند و مهم آن است که شکافی ک�

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه