پيشرفته
 

موضوعات :

  • امام و رهبری
  • فتنه

  • کلمات کليدي :

  • نخبگان
  • پرچم
  • انتخابات
  • عمار و یاسر
  • خواص

  • مقام معظم رهبري

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • جهاد یعنی تلاش به نفع کشور

  • واقعاً وضع زندگی مردم ما این‌طوری است؟

  • جهوری اسلامی ایران معنی ندارد اگر...

  • برکت 32 سال ایستادگی

  • چند روایت متواتر درباره موسیقی

  • امروز دل ملت هاى اسلامى پر از نفرت از امريكا و مستكبران است

  • شجاع، باشرف و طرفدار ضعفا

  • حزب‌الله همین مردمی هستندکه رجل سیاسی تحقیرشان می‌کند

  • رای که نمی آورند جمـهوریت می شود عوام گرایی

  • این حرکت تا قلب اروپا خواهد رفت

  • مطلب بعدي >   858 تعداد بازديد
    7.50 (6 راي ) امتياز مطلب  
    راه شماره 12 : پارازيت روي موج ايران

    مسئله اصلي اين است

    مقام معظم رهبري سيد علي خامنه اي

    نخبگان كه حالا انتظار هست كه كمتر خطا كنند، گاهي خطاهايشان اگر كماً هم بيشتر نباشد، كيفاً بيشتر از خطاهاي عامه‏ي مردم است

    ... سختي پرچم اميرالمؤمنين از پرچم پيغمبر، از جهاتي بيشتر بود؛ چون در پرچم پيغمبر دشمن معلوم بود، دوست هم معلوم بود؛ در زير پرچم اميرالمؤمنين دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهائي را ميزد كه دوست ميزند؛ همان نماز جماعت را كه در اردوگاه اميرالمؤمنين ميخواندند، در اردوگاه طرف مقابل هم - در جنگ جمل و صفين و نهروان - ميخواندند. حالا شما باشيد، چه كار ميكنيد؟ به شما ميگويند: آقا! اين طرفِ مقابل، باطل است. شما ميگوئيد: با اين نماز، با اين عبادت! ...
     چون بصيرت نيست؛ بصيرت نيست، نميتواند اوضاع را بفهمد.
    بنده بارها اين جبهه‏هاي سياسي و صحنه‏هاي سياسي را مثال ميزنم به جبهه‏ي جنگ. ..
     عرصه‏ي سياسي عيناً همين جور است. اگر بصيرت نداشته باشيد، دوست را نشناسيد، دشمن را نشناسيد، يك وقت مي‏بينيد آتش توپخانه‏ي تبليغات شما و گفت و شنود شما و عمل شما به طرف قسمتي است كه آنجا دوستان مجتمعند، نه دشمنان. آدم دشمن را بشناسد؛ در شناخت دشمن خطا نكنيم. لذا بصيرت لازم است، تبيين لازم است.

    يكي از كارهاي مهم نخبگان و خواص، تبيين است؛ حقائق را بدون تعصب روشن كنند؛ بدون حاكميت تعلقات جناحي و گروهي و بر دل آن گوينده. اينها مضر است. جناح و اينها را بايد كنار گذاشت، بايد حقيقت را فهميد. در جنگ صفين يكي از كارهاي مهم جناب عمار ياسر تبيين حقيقت بود. چون آن جناح مقابل كه جناح معاويه بود، تبليغات گوناگوني داشتند. هميني كه حالا امروز به آن جنگ رواني ميگويند، اين جزو اختراعات جديد نيست، شيوه‏هايش فرق كرده؛ اين از اول بوده. خيلي هم ماهر بودند در اين جنگ رواني؛ خيلي. آدم نگاه ميكند كارهايشان را، مي‏بيند كه در جنگ رواني ماهر بودند. تخريب ذهن هم آسانتر از تعمير ذهن است. وقتي به شما چيزي بگويند، سوءظني يك جا پيدا كنيد، وارد شدن سوء ظن به ذهن آسان است، پاك كردنش از ذهن سخت است. لذا آنها شبهه‏افكني ميكردند، سوء ظن را وارد ميكردند؛ كار آساني بود. اين كسي كه از اين طرف، خودش را موظف دانسته بود كه در مقابل اين جنگ رواني بايستد و مقاومت كند، جناب عمار ياسر بود، كه در قضاياي جنگ صفين دارد كه با اسب از اين طرف جبهه، به آن طرف جبهه و صفوف خودي ميرفت و همين طور اين گروه‏هائي را كه - به تعبيرِ امروز، گردانها يا تيپهاي جدا جداي از هم - بودند، به هر كدام ميرسيد، در مقابل آنها مي‏ايستاد و مبالغي براي آنها صحبت ميكرد؛ حقائقي را براي آنها روشن ميكرد و تأثير ميگذاشت. يك جا ميديد اختلاف پيدا شده، يك عده‏اي دچار ترديد شدند، بگو مگو توي آنها هست، خودش را بسرعت آنجا ميرساند و برايشان حرف ميزد، صحبت ميكرد، تبيين ميكرد؛ اين گره‏ها را باز ميكرد.
    بنابراين، بصيرت مهم است. نقش نخبگان و خواص هم اين است كه اين بصيرت را نه فقط در خودشان، در ديگران به وجود بياورند.
     
     آدم گاهي مي‏بيند كه متأسفانه بعضي از نخبگان خودشان هم دچار بي‏بصيرتي‏اند؛ نميفهمند؛ اصلاً ملتفت نيستند. يك حرفي يكهو به نفع دشمن ميپرانند؛ به نفع جبهه‏اي كه همتش نابودي بناي جمهوري اسلامي است به نحوي. نخبه هم هستند، خواص هم هستند، آدمهاي بدي هم نيستند، نيت بدي هم ندارند؛ اما اين است ديگر. بي‏بصيرتي است ديگر. اين بي‏بصيرتي را بخصوص شما جوانها با خواندن آثار خوب، با تأمل، با گفتگو با انسانهاي مورد اعتماد و پخته، نه گفتگوي تقليدي - كه هر چه گفت، شما قبول كنيد. نه، اين را من نميخواهم - از بين ببريد. كساني هستند كه ميتوانند با استدلال، آدم را قانع كنند؛ ذهن انسان را قانع كنند. و حتّي حضرت ابي‏عبداللَّه‏الحسين (عليه‏السّلام) هم از اين ابزار در شروع نهضت و در ادامه‏ي نهضت استفاده كرد. حالا چون ايام مربوط به امام حسين (عليه‏السّلام) است، اين جمله را عرض كرده باشيم:
    امام حسين را فقط به جنگِ روز عاشورا نبايد شناخت؛ آن يك بخش از جهاد امام حسين است. به تبيين او، امر به معروف او، نهي از منكر او، توضيح مسائل گوناگون در همان مني‏ و عرفات، خطاب به علما، خطاب به نخبگان - حضرت بيانات عجيبي دارد كه تو كتابها ثبت و ضبط است - بعد هم در راه به سمت كربلا، هم در خود عرصه‏ي كربلا و ميدان كربلا، بايد شناخت. در خود عرصه‏ي كربلا حضرت اهل تبيين بودند، ميرفتند، صحبت ميكردند. حالا ميدان جنگ است، منتظرند خون هم را بريزند، اما از هر فرصتي اين بزرگوار استفاده ميكردند كه بروند با آنها صحبت بكنند، بلكه بتوانند آنها را بيدار كنند. البته بعضي خواب بودند، بيدار شدند؛ بعضي خودشان را به خواب زده بودند و آخر هم بيدار نشدند. آنهائي كه خودشان را به خواب ميزنند، بيدار كردن آنها مشكل است، گاهي اوقات غير ممكن است.
     
    در كوي دانشگاه، در آن شب معين، قطعاً تخلفات بزرگي انجام گرفته، كارهاي بدي انجام گرفته. ما گفته‏ايم پرونده‏ي ويژه‏اي براي اين كار تهيه شود و به طور دقيق دنبال بگردند و مجرمان را پيدا كنند و وقتي پيدا كردند، به وابستگي‏هاي سازماني آنها هم هيچ نگاه نكنند و بايد مجازات شوند؛ اين را من به طور قاطع گفتم.
     
    من از فعاليتهاي پليس امنيتي‏مان، پليس انتظامي‏مان، دستگاه بسيجمان تشكر ميكنم؛ اينها خيلي كارهاي بزرگي كردند، كارهاي خوبي كردند؛ ليكن اين يك بحث جداست. اگر كسي در وابستگي به هر كدام از اين سازمانها يك تخلفي انجام داده، يك جرمي انجام داده، او هم بايد جداگانه بررسي شود. نه خدمت اينها را به حساب جرم آنها نديده ميگيريم، نه جرم آنها را به حساب خدمت اينها نديده ميگيريم؛ حتماً بايد دنبال بشود و دنبال خواهد شد. همين طور قضيه‏ي كهريزك، كه حالا آن اعلام شد، پخش شد. قضيه‏ي كوي دانشگاه هم دنبال ميشود؛ حتّي افرادي كه كسانشان در اين قضايا يا به قتل رسيدند - تعداد معدودي هستند - يا آسيب ديدند، آسيب مالي ديدند. بنا شده براي هر كدام اينها پرونده‏ي جداگانه‏اي تشكيل بدهند. دستور داده‏ايم، گفته‏ايم و اين قضايا را دنبال خواهيم كرد؛ منتها توجه كنيد كه اين مسائل هيچكدام نبايد با مسئله‏ي اصلي بعد از انتخابات خلط شود. حادثه‏ي اصلي نبايد تحت‏الشعاع اين حوادث قرار بگيرد.
     
    يك عده‏اي آنچه را كه بعد از انتخابات اتفاق افتاد، آن ظلمي كه به مردم شد، آن ظلمي كه به نظام اسلامي شد، آن هتكي كه از آبروي نظام در مقابل ملتها به وسيله‏ي بعضي انجام گرفت، اينها همه را نديده ميگيرند، فرضاً مسئله‏ي فلان حادثه را، زندان كهريزك را، يا قضيه‏ي كوي را قضيه‏ي اصلي دوران بعد از انتخابات تا امروز قلمداد ميكنند؛ اين خودش يك ظلم ديگر است. مسئله‏ي اصلي، مسئله‏ي ديگري است. مسئله‏ي اصلي اين است كه مردم در يك حركت عظيمي، در يك انتخابات پرشورِ خوبِ كم‏نظيري حضور پيدا كردند و اين رأي بالا را توي صندوقها ريختند. هشتاد و پنج درصد شوخي است؟ اين انتخابات، نظام را كه در اين يكي دو سال اخير همين طور پي‏درپي پيشرفتهاي اقتصادي و علمي و سياسي و امنيتي و بين‏المللي براي خودش كسب كرده بود، در يك مرحله‏ي عالي از امتياز و آبرو قرار ميدهد، بعد ناگهان مشاهده مي كنيم يك حركتي صورت ميگيرد براي نابود كردن اين حادثه‏ي افتخارآميز! مسئله‏ي اصلي اين است.

     بعد از انتخابات كه تحركاتي از طرف بعضي‏ها شروع شد، يك تجاوب نسبي هم از سوي جمعي از مردم تهران صورت گرفت، آنها اميدوار شدند؛ فكر كردند آنچه كه تصور ميكردند، انجام شد و گرفت و اميدوار شدند. لذا ديديد كه اين دستگاه‏ها و وسائل رسانه‏اي و صوتي و الكترونيكي و ماهواره‏اي و غيره حضورشان در صحنه را چطور تشديد كردند؛ صريح وارد ميدان شدند. قبلاً اميدوار نبودند كه اين كار بگيرد؛ بعد ديدند نه، گرفت؛ لذا سريع وارد ميدان شدند؛ منتها خوشبختانه مثل هميشه كه مسائل ايران را بد ميفهمند و ملت ايران را نميشناسند، اين دفعه هم نشناختند. اينها تودهني خوردند، سيلي خوردند، ولي هنوز نااميد نيستند. من به شما عرض كنم دانشجوهاي عزيز! اينها نااميد نيستند؛ دارند قضايا را دنبال ميكنند؛ به اين زودي هم زمين نميگذارند. اينها صحنه‏گردانهائي دارند، صحنه‏گردانهائي هم پيدا خواهند كرد.

     ...من الان به شما عرض ميكنم، اينها در نهايت شكست ميخورند؛ اما درجه‏ي بيداري و هوشياري من و شما ميتواند در ميزان خسارت و ضرري كه وارد ميكنند، تأثير بگذارد. اگر هوشيار باشيم، نميتوانند صدمه و ضرري بزنند. اگر غفلت كنيم، احساساتي بشويم، بي‏تدبير عمل كنيم، يا خواب بمانيم و اينجور عوارض به سراغمان بيايد، ضرر و زيان و هزينه بالا خواهد بود؛ ولو در نهايت موفق نخواهند شد.

    آن كسي كه مأمور است، مزدور است، او كه حرف گوش نميكند؛ خطاب ما به او نيست؛ خطاب ما به نخبگان است. آحاد ملت هم هوشيارند؛ نخبگان ما هوشيار باشند.

    نخبگان بدانند هر حرفي، هر اقدامي، هر تحليلي كه به آنها كمك بكند، اين حركت در مسير خلاف ملت است. همه‏‌ي ما خيلي بايد مراقب باشيم؛ خيلي بايد مراقب باشيم: مراقب حرف زدن، مراقب موضع‏گيري كردن، مراقب گفتن‏ها، مراقب نگفتن‏ها. يك چيزهائي را بايد گفت؛ اگر نگفتيم، به آن وظيفه عمل نكرده‏ايم. يك چيزهائي را بايد بر زبان نياورد، بايد نگفت؛ اگر گفتيم، برخلاف وظيفه عمل كرده‏ايم. نخبگان سر جلسه‏ي امتحانند؛ امتحان عظيمي است. در اين امتحان، مردود شدن، رفوزه شدن، فقط اين نيست كه ما يك سال عقب بيفتيم؛ سقوط است.

    امتحانهائي هم در اين انتخابات پيش آمد. يك امتحان، امتحان آحاد مردم بود. به نظر من مردم در اين امتحان برنده شدند؛ نمره‏ي قبولي گرفتند. حضور عظيم مردم، يك امتحان عظيمي بود كه آنها را سرافراز كرد. بسياري از آحاد مردم، از جريانهاي سياسي، طبق وظيفه‏شان عمل كردند. بعضي از خواص هم البته مردود شدند. اين انتخابات بعضي‏ها را مردود كرد.

    اين فتنه‏هائي كه دشمن بر پا كرده بود، اميد بسته بود كه شايد بتواند از اين آب گل‏آلود ماهي بگيرد. بحمداللَّه اين فتنه‏ها تمام شد. هر فتنه‏اي در مقابل حق، در مقابل ملت هوشيار از بين خواهد رفت؛ گرد و غبار فرو خواهد نشست. هميشه همين جور است.

    حواشيِ ايجاد شده‏ي به وسيله‏ي يك عده دشمن، يك عده غافل، از بين ميروند، متن قضيه باقي ميماند. متن قضيه اين است كه در يك انتخابات پرشكوه، تقريباً چهل ميليون نفر از ملت ايران شركت كرده‏اند. اين، متن قضيه است؛ اين، حقيقت قضيه است. چهل ميليون، بعد از گذشت سي سال از انقلاب، اعتماد خود را به نظام، اميدواري خود را به آينده با اين حضورشان نشان دادند. اين، ميماند. متن قضيه اين است كه رئيس جمهوري با بيش از بيست و چهار ميليون رأي مردم انتخاب شده است؛ اينها متن قضيه است. حواشي، گرد و غبارها، پيرايه‏ها، كارها و حرفهاي دشمن‏شادكن تمام خواهد شد؛ اما اين حقيقت ميماند. «فأمّا الزّبد فيذهب جفاء و امّا ما ينفع النّاس فيمكث في الأرض».

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه