پيشرفته
 

موضوعات :


کلمات کليدي :


سید زاده

ديگر مطالب اين نويسنده :

مطلب بعدي >   228 تعداد بازديد
(0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
راه شماره 14 : آرزوي حکومت بي دردسر

مسئولين فرهنگي وقت نمي‌كنند به فرهنگ برسند!

در گفتگوی راه با خانم شاه حسینی آقای سیدزاده تهیه کننده «پنالتی» هم حضور داشت، آنچه می خوانید ویراسته صحبت های اوست.

1. بدون اینکه سرسوزنی سیاسی بشود - چون اصلا و ابدا نمی‌دانم سیاست چی هست – فکر می کنم همان 24 میلیون جمعیتی که نادیده گرفتیم و رای دادند به یکی از کاندیداها و ایشان رئیس جمهور شد، همان جمعیتی هستند که به فیلم‌های اینچنینی مثل پنالتی اقبال نشان می‌دهند. ما در سینما و تلویزیون فقط یک قشر خاصی از جامعه را دیدیم و همان قشر جلوی چشم ما هست و همان ما را از نظر ذهنی و ارتباطات تغذیه میکند. ولی من روزی که پایم را در سینما گذاشتم برای این سینما نیامدم.
2. من شاهدم که مسوولین به تفننی بودن سینما صحه گذاشتند. من خوشحالم نه فقط فیلم‌های خانم شاه حسینی فیلم‌های دیگری که کار کردم عاری از اندیشه نبوده حتی اگر فیلم کمدی کار کردم آن فیلم حرفی برای گفتن داشته است. من خانم شاه‌‌حسینی را یک آدم اندیشمند می‌دانم. آدمی که دغدغه جامعه خودش را دارد. آمده در این سینما که حرفش را بزند. من بارها و بارها در این مدت که کار کردیم، دیدم که مشکلات معیشتی داشتند ولی از حرف‌شان یک سانتیمتر عقب ننشستند.
پنالتی یک فیلم ارزشی است. چرا؟ چون وقتی مخاطب وارد سینما بشود جیبش را نمی‌زنند و دست خالی بیرون نمی‌آید و با لذت از سینما خارج می‌شود .
3. فیلم پنالتی تهمت فرهنگی بودن خورد!! مگر فرهنگی بودن تهمت است؟ بله در دنیای امروز فرهنگی بودن تهمت است. یک سری فیلم‌های نفروش که مخاطب می‌گوید بابا سرمان ترکید نمی‌توانیم این فیلم را بفهمیم، این فیلم‌ها را برای اینکه بتوانند عرضه کنند عنوان کردند که اینها فرهنگی هستند! و برای اینکه بتوانیم عرضه‌اش کنیم بیآییم 5-6 تا سینما را بعنوان سینمای فرهنگی معرفی کنیم و از سینماداران خواهش کنیم هر کدام یک سانس به  این فیلم‌ها بدهند. ولی فیلم من که یک فیلم کاملا اجتماعی است یک فیلمی که از نظر ریتم بهترین ریتم را دارد شما 90 دقیقه فیلم را می‌بیند در یک چشم  به هم  زدن اصلا متوجه نمی‌شوید که فیلم کی تمام شد. و باز می‌گویند که در گروه فرهنگی هستید! یعنی اینکه فقط یک سانس یا اگر دلت خواست دو سانس یا سه سانس می‌توانید این را پخش کنید.
دختر من از طرف مدرسه بجای فیلم پنالتی دارد می‌رود یک فیلم دیگر را ببیند که اصلا آموزش و پرورش از نظر اخلاقی آن را مناسب دانش آموز ندیده ولی فیلم پنالتی جایزه جشنواره رشد را می‌گیرد و مجوز پروانه فیلم را از آموزش و پرورش دریافت می کند  ولی اصلاً سانس ندارد.
4. .جا دارد از دوستان تلویزیون، قسمت بازرگانی آقای مشیری و دوستان دیگر و رئیس سازمان تشکر کنم. واقعا حمایت کردند. نه بخاطر اینکه از چشم و ابروی من خوششان بیاید برای اینکه  فیلم را دیدند و از بنده حمایت کردند و کمک کردند. در نمایش تیزرها با انبوهی از تیزرها این فیلم مواجه بود ولی وقتی می‌رفتید برای فیلم سالنی برای فیلم مهیا نبود. من با چنین مشکلی مواجه هستم. فيلم را در يك باكسي گذاشتند كه امكان ديده شدن  نداشته باشد.
5. آن کسی که كلارك می‌پوشد می‌تواند فیلم من را ببیند و آن کسی که دمپایی هم می‌پوشد می‌تواند فیلم من را ببیند. برای اینکه فیلم من برای همه است. به لطف خدا ما بچه‌های این انقلاب و امام هستیم. امام وقتی با کسی صحبت می‌کرد وقتي با طبقات اجتماعي حرف مي‌زد همه حرفش را مي‌شنيدند و مي‌فهميدند. ما در فيلمسازي سعي كرديم اين را سرمشق خودمان قرار دهيم و اينگونه فيلم بسازيم. .خانم شاه‌حسيني اين گونه فيلم ساخته است. فيلمي ساخته كه با انديشمندترين فرد جامعه و ساده ترين فرد جامعه مي‌تواند ارتباط برقرار كند.
6. مسئولين فرهنگي وقت نمي‌كنند كه به فرهنگ برسند وگرنه به قول خانم شاه حسيني خيلي دغدغه‌اش را دارند! خيلي آمادگي دارند كه كاري بكنند كارستان. وقتي مي‌آيند آنقدر درگير سمن‌‌ها  مي‌شوند كه ياسمن ها در آن گم مي‌شود. مسئولين فرهنگي سرنخ را از دست داده‌اند. يك عده ديگر تصميم مي‌گيرند كه مردم چكار كنند. مثل  عرصه مواد خوراكي که  فست فودها تصميم می گيرند كه مردم  چي را بخورند و چي را هضم كنند
7. همين فيلم را اگر همراهي و همكاري كنند، مراكز فرهنگي مثل معاونت فرهنگي وزارت كشور با استانهايي كه ما اصلا در فيلم‌هايمان نمي‌بينيم هماهنگي كند و فيلم را براي مردمي كه اصلاً به حسابشان نمي‌آوريم به نمايش بگذاريم و بنياد حفظ آثاري كه حافظ ارزشهاي دفاع مقدس است يك شرايطي ايجاد كند كه ما اين فيلم را به مردم برسانيم، من مطمئن هستم آنچه كه در ايلام اتفاق افتاد در تمام استان‌ها اتفاق خواهد افتاد. ما مي‌دانيم فيلمي كه ساختيم با تماشاچي حرف مي‌زند.
8. كدام نقطه فيلم شعارزده است؟ به قول ما گل درشت است؟ مي‌دانيد چرا؟ براي اينكه ما با فكر كار كرديم. يك جا من نديدم كه بخواهد چنين اتفاقي بيافتد و خانم شاه‌حسيني در مقابل ‌آن مقاومت نكند. هيچ كجا شعار نداده. فيلم محكم مي‌رود جلو و انتها شما را به اوج مي‌رساند. همين چند شب پيش جواني بعد از فيلم مي‌گفت من اصلا تصور نمي‌كردم كه چنین  پايان جالبي داشته باشد و چه زيباست يك فيلمي برويد ببينيد و تا پايان 90 دقيقه منتظر باشيد و اين مژده را به شما بدهند كه پايان آن را تشخيص نخواهيد داد. چون سينمايي كه من انتخاب كردم سينمايي است كه اميد مي‌دهد. در ايلام نااميدي در جامعه جوان ايلام خيلي به چشم مي‌خورد .مي‌گفتند كه اي كاش اين فيلم‌ها را بيشتر براي ما اكران مي‌كردند.
9. فيلم شب بخير فرمانده را چند وقت پيش تلويزيون نشان داد. ساعت دوازده و 45 دقيقه شب بود. دوست من كه از جانبازان انقلاب و جنگ است زنگ زد. گفت اگر امشب باهات صحبت نمي‌كردم دق مي‌كردم تا صبح. گفتم چرا؟ گفت من فيلم شب بخير فرمانده را ديدم. ضمن تبريك به شما و خانم شاه حسيني مي‌خواهم مطلبي را به شما بگويم من حاضر ثواب تمام دفاع مقدسم را بدهم ثواب يك لحظه شب بخير فرمانده را به من بدهيد.
در سينماي كانون شهر همدان یک خانمی گفتند كه من شوهرم ورشكست شد و مجبور شدم نظافت چي سينما باشم. من امروز با ديدن اين فيلم افتخار مي‌كنم كه يك ستوني هستم که  سقف زندگي‌ام را گرفتم كه نريزد و اين فيلم اين احساس را به من داد.
10. ما بدبختيمان اين است كه مدير فرهنگي ما مي‌خواهد بر اساس گفته خواهر خانمش فيلم مي‌خواهد بسازد. خيلي جالب است. به ما مي‌گويد چرا فلان چهره را در فيلم‌ نياورديد؟ ميگويم عزيزم شمااين فيلم را ديديد؟ آخر من اين چهره را كه شما مي‌گوييد جاي كدام شخصيت بگذارم؟ مي‌گويد اين مهم نسيت مهم اين است كه اگر اينها نباشند فيلم شما فروش نمي‌رود.
شرايطي كه بر مجموعه فرهنگي و سينمايي امروز حاكم است دليلش فقط ناداني مديران فرهنگي است. اين جمله را به صراحت مي‌گويم. فكر نكنيد به مديران تازه منصوب شده مي‌گويم، نه بحث من اين نيست. يا در مورد مديران گذشته نه اينطوري نيست . اين يك بيماري است. اين 4 تا مديري كه در دايره فرهنگي هستند فردا اينها هم زمين‌گير خواهند شد. اينها مجبورند كه ديگر هيچ حركتي نكنند و تن به اين بدهند كه سينما اقتصاد مي‌خواهد. مگر فيلم‌هايي قبلي ما سينما را تامين نمي‌كردند؟ مگر ما فيلمهايي نداشتيم كه حافظ ارزشها بودند و شرايطي را ايجاد مي‌كردند كه مردم بروند ببينند و چرخ سينما به چرخش در بیايد .

دسته بندي هاي برگزيده
آرشيو راه