ثبت نام نسخه PDF

مسکن مهر امید به خانه دار شدن را زنده کرد - بخش اول ( عدالت زمینی  -   راه : 30+11 - خرداد 88)

مصاحبه با مهندس سعیدیكیا (وزیر مسكن و شهرسازی)

 

شاید چیزی بیش از 100 تماس تلفنی و چندین بار نامهنگاری و اعتراض کتبی باعث شد تا بالاخره بتوانیم با خود آقای وزیر مسکن و شهرسازی صحبت کنیم. البته ایشان با شنیدن طرح مصاحبهها خیلی هم استقبال کرد.
ذیق وقت شدید باعث شد تا با توصیه خود وزیر مسکن وقت جلسه دیگری هم برای مصاحبه هماهنگ شود که البته با فاصله 10 روزه برگزار شد. محل مصاحبه هم محل کار وزیر یعنی ساختمان وزارت مسکن، کمی بالاتر از میدان ونک بود. ساختمانی 10 طبقه که وزیر طبق روال در طبقه دهم اتاق داشت. در هر دو جلسه پیش از ورود ما تعدادی مهمان نزد وزیر بودند و در هنگام خروج هم مهمانان بعدی پشت در منتظر. یعنی همه جلسات همپوشانی داشتند. مصاحبه با حضور مسوول روابط عمومی و مدیر کل دفتر برنامهریزی و اقتصاد مسکن وزارت خانه برگزار شد. در طول جلسه هم خود آقای وزیر اقدام به آوردن آمارها و اطلاعات و ارائه آن می کرد. از تواضع و فروتنی او زیاد شنیده بودیم اما وقتی در آخر جلسه در مورد مسائل شخصی و زندگی فردی او سوال شد، به هیچ وجه مایل به صحبت نبود و از بیان اینگونه مسائل اکراه داشت. در طول مصاحبه آرام و خوش برخورد بود و انتقادها را هم به نرمی پاسخ می گفت.
-  تصویب نهایی طرح جامع و تفصیلی شهر تهران
-  تغییر سیاستهای زمین شهری از واگذاری مالکیت به واگذاری حق بهرهبرداری بلند مدت
-  تدوین و اجرای «طرح مسکن مهر»
-  توجه جدی به ساخت مسکن روستاییان
-  تغییر سیاست پرداخت تسهیلات خرید مسکن به پرداخت تسهیلات ساخت مسکن
-  تدوین سیاستهای مالیاتی مانند «مالیت بر معاملات مکرر ملک»
-  اجرای طرح «ساماندهی معاملات املاک»
-  تلاش برای کاهش شاخص «تراكم خانوار در واحد مسكونی» به زیر عدد 1
اهم اقدامات صورت گرفته و سیاستهای در دست اجرای وزات مسکن در دولت نهم بوده است که مهندس سعیدی کیا در مصاحبه خود به آنها اشاره داشته است.


    لطفاً در ابتدا بفرمایید در سال 84 كه به وزارت مسكن و شهرسازی آمدید، شرایط كشور چگونه بود و چه مشكلاتی در حوزه مربوط به مأموریت وزارت خود داشتید؟
در ابتدا عرض كنم كه من برای تدوین و اجرای طرحها و برنامههای وزارتخانه، با كمك افراد وزارتخانه و افرادی كه در بیرون آن هستند و اطلاعات و تجارب ارزندهای دارند كار را انجام میدهم. ابتدا که بنده این مسؤولیت را عهدهدار شدم، با طرح جامع مسكن مواجه شدم كه در برنامه پنج سالة چهارم آمده و در سال 84 که اوایل وزارت بنده بود، ابلاغ شده است و گروهی روی آن كار میكنند. با توجه به اینکه طرح خوبی بود تصمیم گرفتیم كه آن را زودتر به نتیجه برسانیم زیرا طرح جامع مسكن حاوی اطلاعات مفیدی است و داشتن اطلاعات و آمار دقیق باعث میشود كه موضوع را خوب بشناسیم، خوب فكر كنیم و خوب برنامهریزی كنیم.
وزارت مسكن و شهرسازی همیشه تحتالشعاع مسألة مسكن قرار داشتهاست ولی ما از همان ابتدا با همة همكاران عهد كردیم كه مسألة اصلی، «شهر» باشد، چون خانه در شهر یا روستا واقع شده است، بنابراین بدون داشتن یك شهر خوب نمیتوانیم یك خانه خوب تصور كنیم و اگر تصور کردیم، مطمئناً كاركرد خوبی نخواهد داشت.
شورایی به نام شورای عالی شهرسازی و معماری در كشور وجود دارد که مسؤول و دبیرخانه آن، در وزارت مسكن و شهرسازی است. 11 عضو دارد و هر چیزی باید در اینجا تصویب شود، اعم از طرح جامع، طرح ناحیهای یا منطقهای و... اما نقصی كه در كشور وجود دارد این است كه طرح آمایش نداریم. متأسفانه از قبل از انقلاب تاكنون اینگونه بوده، درحالیكه طرح آمایشی چتری فراگیر است اما ظاهراً این وزارتخانه فقط متعهد به تهیه طرحهای منطقهای، ناحیهای و طرحهای جامع و طرحهای هادی در روستاها است. كشور ما به 10 منطقه تقسیم شده است و انشاءا... تا 2 سال دیگر طرحهای تمامی مناطق تهیه خواهد شد.
اما با همه این حرفها، خودمان هم میدانیم که اگر زمانی طرح آمایش كشور تهیه و تصویب شود، باید همه اینها را دوباره بازنگری كنیم.

    آیا شما درحالیکه طرح بالادستی ندارید ملزم به اجرای طرحهای پاییندستی هستید؟
بله! چون كشور و مردم به آن نیاز دارند، انجام میدهیم. مردم حق دارند از ما بپرسند كجا سرمایهگذاری كنیم؟ در چه منطقهای صنعت بوجود آوریم؟ كجا كشاورزی كنیم؟ اصل 44 یعنی همین كه مردم سرمایهگذاری كنند. یا اینکه منطقهای درآینده چقدر جمعیت خواهد داشت و ما برای چه جمعیتی باید برنامهریزی كنیم. ما ناچاریم اینها را آماده كنیم و سپس نسبت به طرح آمایش، اصلاحاتی را انجام دهیم.
از زمانی که آقای عبدالعلیزاده وزیر و آقای احمدینژاد شهردار تهران بودند، قرار بود نهادی مشخص شود تا طرح جامع تهران را تهیه كند. طرحی ساختاری ـ راهبردی كه چند قدم جلوتر از طرحهای جامعی بود كه قبلاً تهیه میشد. البته من و آقای قالیباف هم این توافقنامه را امضا كردیم. چند سال كار شد تا اینکه سال گذشته، یکی شدن طرح تفصیلی و جامع، در دستور كار شورای عالی شهرسازی قرار گرفت.
البته طرح تفصیلی را شهرداری و طرح جامع را ما تهیه كردیم و همزمان با هم كار جلو رفت تا بتوان آن دو را با هم تطبیق داد. بررسی طرح ساختاری ـ راهبردی، 30 جلسه شورا را به خود اختصاص داد. درحالیكه از قبل شورای برنامهریزی استان چندین جلسه كار كرده بودند، شورای اسلامی شهر تهران نیز حدود 50 جلسه وقت گذاشته بود، مجموعة آن فعالیتها به شورای عالی شهرسازی آمد. بنابراین ما 3 برنامه روی میز داشتیم:
1- مصوبه استانداری
2- مصوبه شورای اسلامی شهر تهران
3- پیشنهاد مشاور
این سه پیشنهاد نیز هرکدام برای هر بندی 3 پیشنهاد دیگر داده بودند.
آقای چمران در همه جلسات، حضور داشت و سه جلسه هم خدمت رئیسجمهوری بودیم تا بالاخره تصویب شد و حاصل آن جلسات طرح جامع كاملی است كه به نظر ما در دنیا قابل ارائه است. البته نه اینكه قابل نقد نیست ولی جلسات خوبی گذاشته شد و نتیجه آن قابل تحسین است. لذا میخواهم بگویم كه شهرسازی موضوع مهمی در وزارت مسكن است.

    طرح تفصیلی با رویكرد جدیدی كه تحت عنوان «پهنه بندی» دارد و با شیوهای كه تدوین شده، برخی انتقادها را برانگیخته است. مثلاً داخل یک پهنة مسكونی، نزدیك به 17 كاربری مختلف میتواند قرار گیرد، از كتابخانه گرفته تا بقالی و اغذیه فروشی و غیره. این کاربریهای مجاز در پهنه مسكونی است، پهنههای مختلط و... كه تنوع كاربریها در آنها خیلی بیشتر است. فكر نمیكنید در 10 سال آینده در شهرداری (كه مشخص نیست چه کسی شهردار و چه کسی وزیر باشد) محلات به سمت كاربریهایی برود كه سود بیشتری نسبت به كاربریهای فرهنگی ـ ورزشی دارد و كاربریهای ضروری محلات به سمت كاربریهای تجاری و مسكونی كه سودآورترند تغییر كند. چه كسی باید در مناطق مختلف شهری بر این سرانهها نظارت كند؟ لذا عدهای معتقدند این طرح جدید اگر نظارت درست نداشته باشد بسیار فسادزا است.
من یك جمله میگویم سپس به سراغ موضوع مسكن برویم. بهترین قانون را هم که بنویسیند بالاخره این امکان وجود دارد که خوب اجرا نشود. پس باید نهادهای نظارتی وجود داشته باشند و ما و شورای شهر هم تصویب كردهایم كه دائماً یك نظارت كلی وجود داشته باشد. كمیسیونهای ماده 5 شهرداری و سازمانهای دیگری هستند. خود مردم نیز ـ چون طرح روی پایگاه اینترنتی ما در دسترس است ـ میدانند كه چه خبر است و البته ناظر عالیة ما خواهند بود و در حد توانمان باید تلاش کنیم تا این كار خوب به انجام برسد. همین قانون اساسی اگر مراقبت نشود چه اتفاقاتی که نمیافتد! و همین حالا هم در جامعه قابل رؤیت است.

    البته بحث آمایش و شهرسازی مهم است؛ اما در بخش مسكن در سال اول و دوم وزارت شما مشكلاتی پیش آمد كه حتی شخص رئیسجمهور هم انتقاداتی داشتند. افزایش شدید قیمت مسکن در صدر این مشکلات بود. احساس میشد در آن دوره برنامهای مدون برای ساماندهی این بخش وجود ندارد. البته ناگفته نماند در سالی كه گذشت، وزارت مسكن بخش فعالی بوده است. نظر خودتان در این رابطه چیست؟
قانون اساسی ما میگوید كه دولت باید برنامهریزی كند كه هر خانوار ایرانی یك مسكن و سرپناه مناسب داشته باشد و البته اشاره نكرده كه ملكی یا غیرملكی باشد.
شما گفتید ما سالهای اول برنامهای نداشتیم، اما سال اول طرح جامع مسكن را تهیه كردیم و بعد از آن شروع به بودجهنویسی آن كردیم. برنامهای را برای طرح جامع كه 9 محور و 55 برنامه دارد استخراج و در دولت مصوب كردیم که همان تبصره 6 است. این قانون تا آن زمان كاملترین قانون کشور در حوزة مسكن بود. یك دورهای در اول انقلاب به مردم زمین دادیم. به استعداد 1 میلیون و 800 هزار واحد، زمین در اختیار مردم قرارگرفت، اما اینکه چگونه ساخته شود، برنامه مشخصی نداشت. اینبار دولت گفته که نمیخواهم زمین بدهم بلكه میخواهم مردم را با تأمین زمین و پرداخت وام صاحبِ خانه كنم.

    این همان چیزی است كه در قانون هم آمده است؟
بله، این یك تغییر رویكرد است. قبلاً ما به كسی پول میدادیم که خانه بخرد، ولی بعد از آن نمیدانستیم با این پول خانه خریده یا نه؟ در سال 75 قانونی تصویب شد که دولت واحدهای اجاره به شرط تملیك بسازد و البته اجارهای هم داده نشد! برای آن زمان قانون خوبی بوده ولی هر قانونی یك عمری دارد. در این قانون دولت خودش مجری و سازمان ملی زمین و مسكن نیز کارفرما شد. ماحصل اجرای این طرح از حدود 10 سال پیش تاکنون که وزارتخانه در حال به پایان رساندن طرح است، ساخت حداكثر سالی 10 هزار واحد مسکونی بوده است.
حالا، آمار سال 85 را به شما میدهم ـ البته كمی آنها را رند كردهام ـ 5/17 میلیون خانوار شهری و روستایی و در کنار آن 16 میلیون خانه وجود دارد. درنتیجه بالفعل 5/1 میلیون خانه کم داریم. طبق همین آمار كه خودم با آقای آیتالهی در سازمان آمار چك كردم، سال 84 حدود 795 هزار ازدواج، سال 85 حدود 800 هزار ازدواج و 86 حدود 830 هزار ازدواج در كشور اتفاق افتاده است. طبیعتاً این تعداد خانواده نیز كه در دهكهای مختلف هستند و مدلی كه چند خانوار در یك خانه زندگی كنند در كشور ما دیگر طالبی ندارد، همگی در صف مسكن میآیند. 5/1 میلیون واحد كم داریم  و در هر سال بهطور متوسط 870 تا 880 هزار واحد به آن اضافه میشود. اوج تقاضای جدید در سال 91 است كه از مرز 930 هزار ازدواج عبور میكنیم. ناگفته نماند که همة این مسائل در طرح جامع آمده است.
اما در برنامه پنج ساله بهطور متوسط، یك میلیون و دویست واحد باید بسازیم كه حدود 300 هزار واحد روستایی و 900 هزار واحد شهری است.
حداقل 1 میلیون از 5/1 میلیون واحدی که کم داریم برای 5 دهك پایین جامعه است. دهك اول و دوم كه حتی توان دادن قسط وام را هم ندارند و باید نهادهای حمایتی آنها را كمك كنند. برنامههایی به نام صندوقهای محلی و ملی درحال آمادهسازی است و بزودی در سال 88 اعلام میشود. سازمانهای حمایتی نیز شامل بهزیستی، كمیته امداد، خیرین، بنیاد مسكن و... هستند.
برای دهكهای 3 و 4 و 5 و 6 نیز ـ که جمعیت زیادی هستند ـ باید حداقل سالی 400 تا 500 هزار واحد مسكونی ساخته شود. حالا من سؤال میكنم كه كدام دولت اینگونه فكر كرده است؟
البته بنده كارهایی كه انجام شده را به تنهایی انجام ندادهام، بلكه مجموعه وزارت مسكن و شهرسازی انجام دادهاند و فقط در این دوره هم نبوده است. اعتقادم این است كه اگر قبلیها نیز بر سر کار بودند ناچار بودند همین امور را پیگیری کنند. نکته مهم این است که آقای دكتر احمدینژاد خودشان مصرانه پیگیر کارها هستند. ما تصویب اولین طرح مسكن روستایی را از دولت قبل گرفته بودیم و ساخت سالی 200 هزار واحد در دستور قرار گرفت ولی من میدانستم كه در آن سیستم نمیتوان اینگونه كار كرد. الآن هم سالی 200 هزار واحد مسكونی در روستاها درحال ساخت است. خود مردم میسازند و بنیاد مسكن فقط برای بحث وام و نظارت فنی كارگزار دولت است. همة مسائل مربوط به این طرح در 10 تا 15 سال گذشته بسترسازی شده بود و سالی 15 تا 20 هزار واحد در كشور ساخته میشد و بعد از این چند سال همه چیز آماده بود كه حجم کار به ساخت سالی 200 هزار واحد رسید و جالب اینکه كسی باور نمیكند.
هدف طرح مسكن سازی شهری نیز خانهدار شدن دهكهای میانی است. چه باید میكردیم؟ قیمت زمین را با چه مدلی حذف كنیم؟ زمینهای 99 ساله. من تاكنون به هر منتقد یا خبرنگاری كه كار ما را نقد كردهاست گفتهام شما راهکاری پیشنهاد بدهید. برخی میگویند بعد از 99 سال چه میشود؟ گفتم نگران نباشید، كسانی كه آن موقع هستند قراردادها را تمدید میكنند. ضمن اینکه من از خبرنگارها پرسیدهام و حتی در دولت هم گفتهام که اگر من در واحد دهم یك برجی زندگی كنم، صاحب چه چیزی هستم؟ جز اینکه صاحب آپارتمان هستم. ناگفته نماند که ما برای اعیان او سند هم صادر میكنیم.

    اینکه وزارت مسكن و شهرسازی رأساً تهیه مسكن را به عهده بگیرد و متناسب با نیاز جامعه مسكن را تأمین كند رویكرد صحیحی است که در هیچكدام از دولتهای قبلی اتخاذ نشده بود. ولی آقای احمدینژاد گفتند كه در 2 سال اول مسائلی مغفول ماند و آن شوك قیمتی هم ناشی از همین مطلب بود. مباحثی مانند تحریك تقاضا و افزایش وام كه در دورههای قبلی هم رخ داده بود و در همان 2 سال اول ادامه پیدا كرد. ولی بعداً با سیاست صحیح و منطقی دولت در تبدیل وام خرید به وام ساخت، این موضوع حل شد. منظور ما همان دو سال اول است، شما آن افزایش قیمتی كه رخ داد را چقدر متأثر از این سیاستها میدانید و آن رشد پلكانی در آن مقطع زمانی را پیشبینی میكردید؟
خوشحالم که این سؤالات را میپرسید و چالش ایجاد میكنید، ولی آقای دكتر (رییس جمهور) هیچگاه كلمه مغفول را بكار نبرده است.

    تعبیر دقیق ایشان را عرض نکردم، ولی مفهوم حرفشان همین غفلت بود.
عرض خواهم كرد. اما اینکه فرمودید ما با وام خرید تقاضا را تحریك كردیم، اصلاً اینگونه نیست. همه این موارد مصوب دولت بوده و به طرح جامع تكیه دارد: وامهای خرید، ودیعه و ساخت.

    ما میگوییم سیاست اشتباهی بوده است نه اینکه غیر قانونی باشد! قبول ندارید؟
خیر! هیچ وقت اجرایی نشده است. نقد باید واقعبینانه باشد، وقتی پولی در جامعه تزریق نشده است چگونه میتوان چنین گفت؟
از آن وام 10 میلیونی كه اعلام كردیم 3 هزار وام هم داده نشد. مگر این 3 هزار وام چقدر میتواند در بازار مسكن تأثیرگذار باشد؟ اما اتفاق بدی در همان سال رخ داد و نقدینگی موجود در جامعه رشدی 30 درصدی داشت.
به شهادت همه اقتصاددانان كشور از هر گروهی، رشد ناگهانی نقدینگی علت اصلی بود. حتی آقای دكتر داوودی در سخنرانی معاونین وزارتخانهها اعلام كرد كه رشد نقدینگی اتفاق افتاد و از دست ما در رفت و اینگونه شد.
زمانی كسی از من پرسید كه فلانی، چرا قیمتها بالا رفت؟ گفتم اگر تو 100 میلیون پول داشته باشی چكار میكنی؟ گفت من جواب خودم را گرفتم. این یك فرد عادی بود، بنابراین اقتصاددانان قطعاً به خوبی این مسائل را متوجه خواهند شد.

    آقای مهندس حرف شما صحیح ولی آیا شما قبول دارید كه تورم چند عامل دارد و یكی از آنها تورم انتظاری است؟
درست است. اما تورم انتظاری همیشه عامل تشدید كننده است نه عامل اصلی. من تأثیر آن را تا 3 الی 4 درصد قبول دارم، نه در حد 30 درصد یا بیشتر.
یک سال بعد از این اتفاق، نقدینگی را كنترل كردیم. یعنی دولت تاکنون، فقط 50 درصد بودجه عمرانی خود را در جامعه تزریق كرده و سیستم بانكی هم نتوانسته است وام بدهد و نقدینگی كنترل شده است. لذا امسال رشد نقدینگی تقریباً صفر است. نقدینگی وجود دارد اما رشدش صفر است.

    نكته شما در مورد نقدینگی درست است و تحلیل فرابخشی است. اما در تحلیلی درونبخشی، شرایط خاص موجود در بازار مسكن، میزان تأثیر عواملی نظیر نقدینگی را مشخص میكند. بهطور مثال وقتی بر سوداگری بازار زمین و مسكن ـ در شرایطی که این بازار پتانسیل آن را دارد ـ هیچ نظارت و كنترلی نباشد، نقدینگی میتواند بازار را بحرانی كند. به عبارت دیگر، اگر نظارت و کنترلی بر بازار مسکن وجود داشت، عواملی مانند نقدینگی نمیتوانستند به این میزان بازار را دچار اختلال کنند. مثلاً همین طرح جامع چه رویکردی نسبت به دورههای ركود و رونق دارد؟ آیا اصلاً این ركود و رونق تورمی را قبول دارد؟ آیا مسكن را كالای مصرفی میداند یا سرمایهای؟
مطمئناً گذشته را تحلیل میكند و برای آینده نیز برنامه دارد. در كشور ما به هیچ وجه كسی نمیتواند جلوی بورسبازی مِلك را بگیرد، مگر اینکه یک بستة سیاستی برای آینده داشته باشد. هیچگاه به طور ناگهانی نمیتوان طرحی را به اجرا گذاشت، بلکه اجرای صحیح هر کاری به زمان نیاز دارد. باز هم همان جواب فردی كه از او پرسیدم اگر پول زیادی داشته باشی چكار میكنی؟ چون سرمایهگذاری در بخشهای دیگر زود بازده نبوده و از تضمین لازم برخوردار نیست. بورس ما هم بورس آشنا با مردم نیست و مردم بسیار كم با آن آشنا هستند. بورس باید مردمی شود، اگر كسی صدهزار تومان پول اضافه داشت باید در بورس سهام بخرد. نمیخواهم بگویم الآن اینگونه نیست، ولی در بین مردم رایج نشده است. پس به ناچار در مِلك سرمایهگذاری می كند.
در ركود و رونق داشتن هم همین مطلب صادق است. بنابراین دولت برنامههای درازمدت و میانمدت دارد. ابتدا باید بازار كنترل شود، چون بازار بسیار آشفتهای برای مِلك در كشور وجود دارد. حتی مردم پشت كاغذ معمولی مینویسند و مِلك را معامله میكنند. کنترل چنین بازاری بسیار مشکل است. برای همین مسائل و ایجاد زیرساختهای لازم دولت فكر كرد، چون قبلاً هیچ فکری برای اینگونه مسائل نشده بود.
من همیشه نسبت به گذشته مثبت و با احترام حرف زدهام ولی واقعیتهایی نیز وجود دارد. بازاری داریم كه مشخص نیست در آن ملك چگونه خرید و فروش میشود؟ صاحب واقعی آن كیست؟ و حتی سازمان ثبت اسناد و یا هیچ جای دیگر آمار املاک و مساکن را به درستی ندارند. طرح كاداستر را درحال اجرا داریم اما هنوز معلوم نیست چقدر طول میكشد تا تکمیل شود!
دولت ـ با اصرار رئیسجمهور ـ گفت هر معاملهای میخواهد شكل بگیرد باید ثبت شود. این کار خیلی به نفع مردم است. مردم یكی دو سال دیگر اثرات آن را متوجه میشوند. من و ایشان یك معاملهای میكردیم و در بنگاه یك كاغذی به ما میدادند که معلوم نبود این كاغذ چقدر اعتبار دارد؟ اگر یكی از ما زیر آن بزنیم، باید مدتها به دادگاه برویم و با مشکلات گوناگون مواجه شویم تا ثابت كنیم حق با ما است. در حالیكه الآن وقتی معاملهای میكنیم خیالمان راحت است كه دولت هم از این معامله با خبر و یك جایی ثبت شده است.
طرح "جامع اسناد و املاك كشور" هم طرح دیگری است. یعنی معلوم كنیم كه چه ملكی كجا است و شناسنامه آن چیست و صاحبش كیست. سپس معلوم میشود كه بنده چند تا ملك دارم. مثلاً اگر همین حالا دولت گفت كسی که بیشتر از یك خانه داشته باشد باید مالیات آن را بدهد به نظر شما میتواند بگیرد؟ خیر! نمیتواند. اینکه میگویید جلوی بورسبازی را بگیرید چگونه میتوان گرفت؟
درنتیجه سامان دادن به معاملات و تهیه طرح جامع املاك كشور دو كار مهم است كه باید انجام شود و كار دیگر هم عرضة مسكن به اندازه كافی است.

    از آنجا كه در دولت نهم شما مسؤول وزارتخانه هستید، اهداف كمی كه در برنامه توسعه مدنظر است چقدر برای شما مهم بوده و بهطور خاص برای بهبود شاخص هزینه دسترسی به مسکن، شاخص سهم هزینه مسكن در سبد هزینه خانوار و شاخص تراكم خانوار چه تدبیری شدهاست؟
دولت کنونی 3 مأموریت برای خود تعریف کرده است:
اول: در روستاها بهطور جدی سالانه 200 هزار مسكن ساخته شود و تا الان هم ساخته شده؛ البته آقای رییسجمهور رقم 300 هزار را از ما خواستهاند ولی چون بانكها كشش لازم را ندارند انجام نشده است. اینکه من اینگونه آمارها را در اختیار شما قرار میدهم برای این است که هر هفته به من گزارش میدهند.
دوم: بافت فرسوده باید احیا شود. سالی 350 تا 400 هزار واحد مورد نظر است.
سوم: اجرای طرح مسکن مهر. برای واگذاری زمین شروع به ثبت نام كردیم.

    در مسکن مهر، زمین چگونه واگذار میشود؟
ما فردی نمیتوانستیم زمین بدهیم و اینگونه زمین آمادهسازی نمیشد. سابق بر این نیز زمینهایی که در سالهای گذشته داده بودیم آمادهسازی نشده بود؛ همین حالا مصوبه استان خوزستان را بخوانید، ما پول گذاشتهایم تا زمینهایی را كه 14-15 سال پیش به مردم دادهاند آمادهسازی كنیم.
بنابراین در طرح مسكن مهر مصمم هستیم تا پیش از هر اقدامی، زمینها را آمادهسازی کنیم. دولت باید مطمئن باشد كه زمین آمادهسازی میشود، لذا یك ساز و كار اجرایی تعریف كردیم. ما هر هفته با وزارت تعاون جلسه داریم و الحمدلله بسیار خوب و هماهنگ كار جلو میرود. آنها تاكنون (ابتدای دیماه 87) حدود 3 میلیون و 900 هزار نفر ثبت نام كردند.

    آمار بعد از پالایش است یا قبل از پالایش؟
کل آمار ثبت نامی است که تاکنون حدود 2 میلیون و 700 تا 800 هزار نفر آن پالایش شده و زمین یك میلیون و 300 تا 400 هزار نفر هم مشخص شدهاست. یعنی تقریباً 50 درصد واجد شرایط بودهاند.
یك روز جوانی مرا دید، گفت این طرح شما خیلی خوب است، اما در تعاونی ما كسانی كه خانه هم دارند آمدهاند اسم نوشتهاند. گفتم به نظرتان در تعاونی شما چند نفر اینگونه هستند؟ گفت 2 یا 3 نفر. گفتم ما بقی چند نفر هستند؟ گفت: 300 الی 400 نفر. گفتم همین آمار را در سطح كشور در نظر بگیر، اگر ما 99 درصد كارمان را خوب انجام داده باشیم به نظر شما خوب است؟ گفت خیلی خوب است. گفتم به هر حال امكان اشتباه وجود دارد، ولی ما از كار خودمان مطمئن هستیم. همچنین ضمن اینکه راجع به صحت ادعای افراد تحقیق میشود، از تك تك افراد تضمین میگیرند كه هرگاه معلوم شود اطلاعات اشتباه دادهاند، کار در هر مرحلهای باشد، تسهیلات ارائه شده را پس میگیرند.

    آقای مهندس شما تا كنون بعد از چند سال فقط زمین را آمادهسازی كردهاید. خودتان هم گفتید وظیفه شما عرضة مسکن مناسب است. پس این خانهها چه زمانی قرار است ساخته شود؟
من اعتقاد دارم كه هر كاری كه میكنیم باید خوب و كامل باشد. من همیشه به خبرنگاران میگویم واقعیت امور را به مردم نشان دهید، چرا بهجای مردم قضاوت میكنید؟ شما تصویر را درست نشان دهید ـ هم زشت و هم زیبا ـ حالا مردم خودشان قضاوت خواهند كرد و البته خدا هم به همه امور آگاه است.
ممكن است در اموری مردم كاملاً در جریان نباشند. وظیفه خبرنگار این است كه فهم مطالب را به مردم منتقل كند نه اینکه خودش به جای آنها نقد كند. البته این وظیفه را هم دارد كه در جلسهای با حضور دیگران نقد هم بكند اما نقدی اصولی و بر مبنای واقعیتهای موجود. من از خبرنگاران پرسیدهام از شما هم میپرسم، فرض كنید زمین دارید، پول هم دارید ـ که این دو عامل اصلی هستند ـ و میخواهید روی زمین خودتان خانه بسازید. چقدر طول میكشد تا بسازید؟

    شما بفرمایید؟
من اعتقاد دارم 2 تا 3 سال طول خواهد كشید، چون خودم اینكار را كردهام. پس چرا توقع داریم مسكن مهر یك ساله به سرانجام برسد؟ سال اول فقط به این گذشت كه ما زمین را تأمین كنیم.
بعد از انقلاب به استعداد 1 میلیون و 800 هزار تا حداكثر دو میلیون قطعه زمین به مردم دادهایم، ولی ما در یك سال 1 میلیون و 300 هزار زمین به مردم دادهایم درحالیکه در برخی شهرها دولت زمین نداشته و آن را خریده تا به مردم واگذار كند.
سال اول فقط به آمادهسازی زمین گذشته است. مثلاً در پرند 150 هكتار زمین آمادهسازی شده است. سپس گفتیم تعاونیها را معرفی كنید. تعاونی 11 نفره تا 2 هزار نفره در همین پرند معرفی شده است. فکر میکنید آمادهسازی زمین چقدر طول میكشد؟ با کمک وزارت تعاون تلاش کردیم تا راه حلی پیدا کنیم. ضمن اینکه عهد كردهایم تا اصل 44 را اجرا کرده و خودمان كاری انجام ندهیم. واقعاً ما باید چه میكردیم؟
برای ما خیلی ساده است كه عدهای میآمدند و با ما قرارداد میبستند، اما میخواستیم خودمان كاری انجام ندهیم و اصل 44 را رعایت كنیم. دولت هم گفته که 1 میلیون تومان وام میدهد و مابقی هزینة آمادهسازی را باید خود مردم بیاورند. ما هم به سازمان شهرداریها، بنیاد مسكن، سپاه و... آنها كه ماشینآلات و توان اجرایی داشتند، گفتیم بیایید اینجا كار كنید. گفتند ما طرف تعاونیها نمیشویم. بنیاد مسكن كه من خودم زمانی آنجا مسؤولیت داشتم به من گفتند اگر پولمان را ندهند چه كنیم؟!
بالاخره جایی به نام جهاد نصر را پیدا كردیم و گفتیم شما حاضرید ریسك كنید؟ گفتند ما به شما اعتماد میكنیم. ما هم گفتیم این 150 هكتار زمین را به شما میدهیم، طرح و نقشه آن را هم تهیه و به تأیید سازمان ما برسانید یا اینکه نقشه را خودمان تهیه میكنیم و زمین را به شما امانت میدهیم كه طبق این نقشه بر روی آن آمادهسازی كنید. گفتند پول چی؟ گفتیم تكتك تعاونیهایی كه با شما قرارداد میبندند، به شما پول هم میدهند. آنها هم گفتند به امید خدا این كار را میكنیم.

    آیا یك سامانه مدیریتی قوی و مجرب وجود دارد كه بتواند پروژهای با این ابعاد و وسعت را به درستی اجرا كند؟
كار دولت واقعاً در این مورد فوقالعاده بوده است. خودم را نمیگویم، مجموعه دولت را میگویم. یک روز جهت بازدید به پرند رفتم. جهاد نصر آنجا یك مدیر پروژه دارد. به من گفت که کار آسفالت دیگر تمام شده است. شما هم حتماً پرند را ببینید و در گزارش خودتان بیاورید. آقای دكتر (رییسجمهور) هم باور نمیكرد. به ایشان گفتیم پرند آمادهسازی شده است. گفت واقعاً؟ گفتیم دو ماه دیگر كه پیسازی هم شده باشد دعوتتان میكنیم تا پروژه را ببینید.
به پیمانكار جهاد نصر گفتم تا حالا چقدر صورت وضعیت كردهای؟ گفت 3 تا 4 میلیارد تومان. گفتم مشكل مالی داری؟ گفت نه! شما در كشور سراغ هر پروژه دیگری بروی، اولین حرفی كه بزنی، میگویند مشكل مالی داریم. به او گفتم چطور؟ گفت 18 میلیارد تومان پول در حسابمان است. آن زمان دولت هنوز یك ریال هم وام نداده بود.
من همیشه در مصاحبههایم میگویم كه مردم از ما جلوتر هستند. چون قبل از اینکه وام یك میلیونی سهم دولت را بدهیم، 600 هزار نفر، 600 میلیارد تومان پول به حساب ریختهاند. در استانهای مختلف این اعتماد و همت مردم وجود دارد. در یك جایی با پول خودشان سقف سوم را هم زدهاند، در حالیكه جدیداً پرداخت وام شروع شده است و كل وام پرداختی تاکنون به 50 میلیارد تومان هم نرسیده است. اما مردم 700 ـ 800 میلیارد تومان دادهاند كه كار صورت بگیرد.
الحمدلله آمادهسازی حدود 300 هزار واحد درحال انجام است و كار ساخت و ساز نیز شروع شده و به نظرم بیش از 30 هزار پیریزی انجام شدهاست. حدود 100 تا 150 هزار واحد پروانه گرفتهاند. در مسكن روستایی هم بین سال 84 تا 86 که گزارش هر هفته آن وجود دارد، تا تاریخ 12 آذر سال 84، از 200 هزار واحد، 199 هزار واحد با بانكها قرارداد بسته و افراد را معرفی كردهاند. سال اول کار 192 هزار واحد شروع، پیریزی 189 هزار واحد مسکونی انجام و 164 هزار واحد آماده شد. سال دوم 132 هزار واحد و سال سوم نیز 64 هزار واحد آماده شد. یعنی دولت در این سه سال، ساخت 360 هزار واحد مسکونی را تمام کرده و مردم در آنها نشستهاند. ضمناً 600 هزار واحد جدید هم شروع شده است.
بنابراین با توجه به تلاشهای صورت گرفته در سال اخیر، دو چیز در كشور به خوبی نمود داشته است:
مسكن روستایی و افت قیمت مِلك.
پس همانطور كه گفتم در مسكن مهر واحدهایی هستند كه طبقه آخرش را نیز زدهاند. البته این موارد در شهرهایی چون بجنورد، شیروان، بندرعباس، زنجان و... نمونههایی است که شاید نیم درصد کل کار باشد، ولی ما آنها را الگوی شهرهای دیگر قرار دادهایم. جای دیگری هیچگاه چنین آمارهایی را نگفته بودم، چون قصدم بزرگ جلوه دادن فعالیتها نیست.
به نظر شما چگونه چنین شده است؟ جواب را خودتان گفتید که یك مدیریت قوی لازم است. چند نهاد خاص برای این كار ایجاد شده است. یكی كارگروه مسكن مهر است که تعداد قابل توجهی مصوبه داشته است. همچنین جلساتی به نام شورای عالی مسکن با اصرار شخص رئیسجمهور هر هفته دوشنبهها ساعت 5/3 بعدازظهر تشكیل میشود. توجه داشته باشید که همة حرفهایی كه میزنم قانون و آئیننامة مصوب دارد. شاید جزو آخرین امضاهای آقای دكتر حداد که در 6 خردادماه امضا كردند، قانون ساماندهی مسكن بود. آئیننامه آن هم در دولت تدوین شده بود و امیدواریم همین روزها ابلاغ شود.

    آقای مهندس، به شاخصهای کمی هم که پیرامونش پرسیدیم اشاره میكنید؟
مطابق آماری که در سال 85 اعلام شده، شاخص تراكم خانوار در بافت مسكونی 09/1 است. طبق برنامهریزی انجام شده در انتهای برنامه پنجم باید به عدد 05/1 برسیم. هر چند که من بهخاطر طرح مسكن مهر امید دارم كه این رقم باز هم پایینتر بیاید. سال 86 بیشترین پروانه ساخت ـ چیزی در حدود 830.000 واحد ـ در شهرها صادر شده است كه در تاریخ كشور بینظیر است. البته در این آمار كه برای سال 86 است هنوز مسكن مهر وارد نشده است. ما برای سال 1401 شاخص تراكم خانوار در واحد مسكونی را عدد 1 درنظر گرفتهایم.

    یعنی به ازای هر خانوار ایرانی یك مسكن!
بله، البته ما هدفمان این نیست، بلكه باید 98/0 یا 97/0 بشود، چون مقدار اجاره بها در كشور ما بر خلاف خیلی از كشورها تابع قانون خاصی نیست و هر سال تغییر میکند. قانونهای خوبی برای اجاره وجود ندارد و ما باید بیشتر از تراكم، واحدهای اضافه داشته باشیم كه تبادل به راحتی رخ دهد. آن وقت آن چیزی كه شما گفتید، یعنی بورسبازی، با عرضة زیاد از بین میرود.

    تحلیل شما از كاهش قیمت چیست؟ چه عللی باعث این اتفاق شدهاست؟
اول كنترل نقدینگی. دوم تنظیم بازار معاملات مسكن كه چند ماه است حرف آن زده میشود. سوم نیز انتقال 1.300.000 تقاضا از بازار مسكن به بازار مسكن مهر.
البته همة این یك میلیون و سیصد هزار نفر دنبال مسكن نبودهاند اما اگر فقط 700 تا 800 هزار نفر آنها دنبال مسکن باشند هم، روی افت مسكن تأثیر میگذارد. این سه عامل اصلی بوده است.
حالا من یك مطلبی برای انتهای مصاحبه به شما بگویم و باقی سؤلات را در جلسه بعدی جواب میدهد. جالب است که در هند اسم وزارتخانه را مسكن و فقرزدایی گذاشتهاند. ما هم كمی روی نام دقیق شدیم، آیا به نظر شما در یک جامعه اگر مسألة مسكن را حل كنیم، مسألة فقر ـ البته نه بهطور مطلق ـ حل نخواهد شد؟ واقعاً ما به اینجا رسیدهایم كه اگر مسأله مسكن را حل كنیم، فقرزدایی صورت گرفته است.


 

:.:::. Copyright © 2009 « دفتر مطالعات جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي » All Rights Reserved ::.
Developed By WWW.BESTDEVELOPER.IR  &  Design By WWW.IRICT.IR