پيشرفته
 

موضوعات :

  • بعدالتحریر

  • کلمات کليدي :

  • بعد التحریر

  • وحید جلیلی

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • بعدالتحریر

  • قرایت دینی از عدالت یا قرایت عادلانه از دین

  • علم یا عمل؟

  • بعدالتحرير

  • فردای انتخابات

  • جشنواره شاه سلطان حسینی

  • بعدالتحرير

  • جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

  • بعد التحریر

  • جنگی كه بود، جنگی كه هست

  •     53 تعداد بازديد
    10.00 (1 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 12 : پارازيت روي موج ايران

    جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي و آنفولانزاي انفعال

    سلام
    - پشت سر و پيش رو ماجراهاست.
    هم مي شود خسته شد و کم آورد و گوشه نشست و هم مي شود مجالي فراهم ديد براي دکان داري و توشه برداري شخصي از التهابات سياسي و اجتماعي و هم مي شود فرصتي و ميداني ديد براي جهاد.
    فرصتي که هيچ قرين و شبيهي ندارد جز صدر انقلاب.
    اگر روزگاري مي موييديم که: کجاييد  اي شهيدان خدايي و اکنون شايد اين شهيدان باشند که حسرت خوار جهاد در ميداني اين چنين اند.
    - جنگهاي زرگري يکي پس از ديگري رنگ مي بازند، دشمنان دغل دوستان حميم از کار در مي آيند و جنگ واقعي – که سالها انکار مي شد- سر بر مي آورد.
    -  جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي شايد جز “ نااميدي” چارهاي و بهتر از “يٱس” گريزي و راهکاري نداشته باشد. يٱسي که اميد را در سنگرهاي اين جبهه مي شکوفاند و نا اميدي را مي خشکاند.
    -  فرزندان خميني اگر مي خواستند به اميد دست گاههاي رسمي و دولتي و تشريفات اداري و تشکيلات کارشناسي بنشينند و سرنوشت انقلاب مستضعفان و اسلام پابرهنگان را به آنان بسپارند، در همان دو سه سال اول کار به پايان رسيده بود و امروز ما در يکي ديگر از جمهوري! هاي اشغالي منطقه همچون مصر و عربستان و اردن و پاکستان و بحرين و ... مشغول رونويسي از روي دست اروپاي مادر و آمريکاي پدر بوديم.
    -  يٱس از ستادهاي چاق بي مصرف گام اول اميد است. و اميد نقطه آغاز طوفان. طوفاني که طومار انفعال را در هم خواهد پيچيد.
    -  مهم ترين ارمغان ستادهاي چاق براي صف هاي خسته مجاهدان آنفولانزاي انفعال است.
    از ستادهاي چاق تن پرور جز لوليدن در لاي و لجن محافظه کاري و باندبازي و روزمرگي و بي دردي و خوکردن به آنفولانزاي انفعال خوکي چه مي توان اميد داشت؟
    -  رزمندگان جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي همة آنهايي هستند که دست اندرکار به “ فعليت “ در آوردن ظرفيت هاي عظيم اسلام ناب و تبديل ايده هاي آرماني به فرآورده هاي فرهنگي و توليد محصولات منحصر به فرد رسانهاي، هنري، فکري اند. محصولاتي که هيچگاه از دل مناسبات آلوده به آنفولانزاي انفعال بر نخواهد خواست.
    بگذريم.
    در سه چهار ماه گذشته مقطعي از تاريخ انقلاب را “تجربه” کرديم که از بسياري جهات کم نظير بود.
    جنگي که اگر چه غنيمتي نداشت خود غنيمت بود از آن جهت که قدر و قيمت بسياري مفاهيم و عناصر و آدمها و ادعاها و ظرفيت ها را شناساند. گاهي “محک” داشتن در حکم کيمياست.
    چه بسيار طلاهاي دروغين که “مس” شدند با مس شيطان در اين آوردگاه و چه بسا طلاهايي که عيارشان محک خورد و ترازشان آشکار شد.
    آنها که فرياد حقيقت شان گوش فلک را کر کرده بود و در نعت حقيقت چکامه سرايي کرده بودند ناگهان مصلحت انديش و حکميت خواه و جمهوريت ستيز شدند و اهل حل و عقد را به چارة انتخاب خبطي که مردمان کرده بودند فرا خواندند و ولايت را به وتوي جمهوريت دعوت کردند تا نخبگان در سايه سار اسلام سلطنتي گريزان از جمهوريت به آرامش برسند.
    -  و حالا بهتر مي فهميم که چرا آن بزرگ گفت: جمهوري اسلامي نه يک کلمه کم نه يک کلمه زياد.
    گويا “جمهوريت” را بهترين تضمين اسلاميت مي ديد و مي دانست نخبگان چه شعبده ها براي هدم “ اسلام مستضعفان” در آستين دارند.
    -  براي مشترکان ويژه نامه روايت رويش را فرستاديم که کاري بود از “ دفتر مطالعات جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي” پيرامون تاريخ معاصر از مشروطه تا سي سالگي انقلاب.  براي چاپ مجدد آن مجموعه نيازمند نظرها و پيشنهادهاي اصلاحي و تکميلي دوستانيم.
    -  خاطرات انتخابات اخير را هم خريداريم و اسنادش را. از شعارهاي خيابان گرفته تا پوسترهاي چاپي و پلاکاردهاي دست ساز تا بلوتوثها و کليپ ها و...
    -  صاحب اين قلم در اين مدت چيزهاي نوشته و منتشر کرده که امکان باز چاپش در اين شماره نبوده است. اما شايد به کار کساني که در پي جفنگيات تحليلي اين دوره هستند بيايد. “يوم تبلي السرائر” ، “واي بر نماز گزاران” و “شاهراه ظهور يا در پشتي” (حاشيهاي بر بابيگري جديد) از آن جمله است که با گوگل در دسترس است.

    به اميد ديدار

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه