پيشرفته
 

موضوعات :


کلمات کليدي :


بيوك عليزاده

ديگر مطالب اين نويسنده :

مطلب بعدي >   195 تعداد بازديد
(0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
راه شماره 13 : جدال جمهوری با زنگيان كافوري

شهر شارحان
نگاهی به آراء شارحان معاصر فلسفه ملاصدرا

درآمد:
   فلسفة ملاصدرا يا به تعبير صحيح‌تر مکتب فلسفي حکمت متعاليه که توسط محمد بن ابراهيم قوامي شيرازي مشهور به ملاصدرا بنيان گذاشته شد، هر چند در زمان خود اين فيلسوف با بي‌مهري‌هايي مواجه شد، اما اندکي بعد از وفات او (1050 ﻫ.ق) با اقبال فوق‌العاده مدرسان و متعلمان و پژوهشگران فلسفه مواجه شد. تا آنجا که گروهي چنين پنداشتند که با داشتن فلسفة ملاصدرا هيچ نيازي به فلسفة ابن‌سينا و فلسفة شيخ اشراق نيست، غافل از آنکه هيچ انديشه فلسفي در برهوت به وجود نمي‌آيد و همواره افکار و انديشه‌هاي قبلي زمينه‌ساز رشد و نمو انديشه‌ها و نظريات بعدي است. ملاصدرا هم از اين قاعده مستثني نبوده است او بعد از تسلط بر فلسفه ابن‌سينا مشهور به مکتب فلسفي مشايي اسلامي (که آن را در تعليقات خود بر الهيات شفا نشان داده است) و همين طور بعد از تسلط بر فلسفة اشراقي (که تعليقاتش بر شرح حکمت الاشراق قطب‌الدين شيرازي دال بر آن است) و همينطور تسلط بر عرفان نظري ابن عربي (که ارجاعات فراوانش بر آثار ابن عربي همچون فتوحات مکيه و فصوص الحکم، گواه آن است) و البته بعد از رياضتها و تأملات فراوان و واجد شدن هاضمة ادراکي قوي، توانست مکتب فلسفي مستقلي را پايه‌گذاري نمايد.
جاي انکار نيست که بعد از مساعي فراوان خواجه نصيرالدين طوسی جهت ادغام فلسفه و کلام با اين پيش فرض که فلسفه بهترين ابزار براي دفاع از دين است، بهترين صورتِ کلام فلسفي را که البته ذوق عرفاني و شهودي متدينان را هم اشباع مي‌کند در آثار ملاصدرا مي‌توان يافت. با اين وجود آثار ملاصدرا تا دو قرن بعد از وفات او هم مورد توجه قرار نگرفت تا اينکه ابتدا از طريق تعليقات او بر حکمت مشاء و اشراق نظرها به‌سوي آثار او جلب شد و بعد از ظهور آخوند نوري و شاگردان او مانند ملا محمدجعفر لنگرودي و ملااسماعيل اصفهاني و ملامصطفي قمشه‌اي و آقاميرزا محمدرضا اصفهاني و آقاميرزا حسن نوري کتب اساسي درسي فلسفه همان کتب ملاصدرا بوده است (آشتياني 1346، صص صد و چهار به بعد). آخوند ملاعلي نوري (م 1246) قريب به 70 سال فلسفة صدرالمتالهين را در اصفهان تدريس کرد و شاگردان فراوني تربيت کرد و از اين طريق حکمت متعاليه را احيا کرد. شاگردان آخوند نوري فلسفه را از حوزة علميه اصفهان به حوزه‌هاي ديگر از جمله تهران و قم هم بردند. اين جريان ادامه داشت تا اينکه زعامت حوزة علميه قم در مقابل حوزة علميه نجف به حضرت آيت‌الله بروجردي رسيد. در زمان ايشان دو استاد معروف و برجسته فلسفه تدريس مي‌کردند. امام خميني (ره) و علامه طباطبائي؛ اين دواستاد بزرگ افزون بر شاگردان خاص خود، شاگردان مشترک فراواني هم داشتند. دراين زمان جو حوزة علميه قم هم همانندحوزة علميه نجف بر عليه فلسفه بسيار ملتهب بود. از اين رو بخشي از توان اساتيد اين دوره مصروف غلبه بر اين فضا مي‌شد (غياثي کرماني، 1381، صص 92-91) مهمترين دستاورد تلاش‌هاي فلسفي امام خميني و علامه طباطبائي افزون بر آثار گرانسنگ و احياناً نظريات بديع فلسفي، در درجة اول ايجاد فضاي بانشاط علمي براي مشتغلان به فلسفه و تربيت شاگرداني بود که بهترين شرح‌ها را از فلسفه ملاصدرا ارائه دادند و موجب ترويج بيش از پيش آن شدند. اين بزرگان با فلسفه‌ورزي و نظرپردازي مکتب جديدي در فلسفة اسلامي تأسيس کردند که مي‌توان از آن به «فلسفة نوصدرايي» ياد کرد (عليزاده، 1385، صص 35-23)
شمار شاگرداني که در محضر امام خميني (س) و علامه طباطبائي (ره) تلمذ نمودند، بسيار زياد است. اما از آن ميان سه تن به جهت تلاش و کوشش فراوان خودشان و توفيقاتي که خداوند نصيبشان کرد، در حوزة و دانشگاه مستمعان فراواني پيدا کردند. آثار اين سه استاد که در تيراژهاي بالا و به کرات به چاپ رسیده است، شرح و تفسير واحدي از فلسفة ملاصدرا به دست نمي‌دهند. در مجموعة اين آثار سه نوع تفسير و قرائت را مي‌توان ملاحظه کرد که ما از آن به قرائت‌هاي" همدلانه"،" نقادانه" و" نظام‌مند" تعبير کرده‌ايم. در اينجا مي‌خواهيم ويژگيهاي اين قرائت‌ها را بيان کنيم.
قرائت همدلانه
در اين نوع قرائت که عمدتاً در آثار استاد جوادي آملي ارائه شده است، تلاش مي‌شود که همة تعبيرات مرحوم ملاصدرا توجيه و تبيين شود. از اين رو گهگاه براي توجيه عبارات به‌ظاهر متقابل ملاصدرا مثل کيف نفساني بودن علم در مبحث وجود ذهني اسفار (ملاصدرا، 1981، ص325) و خارج از مقولات بودن آن در مبحث عقل و معقول اسفار (ملاصدرا، 1990، ص 278) به ‌آموزه‌هاي عرفاني و غيرفلسفي تمسک جسته مي‌شود. البته حسن اين قرائت بهره‌گيري از همة آثار ملاصدرا و تلقي همة آثار ملاصدرا به منزلة يک  واحد يکدست است. از همين روست که استاد جوادي آملي به هنگام تدريس و القاء يک مسئله خاص چندين کتاب از ملاصدرا را به کلاس و مدرس مي‌آورد و قسمت هاي مختلفي از آنها را براي متعلمين قرائت مي‌کند.

قرائت نقادانه
در اين نوع قرائت که عمدتاً در آثار استاد محمد تقي مصباح يزدي همچون کتاب" آموزش فلسفه" و تعليقات بر نهايه الحکمه (تأليف علامه طباطبائي) و درس‌هاي ايشان از اسفار، قابل مشاهده است،‌ تکيه و تاکيد اساسي بر نقد و نکته‌گيري بر تعبيرات و سخنان ملاصدرا است. در اين مدل از تفسير و قرائت فلسفة ملاصدرا، با اين پيش‌فرض که ماهيت انديشه فلسفي چون و چرا کردن و سخن بدون دليل نپذيرفتن است و بزرگي بزرگاني همچون ملاصدرا و ابن‌سينا به اين بود که مقلد پيشينيان خود نشدند و به نقادي آنها پرداختند و توانستند راهي نو بگشايند و همين طور براي شکستن فضاي سنگيني که تعبيراتی همچون «صدرالمتألهين»، «خاتم الفلاسفه»( که به ملاصدرا نسبت داده مي‌شود) به وجود آورده است، اصل در بررسي فلسفه ملاصدرا بر نقادي گذاشته مي‌شود و تا آنجا که ميسور است ديدگاه هاي ملاصدرا نقادي مي‌شود. براي نمونه نقدهاي استاد مصباح را بر دلايل حرکت جوهري ملاصدرا مي‌توان مثال زد(مصباح، 1365، 311-308) همين طور مبحث اتحاد عالم و معلوم. (مصباح، 1365، 21- 216) اين مدل از قرائت فلسفة ملاصدرا در جامعه کنوني ما تاثيرات مثبت فراواني داشته است. در زمانه‌اي که آموزش فلسفه در حوزه و دانشگاه در قالب چند برنامه و در مقاطع مختلف تحصيلي اعم از کارشناسي ارشد و دکتري، فعال است و ساليانه تعداد معتنابهي از متعلمان فلسفه به تدوين پايان‌نامه و رساله مشغول هستند و با عنايت به اينکه مفروض در رساله و پايان‌نامه اين است که نويسنده آن دست‌کم يک نوآوري داشته باشد و به همان اندازه مرزهاي دانش را در رشتة تحصيلي خود به پيش برد، براي اينکه پايان‌نامه‌هاي ما صرفاً به گزارش‌‌کارهاي علمي قدما اختصاص نيابد و مشمول آن لطيفه نشود که مي‌گويند "پژوهش در ايران نه از بين مي‌رود و نه خلق مي‌گردد بلکه از صورتی به صورت ديگر در مي‌آيد"، نيازمند فضاي علمي با نشاطي هستيم که در آن به نقادي بها داده شود. و الحق و الانصاف قرائت نقادانه از فلسفة ملاصدرا چنين فضايي را به وجود آورده است.
٭٭٭
دو قرائت پيشين، از اين حيث که متد فسلفه‌نگاري صدرالمتألهين را ناديده مي‌گيرند، داراي ضعف هستند و به واقعيت نظام فلسفي ملاصدرا نايل نمي‌شوند. واقعيت اين است که هر آنچه در آثار ملاصدرا به صراحت بيان شده و حتي ملاصدرا  گاه از آنها دفاع کرده است، نظر نهايي او محسوب نمي‌شود و اين به‌سبب متد خاصي است که او در فلسفه نگاري اتخاذ کرده است.

متد فلسفه‌نگاري ملاصدرا
ملاصدرا پيشتر و بيشتر از آنکه يک فيلسوف باشد، يک معلم فلسفه بود و ملاحظات تعليمي در فلسفه‌نگاري او دخيل بوده است، به‌همين لحاظ است که گاهي از يک نظريه جاافتاده فلسفي که البته نظر نهايي خود او نيست چنان دفاع مي‌کند که براي خواننده هيچ شک و شبهه‌اي باقي نمي‌ماند که آن نظريه نظر نهايي ملاصدراست حال آنکه واقعيت چيز ديگري است.
  ملاصدرا در ارتباط با متد فلسفه‌نگاري خود يک جمله کليدي دارد که به کرات هم آنرا در مجموعه اسفار آورده است آن جمله اين است :«نشترک معهم في البدايات (اوائل الابحاث و اواسطها) ثم نفترق عنهم في الغايات» (ملاصدرا، 1981، ص 85). در اين جمله مراد از «معهم» جمهور فلاسفه است و مراد از «نشترک» مماشات و همراهي کردن و احياناً مشاکله و هم‌شکل‌کردن مباحث و تعابير فلسفي با آنهاست؛ همانند آنچه در باب حرکت جوهري گفتيم. يا در مبحث"مناط نياز به علت" که ملاصدرا هم همانند جمهور فلاسفه آن را امکان معرفي مي‌کند اما امکان مورد نظر ملاصدرا وصف ماهيت نيست بلکه فقر وجودي است. مراد از «غايات» هم نظام فلسفي و به تعبيري دستگاه فلسفي اوست.

قرائت نظام‌مند
اين مدل از قرائت را در مجموعة آثار فلسفي استاد شهيد مرتضي مطهري ملاحظه مي‌کنيم.
پيش فرض اين مدل آن است که ملاصدرا داراي يک دستگاه فلسفي است، هر چند او دستگاه و نظام فلسفي خود را به صورت منظم تدوين نکرده است. واقعيت اين است که دستگاه فلسفي او در لابلاي اقوال و مناقشات فراواني که صدرا در مجموعه آثارش آورده است پنهان و مطوي است.
در اين مدل تلاش مي‌شود ابتدا اين نظام استخراج شود و آنچه در آثار ملاصدرا موافق با اين نظام است تلقي به قبول گردد و غير آنها مورد نقد قرار گيرد. از اين رو اين مدل از قرائت فلسفه ملاصدرا نقاط قوت دو قرائت پيشين را دارد و از نقاط ضعف آنها به دور است. همدلي در اين مدل به معناي همدلي با نظام فلسفي است و نقادي هم با محک و معيار نظام فلسفي صورت مي‌گيرد.
مراد از نظام فلسفي ملاصدرا مجموعه‌اي است سه‌ضلعي مشتمل بر:
الف) اصول ابتکاري او در محورهاي "وجودشناسي"، "جهان شناسي"،‌ " معرفت‌شناسي"، " انسان‌شناسي" و "معناشناسي"
ب) منطقي که صدرا در پارادايم منطق ارسطويي،‌ ساخته و پرورده بود.
ج) نتايجي که با اين منطق از اصول يادشده مي‌توان استخراج کرد، و بسياري از آنها را خود صدرا استنتاج کرده بود.           
شهيد مطهري چنين نظامي را در مجموعه آثار ملاصدرا تشخيص داده بود و بعد از تقرير آن در آثار مختلف فلسفي که از خود به يادگار گذاشته، نقد و تحليل‌هاي خود از فلسفة صدرالمتالهين را بر مبناي آن سامان مي‌داد. استاد مطهري در پايان نقادی‌هاي خود همواره نظريات متلائم با دستگاه فلسفي صدرالمتألهين را برمي‌گزيند و ديدگاه‌هاي ناسازگار با آن را نفي مي‌کند. (مطهري، 1360، ص 72)
 پيش‌فرض معرفت‌شناختي چنين کاري‌، انسجام گروي در توجيه Coherentism)) است (Pojman,1993,187)؛ به نظر مي‌رسد استاد مطهري به رغم مبناگروي(Foundationalism)  که نظريه معرفت‌شناختي غالب فيلسوفان مسلمان است، به اين رهيافت گرايش پيدا کرده است.

منابع و مآخذ
ملاصدرا (1981) الحکمة المتعاليه في الاسفار العقليةالاربعة، 9 ج، ج1، چاپ سوم، لبنان، داراحياء التراث العربي
مظفر، محمدرضا (1981) مقدمه بر الحکمة المتعاليه في الاسفار العقليةالاربعة، 9 ج، ج1، چاپ سوم، لبنان، داراحياء التراث العربي
آشتياني، جلال الدين (1346)، مقدمة الشواهد الربوبيه في المناهج السلکويه، انتشارات دانشگاه فردوسي مشهد
غياثي کرماني، سيد محمد رضا (1381)، اقيانوس حکمت، قم: بوستان کتاب
عليزاده، بيوک (1385)  علامة طباطبائي فيلسوفي نو صدرائي فصلنامه پژوهشي دانشگاه امام صادق (ع) ش 29
عليزاده، بيوک(1385)، نگاهي به کارنامة شهيد مطهري در حوزة مطالعات ميان رشته اي دين، انديشة حوزه، ش 58
صباح يزدي، محمد تقي (1365)، آموزش فلسفه، 2 ج، ج1، چاپ اول، سازمان تبليغات اسلامي، تهران
خواجه نصيرالدين طوسي (1403)، حل مشکلات الاشارات، 3 ج، ج1، چاپ دوم، دفتر نشر کتاب، تهران
خواجه نصيرالدين طوسي (1403)، حل مشکلات الاشارات، 3 ج، ج3، چاپ دوم، دفتر نشر کتاب، تهران
شيخ اشراق (1372)، حکمة الاشراق درضمن مجموعه مصنفات جلد دوم، به تصحيح و مقدمه کربن، پژوهشگاه، تهران
ملاصدرا (1382)، الشواهد الربوبية في المناهج السلوکيه، به تصحيح سيد مصطفي محقق داماد، بنياد حکمت صدرا، تهران
ملاصدرا (1990)، الحکمة المتعالية في الاسفار العقلية الاربعة 9 ج، ج3، چاپ چهارم، لبنان، دار احياء التراث العربي
مطهري، مرتضي (1360)،‌شرح منظومه، تهران: انتشارات حکمت، چاپ اول.
Pojman, Louis p. (1993), t theory of knowledge , California wads worth publishiny compony

دسته بندي هاي برگزيده
آرشيو راه