پيشرفته
 

موضوعات :

  • دفاع مقدس
  • افغانستان
  • تاریخ شفاهی

  • کلمات کليدي :


    محمد سرور رجايي

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • تلویزیون اکثریت خاموش

  • باغستان شهیدان

  • ترکشی در چشم

  • آنجا قطعه‌ای از بهشت بود

  • عبور از سیم خاردار

  • شهید هرات

  • آگهی اذان

  • ابرقدرتی که بود...

  • کوچه چهاردهم

  • روايت همدلي

  • مطلب بعدي >   31 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 13 : جدال جمهوری با زنگيان كافوري

    بسيجي قهرمان مجاهد افغاني شهيد...
    گذری بر قبور گلزار شهدای ایرانی و افغانی داوودآباد

    در جغرافياي سياسي  امروز ايران و افغانستان بر اساس مرزهاي معين شان  دو کشور مستقلند. اما در گذشته  نه چندان دور اهالی بسیاری از شهرهای دو کشور که اکنون در دو سوی مرز قرار گرفته‌اند سرشت و سرنوشت مشترکي داشته‌اند. امروزه نيز نشانه‌هاي روشني از ميراث فرهنگي؛ تاريخي و اعتقادي سرزمين خراسان بزرگ، در بسياري از شهر‌هاي دو  کشور ديده مي‌شود. نشانه‌هاي که در سي سال گذشته بيش از هر زمان ديگر متجلي شده و تجلي آن بر مدار بالاترين ارزشها (شهادت) رقم خورده است. امروز بسياري از فرماندهان مجاهدين افغانستان که از خاطرات جهاد با روسها صحبت می‌کنند، در لابلاي آن به جهاد مبارزان ايراني هم اشاره مي‌کنند. مبارزاني که در کنار آنها می‌رزميده‌اند و تعدادی از آنها هم در افغانستان به شهادت رسيده‌اند و همانجا هم دفن شده‌اند؛ بي آن که امروز کسي بدانند و يادي از آنها بکنند. در اين سو نيز مهاجراني بسياري که به پناه آمده بودند، به جبهه رفتند. مجروح شدند، شيميايي شدند و شهيد شدند. بي آن که توقعي داشته باشند. امروز  شهداي افغاني زیادی در شهرهای ایران از زاهدان و بجستان در شرق گرفته تا اروميه و شهرهای کردستان در غرب مدفونند. گلزار شهدای امام‌زاده عبدالله داوودآباد ورامين یکی از این گلزارهاست که دو تن از شهداي افغاني جنگ تحميلي آنجا مدفونند. بار دومم بود که آنجا رفته بودم. غربت شهيد عبدالرحيم جمشيدي مرا به آنجا کشانده بود. غربتي که هنوز با من است و گلويم را خراش مي دهد.

    روستاي داوود آباد شايد دو کيلومتری از جاده اصلي فاصله داشته باشد اما امام‌زاده عبدالله که از سالهاي دور پذيراي مسافران ديار باقي است و در سالهاي جنگ هم چند تن از شهدا به جمع انها اضافه شده‌اند، نرسيده به روستا است. از خط آهن تهران - مشهد مي‌گذرم، از چند مغازه و خانه نامنظمي که در دو سوي جاده اصلي روستا  محکوم به ايستادنند هم مي گذرم. خودم را در ابتدای بلواري مي‌بينم که ماشين ها از يک طرفش تردد مي کنند و طرف  ديگرش  شبيه جاده‌های روستایي قديمي دست نيافتني شده است. کمي که پيش مي‌روم، باورم مي‌شود که داوودآباد هنوز روستاست. هنوز صميميت و صفاي روستا را دارد. از ابتدا تا انتهاي بلوار بنرهاي تصاوير شهدا روی تيرهای چراغ برق وسط بلوار نصب شده اند. تصاويري که ساکتند و با سکوت رازآلود خود با ما سخن مي‌گويند. در چشمهاي شان رازهاي نهفته‌اي دارند از هزار روايت نگفته، از هزار روايت شگفت‌انگيزي که براي تاريخ، براي ما، با خون‌شان نوشته‌اند. از باند مخروبه بلوار قدم‌زنان پيش مي‌روم. بنرهاي شهدا را مي بينم که انگار تکيه بر آفتاب زده‌اند. تمام بنرها طراحي يکساني دارند. در تمامي طرحها عکس شهيد در وسط با چند شاخه گل لاله تزئين شده است. بالاي هر بنر جمله هميشه ماندگار امام شهيدان حضرت امام خميني (ره) چشمان رهگذران را مي‌نوازد که: ( شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادي وصول شان، عند ربهم يرزقون‌اند)  و در پايين آن نام شهید آمده است. شايد اندازه هر بنر يک متر در دو متر باشد. اولين بنر مربوط به شهيد محمدرضا تاجيک است و بعد از او به‌ترتيب حیدر مهابادي، محمد عليدوزاني، امير هوشنگ داوودآبادي، عبدالرحيم جمشيدي، محمد ماندني، حسن حسامي، صفدر مهابادي و مجيد اميد زماني نظاره‌گر رفتار رهگذرانند؛ رهگذران امروز و روزهاي بعد و  چه مي‌دانیم شايد قرن‌هاي بعد.
    امام‌زاده عبدالله، امام‌زاده غريبي است. غريبي‌اش مثل پرده‌هاي کهنه‌اي که قسمت آقايان و خانمها را در دور ضريح از هم جدا مي‌کنند، از هر طرف آويزان است. ضريحي که نه رنگ طلايي دارد و نه رنگ نقره‌اي، اما براي اهالي آنجا روشن ترين رنگ هستي را دارد. تکيه گاهي استوار و ماندگاري است که خيلي‌ها را هر روز به زيارتش  مي‌کشاند. مزار شهدا در ضلع جنوبي صحن امام‌زاده واقع شده و هيج تمايزي در شکل ساختاري و تزئيني با مزارهاي ديگر ندارد. تنها تمايزي که بر مزار شهدا ديده می‌شود ارتفاع بالاتر آن از سطح صحن امام‌زاده است و دل‌نوشته‌هاي سنگ مزار شهدا. دل‌نوشته‌هایي که بيشتر بيتي از يک شعر است يا جمله قصاري از بزرگان. دل‌نوشته‌هایي که مي‌توانند سرنوشت‌ها را تغيير بدهند. نوشته‌هاي زير رونويسي سنگ مزار شهداي روستاي داوود‌آباد است.
    - برو مادر بخواب آرام فداي آن رخ ماهت/ براي من مشو دلتنگ که فرزند تو شد راحت/ تو شادي کن به مرگ من براي اين که من شادم/ خدا حافظ که من رفتم گه و گاهي کنيد يادم. شهيد حيدر مهابادي. محل شهادت: دزفول. تاريخ شهادت:30/ 7/1360
    - شهيد زنده جاويد است. پاسدار شهيد مجاهد افغاني سيدعلي حسيني، متولد 1327. محل شهادت: داخل خاک عراق. تاريخ شهادت: 8/ 5/ 1362
    - ببوسم دستت اي مادر که پروردي مرا آزاد/ بيا مادر تماشا کن که فرزندت شده داماد/ به حجله مي‌روم شادان ولي زخمي به تن دارم/ به جاي رخت دامادي لباس خون به تن دارم. شهيد محمدرضا تاجيک. محل شهادت: جبهه سردشت مهاباد. تاريخ شهادت: 16/ 4/1362
    - شهيد شمع تاريخ است. به راه ميهن و دينم فدا کردم جواني را/ به آگاهي پسنديدم بهشت جاوداني را/ بگو بر مادر خوبم شهيد هرگز نمي‌ميرد/ ره عشق و شهادت را ز مولايم علي گيرم. شهيد محمود مهابادي. محل شهادت: ميمک. تاريخ شهادت: 11/ 5/ 1366
    - شهادت تزريق خون است بر پيکر اجتماع. من مفتخرم که لطف حق شد يارم/ بر قامت خود رخت شهادت دارم. شهيد امير هوشنگ داوودآبادي. محل شهادت:  غرب کشور. تاريخ شهادت: 25/ 7/ 1362
    - ما در ره عشق نقض پيمان نکنيم/ گر جان طلبد دريغ از جان نکنيم/ دنيا اگر از يزيد لبريز شود/ ما پشت به سالار شهيدان نکنيم. شهيد علي حسن‌لو. محل شهادت: بوکان. تاريخ شهادت: 11/ 8/ 1363
    - شهادت کمال انسان است.  ما زنده به آنيم که آرام نگيريم/ موجيم که آسودگي ما عدم ماست. شهيد احمد آهار. محل شهادت: بندر فاو. تاريخ شهادت: 13/ 12/ 1364
    - شهادت لاله‌ها را چيدني کرد/ به چشم دل خدا را ديدني کرد/ ببوس اي رهگذر قبر شهيد را / شهادت سنگ را بوسيدني کرد. شهيد محمد ماندني. محل شهادت: مهران. تاريخ شهادت: 17/ 4/ 1365
    - به راه رهبر و دينم فدا کردم جواني را/ به آگاهي پسنديدم بهشت جاوداني را / بگو بر مادر خوبم شهيد هرگز نمي‌ميرد/ ره عشق و شهادت را ز مولايم علي گيرم. شهيد اسماعيل اردستاني. محل شهادت: مهاباد. تاريخ شهادت:1/ 6/ 1365
    - از عرش نداي ربنا مي‌آيد/ آواي خوش خدا خدا مي‌آيد/ گوييد که درهاي بهشت باز کنند/ مهمان خدا ز کربلا مي‌آيد. بسيجي شهيد مجيد اميد زماني. محل شهادت: شلمچه. تاريخ شهادت: 23/ 10/ 1365
    - اي جان‌نثار سنگر توحيد اي شهيد/ روحت به مقصد و هدفت عاقبت رسيد/ هر گز نميرد آن که دلش زنده شد به عشق/  باشد چو شمع روشن تاريخ هر شهيد/ پاينده است ياد تو، پيوسته زنده‌اي/  روح تو در جوار خدا چونکه  آرميد. بسيجي قهرمان مجاهد افغاني شهيد عبدالرحيم جمشيدي. محل شهادت: دربنديخان، داخل خاک عراق. متولد:1346. تاريخ شهادت 8/ 1/ 1367
    - شمشير عشق بر سر سنگ مزار ماست/ ما عاشقيم شهيد شدن افتخار ماست. شهيد نعمت بهشتي. متولد: 1342 تاريخ شهادت: 4/16/1367
    - دست از طلب ندارم تا کام من برآيد/ يا جان رسد به جانان يا جان ز تن برآيد/ بگشا و تربتم را بعد از وفات و بنگر/ کز آتش درونم دود از کفن برآيد. عاشقان را سر شوريده به پيکر عجب است/ دادن سر نه عجب، داشتن سر عجب است. پاسدار شهيد صفي‌الله احمدي. محل شهادت: جزيره مجنون. تاريخ شهادت: 8/ 12/1362
    ٭٭٭
    حدود يک ساعت سر مزار شهدا بودم و از روي سنگ مزار شان رونويسي مي‌کردم. وقتي چيدمان برگ‌هاي سياه و خاکستري‌رنگ سنگ دفتر ايثار و شهادت را بر مزار شهدا کنار هم مي‌بينم، ناگهان درمي‌يابم که در آن دل‌نوشته‌هاي سنگي چه راز بزرگي حک شده است: دستی نامريي ابيات شعر شاعران سه کشور همسايه را کنار هم چيده است. غوغايي در دلم برپا مي‌شود. شعر حبيب‌الله چايچيان شاعر ايراني بر سنگ مزار شهيد عبدالرحيم جمشيدي افغاني حک شده:
    اي جان نثار سنگر توحيد اي شهيد
    روحت به مقصد و هدفت عاقبت رسيد...
    درست در کنار مزار شهيد جمشيدي بر سنگ مزار شهيد نعمت بهشتي بيتي از شعر شهيد سيد اسماعيل بلخي شاعر افغاني با کمی تغییر نوشته شده:
    شمشير تيز عشق ز سنگ مزار ماست
    ما عاشقيم، کشته شدن افتخار ماست...
    و دست آخر هم شعري از اقبال لاهوري پاکستاني بر سنگ مزار شهيد احمد آهار:
     ما زنده به آنيم که آرام نگيريم
     موجيم که آسودگي ما عدم ماست...
    ٭٭٭
    مزار آب‌پاشي شدة شهدای داوودآباد در آن غروب غم‌انگيز بيست و يکم ماه رمضان، چه عطر دل‌انگيزي به فضا مي‌پراکند...

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه