پيشرفته
 

موضوعات :

  • سیاست
  • جبهه جهانی

  • کلمات کليدي :

  • ایران بر فراز اتشفشان
  • هیکل

  • محمد حریری

    ديگر مطالب اين نويسنده :

    مطلب بعدي >   171 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 13 : جدال جمهوری با زنگيان كافوري

    شما در برابر یک نقشه قرار دارید...
    گفتگوي الجزيره با محمد حسنين هيكل درباره انتخابات ايران و وقايع پس از

     حسين عبدالغني: خوش‌آمد مي‌گوييم به بينندگان اين ويژه برنامه درباره اوضاع كنوني ايران و پيامدهاي آن در داخل ايران، در معادلات بين‌الملل و مهم‌تر از همه پيامد آن بر كل منطقه عربي و نبرد اعراب با اسرائيل و نظام‌هاي حكومتي عرب‌ كه به نظر مي‌رسد در بازي شطرنج بين‌المللي فقط در جايگاه تماشاچي قرار دارند. استاد هيكل به شما خوش‌آمد مي‌گوييم.

    محمد حسنين هيكل

    محمد حسنين هيكل: سلام
    عبدالغني: در آغاز دهه پنجاه شما كتاب مشهور خود را نوشتيد با نام «ايران بر فراز آتشفشان» به نظر مي‌رسد كه ايران مجدداً بر فراز آتشفشان قرار دارد...
    هيكل: بله  بنده سال‌ها قبل كتاب «ايران بر فراز آتشفشان» نوشته‌ام. در واقع من توجه بسیاری زیادی به ایران و انقلاب اسلامي دارم. این اهتمام من به ايران بخشي از اهتمام من به مصر است. ايران و مصر دو نيروي اصلي در منطقه هستند. يكي در شمال شرق است و يكي در آفريقا در لبه قاره‌های آفريقا و آسيا.
    من در زمان مصدق در سال 1951 به آن‌جا رفتم و آن انقلاب را پوشش دادم و اولين كتابم را نوشتم كه همان «ايران بر فراز آتشفشان» است. بعدها در انقلاب خميني در سال 1980 به ایران رفتم و همچنین قبل از آن و پس از آن. در پاريس و قم او را ديدم و برخي از وقايع انقلاب را براي سان تايمز پوشش دادم و كتابي نوشتم كه تقريباً به 29 زبان چاپ شد. آمريكايي‌ها اسم آن را براي چاپ در آمريكا «داستاني كه ديده نمي‌شود» گذاشتند.
    آن‌چه كه اين بار در ایران رخ داد (جهت اطلاع شما می‌گویم) تحول بزرگی در سطح انقلاب مصدق يا در سطح انقلاب خميني نيست. اما اکنون ما در برابر لحظه‌اي قرار داريم كه به نظرم برای ایران بسيار حساس است.
    عبدالغني: شما وقتی مي‌گوييد توجه به مسائل ايران در اين لحظه در واقع توجه به اوضاع مصر و اوضاع کشورهای عربي است، عمق استراتژيك بزرگی به بحث می دهید.
    هيكل: اين توجه، توجه با امنيت منطقه است. بگذاريد بگويم در ايران چه رخ داده است. هر كشوري در جهان بر پايه‌هایي استوار است. هر نظام اولاً بر نيرویي حقيقي تكيه دارد كه عبارت است از پيشينه تاريخي آن در منطقه. نياز دوم هر نظام این است که روي جايگاه جغرافيايي و تاريخي‌اش امكاناتي حقيقي مانند صنعت و كشاورزي و غيره بنا شود. نياز سوم اين است که این نظام بر اطراف خود نفوذ داشته باشد؛ چون ارزش هر كشور در عصر جديد با میزان نفوذش در داخل مرزهايش ارزيابي نمي‌شود؛ بلكه با تأثيرات آن در بيرون مرزها اندازه‌گيري مي‌شود. در اين‌جا معيار قدرت در جامعه و رقابت ميان كشورها و ميان قدرت‌ها است.  نياز چهارم عبارت است از شخصيت و اقتدار كه از همه اینها مهم تر است.
    به نظرم آن‌چه كه در ايران رخ داد بر روي چهره نظام تأثير گذاشت. چه بخواهند يا نخواهند، نظام دچار يك آبروریزی شد که به نظرم ضرورت براي آن وجود نداشت. بخشهایی از نفوذ ایران در منطقه تحت تأثير قرار ‌گرفت ولي به طور يقين آسيب نديد. خيلي آسان است كه كسي بگويد كه همه اين‌ها توطئه‌هاي خارجي است. و بسيار آسان است كه كسي بگويد كه همه اين‌ها اشتباهات داخلي است. اشتباهات داخلي وجود دارد ولي..
    عبدالغني: ولي يك سوءاستفاده از آن رخ داد.
    هيكل: نمي‌توان سوءاستفاده كرد مگر اين كه زمينه‌اي در برابرتان باشد. طولاني شدن موجوديت باعث ايجاد اعتماد به نفس زيادي شد تا غافل‌گير شوند. يك اشتباه وقتی بود که وارد انتخابات شدند. آن‌ها تمايل داشتند از شيوه‌هاي مدرن تقليد كنند و گفتند مناظره‌هایي مستقيم ميان كانديدها برگزار خواهند کرد. اين در ذات خود بسيار خوب است. ولي در ذهن‌تان بايد باقي بماند كه همه اين كانديدها از فرزندان انقلاب اسلامي هستند هر چهار تا، احمدي‌نژاد و موسوي و كروبي و رضايي. قضايايي مورد اختلاف ميان‌شان نيست و اختلاف حتماً شخصي است و در نتيجه ما شاهد بوديم كه احمدي‌نژاد سخني مي‌گويد عليه رفسنجاني...
    عبدالغني: و فساد خانواده‌اش...
    هيكل: و فساد خانواده‌اش.... عليه موسوي سخن مي‌گويد و موسوي به احمدي‌نژاد پاسخ مي‌دهد. به‌دليل ماندن زياد در حاكميت، قضايا و مشكلات متراكمي میان قطب‌های نظام وجود دارد و هنگامی که همه شروع به سخن گفتن کردند حقايقي فاش شد، كه به نظرم بيشتر از آن بود كه آن‌ها قصد داشتند فاش شود. وقتي كه دچار يك اشتباه مي‌شويد اگر يك طرح براي مقابله با آن نداشته باشيد در برابر يك مشكل قرار می‌گیرید. بنده به نظرم نظام با این مشکل روبه‌رو شد و آن را پيش‌بيني نمي‌كرد.
    عبدالغني: ايران حتي در دوران انقلاب اسلامي شاهد موجي از اعتراضات بود. آن‌چه كه اين دفعه متمايز بود فقط طولاني بودن راهپيمايي‌ها و جمعيت هزاران نفري كه در آن شركت كردند، و مقابله خشني كه شايد در موردش مبالغه‌گويي شده، نبود. ماجرای این دفعه باعث شكاف در ميان نخبگان شد. همچنين در ميان مجموعه روحانيون اصلي ايران. برخي از روحانيون مانند منتظري طرف موسوي و رفسنجاني را گرفتند و برخي طرف رهبر و احمدي‌نژاد را.
    هيكل: در ظاهر رويدادها، اين درست است. ولي پايه‌هاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي نظام پابرجاست. قم پشت سر رهبر محكم است.، مسئله اختلافات ميان افراد است. نظام انقلاب ايران هنوز تا اين لحظه استوار است.
    عبدالغني: بسیارخوب. چه اتفاقي رخ داده است؟ آيا در مشروعيت نظام شكاف ايجاد شده است؟
    هيكل: من مي‌گويم نه. شما در مورد مشروعيت نظام صحبت می‌کنید. مي‌خواهم به شما بگويم كه احمدي‌نژاد با رأي اكثريت انتخاب شد كه به‌نظرم بنا بر گواهي همه خبرنگاران و همه ناظران و حتي گواهي غربي‌ها و همه كساني كه در صحنه بودند، شكي در آن نيست. اين، سكوت طولانی‌مدت اوباما را در مورد نتايج انتخابات توجيه مي‌كند. ممکن است برخي دخالت‌ها صورت گرفته باشد ولي به‌طور يقين كسي مخالفت نمي‌كند با اين كه احمدي‌نژاد برنده بود و اين كه اکنون قدرت رهبري هنوز کنترل اوضاع را در دست دارد و اين كه اين، معنايش اوضاع بسيار باثبات نظام است؛ بيش از آن‌چه كه ما تصور مي‌كنيم. این نظام داراي دستاوردهاي حقيقي است. با اين شكل نمي‌توان آن را شكست داد.
    عبدالغني: یعنی شما با ديدگاه يك نويسنده آمريكايي كه نوشته بود «نظام بر خطرناك‌ترين شورشی كه پس از تقریبا 30 سال با آن روبرو شد و نتیجه دخالت زیادی احساسات در انتخابات بود پیروز خواهد شد»
    هيكل: ما موافق هستيم با اين که كسي ترديد نکرد در پيروزي احمدي‌نژاد.
    عبدالغني: شما مي‌گوييد كه شكاف جدی در مشروعيت نظام به وجود نيامده، خللی در نظام ولايت فقيه روی نداده و زود است که گفته شود نظام جمهوري انقلاب اسلامي پايان يافته. در عین حال مي‌گوييد كه آن‌چه رخ داد، ضربه زد به اقتدار و چهره آن...
    هيكل: اگر اين مسائل به حال خود رها شود، اقتدار از بين مي‌رود و اين بر از بين رفتن نفوذ و ساير عوامل تأثير دارد. به نظرم اين امتحانی پيش روي رهبر انقلاب ايران است. اعتقاد دارم كه آن‌ها در برابر از بين رفتن اقتدار يا ضربه خوردن اقتدار قرار دارند. مسئله‌اي براي نظام به وجود آمد كه مي‌توان آن را طبق زبان عربي رايج عمليات آبروريزي ناميد، چون جناح‌های نظام، در برابر همديگر متخاصم به نظر مي‌رسيدند و رهبر وارد عمل شد و سعي مي‌كرد كه مسائل حل شود.  اين در ذات خود بسيار خطرناك است چون رهبر وظيفه‌اش اين  است كه داوري كند ميان جريان‌ها.
    عبدالغني: و بنابراين طرفدار یک جناح  به نظر مي‌رسد...
    هيكل: نه. من نمي‌خواهم بگويم كه رهبر طرف یک جناح بودند. احمدي‌نژاد ايستاد و خانواده رفسنجاني را متهم كرد، من سخنراني رهبر را دنبال كردم كه ايستاد و از رفسنجاني دفاع كرد، راجع به خانواده‌اش صحبت نكرد؛ ولي از رفسنجاني دفاع كردند. در اين‌جا من رئيس‌جمهوري را می‌بینم که چيزي گفته و رهبري را می‌بینم که صحبت ديگري داشته است. رهبري در تمايلش برای بهبود بخشيدن به اوضاع راه‌حل‌هاي مياني اعمال كرد كه جزو وظيفه‌اش نيست. چون او بالاخره يك مرجعيت عالي است.  در اين‌جا بنده تصور مي‌كنم كه نظام واقعاً شروع به تلاش جهت بهبود بخشيدن به اوضاع کرد.  ولي هميشه و همواره همه مشكلات مربوط به افراد است. محدوده‌اي براي اختلافات وجود دارد. ولي فاجعه بزرگ وقتي است كه مسائل به جايي مي‌رسد که  عنصر شخصي در آن تأثيرگذار است.
    عبدالغني: آيا ما در برابر مرحله‌اي قرار داريم كه سلسله نخبگان حاكم در ايران از هم خواهد پاشيد و يا اين كه ما شاهد مرحله‌اي خواهيم بود كه ممكن است این شكاف ترميم شود...
    هيكل: بنده به چند دليل اعتقاد دارم كه مي‌توان مسائل را ترميم و از آن عبور کرد. دليل اول اين كه نظام هنوز قوي است. دليل دوم این که قدرت رهبر هنوز مورد احترام است و همه اطراف وي را داور مي‌دانند. مسئله سوم اين كه هيچ جايگزيني وجود ندارد.
    از مسائلي كه به نظرم شايد نظام انقلاب ايران خوب به آن توجه نكرد اين است كه در ايران يك طبقه بورژوازی اشرافي و يك طبقه متوسط و يا طبقه‌اي شبه‌آریستوکراسی است وجود دارد. بنده خيلي خوب افراد اين طبقه را مي‌شناسم و مي‌دانم كه وجود تأثيرگذاری در جهان خارج در زمينه فرهنگي و سياسي و اقتصادي دارند.
    با این حال تصور مي‌كنم كه نظام تحت تهديد نيست. گاهي فراموش مي‌كنيم كه اين کشور كشوري است كه به لحاظ امنيتي در معرض تهديد است. اين كشور دو حكومت و دو ارتش دارد. شما حكومت رهبر و حكومت دولت را داريد. شما سپاه انقلاب و ارتش كشور را داريد. شما در مورد نظامي سخن مي‌گوييد كه بسيار قوي است و اين زلزله‌ها در آن اثر ندارد.
    پس از آن كه رهبر بعد از انتخابات سخنراني کرد صداي راهپيمايي‌ها در خيابان‌ها كاهش يافت. آن‌چه بعد از آن مشاهده کردیم تحرکات بسيار كوچك و محدودی است مخصوصاً در شمال تهران جايي كه طبقه متوسط سكونت دارند.
    عبدالغني: حجم تحريك غربي‌ها در اين بحران چقدر است. آيا همان‌گونه كه رهبران نظام گفته‌اند كه راهپيمايي كنندگان در خيابان‌هاي تهران از طرف تلویزیون انگليس و CIA و غيره که آن‌ها را بازيچه خود قرار مي‌دادند تحریک شده اند؟
    هيكل: من فكر مي‌كنم كه موضوع خيلي بزرگ‌تر از اين است. بياييد فكر كنيم. ما حافظه كوتاهي داريم. تصاوير تلویزیونی ما را مي‌گيرد و همه پيش‌زمينه‌ها را فراموش مي‌كنيم. فراموش مي‌كنيم كه قبل از جنگ عراق زماني كه بوش به قدرت رسيد، محور شرارت اعلام كرد. عراق را در محور آن‌ قرار دادند و سوريه را برداشتند و كره شمالي را در آن گنجاندند و ايران را هم وارد آن محور کردند.
    از همان اوايل كه رژيم شاه سقوط كرد ايالات متحده آمريكا اقدام به دشمني با اين نظام نمود. ما دشمني راسخ عليه سياست آمريكا در ايران را که از زمان مصدق وجود داشت فراموش مي‌كنيم. فراموش می‌کنیم كه آمريكا در ایران چه كرد. آمريكا و انگليس را فراموش مي‌كنيم كه در ايران در انقلاب مصدق چه كردند. بعد وارد بحران گروگان‌ها شديم. بعد ماجرای محاصره و بلوكه كردن دارایی‌های ایران شدیم. يك دشمني روشن و صريح داریم. ما سال 2006 را فراموش مي‌كنيم كه چه رخ داد. فراموش مي‌كنيم كه كنگره يك اعتبار مالي به ارزش 400 ميليون دلار به رئيس‌جمهور آمريكا مي‌دهد (و اين اعتبار با رقمی کمتر در سالهای بعد هم تخصیص یافت) تا در ايران بی‌ثباتی ایجاد شود. شما در برابر یک نقشه‌ قرار داريد... مي‌خواهيد من چه بگويم؟ بگویم که اين توطئه نيست؟ كشوري مي‌خواهد يك نظام را ساقط كند. با همه ابزارها عليه وي مي‌جنگند. بنده در اين‌جا روزي كه اوباما انتخاب شد با استاد كريشان صحبت مي‌كردم. گفتم به احتمال زياد حمله‌اي صورت نخواهد گرفت ولي تلاش براي تغيير نظام ایران وجود دارد. چون آمريكا مي‌خواهد از شر نظامي كه با وي مخالف است رها شود....   
    بياييد یك مسئله بسيار عجيب را با هم بررسی کنیم. آن پديده «تويتر» است. تويتر يك شركت اینترنتی جديدي است كه مانند گوگل ابزار ارتباطات ايجاد مي‌كند. خيلي عجيب بود. عمليات زیر سوال بردن نتیجه انتخابات حتي قبل از اين كه نتايج اعلام شود، شروع شد. به بنده بگوييد كه تابلوهايي كه يك دفعه به زبان انگليسي در تهران پيدا شد عليه چه كساني بود؟ (مي‌دانم كه گروه‌هايي از مردم ایران ناراضي هستند و مي‌دانم كه جوانان زيادي در ايران وجود دارند که مجذوب عصر مدرن و ابزارهايش هستند و هيچ اطلاعي از تاريخ ندارند و با تاريخ اصلا كاري ندارند. الگوي آمريكايي شايد  براي آن‌ها جذاب باشد، ولي آن‌چه رخ داد این بود که از همه اين ابزارها سوءاستفاده شد.) اين بسيار توجه برانگيز است که چند روز قبل از انتخابات در سایت تویتر ده‌ها هزار صفحه بوجود آمد. در روز رأي‌گيري فعال ‌شدند. در روز انتخابات 18 هزار سايت تويتر فعال شد. تويتر يك ابزار تماس است ولي با ابزارهاي ديگر متفاوت است. ابزار تويتر، ايميل نيست پيامي نيست كه از طرف شخصی به شخصي ارسال مي‌شود. اين يك پيام باز است و هر كس كه بخواهد آن را دريافت مي‌كند. يك پيام كوتاه است. جوانان خيلي وقت است كه اين شيوه را به كار مي‌برند  و محدوديت آن اين است كه نمي‌توانيد بيش از تقريباً 100 كلمه براي كسي پيام بفرستيد. مشكل آن اين است كه نمي‌توانيد کسی را که پیام فرستاده شناسایی کنید. من می‌گویم اكثرشان از طرف اسرائيل است ولي نمي‌توانيد بدانيد از چه كسي است: «به راهپيمايي برويد» «ما الان در يك راهپيمايي هستيم» «صد نفر كشته شده‌اند». شما در برابر يك وضعيت سوءاستفاده از فضاي اينترنت هستيد. از موضع‌گيري‌ها سوءاستفاده و آتشي شعله‌ور مي‌شود.
    من جزو كساني هستم كه خيلي غمگين مي‌شوند اگر يك نظام مجبور شود جهت محافظت از خود گلوله شليك كند...
    عبدالغني: به سوي شهروندانش...
    هيكل: درون خيابان‌هاي كشورش. هنگامي كه نظام به اين مرحله برسد كه چنين كند هر چند كه درجه ضرورت باشد، بنده احساس مي‌كنم كه وارد يك بحران شده است. انشاءالله كه اين‌چنين نباشد چون هيچ نظامي نمي‌تواند به خود اجازه دهد در خيابان‌هاي كشورش، گلوله شلیک کند. ولی من اين وضع را درك مي‌كنم. مي‌دانم كه اكثريت مردم موافق نظام هستند و آنها در محافظت از امنيت كشور مجبور شده‌اند كه كارهايي انجام دهند كه مطابق ميل آن‌ها و جزو اهداف‌شان نبوده است.
    در حال حاضر نبردی عليه ايران وجود دارد. من كاری به نظام‌هاي حكومتي کشورهای عربی ندارم ولی می‌خواهم درباره کسانی صحبت کنم که...
    عبدالغني(قطع مي‌كند): از اوضاع کنونی ایران ابراز خشنودي كردند...
    هيكل: بله. يك نبرد عليه ايران در حال شكل‌گيري است. آمريكايي‌ها و مهمتر از آنها اسرائیلی‌ها سعي خواهند كرد كه به هدفشان برسند. بزرگ‌ترين خسارت كه اسرائيل دچار آن شده روی کار آمدن نظام انقلاب اسلامي بود. نظام انقلاب اسلامي شاه را، يك هم‌پيمان قوي را از اسرائيل گرفت. اسرائيل با همه ابزارهايش به وي كمك مي‌كرد. امكاناتي كه در اسرائيل وجود داشت برای ايران زمان شاه غيرمحدود بود. اسرائيل مي‌خواهد جايگاه خود را در ايران بازپس بگيرد.
    الان یك مسئله‌ خيلي عجيب رخ داده است. ما زمانی عليه شاه، به‌دليل طرفداري‌اش از اسرائيل و آمريكا،  مقاومت می‌كرديم و انقلابیون ایران را تشويق و آرزو مي‌كرديم كه نزد ما بيايند. اما هنگامي كه نزد ما آمدند ما تغيير مسير داديم و آن‌ها را رها كرديم كه با اسرائيل دشمني كنند و ما دنبال كار ديگري رفتيم...
    عبدالغني: شما در سخنانتان اشاره کرديد كه نقش منطقه‌اي ايران شايد مقداري به دليل تنش يا اعتراضاتي كه رخ مي‌دهد، تحت تأثير قرار گيرد...
    هيكل(قطع می‌كند): نه، گفتم نفوذ تحت تأثير قرار مي‌گيرد...
    عبدالغني: در همين بحث نفوذ، آيا روابط مستحكم با سوريه و حزب‌الله و حماس و جهاد در فلسطين و نفوذ بزرگان در اوضاع عراق كاهش خواهد يافت؟ مخصوصاً اين كه شايد ایران مقداري به درون خود باز گردد تا اين كه شكاف پديد آمده در ميان نخبگان را ترميم نمايد.
    هيكل: نه. هركس كه به درون خود بازگردد عقب‌نشيني مي‌كند. من اعتقاد دارم كه نظام ایران در بعد ياري رساندن به عوامل قدرت و نفوذ خود در خارج قوي‌تر و قدرتمندتر باقي خواهد ماند. سخنان رهبري را ملاحظه کنید. رهبري مي‌توانست عقب‌نشيني كند یا موضع ملايم بگيرد ولي ايشان موضع قاطع گرفت چون هنگامي كه نظام مورد تهديد قرار بگيرد، محكم مي‌ايستد. اين همان چيزي است كه در موضع رهبر شاهد آن بوديم. همه انتظار داشتند كه عقب‌نشيني كنند و يا حداقل جانب احتياط را بگیرد. اما او تصميم مياني نگرفت و ايستاد. ايران عقب‌نشيني نكرد. اگر شروع به عقب‌نشيني كند ديگر پاياني براي آن وجود ندارد. ايران پيشرفته‌تر خواهد شد.  
    عبدالغني: آيا شما اعتقاد داريد كه تضعيف و يا تلاش براي تضعيف ايران در اين بحران برای كمك به سناريوي حل و فصل سياسي مناقشه خاورمیانه بویژه درباره فلسطین است؟ آيا معتقدید ايران و دوستان و هم‌پيمانانش  نخواهند توانست با اجحاف در حق فلسطینی‌ها در روند حل و فصل مسئله فلسطین مقابله کنند؟
    هيكل: ايران و هم‌پيمانانش با حل و فصل این قضیه در صورتی که با اجحاف به فلسطینی ها همراه باشد مخالفت خواهند کرد.
    عبدالغني: یعنی در روند حل و فصل ماجرای خاورمیانه در صورتی که همراه با اجحاف به مردم فلسطین باشد، مانع‌تراشي خواهند کرد.
    هيكل: یک مسئله به شما بگويم. حل و فصل نهایی ماجرای فلسطین غيرممكن است؛ چه مداخله ايران باشد چه نباشد. فلسطينيان در فلسطين حضور دارند. در کشورهای اطراف فلسطين حضور دارند. قضيه قضیه ملتي است كه سرزمينی دارد در حال گم شدن. با ايران و بدون ایران برای اين‌ها راه‌حل پیدا نمي‌شود. خواهيد ديد كه تلاش‌هايي جهت اعمال برخي مسائل انجام خواهد شد و وارد مرحله‌اي بسيار سخت خواهيم شد. ولي من اعتقاد دارم كه آن‌چه راه حل و فصل نهايي مي‌‌نامند جز با نسل‌كشي ملت فلسطين امکان تحقق ندارد.
    عبدالغني: آيا آن‌چه كه شاهدش خواهيم بود يك كشمكش برای در دست گرفتن رهبري منطقه خاورميانه ميان ايران و اسرائيل خواهد بود؟
    هيكل: قصه رهبری را  فراموش كند. موضوع رهبري مربوط به يكه‌تازي است. قدرت‌ها همه رقابت مي‌كنند تا در صحنه حضور داشته باشند. ديگر نمي‌توان به تنهایی رهبري كرد. مي‌خواهم به شما بگويم كه حقيقت بزرگ اين است كه ما بايد از اسرائيل سبقت بگيريم جهت رسيدن به ايران. ما بايد از آمريكا سبقت بگيريم جهت رسيدن به ايران. چون اين عنصر بسيار مهم است در معادله استراتژي و انساني و فرهنگي و امنيتي در اين منطقه.
    عبدالغني: يعني نگاه کسانی که در جهان عرب از اوضاع ایران ابراز خشنودي کردند اشتباه بود...
    هيكل: من نمي‌دانم صاحبان‌منصبان عرب مانند من فكر مي‌كنند يا نه ولي به هر حال معتقدم هركس نسبت به اوضاع ايران ابراز خشنودي كند، خود را در طرف اشتباه قرار داده است.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه