پيشرفته
 

موضوعات :

  • روستا
  • فضای مجازی
  • سیاست

  • کلمات کليدي :

  • جندابه

  • مطلب بعدي >   963 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 13 : جدال جمهوری با زنگيان كافوري

    صدا و سیما به ما ظلم می کند
    گفتگو با رضا بهنام پور دهیار جندابه

    اشاره: جندابه از روستاهای بخش كوهپاية اصفهان است. 20 كيلومتر تا مرکز استان فاصله دارد و 90 كيلومتر تا اصفهان.
    وبلاگ جندابه را چهار نفر از جوانان روستا رضا بهنامپور، امین رضا صفری، حمید شجاعی و علی شجاعی در اين آدرس به روز می‌کنند.: www gondabeh.blogfa.com
     رضا بهنام‌پور دانشجوی رشته IT و دهیار روستا هم هست.


    آقای بهنام‌پور شغل اصلی شما چيست؟
    يک جورهايي تو كار مخابرات هستم.

    دفتر ICT روستایی دارید؟
    دفاتر ICT روستایی كوهپايه را براي بازرسي مي‌روم.

    وبلاگ جندابه را چهار نفری اداره می کنید؟
    چهار پنج نفری كه هستيم در مجموعه مسجد جامع جندابه کار می‌کنیم. جرقه كار ما هم در كانون فرهنگي مسجد و جلسات قرآنی که دور هم بوديم، زده شد. حالا نوشته‌ها را از داخل خانه روي وبلاگ مي‌گذاريم.

    ایده وبلاگ زدن برای روستا از کجا پیدا شد؟
     مسجد ما از سال 57 يك جلسه قرآن داشت كه مرتب برگزار می‌شد و جوان‌ها دور هم جمع مي‌شدند. این جلسه قرآن خروجی‌هایی هم داشته. از آن جمع عده‌ای مهندس شدند عده‌ای دکتر شدند و به تهران و اصفهان و اهواز و... رفتند. اینها هنوز به روستا علاقه دارند اما از نظر شغلی باید در اصفهان یا تهران باشند. اين‌ها دور هم جمع شدند و طرح اين كار را دادند.

    چيزي كه شما را با مخاطبان پيوند مي‌دهد همان كانون فرهنگي مسجد است؟
    بله.

    صندوق انتخابات در جندابه در همین مسجد جامع بود؟
    در اطراف روستاي جندابه 17روستاي ديگر هم است. در روز انتخابات صبح رفتيم به روستاهاي اطراف و راي جمع كرديم و ساعت 2 به بعد هم آمديم به خودجندابه. روستاهاي دیگر از يك خانواده دارد تا ده - دوازده خانواده دارد.

    شما از عوامل صندوق بوديد؟
    بلي من كاربر يارانه‌اش بودم.

    نتيجه صندوق، در ذهن‌تان است؟
    ما در كل حدود 600 راي داشتيم حدوداً 570 راي مال آقاي احمدي‌نژاد بود، بيست و خورده‌اي مال آقای موسوي بود و فکر کنم نه تا هم مال رضايي بود. آقاي كروبي راي نداشت.

    چرا آنجا مردم به احمدي‌نژاد راي دادند؟
    به‌خاطر این كه ديدند خدمت شده. خدمتش هم واضح بود و مردم هم درك كرده بودند.

    نوع نگاه دولت نهم به روستاها واقعا متفاوت از قبل است؟
    خيلي! وقتي دولت نهم آمد نگاه به روستاها عوض شد. مردم داشتند از روستاها مي رفتند حالا مردم دارند يكي يكي بر مي گردند.

    این حرف را خیلی از مسوولین هم می‌زنند. شما به‌عنوان دهیار روستای جندابه كسي را مي‌شناسيد كه مثلا 2 سال پيش ساکن  شهر بوده و حالا به جندابه برگشته؟
    بلي ما در روستامان نمونه‌هاي زيادي داريم. من معتقدم كه اگر دوستان ما كه در سالهاي گذشته از روستا رفته‌اند، پابند شغل‌شان نباشند همه به  مرور برمي‌گردند. خيلي از جوانان ما كه رفته‌اند دنبال حداقل شغل‌اند كه اگر در روستا باشد برمی‌گردند. ما هم در دهیاری دنبال راه‌هايي هستيم كه اين شغل‌ها را ايجاد كنيم. خيلي از آنها هم كه درگیر کارشان هستند، آمده‌اند در روستا خانه ساخته و روزهاي تعطيل مي‌آيند به روستا.

    دولت در این چهار سال دقيقاً براي روستاي شما چه كاري كرده؟
    قبل از دولت نهم ما نه آب لوله‌کشی داشتیم نه گاز، حالا هم آب داريم هم گاز. ظرف يك سال 27 آبادي اطراف ما  هم گازكشي شد. پيش از تاسیس شعبه پست‌بانك مردم باید  7-8 كيلومتر براي پرداخت قبوض‌شان ميرفتند به تودشک الان این مشکل حل شده.

    سهام عدالت آنجا توزیع شده؟
    بلي ما سود سال 86 را هم داديم.

    در تهران اسم اين كار را مي گذارند گداپروري...
    گداپروري نيست، سهم مردم است. همان چيزي است كه بايد مي دادند. دولت آمد و سهم مردم را داد، آن هم با نوع درستش.

    قبل از انتخابات نتيجه‌ای که بدست آمد براي مردم قابل پيش‌بینی بود؟
    آره... البته كمي دودل بودند. الان با همين كساني كه به آقاي موسوي راي دادند هم كه صحبت مي‌كنيم مي‌بينيم كساني هستند كه بچه‌هاشان از شهر آمده بودند و نظرشان را عوض کرده بودند. در جمع آنها هم هستند كساني كه اظهار پشيماني مي‌كنند و می‌گویند الان به احمدی‌نژاد رای می‌دهیم.

    موردي خاصی را سراغ دارید؟
    در روستاي عشق‌آباد كه در سه كيلومتري جندابه است يك خانواده مذهبي بود كه بچه‌هايش شهري بودند و بچه‌هايش از شهر آمده بودند. از آن خانواده 12 نفري كه هشت نفرشان حق راي داشتند كلاً به موسوي راي داده بودند. وقتي از پدر خانواده پرسيدم كه شما چطور راي‌تان عوض شد، گفت فرزندم دانشجوي فلان دانشگاه است، آمد براي  ما توضيح داد و ما هم راي‌مان را عوض كرديم. حالا همان آقا پشيمان است.

    شاید علت این که عده‌ای ادعاي تقلب در انتخابات را مطرح کردند این بود که در همه رسانه‌هایی که اطرافشان هست (از سریالهای و اخبار تلویزیون گرفته تا روزنامه‌های و فضای اینترنت) فقط آدم‌های مثل خودشان را می‌بینند. آدمهایی که مثل خودشان فکر می کنند و از طبقه اجتماعی خودشان هستند. در رسانه‌ها اثری از یک روستایی یا حتی ساکنان شهرهای کوچک نمی‌بینند. وبلاگ‌هاي روستایي با وجود این که کارشان اصولا سیاسی نیست، تلاشی هستند برای شكستن این فضا. زياد شدن تعداد اين وبلاگ‌ها فايده‌اي براي تغيير آن نگرش دارد؟
    از نظر سياسي؟

    از این نظر این كه روستا فقط ديده شود. چون در نظر بسياري از ساکنان شهرهای بزرگ روستا وجود ندارد به همین خاطر می‌گویند ما که به احمدی نژاد رای ندادیم پس کي راي داد.
    در اين ماجرا وبلاگ‌ها صددرصد تاثيرگذار هستند.  قبل از انتخابات فضای اینترنت پر شده‌ بود از تبليغات آنها. حضور  كساني كه خدمت دولت نهم را ديده بودند خيلي كم بود. در واقع بي‌انصافي بود. آنهايي كه خدمات را دیده بودند و قبول داشتند خودشان را نشان ندادند. حضور آن طرفی‌ها بيشتر بود.

    شما با وبلاگتان به‌نحوی تلاش کرده‌اید رسانة جندابه باشید. فکر می‌کنید پوشش واقعیت‌های روستا و اهالی روستاها در رسانه‌های سراسری ما مثلا صدا و سیما به اندازه سهم واقعي‌شان هست؟
    اصلاً نيست. به قول معروف روستايي‌ها هنوز به حساب نمي‌آيند. نمي‌دانم چرا. صدا و سيما فیلمهای مستندی که از روستاها می سازند یک دید دیگری دارند. یا خود آقای واحدی که مجموعه مستقیم آبادی را می‌سازد نگاهش به روستا فرق مي‌كند. فکر می‌کنند که روستایی‌ها خیلی پایین‌ترند.  برخوردشان ظاهری است. مسئولين هم فكر مي كنند كه روستائيان از نظر فرهنگي در سطح پاييني قرار دارند. در حالي كه روستاي خودمان و روستاهاي اطراف دانشجويان و ديپلمه‌هاي زيادي دارند كه كارهاي انجام مي‌دهند كه نسبت به شهري‌ها خيلي بالاتر است. پيرمردها و پيرزنهاي روستا كارهایي انجام مي‌دهند كه از نظر فرهنگي خيلي بالاتر است. ولي در فيلم‌ها و مجموعه‌هايي كه روستا نشان میشود، يك لهجه خاص یا یک کار خاص را  نشان می‌دهند که خيلي شخصيت روستايي را پايين مي‌آورد. اين كار يك ظلم است و ظلم  بزرگی هم هست. میلیونها نفر شهری دارند این را می بینند.
    اگر ديدشان نسبت به روستا  عوض كنند و روستايي را بشناسند، افراد برتر روستاها را ببينند و به یک روستا بسنده نکنند، مي‌توانند روستا را بیشتر بشناسند. جندابه خودمان ده کوچکی است اما شب جمعه که جوانها دور هم جمع می‌شوند، يكي استاد دانشگاه است يكي دكترا مي‌خواند، ديگري دندانپزشك است و ديگري هم كارگر است. از همه طيف هستند و هر شب جمعه هم در مسجد روستا جمع مي‌شوند كنار هم. كانون فرهنگي روستای ما در سطح استان با شهرهایی مثل خميني‌شهر وكاشان رقابت مي‌کند.
    صدا و سيماي اصفهان برنامه‌ای داشت به نام برنامه آبادي. از آن برنامه آمدند و یكي دو روز هم مهمان ما بودند تا درباره جندابه فیلم بسازند. ولي از همان چیزهای کلیشه‌ای که خودشان مي‌خواستند فیلم گرفتند. به مسايلي كه ما مي گفتيم زياد توجه نمي‌كردند کلی اصرار کردیم تا از کامپیوتر ما تصویر بگیرند که معلوم شد و ما برای روستایمان وبلاگ درست کرده ایم. دست اخر دو دقیقه فیلم گرفتند.

    آنها بيشتر به چه چيزهايي توجه نشان مي دادند؟
    مي‌خواستند بدانند كه بهداري داریم یا نه. بیشتر به موضوعات عمرانی علاقه داشتند. از تپه و دشت فیلم گرفتند. پیرمردی را نشان دادند دارد بز می‌چراند. در حالی که شاید در روستای ما ده دوازده تا پیرمرد بیشتر نباشند که از آنها هم شاید سه چهار نفر به این کار مشغولند. اصرار كرديم كه شب بمانيد و جمع جوانان و فعاليت‌شان را ببينيد، نماندند.

    یعنی روستاي شما از معدود روستاهايي است كه دوربين رسانه به آنجا  رسیده اما تصویریکه گرفته شده براساس همان ذهنیتهای شهری است.
    اگر كسي مي‌خواهد فيلمي درباره جایی بسازد بايد در جمع مردم آنجا زندگي كند و آنها را حس كند. آنها يكی دو روزه آمدند فيلم گرفتند و رفتند. حتي فيلمي را كه از كتابخانه مسجد ما گرفته بودند نشان ندادند. از جاهايي كه ما گفته بوديم فيلم گرفته بودند ولي در تدوين از آن استفاده نكرده بودند. دو روز فيلم گرفتند و 15 دقيقه نشان دادند.آن هم چيزهاي کلیشه‌ای كه در همه روستاها هست: چهار تا درخت و چند آدم سالمند و دو تا بز به اضافه صدای سُرنا در حالای که در روستای ما اصلا کسی سرنا نمی‌زند. يك ظلم ديگري كه آنها كرده بودند این بود که رفته بودند در باغي و از پيرمردي كه گوسفند مي‌چراند، فيلم گرفته بودند. ظاهراً پيرمرد از رفتن بچه هايش به تهران دل پُري داشت. اين گروه صدا و سیما  99 تا خوبي را نديده بودند فقط يك بدي را ديده بودند. کپی از اين فيلم را داريم كه يكي از دوستان از روي تلويزيون ضبط كرده. بد نیست ببینید تا متوجه شوید آنها با روستاي ما چه‌كار كردند.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه