پيشرفته
 

موضوعات :

  • سیاست
  • فضای مجازی
  • روستا

  • کلمات کليدي :

  • رومه
  • وبلاگ
  • روستا

  • مطلب بعدي >   108 تعداد بازديد
    10.00 (1 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 13 : جدال جمهوری با زنگيان كافوري

    بايد نتيجه را مي پذيرفتند...
    گفتگویی با جواد رحیمی‌ مالک بزرگترین رسانه خصوصی شرق نهبندان

    آقاي رحيمي از کی وبلاگ‌نویس شدی؟
    از همان وقتی که دفتر ICT و اينترنت به رومه آمد. ديدم اينترنت 24 ساعته براي ما رايگانه... وبلاگ زدم!

    اینترنت آنجا براي همه رایگان است؟
    نه... برای مشتری‌ها دقيقه‌اي 4 تومان است. ساعتي 240 تومان. هر دفتر ICT دو تا رايانه دارد. يكي مربوط به خود ماست يكي هم براي مشتري‌ها... مثل كافي‌نت‌هاي شهر.

    چقدر مشتري داري؟
    تابستان كه دانش‌آموزها و دانشجوها داخل روستا هستند روزي 5 تا 6 ساعت هم مشتري داريم، اما الان نه. شايد روزهايي باشد كه يك ساعت هم مشتري نداشته باشیم.

    تابستان که شلوغ‌تر است صف هم درست مي شود؟
    بله اسم مي‌نويسيم. مشخص مي‌كنم افراد بعدي كي بيايند.

    از اهالي خود رومه كسي به وبلاگت سر می‌زند؟
    بچه‌هايي كه در نهبندان هستند، بيشترشان كامپيومتر دارند يا كافي‌نت مي‌روند و وبلاگ را می‌بینند. الان در روستاهای نهبندان بيست تا ICT روستایی داريم. هر چي تشويقشان مي‌كنم كه شما که اينترنت رايگان داريد بياييد وبلاگ بنويسيد و روستاي خود‌تان را معرفي كنيد، علاقه‌اي نشان نمي‌دهند؛ يا اين كه بعد از يكي دو هفته وبلاگ تعطيل مي‌شود.

    دفتر ICT رومه کی راه افتاد؟
    حدود دو سال پيش.

    همه روستاهای اطرف مشابه این دفتر را دارند؟
    نه.

    یعنی رومه از روستاهاي اطراف بزرگتر است كه دفتر  ICT دارد؟
    از ميقان، مركز دهستان،كوچكتر است ولي چون نسبت به ميقان در مركز مجموعه روستاهاي اطراف قرار دارد يك حالت مركزيت دارد. مددجوهاي كميته امداد هم از روستاهاي ده نو، جامي‌آباد، زهري، رخنه، هيرد، شورابه و سيدال به رومه مي‌ایند و مستمري مي‌گيرند.

    دو سال پيش كه اين مركز راه افتاد فقط يك خط تلفن بود يا همه امكانات با هم آمد؟
    نه... از سال 77 تلفن داشتيم. اگر كسي مي‌خواست تلفن بزند به همين مركز مخابرات مي‌آمد و تلفن مي زد. اگر هم كسي از شهر تلفن مي زد و با یکی از اهالی روستا كار داشت با بلندگو اسمش را اعلام مي‌كرديم كه به مخابرات بيايد و جواب تلفن را بدهد. آن تلفن ماهواره‌اي بود؛ چون به هيچ مركز تلفني نزديك نبودیم كه خط تلفن بكشند. حتي از معدن قلعه‌زري كه 55 كيلومتر با رومه فاصله دارد مي‌آمدند و از رومه به شهر تلفن مي زدند. سال 84 به همه خانه‌ها خط تلفن كشيدند.

    خط اينترنت كي آمد؟
    دو سال پيش.

    اينترنت برای مردم رومه چه کاربردی دارد؟
    برای خود ما كه...

    وبلاگ نويسي!!
    -]با خنده[ بله... وبلاگ هست. دريافت قبض آب و برق و تلفن هست. خدمات ساير ادارات هم قرار است به دفاتر ICT واگذار بشود. دانشجوهاي روستا هم وقتي برمي‌گردند از طريق اينترنت براي ترم بعد ثبت نام مي‌كنند. ثبت نام عتبات عاليات هم اينترنتي شده. براي همه ثبت‌نام‌هاي اينترنتي مردم از اينترنت استفاده مي‌كنند. دفتر ICT شعبه پست بانك هم هست.

    همان دفتر ICT شعبه پست‌بانک است؟
    بله. در بين روستاهاي نهبندان بيشترين منابع بانكي را ما داريم.

    يعني پول هم دريافت و پرداخت مي‌كنيد؟
    بله كل كارهاي بانكي را انجام می دهیم.

    با چقدر حقوق؟
    بستگي به كاركرد دارد. هر قدر منابع بانكي قرض‌الحسنه داشته باشيم، دو درصد ميانگين سالانه‌اش به ما تعلق مي‌گيرد. يعني اگر منابع بانكي پست بانك ما 100 ميليون تومان باشد برجي صد تا صد و بيست هزار تومان براي خودمان است.

    براي خدمات مخابراتي چقدر حقوق مي گيريد؟
    برجي 68 هزار تومان حقوق ثابت براي كارهاي مربوط به اينترنت مي‌گيريم. پست هم كه حقوق نمي‌دهد. درآمد مربوط به مخابرات هم بستگي به درآمد خانه‌هاي مردم دارد. يعني اگر مردم از تلفن خانه‌هاي خودشان استفاده كنند براي ما بهتر است. ما در حقیقت پيمانكار محسوب مي‌شويم.

    در پستی که شب بعد از انتخابات در وبلاگت گذاشته بودی، نوشته بودي كه در صندوق رومه  395 نفر به احمدي‌نژاد رای داده بودند، 9 نفر به موسوي، دو تا به رضايي و يكي هم به كروبي...
    البته يكي‌-‌ دو تا وبلاگ، آن پست وبلاگم را مسخره كرده بودند. نوشته بودند كه چنين آماري و چنین وبلاگی نبايد درست باشد. یکی از وبلاگها نوشته بود "رومه هم وبلاگ دارد"جلويش هم يك علامت تعجب گذاشته بود. نوشته بود اين آمار معتبر نيست و مردم رومه چون اهل روستا هستند باید به كروبي به خاطر روحاني بودنش بيشتر رأي مي‌دادند. در حالي كه آن يك رأي را هم مي‌شناسم كه كي به كروبي داده بود....

    كي بود؟
    برادرخانم خودم بود.
    با چه استدلالي به كروبي رأي داده بود؟
    شناخت خاصي نبود... روي همين لجبازي‌هاي بچه‌ها با هم بود...

    شما از عوامل اجرایی صندوق بوديد كه با آن سرعت، ساعت ده همان شب نتيجه را اعلام كرديد؟
    نه. مخابرات در زمان انتخابات به ما نامه مي‌دهد كه بايد تا پايان انتخابات با مأموران انتخابات همكاري كنيد. به همين خاطر هميشه موقع انتخابات تا پايان شمارش آرا با عوامل صندوق هستيم. حسينيه محل رأي گيري و مخابرات كنار هم هستند.

    قبل از انتخابات بين اهالي رومه درباره انتخابات بحث مي شد؟
    آره. بحث انتخابات داغ بود.

    مردم پيش بيني خاصي داشتند كه كي برنده مي‌شود؟
    تقريباً آره. بيشتر مردم مي گفتندكه احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور مي‌شود... بعضي‌ها هم مي گفتند ممكن است انتخابات دو مرحله‌اي بشود.

    مناظره‌ها را مردم دیدند؟
    کامل...

    واكنش مردم به مناظره ها چي بود؟
    خوب بود... فقط وقتي آقاي احمدي نژاد به دولت هاي قبلي گير مي‌داد، مي گفتند نبايد اين جوري مي‌گفت.

    مي‌گفتند كار بدي بود؟
    جايي كه درباره آقاي رفسنجاني مي‌گفت اين كارها شده، مي‌گفتند آنها هم براي انقلاب زحمت زياد كشيدند. نبايد اين طوري آبرويش را مي‌برد.

    اين نظر، نظر شما بود يا ديگران هم بودند؟
    وقتي صحبت مي‌شد تعداد زيادي با اين نظر هم‌عقيده بودند.

    واكنش مردم به ماجراهاي بعد از انتخابات چي بود؟
    مي‌گفتند اين مناظره‌ها بي‌تأثير نبود.

    به كساني كه به خيابانها ريخته بودند حق مي دادند؟
    حق نمي‌دادند. آنها بايد شكست را قبول مي كردند.

    وقتي خبرهاي ماجراهاي بعد از انتخابات تهران را مي شنيدي چه احساسي پيدا مي كردي؟
    فكر نمي‌كردم اين قدر ادامه پيدا كند. فكر مي‌كردم همان يكي دو روز باشد. يك راهپيمايي باشد و تمام شود.

    وقتي دیدی آن وبلاگ‌نویس به طعنه نوشته "روستاي رومه هم وبلاگ دارد!" چه احساسي پيدا كردي؟
    هيچي. گفتم كسي هم هست که نظرش اين است. لابد فكر نمي‌كند كه اينجا هم اينترنت هست. گفتم شايد فكر مي‌كند فقط در شهرها يا فقط در تهران مردم اينترنت دارند.

    ناراحت نشدي؟
    ناراحتي ندارد. بالاخره هر كسي نظري دارد.

    یکی انکارت کرده بود... نباید ناراحت می‌شدی؟
    ما كه نشديم!! خواستم براي وبلاگش نظر بگذارم، نشد. مي‌نوشت اين سايت فيلتر شده است! نتوانستم جوابش را بدهم.

    شايد يك مشكل اين دوستان اين بود که شما را نمي‌دیدند. حتي وقتي شما در حد خودتان تلاش كرديد  با يك وبلاگ بگوييد ما هم هستيم، شما را انكار کردند و به رسميت نشناختند. چه مي‌شود كرد كه اين مشكل برطرف شود؟
    ... نمي‌دانم. ولي می‌دانم قابل حلّ است.

    آقای رحیمی، روستا و 35 درصد مردم ايران كه روستايي هستند جايگاه واقعي خودشان را در صدا و سيما دارند؟
    فكر نمي‌كنم.

    احمدي‌‌نژاد چرا در رومه رأي آورد؟
    مردم ديدند كه ساده‌تر است... مثل خودشان. فكر كردند مثل خودشان است.

    چرا فكر كردند مثل خودشان است؟
    لابد حرفهايش صداقت بيشتري داشته...

    خودت هم حتما به احمدي‌نژاد رأي دادي...
    نه!

    به كي رأي دادي؟
    به موسوي

    پس چرا خبر پیروزی احمدی‌نژاد را با آن سرعت گذاشتی روی وبلاگت؟
    خوب رای آورده بود... بايد مي‌نوشتم.

    چرا به موسوي رأي دادي؟ اگر نخواستي جواب نده.
    فکر کردم اگر این یکی بیاید بهتر است...

    جاي موسوي بودي نتيجه انتخابات را قبول مي كردي؟
    بايد قبول می‌كرد.

    فکر می‌کنی در صندوق رومه تقلب شده؟
    نه. رأي مردم با احمدي‌نژاد بود.

    در روزهای قبل از انتخابات با كسي درباره انتخابات بحثي، جدلي، مشاجره‌اي نداشتي؟
    چرا هر شب با پدرم و ديگران بحث بود.

    غير از شما، در خانواده كسي طرفدار موسوي نبود؟
    نه. همه خانواده به احمدي‌نژاد رأي دادند. پدرم، برادرم...

    بحث‌ها درباره چي بود؟
    همين بحث‌هاي رايج... درباره اين كه چرا به احمدي‌نژاد رأي بدهيم یا چرا به موسوي رأي بدهيم.

    برادرت چرا از احمدي نژاد طرفداري مي كرد؟
    مي‌گفت احمدي‌نژاد صادقانه تر از ديگران حرف مي‌زند. مي‌گفتند كارهايي كه در اين چهار سال كرده بهتر از ديگران بوده.

    واقعا این طور بوده؟
    بله! همين دفاتر ICT در همين چهار سال راه افتاد. پزشك خانواده راه افتاد. مداركش هست. از 15سال پیش بحث آوردن پزشك به رومه بود ولي دو سال پيش بود كه درست شد. كار آسفالت شدن راه هم دارد شروع مي‌شود.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه