پيشرفته
 

موضوعات :


کلمات کليدي :


علي محمد مودب

ديگر مطالب اين نويسنده :

  • در جاده‌های تف‌زده پای درنگ سوخت

  • یادداشت ماه/ شعر

  • سلمان هراتی و مسئله «ادامه»

  • نوآوري مبتني بر سنت

  • دو تذکر در باره کار فرهنگی

  • ما شاه‌تان بودیم، چه کیفی می‌داد!

  • ایران را کارگاه داستان نویسی کنیم!

  • خلاقيت وتعهد

  • میدان های خالی جهاد

  • از علي گرگي تا علي گوسفند!

  • مطلب بعدي >   1445 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 13 : جدال جمهوری با زنگيان كافوري

    آوردگاه آمــاتورها و حرفـــه‌ای ها!
    پرونـــــده اي ديگر براي انتخـــــــابات

    انتخابات 22 خرداد 1388 از جهات بسیاری شباهت‌هایی به انقلاب 22  بهمن 1357 داشت، و نوعی بازتولید و احیاء آن به شمار می‌آمد. مهم‌ترین وجوه این شباهت ها در حوزه ادبیات کاندیدای غالب و نیز گروه حمایت‌کنندگان و رای‌دهندگان او بود.
    علاوه بر انتخابات‌های دوران جنگ، جمهوری اسلامی پس از انقلاب و در دوران جنگ عملا از حمایت اکثریت عظیم ملت برخوردار بود و صندوق‌های گلزار شهدا حکایت از آرای حدود چهارصد هزار شهید دارد که صدها هزار جانباز و...، یکی از بی‌نظیرترین آمارها را در تایید جمهوریت، در یک روند هشت ساله، ثبت و ضبط کرده است.
    اما بعد از جنگ، ماجراهایی پیش آمد که نوسان‌هایی را در عنصر مهم جمهوریت نظام اسلامی باعث شد، هر چند هیچگاه آن را مخدوش نکرد اما در معرض چالش‌ها و تهدیدهایی قرار داد. غلبه برخی گروه‌های سیاسی و رویکردهای انحصارطلبانه و غیردموکراتیک آنان که در مقطعی تا حد درخواست مادام العمر شدن ریاست رئیس جمهوری خاص نیز پیش رفت، باعث شد مشارکت سیاسی مردم و در نتیجه اعتبار جمهوریت و در نتیجه اسلامیت نظام  نیز در مقاطعی کاهش یابد.
     اما انتخابات اخیر با بازگشتی باورنکردنی به ادبیات انقلاب57، تقابلی دوباره با جریان‌های انحصارطلب نخبگان سیاسی را باعث شد و طبیعتا در کنار تقابل مردم و برخی نخبگان بیرون مانده از چرخه قدرت با این گروه، تقابلی مردمی با نخبگان حوزه‌های فکر، هنر و رسانه نیز شکل گرفت؛ چرا که این گروه نیز با حمایت نخبگان خودمحور سیاسی بالیده بودند و در نتیجه شباهت‌های بسیاری در اندیشه و عمل با نخبگان سیاسی مذکور داشتند. حداقل این بود که این دو گروه به‌دلیل نقاط مشترکشان در منافع، در حوزه عمل به مرور با همدیگر عادت کرده بودند و به نوعی همزیستی مسالمت آمیز دست یافته بودند!
    حرفه‌ای شدن مهم‌ترین شباهت آن‌ها بود، آن ها هر کدام در کار خودشان مدعی بودند و به جای نوآوری مبتنی بر رابطه‌ای زنده با محیط، بیش از هر چیز به خود و تداوم سنت خود می‌اندیشیدند. نخبگان تازه اما متهم بودند که سنت شناخته‌شده‌ای ندارند، چرا که به یک باره  اعتبار و هستی حرفه‌ای‌ها را زیر سوال برده بودند!
    لذا حرفه‌ای‌ها از هر گرایشی، همه با هم به میدان آمدند تا آماتورها را از میدان بدر کنند. اما آماتورها حرفه‌ای تر از آن بودند که حرفه‌ای‌ها گمان می کردند!
     در قرآن کریم گردش بی‌انتهای چرخش مالی بین اغنیا نهی شده است، و مناسبات سال های اخیر، نوعی همزیستی بین اشراف و اغنیای ساحت‌های مختلف را شکل داده بود. سیاستمداران حکومتی و غیر حکومتی، فرهنگیان حکومتی و غیر حکومتی، و رسانه‌های حکومتی و غیر حکومتی، همه با هم به مدلی از بازی رسیده بودند که در آن علیرغم همه مشکلات و دلتنگی‌ها! اعتبار و معیشت حرفه‌ای‌ها تضمین شده بود! به این ترتیب که حرفه‌ای‌ها از دولت، بزرگ ترین رانت‌ها را می‌گرفتند و با تفکیک دولتیان از نظام، با نظام مخالفت می‌کردند! اما اتفاق دردناکی در حال افتادن بود. اپوزیسون و پوزیسیون در حال بی‌اعتبار شدن بود. مردم بدون توجه به کسانی که خود را نماینده آن‌ها در میدان‌های مختلف می دانستند، خود به میدان آمده بودند و اینجا بود که تقابل بی نظیری میان مردم و آماتورهای نسبتا مردمی از یک سو با نخبگان از هر جنسی شکل گرفت! مردم احساس کردند که می توانند و توانستند!
     اگرچه گروهی از باسوادترین و جدی‌ترین نخبگان، از مردی از جنس مردم حمایت کردند، اما چون این گروه، سیاسی، رسانه‌باز و عضو باندهای مختلف نبودند، حمایت آنان، بازتاب رسانه‌ای و تبلیغی گسترده‌ای پیدا نکرد. در مقابل نخبگان مصطلح با دامب و دومب و اهن و تلپ به میدان آمدند تا نشان بدهند که در میان مردم، کمترین اعتبار و اثرگذاری را دارند!
     و بدین سان بود که مکر الهی چهره نمود و آقا‌معلم‌ها بی‌اعتبار شدند، موج نقدهای نخبگان از هر جنسی بر علیه دولت 4 ساله احمدی‌نژاد جوان! در واقع شمشیر کشیدن آن‌ها بر علیه خودشان بود! مگر در چهار سال می شود چنان عمل کرد که این همه نقد بر آن وارد باشد. به عنوان مثال وقتی موج اعتیاد در کشور آغاز شد، احمدی نژاد کجا بود؟
     در حوزه فرهنگ و در سوی حرفه‌ای‌ها، انواع موسسات غیردولتی که در سال‌های قبل با حمایت و با وام‌های بی‌بازگشت دولت، تاسیس شده بودند، شروع به جوسازی و کار و تولید کردند. اما این همه صف‌بندی و ستادسازی در مقابل سونامی مردم هیچ بود. اگر چه در این سو شجریانی آواز نخواند، اما هر کسی هر چه توانست کرد و چنین بود که صدای شجریان جز در بی‌بی‌سی فارسی شنیده نشد! حرفه‌ای‌ها نود سیاسی ساختند اما صدها هزار مردم در میدان، گلادیاتور تازه واردی را که نماد خود می‌دانستند، تا دقیقه نود تشویق کردند، برای پیروزی‌اش دعا کردند و روزه گرفتند و... البته کسی نمازها و گریه‌ها را روانه بازار نمی‌کند و حتی صدا و سیما هم نمی تواند روزه ها را نمایش دهد!
    شعارها و شعارسازی‌ها و برخی شعرها و آثار گرافیکی بسیاری که در کلوپ های اینترنتی و وبلاگ ها منتشر شده است، تنها بخش ناچیزی از سونامی مردم است که قابل بازیافت است و البته باید به درستی مستند شود و گردآوری شود. مستندسازی این تجربه باید یکی از اولویت های مهم همه ما و از جمله دولتیان باشد.
     احمدی‌نژاد می‌داند و باید بداند که در چه بازی عظیمی، برنده شده است. چهار سال گذشته است، اما مردم تماشاگران پرحوصله‌ای هستند! و به قهرمان‌شان تا دقیقه آخر وقت می‌دهند. حرف‌های خوب باید با تعامل با طیف عظیم نخبگان غیر باندی به برنامه و عمل تبدیل شود. او به‌جای انرژی گذاشتن در تقابل مداوم با حرفه‌ای‌ها که سعی‌شان اتلاف قوای اوست، باید در حوزه‌های مختلف اقتصاد، سیاست و فرهنگ به مردم توجه کند و با اصلاح ساختارها و ایجاد پایگاه های تازه، زمینه ورود ظرفیت های آنان را به صحنه فراهم کند. و الا حرفه‌ای‌ها بار دیگر به صحنه باز خواهند گشت، چنان که در طول تاریخ همواره چنین کرده‌اند!
    باید بدانیم که چهار سال بعد مردم خواهند دید که چه کارهایی شده و چه کارهایی نشده است، به طور مثال در عرصه کاری ما خواهند دید که چه رسانه‌هایی با برد داخلی و خارجی، با ابتنا بر این گفتمان ایجاد و یا  حمایت شده‌اند. چهار سال گذشته است و دولتی‌ها باید بدانند چه می‌کنند. مردم احمدی‌نژاد را دوست دارند، اما احمدی‌نژادی نیستند. کما این که پیشینیان را هم در مقاطعی دوست داشتند. به عهدنامه مالک اشتر بیشتر رجوع کنیم.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه