پيشرفته
 

موضوعات :

  • صدا و سیما
  • علوم انسانی
  • مدیریت فرهنگی

  • کلمات کليدي :

  • رسانه انتخابات
  • علوم انسانی
  • برنامه های صدا وسیما

  • مصطفی فارویی فیروزی

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • روی موج بیداری

  • مطلب بعدي >   267 تعداد بازديد
    9.50 (2 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 12 : پارازيت روي موج ايران

    مهندسيِ رسانه مهندسان...
    نگاهي به جايگاه علوم مردمي در صدا و سيما

    بالاخره روز مبادا آمد و با دهمين انتخابات رياست جمهوري، عفونت ناشي از زخم گزارش کارها خود را نشان داد و دمل چرکين کارهاي نکرده رسانه ملي، سرباز کرد. نقد رسانه ملي ابتدا نياز به نقد مباني و کارهاي نکرده دارد. انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري مشقهاي ننوشته زيادي را عيان کرد. اين انتخابات نشان داد نگاه مهندسي به مقوله آموزش در کشور خصوصا در رسانه ملي نگاه صحيحي نبوده است. اينکه يک پل چگونه ساخته ميشود يا عمق آسفالت در جادههاي بينشهري چقدر بايد باشد يا اينکه در قطب شمال چند مدل شير دريايي زندگي ميکنند، کجا به پاي اهميت آموزش و فهم مسائلي مثل ضريب جيني، تورم ساليانه يا نقطه به نقطه و يا شاخص فلاکت ميرسد؟ هزاران مساله مهم در رابطه با سرنوشت مردم وجود دارد که از ديد رسانه ملي مغفول است. مسائل هرچند کوچکي که زندگي روزمره مردم و سرنوشت آنها را تغيير مي دهد.
    «رسانه انتخابات»، تهي و بيمغز بودن برنامههاي رسانه ملي را به رخش كشيد. برنامه هاي تلويزيون يا آنقدر “س
    طحي” است که مثلا کارشناس ميگويد آمريکا از حق وتو بارها براي تصويب برنامه هايش استفاده کرده است و نمي داند که حق وتو يک حق سلبي است و نه ايجابي، و يا آنقدر “فرهيختگاني” که حلقه مخاطبان را به اندازه همان دايره فرهيختگان تنگ مي کند. آنقدر حرف ها و جملات مجريان برنامههاي سيما پشت سرهم و متناقض است که معروف و مرسوم شده است که مهمانان، حرفهاي خود را ميزنند و به سوال مجري کاري ندارند. جالبتر آنکه عموما مجريان اين برنامهها نيز از روي کاغذ سوال ها را ميخوانند و آنها هم به جواب ها کاري ندارند.
    انتخابات دهم نشان داد در صدا و سيما آموزش علوم مرتب
    ط با علوم انساني جدي گرفته نشده است. تحصيلات مديران ارشد سازمان در رشتههاي مهندسي است و شايد از نظر ايشان علوم انساني چيزي جز حرف چهار دانشمند غربي نيست که اگر عليه رويکردهاي اجرايي آنها باشند، ملحد و اگر مويد باشند، روشنفکر خوانده ميشوند. البته بر لزوم کار ريشهاي از جنس نخود سياه آن، هميشه تاکيد دارند. تعداد عنوان مهندس در ابتداي نام مديران رسانه ملي خود گويا است که تحمل کساني که در حوزههاي اقتصاد، سياست، سياست خارجي، جامعه شناسي و غيره تخصص دارند سخت شده است. از منظر ايشان متخصص در رشتههاي مرتبط با زندگي مردم و روابط انساني کسي است که در حوزه مربوطه واژگان غريب را ميشناسد و ميتواند جمله هايش را به نقطه برساند و علمش را در جهت فهم و به تبع آن، تاييد برنامههاي ايشان به کار گيرد.
    اين در حالي است که ميزان دانش و توانايي يک مهندس در علوم انساني به همان اندازه ميزان دانش و توانايي يک دکتراي ادبيات در رشته عمران است. تک تک برنامههاي تخصصي سازمان صدا و سيما[در علوم انساني] در صورت تحليل محتوا براي فرد متخصص، يک برنامه فکاهي يا اعصاب خرد کن است.
    در سازماني که ماهيتا بيشترين تخا
    طب را با انسان ها و مردم دارد، چگونه است که علوم انساني تا اين حد مورد غفلت و بيمهري است. چه بسا بخشي از اين بيمهري متوجه مديران فعلي نيست. سياست گذاران پيشين  ارزشي براي تقويت علوم انساني در کشور قائل نبودند و بيشتر به دنبال ساخت و ساز و سازندگي بودند. و علي القاعده از نظر ايشان ساخت و ساز نياز به مهندس داشت نه فيلسوف. چه اينکه اگر متفکر هم مي خواست احتمالا طبقه مديران مهندس خود را به اندازه يک دانشگاهي رشته هاي علوم سياسي، اقتصاد، جامعه شناسي و... داراي نظر و فتوا و گاه رساله عمليه هم مي دانستند. غافل از اينکه همين ساخت و ساز، مباني و رويکردهايي لازم دارد که از دل علومي چون اقتصاد، جامعه شناسي و سياست  برمي آيد. [به عنوان نمونه: ويژه نامه مسکن «راه» بيانگر اين بود که تا چه اندازه رويکردها و پارادايمها، در شکل گيري سياستهاي حوزه مسکن تاثير داشته است.] اين عدم توجه باعث شد که بيشتر دانش آموزان و بالتبع، دانشگاهيان به سمت رشته هاي فني مهندسي گرايش پيدا کنند و سطح کلاسهاي رشته ادبيات و علوم انساني در دبيرستان ها و دانشگاه ها شديدا افت کرد. متاسفانه بدنه علوم انساني ضعيف شد و افراد معدودي هم که بودند يا به خاطر حجب و حيا ناشناخته ماندند،يا حذف شدند و در چرخه نوچگان عرصه فرهنگ وارد نشدند و يا تكليف شد چند سنگر را همزمان با هم حفظ کنند و البته هيچ کدام را هم حفظ نکردند.
    البته در ميان رشتههاي علوم انساني رشتههايي که به جايگاه
    طبقه مديران ضربهاي نميزند بسيار مورد توجه است. مثلا روانشناسي تا خرخره برنامههاي صدا و سيما را پر کرده و براي دکوراتوري خيلي هم مناسب است. هيچ وقت هم بهانه نميگيرند که در روانشناسي بايد کار عميق و ريشهاي شود. عموما برنامهها در سطح عام و آموزشي و بسيار مناسب و قابل تقدير ارائه ميشود. در برنامه کودک، در سريالها، برنامه هاي کارشناسي خانواده و... در علوم اجتماعي هم آن دسته از مسائلي که به امور خرد مي پردازد، خوب کار ميشود. مثلا در مورد قرصهاي روانگردان يا اعتياد يا قضيه هواداران فوتبال. اما همين که بحث کمي ريشهايتر مي شود پاي نخود سياه کارهاي عميق و پژوهشهاي 10 ساله و بيست ساله و n ساله به ميان مي آيد. و بقيه علوم انساني هم در سطح اطلاعات عمومي طبقه بندي مي شود.
    از ديگر انتقادهاي مرتب
    ط با همين حوزه عدم اطلاعرساني واقعي و کاربردي است. چرا آمارها را نامزدها بايد اعلام کنند؟ پس وظيفه شبکه خبر چيست؟ شاخص داوجونز و آمارهاي بورس روزبهروز اعلام مي شود، اما وضعيت جهاني و وضعيت يک ساله و يک ماهه در کما به سر مي برد. در مقايسه با رسانه انتخابات، تلويزيون به مردم هيچ ديدي نمي دهد. پايين يا بالا رفتن شاخص يک بورس در طول يک روز حتي به درد سهام داران هم نمي خورد چه برسد به مردم عادي. بهانههاي محرمانهسازي آمار و اطلاعات و يا ترس از ايجاد نارضايتي عمومي هم نخنما شده است. سطح اخبار سازمان صدا و سيما کاملا روزنامهاي و سطح تحليلها، بسيار نازلتر از آن چيزي است که حتي در روزنامهها يافت ميشود.
    انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري نشان داد که آموزش مفاهيم کليدي بايد در راس همه برنامه هاي صدا و سيما قرار گيرد. مثلا تفاوت ديپلماسي و سياست خارجي. يا مفاهيمي مثل نقدينگي، گراني، تورم، رکود، اشتغال، نرخ بيکاري و.... بايد مورد توجه قرار گيرد. مباني آماري بايد براي مردم کاملا شفاف شود. چرا آمار مرکز پژوهشها، مرکز آمار و يا مثلا بانک مرکزي با هم متفاوت است. سبد مورد بررسي هرکدام از اينها چه تفاوتي با هم دارد. و صدها نکته ريز قابل ساده سازي ديگر.
    متاسفانه هنوز تغييري در برنامهها و رويكردهاي صدا و سيما ديده نميشود. با انتخابات دهم در حد يك مسابقه فوتبال هم برخورد تحليلي و ريشه اي نشد و هيچ برنامه اي براي آموزش مفاهيم و شفاف سازي ا
    طلاعات ساخته نشد. ماستمالي تنها هنري است كه خوب اجرا ميشود و اميدي هم به روزها و ماههاي بعد نيست. شايد ترس از اين وجود دارد که مردم عادي هم از اين واژگان سر درآورند و جايي براي اجتهاد ديگران با اطلاعات عمومي باقي نماند. و الله اعلم بما فيالصدور...

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه