پيشرفته
 

موضوعات :

  • مفاسد اقتصادی
  • عدالت اجتماعی

  • کلمات کليدي :

  • جهانشاهی
  • مفاسد

  • رضا زاده محمدي

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • تاریخ یارمان ؟

  • تلویزیون و «نمایش» آرمانگرایی

  • یكی بود، یكی نبود....

  • تعهد هنرمند و آرمان مسکوت

  • مردی كه می‌خندد

  • در جستجوی هویت

  • اوضاع کمی خوب است!

  • سومالی چیست؟

  • تمرين ذهني معكوس

  • از «ویژه مذهب» تا «مذهب ویژه»

  • مطلب بعدي >   917 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 9 : حقيقت برو گم شو!

    بازخواني اصول مترقي
    به بهانه زمين خواري هاي سيرجان و زنداني شدن حجه الاسلام جهانشاهي

    از زنداني شدن حجتالاسلام و المسلمين جهانشاهي به اتهام تشويش اذهان عمومي چند ماهي ميگذرد. اتهامي که بعد از اعتراضاتش به زمينخواري در سيرجان - بهويژه  آغاز حرکت پيادهاش بهسوي تهران - عليه او مطرح و در نهايت به محکوميتش منجر شد. مطابق راي دادگاه حدود 15 ماه از دوره  زندان او باقي مانده است. يادداشت زير درباره و براي اوست.
    اسلام مترقيترين دين و حامل مترقيترين ﺁموزههاست. انقلاب اسلامي منادي اسلام ناب و اصيل است. اميرالمومنين (ع) همچون فردي عادي بر سر يك زره با يك فرد عادي غيرمسلمان در مقابل قاضي نشست و قاضي بر خلاف خواست او راي داد. در اين دعوي علي (ع) مدعي و
    شاكي بود. حالت عكس را تصور كنيد و فرض كنيد كه يهودي از ﺁن حضرت شكايت مي كرد.چه اتفاقي مي افتاد؟ باز مثل فردي عادي در دادگاه حاضر ميشد. اين مترقيترين رتبهاي است كه بشر در باب حقوقمدني ميتواند به ﺁن دست يابد. حالت مرتجع و عقب مانده، سركوب كردن شاكي يا مدعي، متهم كردن او به تشويش اذهان و كارهايي از اين قبيل است.
    پس از مساوات در حقوق، مقوله ﺁزادي مطرح است – نه از ديدگاه فلسفي كه از ديدگاه اجتماعي. در اسلام اصل موكدي به نام امر به معروف و نهي از منكر وجود دارد. هدف اين اصل چيست؟ جلوگيري از ركود و ريشه گرفتن انحرافات و مفاسد و غرق شدن تدريجي جامعه در منجلاب. البته اين اصل هم حدود اخلاقي و اسلامي خود را دارد اما بهعنوان يك اصل اسلامي مترقي نيازمند زمينهسازي با استفاده از همه ابزارهاي سنتي و مدرن است. امر به معروف و نهي از منكر در اسلام فقط به صورت شخصي و درگوشي نيست  و مي تواند شامل هشدار و اعلان به عموم باشد و دو حالت دارد: يا موضوع و طرف بحث اشخاص اند يا نهادها و ارگانها. اشخاص ميتوانند از خود دفاع كنند يا شكايت كنند و اين قوانين و رويههاي خاص خود را دارد. نهادها هم ميتوانند در واكنش به طرح ادعا يا بحث نادرست همين كار را بكنند. بنابراين چارچوب كار براي جلوگيري از نشر اتهامات واهي و اكاذيب ،تحت عنوان امر به معروف مشخص است. اما اين يك چارچوب ابتدايي است و نه مترقي به اندازه ﺁرمان انقلاب كه روح اسلام ناب را دنبال مي كند. در واقع حتي بايد اين بحث را دنبال كنيم كه اولا نهادها و ارگانها در طرح شكايت عليه اتهامات محدوديت داشته باشند و حتي ادعاهاي كذب را با اطلاع رساني پاسخ دهند، نه برخورد حقوقي. ثانيا اشخاص داراي مناصب بالا بايد تعهد اخلاقي و حتي قانوني بسپارند كه ظرفيت و تحمل بالاتري براي تحمل انتقادات و حتي اتهامات داشته باشند و اين را به عنوان مقتضاي جايگاه خود بپذيرند. اين اندازه از خود گذشتگي  براي سالم ماندن و رشد و بالندگي جامعه اسلامي و هدف متعالي تري كه همانا فاسد نشدن جامعه و گنديدن و سقوط ﺁن لازم است و كساني كه ادعاي اسلام و انقلاب دارند بايد ﺁنرا بپذيرند. رويكرد غير اسلامي و غيرمترقيانه ﺁن است كه دستگاه قضا حتي در مواردي كه اشخاص يا نهادهاي مورد انتقاد، شكايتي مطرح نكرده اند پيشقدم شود و راسا به دستگيري و برخورد با منتقد بپردازد.
    بحث بعدي، بحث فايده امر به معروف و نهي از منكر است. فردي كه انتقاد يا انحرافي را مطرح ميكند و هشدار ميدهد در واقع زنگ خطري را به صدا در مي ﺁورد كه نهادهاي نظارتي جامعه بايد به ﺁن توجه كنند. از دو حالت خارج نيست يا ادعاي مطرح شده دروغ و غير واقعي است يا واقعي. در جامعه بالنده اسلامي نهادهاي نظارتي بايد به سرعت به پيگيري انتقاد مطرح شده بپردازند تا اگر راست باشد با ﺁن مقابله كنند. اولين وظيفه ﺁنها اين است، نه برخورد با منتقد و ﺁمر به معروف، هرچند كه ادعاهايش كاملا اشتباه باشد.
    در مساله جهانشاهي اتفاق عجيب و غريبي افتاده است. بهجاي جوابگويي يا تنوير افكار از سوي نهادهاي مورد اتهام، رسيدگي و اقدام قضايي سازمان بازرسي و قوه قضائيه براي مقابله با زمين خواري احتمالي، به دستگيري و زنداني كردن ﺁمر به معروف پرداخته شده است. ﺁيا اين جايزه كسي است كه خود و زندگي و منافع شخصي خود را به خطر انداخته تا از ﺁنچه حق مردم ميداند دفاع كند؟ اين است ديدگاه مترقيانه اسلام در باب امر به معروف و ﺁزادي انتقاد؟چرا بايد جامعه اسلامي را بسته و مرتجع نشان دهيم و چهره اسلام را مشوه كنيم؟
    اما نكته مثبت و اميد بخش، نگاه دوباره به بعضي مباني و انديشيدن به چارچوبها و خط مشیهاي مورد نظر اسلام، طرح دوباره ﺁنها در ذيل اين اتفاق و درك بهتر حكمت و هدف اصلي امر به معروف است.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه