پيشرفته
 

موضوعات :

  • مدیریت فرهنگی
  • امام و رهبری

  • کلمات کليدي :

  • نظام اسلامی
  • شاخص
  • اشرافی گری

  • مقام معظم رهبري

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • جهاد یعنی تلاش به نفع کشور

  • واقعاً وضع زندگی مردم ما این‌طوری است؟

  • جهوری اسلامی ایران معنی ندارد اگر...

  • برکت 32 سال ایستادگی

  • چند روایت متواتر درباره موسیقی

  • امروز دل ملت هاى اسلامى پر از نفرت از امريكا و مستكبران است

  • شجاع، باشرف و طرفدار ضعفا

  • حزب‌الله همین مردمی هستندکه رجل سیاسی تحقیرشان می‌کند

  • رای که نمی آورند جمـهوریت می شود عوام گرایی

  • این حرکت تا قلب اروپا خواهد رفت

  • مطلب بعدي >   1548 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب  
    راه شماره 9 : حقيقت برو گم شو!

    ساخت حقيقي و واقعي و دروني

    آنچه مهم است اين است كه نظام جمهورى اسلامى يك ساخت حقوقى و رسمى دارد كه آن قانون اساسى، مجلس شوراى اسلامى، دولت اسلامى، انتخابات - همين چيزهائى كه مشاهده ميكنيد - است، كه البته حفظ اينها لازم و واجب است؛ اما كافى نيست.

    هميشه در دلِ ساخت حقوقى، يك ساخت حقيقى، يك هويت حقيقى و واقعى وجود دارد؛ او را بايد حفظ كرد. اين ساخت حقوقى در حكم جسم است؛ در حكم قالب است، آن هويت حقيقى در حكم روح است؛ در حكم معنا و مضمون است. اگر آن معنا و مضمون تغيير پيدا كند، ولو اين ساخت ظاهرى و حقوقى هم باقى بماند، نه فايده‏اى خواهد داشت، نه دوامى خواهد داشت؛ مثل دندانى كه از داخل پوك شده، ظاهرش سالم است؛ با اولين برخورد با يك جسم سخت در هم ميشكند. آن ساخت حقيقى و واقعى و درونى، مهم است؛ او در حكم روح اين جسم است. آن ساخت درونى چيست؟ همان آرمانهاى جمهورى اسلامى است: عدالت، كرامت انسان، حفظ ارزشها، سعى براى ايجاد برادرى و برابرى، اخلاق، ايستادگى در مقابل نفوذ دشمن؛ اينها آن اجزاء ساخت حقيقى و باطنى و درونى نظام جمهورى اسلامى است.

     اگر
            ما از اخلاق اسلامى دور شديم،
     اگر
            عدالت را فراموش كرديم، شعار عدالت را به انزواء انداختيم،
     اگر
            مردمى بودنِ مسئولان كشور را دست‏كم گرفتيم،
     اگر
            مسئولين كشور هم مثل خيلى از مسئولين كشورهاى ديگر به مسئوليت به عنوان يك وسيله و يك مركز ثروت و قدرت نگاه كنند،
     اگر
            مسئله‏ى خدمت و فداكارى براى مردم از ذهنيت و عمل مسئولين كشور حذف شود
    اگر
    مردمى بودن، ساده‏زيستى، خود را در سطح توده‏ى مردم قرار دادن، از ذهنيت مسئولين كنار برود و حذف شود؛ پاك شود،
     اگر
            ايستادگى در مقابل تجاوزطلبى‏هاى دشمن فراموش شود،
    اگر
             رودربايستى‏ها، ضعفهاى شخصى، ضعفهاى شخصيتى بر روابط سياسى و بين‏المللى مسئولين كشور حاكم شود،
    اگر
            اين مغزهاى حقيقى و اين بخشهاى اصلىِ هويت واقعى جمهورى اسلامى از دست برود و ضعيف شود،
     ساخت ظاهرىِ جمهورى اسلامى خيلى كمكى نميكند؛
     خيلى اثرى نميبخشد
     و پسوند «اسلامى» بعد از مجلس شورا: مجلس شوراى اسلامى؛ دولت جمهورى اسلامى، به تنهائى كارى صورت نميدهد.
     اصل قضيه اين است كه مراقب باشيم آن روح، آن سيرت از دست نرود، فراموش نشود؛
     دلمان خوش نباشد به حفظ صورت و قالب. به روح، معنا و سيرت توجه داشته باشيد. اين، اساس قضيه است.

    و من به شما عرض بكنم كه تغيير سيرت، تغيير آن هويت واقعى، بتدريج و خيلى آرام حاصل ميشود. توجه بعضى‏ها به اين، غالباً جلب نميشود، يا خيلى‏ها توجهشان جلب نميشود. يك وقتى ممكن است همه متوجه شوند، كه كار از كار گذشته باشد. خيلى بايد دقت كرد. چشم بيناى طبقه‏ى روشن‏بين و روشنفكر جامعه - يعنى طبقه‏ى دانشگاهى - و چشم بيناى دانشجويان بايد اين مسئوليت را هميشه براى خودش قائل باشد.

    نظام اسلامى، نظام اسلامى است در ظاهر و باطن؛ نه فقط نظام اسلامى در ظاهر. صرف اينكه حالا يك شرائطى در قانون اساسى براى رئيس جمهور و براى رهبر و براى رئيس قوه‏ى قضائيه و براى شوراى نگهبان و براى كه و كه معين شده؛ و چه و چه، اينها كافى نيست؛ اگرچه اينها لازم است. انحراف در هدفها، در آرمانها، در جهتگيرى‏ها را بايد مراقبت كرد كه پيش نيايد. و اين چيزى است كه ما در طول اين سالهاى طولانى - بخصوص بعد از جنگ و بعد از رحلت امام - درگيرش بوديم؛ جزو درگيرى‏هاى اساسى در اين دو دهه‏ى گذشته، يكى همين بوده. تلاشهاى زيادى شده است براى اينكه جمهورى اسلامى را از روح و معناى خودش خارج كنند. تلاشهاى زيادى كرده‏اند؛ به شكلهاى مختلف؛ چه در زمينه‏هاى سياسى، چه در زمينه‏هاى اخلاقى، چه در زمينه‏هاى اجتماعى؛ از اظهاراتى كه شده و حرفهائى كه زده شده. ما يك دوره‏اى را هم مشاهده كرديم كه در مطبوعات ما رسماً، علناً، جدائى و تفكيك دين از سياست را اعلان كردند! اصلاً مسئله‏ى يكى بودن دين و سياست را كه اساس جمهورى اسلامى و اساس حركت عمومى مردم بود، زير سؤال بردند. از اين بالاتر؟! در دورانى، در مطبوعات ما ديده شد كه صريحاً، علناً، از رژيم ظالم، جبار و سفاك پهلوى دفاع شد! براى اينكه چنين حالتى پيش نيايد و براى برخورد با اين انحراف، ميشود با برجسته كردن مرزهاى اعتقادى و فكرى و سياسى، جلوى اين انحراف را گرفت.
            شاخصهاى هويت اسلامى بايستى معلوم باشد
            شاخص عدالت‏طلبى
            شاخص ساده‏زيستى مسئولان،
            شاخص كار و تلاش مخلصانه،
            شاخص طلب و پويائى علمى بى‏وقفه،
            شاخص ايستادگى قاطع در مقابل طمع‏ورزى و سلطه‏ى بيگانگان،
            شاخص دفاع از حقوق ملى.
    از حقوق ملت، دفاعِ شجاعانه كردن يك شاخص است؛ مثل همين حق هسته‏اى؛ مسئله‏ى هسته‏اى. اين يكى از ده‏ها نياز كشور ماست؛ تنها مسئله‏ى ما نيست؛ اما وقتى دشمن روى اين نقطه متمركز شد، ملت هم ايستادگى كرد. در اين نقطه‏اى كه دشمن روى او تمركز پيدا كرده است، اگر ملت عقب‏نشينى كند، اگر مسئولين عقب‏نشينى كنند و از اين حق قطعى و روشن صرف‏نظر كنند، بدون ترديد راه براى دست‏اندازى به حقوق ملى براى دشمن باز خواهد شد.
    اجتناب از اشرافيگرى؛
     يعنى ضد ارزش كردن. در انقلاب ما اين نكته وجود داشت؛ اين را بتدريج بعضى‏ها سعى كردند كمرنگ كنند. اين در مسائل اقتصادى ما اثر دارد، در مسائل روانى ما اثر دارد. اشرافيگرى و گرايش به اشرافيگرى، يك ضد ارزش بود در انقلاب. يعنى افرادى در سطوح مختلف بودند كه از اينكه به اشرافيگرى نسبت داده شوند، يا از آنها چيزى ديده شود كه جزو خصوصيات اشرافيگرى باشد، بشدت اجتناب ميكردند. مسئولين كشور در درجه‏ى اول متعهد به اين قضيه هستند و بايد باشند.
     اين تدريجاً ضعيف شد.
    امروز خوشبختانه همان موج ضد ارزش كردن اشرافيگرى، بحمداللَّه وجود دارد؛ يعنى دولت، مسئولين دولتى ساده‏زيستند، مردمى هستند و اين خيلى فرصت خوبى است؛ نعمت بزرگى است. اين يكى از شاخصهاست.
    مسئله‏ى ارزش جهاد و شهادت، يكى ديگر از شاخصهاست. ارزش مجاهدت، مقام والاى شهادت، از جمله‏ى چيزهائى بود كه به وسيله‏ى عناصرى - كسانى، دستهائى - زير سؤال رفت. جهاد را زير سؤال بردند، شهادت را زير سؤال بردند. اين، يكى از شاخصهاست؛ بايد برجسته شود. احترام به شهيدان، احترام به جهاد و مجاهدان بايستى جزو بخشهاى برجسته‏ى پرچم جمهورى اسلامى قرار بگيرد. جمهورى اسلامى به جهاد و شهادت شناخته ميشود.
    اعتماد به مردم، عقيده‏ى واقعى به مشاركت مردم. بعضى‏ها اسم مردم را مى‏آورند؛ اما حقيقتاً اعتقادى به مشاركت مردم ندارند. بعضى اسم مردم را مى‏آورند؛ اما به مردم اعتماد ندارند. بناى جمهورى اسلامى بر اعتماد به مردم و اعتقاد به مشاركت مردم است.
    شجاعت در برابر هيبت دشمن، جزو شاخصهاست. ... اگر جمهورى اسلامى دچار شاه سلطان حسين‏ها بشود، دچار مديران و مسئولانى بشود كه جرأت و جسارت ندارند؛ در خود احساس قدرت نميكنند، در مردم خودشان احساس توانائى و قدرت نميكنند، كار جمهورى اسلامى تمام خواهد بود.
    حضرت آیتا... خامنهای - سخنرانی در دانشگاه علم و صنعت

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه