پيشرفته
 

موضوعات :

  • پرونده

  • کلمات کليدي :

  • سبزوار
  • سمیرم
  • فیروزآباد و ایذه

  • روح الله امين آبادي

    ديگر مطالب اين نويسنده :

    مطلب بعدي >   1702 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 12 : پارازيت روي موج ايران

    قربانيان ناکارآمدي
    بازخواني چند پرونده درباره کشته هاي اعتراضات اجتماعي - سياسي دهه گذش

     ناكار آمدي قربانيان  - موسوي لاري



    اشاره: انتخابات رياست جمهوري دهم اولين انتخابات در تاريخ دموکراسي ايراني نبود که در درگيريهاي پيش يا پس از آن خونهايي ريخته شد. با اين وجود، گروههايي که با کشاندن رايدهندگان به خيابانها نتوانستند نتابج انتخاباتي قانوني را تغيير دهند، سعي کردند با تکيه بر بيتوجهيهاي هميشگي نخبگان سياسي ايران کشته شدن افراد در ماجراي اين اعتراضات خياباني غيرقانوني را امري فوقالعاده بزرگ، بديع و نافي مشروعيت کل نظام جلوه دهند. کشته شدن معترضين (حتي در جريان يک اعتراض سياسي غيرمجاز) نشانه “ناکارآمدي” بخشهايي از نظام است اما هيچگاه نميتواند نافي “مشروعيت” کل نظام باشد. مخصوصا آن که علم “نفي مشروعيت نظام” از جانب عدهاي بلند شده باشد که سابقه کشتار معترضين در جريان اعتراضات اجتماعي و سياسي دوران حکومت خود و همفکران سياسيشان کم نيست. آنچه در زير ميخوانيد نمونه هايي از اين موارد است.

    سبزوار: برخورد قانوني با عوامل يک سوءتفاهم
    چهارشنبه هفتم شهريور 1380 درپي انتشار خبر تقسيم استان خراسان به سه استان و اعلام نشدن نام سبزوار بهعنوان مرکز يکي از سه استان تازهتاسيس، اعتراضات در اين شهر آغاز شد. روز اول دفتر سيدآبادي يکي از نمايندگان سبزوار و همچنين فرمانداري اين شهر هدف هجوم معترضين قرار گرفت. روزنامه ايران در شماره روز يكشنبه ۱۱ شهريور  ماجرا را به نقل از خيرآبادي ديگر نماينده سبزوار اين گونه توصيف کرده است:
    “پنجشنبه گذشته مردم سبزوار با بستن راه تهران ـ مشهد راهپيمايي را به خشونت كشاندند و اين خشونت به داخل شهر كشيده شد و منجر به درگيري نيروهاي نظامي و انتظامي با مردم شد كه
    طبق آخرين خبرها يك نفر از عزيزان سبزواري جان خود را از دست داد، حدود ۳ە نفر مجروح شدند كه ۱۲نفر آنها دچار شكستگي دست و پا شدند. دو نفر ازمجروحان كه حالشان وخيم است با انتقال به مشهد از مرگ نجات يافتند. دكتر خيرآبادي درمورد عده بازداشت شدگان گفت: منابع غيررسمي دستگيرشدگان را ۱۵۴ نفر اعلام كردند.”
    سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور وقت در نخستين مصاحبه خبري خود حوادث سبزوار را “سوءتفاهمي که براي مردم  اين شهر رخ داده” توصيف کرد و بدون آنکه درباره دلجويي از آسيب ديدگان اين سوءتفاهم حرفي بزند يا به تلفات اين اعتراض اجتماعي اشارهاي بکند، ابراز اميدواري کرد “همه مقصران و کساني که از اين وضعيت رخ داده، فرصت
    طلبي  کرده و به همبستگي مردم لطمه وارد ساختند، برخوردي قانوني، منطقي و درست صورت گيرد.”
    (http://former.president.ir/khatami/cronicnews/1380/8006/800610/index-f.htm)


    قربانيان ناکارآمدي


    سميرم: قربانيان اعتراض به يک تقسيم
    بيست و هفتم مرداد 82 خبري روي تلکس خبرگزاريها قرار گرفت مبني بر کشته شدن 8 نفر در درگيري ماموران نيروي انتظامي استان اصفهان با مردم معترض سميرم. شش تن از کشتهها از مردم بودند و دو تن از ماموران نيروي انتظامي.آنچه مردم سميرم را به اعتراض واداشته بود، مصوبه پنج روز قبل هيات دولت درباره جدايي دهستان وردشت از سميرم و الحاق آن به شهر تازهتأسيس دهاقان بود.سايت بازتاب (سلف توقيفشده سايت تابناک) آن زمان تعداد معترضان را 3000 نفر اعلام کرد.
    علي افشاري عضو شوراي شهر وقت سميرم چند روز بعد از حادثه، در گفتگويي با خبرگزاري فارس گفت که “ اعتراض مردم سميرم به جدايي دهستان وردشت از شهرستانشان در آغاز کاملاً عاري از خشونت بوده” و خشونتها پس از سه- چهار روز تحصن آرام در فرمانداري سميرم و پاسخگو نبودن هيچيک از مسئولان استانداري يا وزارت کشور دولت اصلاحات آغاز شده است. کرامتالله عمادي نماينده وقت سميرم در مجلس هم يک روز قبل در ن
    طقي در مجلس “عناد و غرضورزي عدهاي که با برخي افراد در استانداري اصفهان در ارتباطند” را علت تشنج و درگيري در سميرم توصيف کرده بود.
    در آن سو حسن رمضانيانپور، نماينده شهرضا (همسايه سميرم) در مجلس در گفتگويي با خبرگزاري فارس عامل تشنج در سميرم را “برخي اعضاي فرصت
    طلب شوراي اين شهر” که به گفته او “براي پوشاندن نقطه ضعف خود، موضوع وردشت را بهانه قرار دادهاند” معرفي کرد.
    محمود ميرلوحي، معاون حقوقي و امورمجلس موسوي لاري هم همان روزها در گفتگويي با ايسنا ضمن دفاع از تصميمي که درباره انتزاع وردشت از سميرم گرفته شده بود، بدون نام بردن از کسي عدهاي را عامل بروز درگيري معرفي کرد که بهگفته او “هميشه سعي ميکنند بر موقعيتها و مشکلاتي که پيش ميآيد موج سواري کنند.” ميرلوحي سپس ادامه داده بود که استاندار اصفهان مکرراً مأموران نيروي انتظامي را از تيراندازي منع کرده بوده اما اوضاع از کنترل خارج مي شود و حتي تلاش وزير کشور هم براي آرام کردن اوضاع به جايي نرسيد.در نهايت در تيراندازي ماموران نيروي انتظامي بسوي مردم سميرم شش نفر از آنها کشته شدند.
    بسياري از کساني که آن روزها پيگير ماجراي کشته شدن مردم در سميرم بودند متوجه نشدند با عوامل اين رويداد (هرکس که بود) چه برخوردي شد.آن زمان هيچ کس تلاش نکرد  اتهام “ کشتار مردم” را به پاي کل نظام بنويسد و آن را زيرسوال برنده مشروعيت نظام بداند. خون آن شش نفر هم دامن هيچ يک از  مقامات دولت اصلاحات و نظام و حتي مقامات درجه دو و سه استان اصفهان را نگرفت. روزنامه اعتماد دوازدهم مهر 82 موضع عبدالواحد موسوي لاري دومين وزير کشور خاتمي در اين باره را اين
    طور منتشر کرد:
    “وزير كشور درباره رويكرد اين وزارتخانه نسبت به عوامل پديدآورنده حادثه سميرم گفت: نبايد هيچ محدوديتي در برخورد با عاملان اين حادثه، وجود داشته باشد. موسوي لاري در حاشيه همايش فرمانداران با اعلام اين م
    طلب كه گزارش حادثه سميرم هنوز به صورت رسمي در اختيار وي قرار نگرفته، گفت: وزارت اطلاعات و نيروي انتظامي به ما اعلام كردند كه عوامل اصلي اين حادثه را شناسايي كردهاند. اما اميدواريم در فرصتي مناسب با “عوامل تخريب و آشوب” و “ كساني كه كشته شدن تعدادي از افراد را در اين شهرستان موجب شدند” برخورد شود و دستگاه قضايي هم انشاء الله در اين مسأله با ما همكاري خواهد كرد.”
    اصل موضوع انتزاع وردشت از سميرم همه در نهايت با اب
    طال مصوبه هيات دولت در ديوان عدالت اداري به پايان رسيد:
    “هيات عمومي ديوان عدالت اداري مصوبه شماره 28822ت/22099 مورخه 22/5/ 82 كميسون موضوع اصل 138 قانون اساسي را در خصوص انتزاع دهستان وردشت از بخش مركزي سميرم و الحاق آن به مركزيت شهر دهاقان را صرف نظر از اينكه موجب اغتشاش و بينظمي در من
    طقه را فراهم نموده بود، برخلاف مادتين 10 و 13 و تبصره يك ماده چهار قانون تقسيمات كشوري قلمداد و به اتفاق آراء ابطال نمود.اين بخشنامه خلاف قانون و اختيارات كميسيون سياسي - دفاعي دولت تشخيص داده شد.” (خبرگزاري فارس، دوم شهريور 1382)

    فيروزآباد و ايذه: قربانياني از جنس شهروندان درجه دو
    شنبه دوم اسفند 1382 درپي اعلام نتايج انتخابات مجلس هفتم در حوزه فيروزآباد، تعدادي از اهالي شهر در اعتراض به نتيجه اعلام شده به سمت فرمانداري حرکت کردند.ظاهرا در جريان حرکت مردم به سمت فرمانداري ماموران يکي از پاسگاههاي نيروي انتظامي با معترضين درگير ميشوند و در تيراندازي به سمت مردم يک نفر کشته ميشود.پس از اين حادثه درگيريها شدت ميگيرد و با اضافه شدن به جمعيت، اوضاع شلوغتر و تخريب شهر آغاز ميشود و چند روز ادامه مييابد.
    معاون امنيتي انتظامي وزارت کشور دولت خاتمي چهار روز بعد، در گفتگويي با خبرگزاري ايسنا تعداد کشته هاي اين ماجرا را چهار نفر اعلام کرد.علياصغر احمدي در همان مصاحبه تلفات درگيريهاي مشابهي را که همان روز (شنبه پس از انتخابات) در ايذه روي داده بود، سه نفر اعلام کرد.اين آمار البته اندکي با آماري که دو روز قبل از
    طرف معاون سياسي - امنيتي استانداري خوزستان (که به صحنه نزديکتر) بود تفاوت داشت. افقه معاون سياسي امنيتي استانداري خوزستان سوم اسفند در گفتگويي با ايسنا، کشته شدگان حوادث  شنبه پس از انتخابات در اين شهر را چهار نفر اعلام کرده  بود.ايسنا ماجراي درگيريهاي بعد از انتخابات مجلس هفتم در اين شهر را به نقل از فرماندار وقت ايذه اين طور توصيف کرد:
    “وي در مورد حادثه‏ شهرستان ايذه، گفت: بعد از اينكه نتايج آرا مشخص شد تعدادي به خيال اينكه مي‏توانند انتخابات را زير سوال ببرند، به
    طرف فرمانداري حركت و قصد داشتند كه آن را تصرف كنند. فرماندار ايذه، در مورد اوضاع فعلي شهر گفت: اوضاع شهر آرام و زندگي عادي در جريان است، البته نزديك به سه ميليارد تومان خسارت مالي به اماكن دولتي اين شهرستان وارد شده است و تاكنون ]فرداي روز حادثه[ در ارتباط با اين حادثه سي نفر شناسايي شده‏اند كه تعدادي از آنها اعتراف كرده‏اند."
    کشته شدن هفت نفر از معترضان به انتخاباتي که وزارت کشور سيدمحمد خاتمي مجري آن بود، نه به پاي خود او يا وزير کشورش که حتي به نام فرمانداران ايذه و فيروزآباد هم نوشته نشد.هيچ کس هم به کشتهشدگان لقب شهيد نداد.
    امروز پس از شش سال، بسياري از مردم و نخبگان و روزنامهنگاران ايراني حتي يک بار هم به گوششان نخورده که پيش از ظهر دوم اسفند 82 هم هفت نفر از کساني که (با هر استدلالي) به اين نتيجه رسيده بودند که راي آنها دزديده شده و بايد "راي من کو؟" سر بدهند، در درگيريهاي پس از انتخابات در دو شهر (که جمعيتشان سرجمع سيصدهزار نفر نميشد) کشته شدند.آيا چون آن هفت نفر تهراني نبودند کسي به آنها لقب شهيد نداد؟ يا بهخا
    طر اين که شهروند درجه دو بودند؟ يا اصلا بخاطر اين که صرف نميکرد...!؟

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه