پيشرفته
 

موضوعات :

  • هنرهای تجسمی

  • کلمات کليدي :

  • پوستر عاشورایی
  • گرافیک

  • مجید اکبر زاده

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • پوستر عاشورايي

  • اولين جشنواره در سي امين سال

  • مطلب بعدي >   2381 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 8 : تاوان دموكراسي بيش از اندازه

    آن نکته درحجاب
    گفت وگو با خشايار قاضي زاده درباره سوگواره پوسترهای عاشورایی

    اشاره: گفت و گوي ما با استاد خشايار قاضي زاده در ايام برگزاري سوگواره پوسترهاي عاشورايي درخانه هنرمندان انجام شد. استاد قاضي زاده عضو هيئت علميدانشگاه شاهد و در حال حاضر دانشجوي دکتراي دانشگاه تربيت مدرس تهران است.

     در ابتداي بحث خواهش ميکنم کليتي از فرهنگ عاشورا و رابطه آن با هنرهاي تجسميبفرماييد.
    وقتي هنرمندان با اين واقعه روبه رو ميشوند تحت تاثير اين واقعه که ميتوان گفت از ديد ما عظيم ترين واقعه بشري است  ناچار اگر دلي داشته باشند پي ميبرند بجز با بيان هنري نميتوانند با اين واقعه کنار بيايند؛ حالا اين بيان هنري با جلوههاي مختلفي بروز ميکند. يعني يا در شعر است يا در شکل عزاداري و سوگواري و اين شکل عزاداري کم کم به شکل نمايشي تبديل ميشود و تعزيه را شکل ميدهد. يا از آن هنرهايي مثل موسيقي بيرون ميآيد  و بعد هنرهاي تعزيه گرداني و شمايل کشي و اينها البته سابقه اش نسبت به جلوههاي نمايشي و جلوههاي شعري يک مقداري ديرتر بوده است.
     ميتوان گفت که اولين بروز و ظهور در بيان هنري عاشورا از شعر شروع ميشود و اول بعد از شهادت سيدالشهدا اهل بيتشان و بعد از اهل بيت، اصحاب ايشان در قرون اوليه هجري سر خاک ايشان عزاداري برپا ميکنند و در دوره آل بويه هم مقداري رسميت به خودش ميگيرد. آل بويه در قرن چهارم هجري اعلام ميکند که بغداد را پردههاي سياه بکشند  و دستههاي عزاداري راه بياندازند. بعد از آن طبق مستنداتي که ما داريم عزاداري در دوره صفويه مقداري اشکال نمادين تري پيدا ميکند و حتي بر اساس گفتههاي سفيران و مستشرقين غربي و آنهايي که در آن دوره از ايران ديدن ميکردند پردههاي بسيار بزرگي کشيده ميشد که به نوعي وقايع عاشورا را در آن تصوير ميشده و به ترغيب شاه اسماعيل اين پردهها در شهرها و روستاها گردانده ميشده است تا جوانها را براي مبارزه و جنگ تهييج کند. اگرچه ما نمونههاي تصويري محدودي در دسترس داريم مانند پردهاي که وقايع عاشورا در آن ترسيم شده و درموزه آستان قدس قرار دارد. يا نمونه هايي که باز منسوب است به دوره صفويه نقاشي ديواري درامامزاده زيد اصفهان است که وقايع عاشورا کشيده شده است. و يا در شمال ايران در بقعههاي گيلان و ديلمان امامزاده هايي هست که تصاوير و شمايل هايي از عاشورا ميبينيم. عاشورا به سبب وسعت و عظمتش و تاثير زيادي که در قلب توده کثيري از مردم گذاشته جلوههاي مختلفي از هنر را باعث شده است. که مرور ظهور ميکند و در دوره قاجار به اوج خودش ميرسد. کافي است تا آثار به جا مانده از هنرهاي سنتي آن دوره نگاهي بياندازيم.
    آنچه مسلم است براي هنرمند نبايد دستورالعمل صادر کرد.  اگر بخواهيم موضوع عاشورا را بدون نظر کردن به آن سابقه هنري و تاريخي که داريم کار کنيم بجايي نميرسيم. چون خود عاشورا هم يک جور رجعت است به آن باطن معنوي خودمان و آن تاريخي که اصلا شاکله اعتقادي ما راساخته است.
     در زمينه هنر هم دقيقا آن رجوع را ما نياز داريم. منتها ما الان دست آوردهاي جديدي هم در هنر جديد داريم. مثلا در عرصه گرافيک امکانات خيلي گستردهاي آمده است ولي زماني اين امکانات گسترده ميتواند در خدمت هنرمند قرار گيرد که آن معنا را طوري نشان دهيم که تحت تاثير ظواهر تکنيکي که امروز در دسترس ماست و از بين نرود. يعني هنوز آن نمود معنوي خودش را داشته باشد.
    خيلي وقتها ديده ايم کارهايي را که افرادي در قديم کار ميکردند و از لحاظ حرفهاي هم هنرمند نبودند. فقط دلي و نسبتي با اين معني داشتند. کارهايي کرده اند که تاثيرش هنوز باقي است ولي الان افرادي هستند که خيلي از ابزارها و دستاوردهاي هنري را دارند ولي به نظر ميآيد که آنقدر تکنيک زده شده اند که آن حرف اصلي را فراموش کرده اند. کارشان ديگر آن تاثير را ندارد. با وجود آنکه خيلي عناصر مختلف را به کار ميگيرند ولي انگار آن حرف وآن نکته را خيلي دريافت نکرده اند. حتي پوشيده شده و در حجاب رفته است.
    اگر دقت کرده باشيد رويکرد به توليد آثار ديني و مذهبي بيشتر شده است. به نظر شما آيا اين حرکت، يک حرکت شکلي است يا در محتوا هم اين اتفاق دارد ميافتد؟
     من فکر ميکنم اين رويکرد يک زمينه محتوايي داشته است. يعني خود محتواي انقلاب اسلاميبه نوعي است که افراد نسل انقلاب و نسلهاي بعد از آن را و کلا نگاه بشر را از زمين را از زمين متوجه آسمان کرد و هنوز موج اين نگاه در دنيا دارد فراگير ميشود. اين موج نقاط مختلف دنيا شروع شده است واين نشان ميدهد که بشر عصر حاضر با دوسه دهه پيش خيلي فرق کرده است. بشر الان متوجه شده است که بايد در جستجوي معنا باشد. اين رويکرد در جامعه ما به برکت انقلاب به وجود آمد. ولي مهم اين است که صورتهاي شکلي مختلفي که به خودش گرفته از طرف مسئولين حمايت شود تا اين دوره که شبيه دست و پا زدنهاست و به اصطلاح اين دوره انتقال طي شود و اين تا به يک شکل و شخصيت ساختاري برسد طول ميکشد. اين دريايي است که هرکس به وسعت ظرفيت خودش از آن جرعهاي بر ميگيرد. ما نميتوانيم منعش کنيم و بايد منتظر باشيم شايد که يک دهه، دو دهه وشايد هم يک صده طول بکشد که آثار غني که حاصل تمدن اين فرهنگ است که رويکرد مضامين مذهبي را را داشته؛ تازه ظاهر ميشود.
    در اين آثاري که امروز در اين نمايشگاه عرضه شده کدام يک از عناصر بصري پوستر بيشتر نمود وغلبه دارد و شما فکر ميکنيد علت چيست؟
    جمع بندي آن سخت است ولي آنچه من ديدم و در وهله اول فکر ميکنم در همه کارها مشترک است بيشتراز نمادهاي تصويري، نمادهاي تجريدي مثل کلمات و حروف مثل خود کلمه عاشورا و يا مضامين و جملاتي که وابسته به عاشوراست بيشترين بيان اين پوسترها حاصل شده است. حالا گاهي ممکن است که اين عبارات قرآني باشد ويا شعارهايي باشد که در روز عاشورا داده شده است و اين بيشتر غالب است.  در وهله دوم المانها و نمادهايي است که بيشتر آنها در نقاشي قهوه خانهاي است. يعني آن خودها و لباسها و نوع طراحي شمايلها که معمولا به صورت فيلد( محو) با تاکيد روي نقطهاي خاص از تصوير با برش و... استفاده شده است. البته ممکن است و بايد چيدن اين عناصر در کنار هم جديد و متناسب باشد.
    علت وفور استفاده از اينگونه المانها و نشانهها در اين کارها چيست؟
    وقتي هنرمند رجوع ميکند به کلمه حتي مختصر ميکند به يک حرف خاص يا کلمه خاص از يک جمله مثل خود کلمه عاشورا فکر ميکنم به جهت اين است که عظمت اين واقعه آنقدر زياد است که انسان بي اختيار به سمت تجريد ميرود. در همه هنرها تجريدي ترين صورتها و وضعيتها وضعيتي است که ديگر تصوير نميپذيرد وبيشتر مجرد ميشود و در کلمه خلاصه ميشود. کلمه عاشورا را با اينکه يک کلمه ساده است ولي انگار تماميمعاني که ما ميتوانيم از عاشورا دريافت کنيم در اين کلمه ريخته شده است. انگار خيلي بيشتر از يک تصوير يا يک موقيعت خاصي ميتواند بار معنايي داشته باشد. بعد هم مطلبي که براي يک گرافيست وجود دارد اين است که ظاهرا گرافيستهاي ايراني خيلي اشتياق دارند با کلمات و شيوه چيدن آنها در صفحه به بيان برسند انگار يک محيط تجربي خوبي براي آنهاست که بتوانند در فضاهاي ساده با کلمه و بعد با تغييرات رنگ وفرم و تغييرات چيدمان آنها در صفحه اين معني را بيان بکنند. از نظر من فرمها خيلي هم کليشهاي نيست.  گاهي اوقات بيانها خيلي هم جديد است. در همين نمايشگاه ترکيبات جديد و نوآوريهايي هم بود. دوسه نمونه را هم خود شما اشاره کرديد.
    ▪ هنرمندان قديم براي اينکه پيامشان به مخاطب برسد هنرشان را کاربردي ميکردند. مثلا در آبخوريها و روي کاسه سلام بر حسين و لعنت بر يزيد حک ميشد. حالا درهنر امروز ما از جمله پوستر چه کاربردهايي ميتوانيم متصور شويم؟
    اتفاقا بعضي از اين پوسترها ميتواند در خيلي از تکايا و جاهايي که مراسم ميگذارند استفاده شود. چون بعضي  ازتصاوير و شمايلهايي که استفاده ميشود خيلي کليشهاي و کارهايي است که  گاهي ضعيف است. الان با امکانات گستردهاي که در تبليغات شهري هست، بعضي از اين پوسترها اين زمينه را دارند که دراندازههاي بزرگ داخل اين تکيهها و در سطح شهر نصب شوند. يا اگر طريق شهرداري وساير سازمانها هديه شود به مردم آن فضاي يک نواخت را تکان ميدهد. اين شمايلهاي ضعيف را که خيلي هم کارهاي جالبي نيست کنار ميزند. اگر اين تصاويري که ريشه در سابقه فرهنگي خودمان دارد به مردم عرضه شود يک تاثير فرهنگي- بصري هم ايجاد ميکند.
    چرا از اين حرکتها در سطح جامعه استقبال نميشود؟
    فکر ميکنم که اين به عنوان اولين حرکتها عرضه خوبي صورت نگرفته وگرنه جاي خودش را پيدا ميکند. قرار نيست که همه اين آثارمورد پذيرش عامه قرار بگيرند. ولي اگر دو سه تا هم از اين مجموعه مورد قبول باشد هنرمند به يک شروع خوب ميرسند.
    تغيير ذهنيت مردم وظيفه کيست و مردم چطور ميتوانند دسترسي پيدا کنند؟
    بايد به صورت موازي کار صورت بگيرد. همين طور که رسانهها مثلا همين صدا و سيما در همين دهه اخير شروع کرده و بر اساس صحبتهايي که  رهبري داشته يک مقدار از آن حالتهايي که فقط سينه زني و مداحي محض بود فاصله گرفته و از حقايقي که در عاشورا هست بحث ميشود و مردم متوجه ميشوند و عميق ترميشوند نسبت به مساله؛ در رابطه با ذائقه بصري شان هم به هر حال وظيفه هنرمندان است که ذائقه بصري مردم را ارتقا بدهند وسليقه مردم و فهمشان را بالا ببرند اگرچه مردم کاري را که با آن نسبت قلبي پيدا کنند ميپذيرند. مثلا تابلوي " عصر عاشورا" که آقاي فرشچيان کشيده اند الان ميشود گفت که در خيلي از خانهها اين نقاشي هست. توي تکيهها هست. حتما چيزي درون اين بوده که يک دفعه همه را تکان داده. يک آني داشته. دراين آثار هم من فکر ميکنم خود هنرمند بايد يک سلوکي داشته باشد تا بتواند اثري تاثير بگذارد. مخصوصا وقتي وارد عرصه معنا ميشود.
    بحث عرضه و تقاضا هم مطرح است. همين که تلوزيون و ساير رسانهها از اين آثار استفاده شود چشم مخاطب بالاخره ميبيند و عادت ميکند. سليقه است مشکل پسند ترميشود.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه