پيشرفته
 

موضوعات :

  • فتنه

  • کلمات کليدي :

  • ناظران
  • هماهنگی
  • تقلب

  • علي اكبر نائيني

    ديگر مطالب اين نويسنده :

    مطلب بعدي >   506 تعداد بازديد
    3.00 (1 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 12 : پارازيت روي موج ايران

    هماهنگي بي نظير همه!
    حاشيه اي به مساله تقلب

    آنچه پس از انتخابات دهم روي داد نتيجه چندين عامل بوده است. اما هيچ يک از عوامل به اندازه دروغ بزرگي که درباره تقلب در انتخابات گفته شد، بر بروز اين حوادث تاثيرگذار نبود. در اين مقاله اين دروغ بزرگ بررسي شده است.

    اگر بخواهد تقلبي صورت گيرد كه به راحتي در بازشماري آرا قابل كشف نباشد تنها راه آن ريختن راي در صندوق است. تقلبهاي ديگر از جمله تقلب در جمع زدن آراء صندوق ها و شمارش، همه با بازشماري قابل كشف است. اگر در هر صندوق از 45 هزار صندوق دويست - سيصد راي تقلبي ريخته شود، ميشود ده - دوازده ميلون راي. اين كار، البته ريسك هايي دارد. مثلا اينكه ممكن است تعداد كل راي از تعداد واجدان شرايط بالا بزند(آراي ماخوذه مثلا 50 ميليون شود كه از 45 ميليون واجدان شرايط بيشتر است.)
    درباره بيشتر بودن تعداد آراي بعضي مناطق از واجدان شرايط، توضيحات كافي را نهادهاي مسوول داده اند. راي شميرانات (كه اتفاقا در انتخابات اخير ميرحسين در آن دو برابر احمدي نژاد راي آورده) در اغلب انتخابات ها شش - هفت برابر تعداد واجدان است. از طرفي تعداد واجدان براساس محل صدور شناسنامه است و حال آنكه شخص سالهاست كه در شهر ديگري زندگي مي كند. اما  اينكه راي كل كشور از واجدان بيشتر شود به راحتي شائبه تقلب و راي ريزي را دامن مي زند.
    ناظران کانديداها
    مشكل بعدي حضور ناظران است. آقاي موسوي سر صندوق ها چهل هزار ناظر داشته و حساسيت ها و بحثهاي قبل از انتخابات درباره تقلب تاييدگر آن است كه بر حضور ناظرانش بر صندوق ها اهتمام داشته است. هر ناظري مي داند كه مهمترين مرحله، پلمب اوليه صندوق و اطمينان از خالي بودن آن است. شايد به همين خاطر است كه آقاي كروبي در صحبت با وزير اطلاعات احتمال وجود لايه و جداره در صندوق ها را مطرح كرده بود تا خالي بودن صندوق ها تاييد شود.

    ناظران ديگر
    در بحثهاي مطرح شده درباره تقلب وجود ناظران ديگر به كلي ناديده گرفته مي شود. اين گونه وانمود مي شود كه همه دربست  طرفدار احمدي نژاد و جزئي از تقلب اند. در اين جا مقصود از ناظر، كسي نيست كه وظيفه او نظارت است، بلكه هر كسي است كه در جريان راي گيري دست اندركار است. بعضي از آنها مجريان انتخابات اند كه وظيفه آنها گرفتن شناسنامه و اثر انگشت و مهر زدن و غيره است. اين افراد سالهاست كه پاي صندوق ها حضور دارند و كسبه و كارمندان و معلمان و امناي مساجد هستند كه نه بر اين انتخابات كه در انتخاباتهاي قبلي هم حاضر بوده اند. اين افراد نه كارمند وزارت كشورند و نه الزاما طرفدار احمدي نژاد. اين افراد همانهايي هستند كه مجري انتخابات دوم خرداد و دوره بعدي آن بودند که خاتمي در آنها با بيست و بيست و دو ميليون راي پيروز شد. اينها همان مجريان انتخابات مجلس ششم هستند كه اكثريت مجلس در دست دوم خردادي ها و مشاركت قرار گرفت. علاوه بر آن اگر نهضت سبزي به آن فراگيري كه ادعا مي شود وجود داشته، چگونه ممكن است به اين مجريان انتخابات سرايت نكرده باشد و همه دربست طرفدار احمدي نژاد بوده باشند؟ آيا از اين ششصد هزار مجري، ده هزار نفر هم نبودند كه طرفدار موسوي باشد و در اين بلبشو چيزي را افشا كند؟

    ناظران شوراي نگهبان
    احتمالا تصور بر آن است كه ناظران شوراي نگهبان كارمندان رسمي اين شوراييند. چنين نيست. ناظران شوراي نگهبان هم تعدادي از كارمندان دولتند كه مامور مي شوند، وظايف عادي يك ناظر را انجام دهند. اين افراد هم لزوما طرفدار احمدي نژاد نيستند آن هم در اين انتخابات كه طيفي از اصولگراها و ريش دارها سينه چاك موسوي بودند. در اداره محل كار نگارنده مسوول اصلي بسيج و كسي كه هماهنگ كننده اردو ها و مراسم بسيج است طرفدار موسوي بود. تنها معاون ريش دار اداره هم كه مسوول جامعه اسلامي اداره است طرفدار موسوي بود و براي او تبليغ مي كرد.
    در اردوكشي يي كه امثال ناطق و اكرمي و سيدمهدي شجاعي طرفدار و مبلغ موسوي بوده اند، چرا تصور مي شود كه همه مجريان و ناظران طرفدار احمدي نژاد و دست اندركار تقلب بوده اند؟ علاوه بر آن مگر طرفدار كسي بودن به آن معناست كه شخص قطعا حاضر است به نفع كانديدايش تقلب هم بكند؟ شما حاضريد اين كار را بكنيد؟

    هماهنگي بي نظير
    موضوع ديگر براي تقلب، ضرورت هماهنگي تعداد متعددي از افراد حاضر بر صندوق است و اطمينان از اينكه هيچ کس چيزي را لو نخواهد داد. عمل متقلبانه بايد مورد تاييد و تصويب همه باشد. اين تازه براي يك صندوق است. حال تصور كنيد براي چهل هزار صندوق چه هماهنگي بايد انجام شود.
    از روز بعد از انتخابات انواع و اقسام ادعاها مطرح شد كه همه آنها از راه بازشماري قابل كشف بود. مثلا گفته شد، وزارت كشور دستور داده راي هاي احمدي نژاد را از ده ميليون بشمارند (تقلب در شمارش و اعلام نتايج). نامه اي جعلي  منتشر شد كه وزير كشور آمار واقعي آرا را به رهبر انقلاب اعلام كرده و احمدي نژاد در آن سوم شده بود و موسوي 19 ميليون راي داشت. البته جمع كل آرا 43 ميليون شده بود و اعداد نامه با هم نمي خواند (تقلب در اعلام نتايج). در آن نامه آقاي كروبي 13 ميليون راي داشت. اينجانب تصادفا در همان روز به يكي از همكاران كه ناظر شوراي نگهبان بود برخوردم و از چگونگي راي ها در صندوقي كه او ناظر بود (نازي آباد تهران )سوال كردم. در آن صندوق كروبي 3 راي، رضايي 16 راي، موسوي تاجايي كه يادم هست حدود 450 راي و احمدي نژاد حدود 750 راي آورره بود. به دوستي كه ادعاي اين نامه را تكرار مي كرد گفتم چگونه ممكن است كسي كه 13 ميليون راي دارد، در يك صندوق تنها 3 راي آورده باشد. از دو صندوق ديگر هم خبر گرفتم و در آنها هم راي كروبي 3 و 4 راي بود. تكليف چنين ادعاها با بازشماري آرا مي تواند مشخص شود و اينگونه تقلب در اعلام نتايج دور از عقل است. اتفاقا طرفداران موسوي در اداره نگارنده، روزهاي اول، بيش از هر چيز مشتاق بازشماري بودند و مي گفتند اگر بازشماري شود معلوم خواهد شد كه تقلب شده است.
    قرينه مهم ديگر كه كمتر به آن توجه شده تعداد كل شركت كنندگان است. همه با چشم خود شلوغي اين انتخابات را ديدند و هر كس به طور متوسط دو سه ساعتي در صف راي دادن ايستاد. تا كنون كسي تعداد راي دهندگان را زير سوال نبرده و حتي ادعاهايي شده كه شركت كنندگان 43 ميليون نفر بوده اند.
    اين حدود 40 ميليون نفر راي خود را به كجا ريختند و اين راي ها كجاست؟ بعد از انتخابات ابتدا بعضي از صندوق ها به درخواست آقاي رضايي و ده درصد بصورت تصادفي در همه نقاط كشور بازشماري شد و اختلاف فاحش مشاهده نشد. البته كانديداهاي معترض با اين ديد كه احتمالا اختلافي نخواهد بود در بازشماري شركت نكردند و بازشماري را ملاك ندانسته و مباحث ديگري را مطرح كردند. با اين حال هنوز تعداد كل شركت كنندگان را زير سوال نبرده اند. اگر تعداد كل، همان است كه اعلام شده، تنها مي ماند اينكه موسوي را احمدي نژاد خوانده باشند و در شمارش تقلب كرده باشند كه باز، راه حل آن بازشماري است كه البته حاضر به آن نشدند.
    يك احتمال به ذهن خطور ميكند و آن اينكه آرايي را از صنوق خارج كرده و دور ريخته باشند تا راي كانديداي مخالف كم شود. اين مورد هم با شمارش ته برگ ها كه داري شماره سريال مرتب شده است در بازشماري قابل بررسي است. حال، فرض كنيم كه تعداد شركت كنندگان كمتر از چهل ميليون و مثلا سي ميليون نفر بوده، كه البته به اعتراف همه اين شلوغ ترين انتخابات بعد از انقلاب بوده است.مردم سي ميليون راي خود را به صندوق ها ريختند و به رايهاي جداره صندوق ها كه به نفع احمدي نژاد جاسازي شده بود اضافه شد و شد چهل ميليون. در اين صورت هم جمع آراي سه كانديداي ديگر در صندوق محفوظ و قابل شمارش است(حدود چهارده ميليون). راي بقيه سي ميليون نفر به كه بوده و آن پانزده - شانزده ميليون نفر بقيه (درفرض شركت سي ميليون نفر) به چه كسي راي داده اند؟ آيا همگي راي سفيد داده اند؟ حتي اگر فرض دور ريختن راي را بپذيريم، چون آراي كنوني موجود در صندوق ها 40 ميليون است حداكثر گنجايش دور ريختن پنج ميليون راي وجود داشته (چون تعداد كل واجدان 45 ميليون نفر است) كه اگر به آراي موسوي(13 ميليون) اضافه شود، بازهم برنده انتخابات نخواهد بود. البته چنان كه گفته شد دور ريختن راي در هر صندوق با توجه به شمارش ته برگ راي ها و ترتيب شماره سريال ها قابل بررسي و كشف است.
    علاوه بر آن معمولا جايي و لحظه اي كه هيچ ناظري در راي گيري از دست نمي دهد لحظه بازشدن صندوق و شمارش است. البته ظاهرا بعضي از نمايندگان آقاي موسوي از بعضي شعبه ها اخراج شده اند اما بيشتر آن چهل هزار ناظر و همچنين ناظران ديگر كانديداها در شمارش آرا حضور داشته اند و بعد از انتشار تفكيكي تعداد راي ها به تفكيك صندوق هم گزارشاتي از اعتراض آنها مشاهده نشده. با وجود ناظران آنچه از صندوق، بيرون بيايد شمرده مي شود و كم و زياد نخواهد شد. در اين فرض تنها احتمال تقلب، همان ريختن آراي تقلبي در صندوق، قبل و در طول راي گيري است. در اين صورت ما تعدادي راي داريم كه تقلبي است و تعداد ديگري كه مردم ريخته اند. چون ادعا، تقلب به نفع اقاي احمدي نژاد است پس فرض بر واقعي بودن آراي ديگر كانديداهاست كه آرايشان در صندوق موجود است و با شمردن مشخص ميشود. حال احمدي نژاد چه تعداد راي واقعي داشته است؟ بايد تعداد واقعي شركت كنندگان را از مجموع راي سه كانديداي ديگر كم كرد تا تعداد واقعي آراي او معلوم شود. تعداد كل آرا چقدر بوده؟ سي ميليون يا چهل ميليون؟ در هر دو فرض آراي واقعي احمدي نژاد بيش از پنجاه درصد است. البته چنان كه در ابتداي نوشته توضيح داده شد فرض ريختن ميليون ها راي تقلبي به صندوق ها بيشتر ذهني است تا شدني.

    شبهه هاي رياضياتي
    نوع ديگري از شبهه كه مطرح شده شبهه اي است از جنس رياضياتي و رسم نمودار و ضريب همبستگي. چنين تقلبهايي كه هدف آن تثبيت نسبت خاصي از آرا يا ضريب همبستگي خاص ميان آرا باشد عملا غيرممكن است، زيرا راي راي دهندگان از قبل مشخص نيست و هر نسبت دقيقي را به هم خواهد زد. در واقع متقلب دقيقا نمي داند چه تعداد راي تقلبي بايد به صندوق وارد كند تا نسبت مورد نظر برقرار شود و تنها اين تعداد را در زمان شمارش مي فهمد. فرض كنيد متقلب بخواهد شصت درصد صندوق به نفع يك كانديدا باشد، در اين صورت چون نمي داند كل رايي كه مردم خواهند داد و تعداد آراي كانديداهاي ديگر چقدر خواهد بود دقيقا نميتواند تعداد راي مورد نظر را پيش بيني كند. به عبارت ديگر معلوم نيست تعداد كل راي مردم در آن صندوق قرار است 2 هزار تا يا 3 هزار تا باشد تا به اندازه اي كه 60 درصد آرا به نفع ما باشد در صندوق، راي  تقلبي بريزيم. به همين صورت است اينکه بخواهند آنچنانکه گفته ميشود راي کسي را روي 24 ميليون تنظيم کنند. در اين حالت هم چون معلوم نيست که مردم چقدر به فرد مورد نظر راي خواهند داد و چقدر راي اضافي بايد ريخته شود تا کسري جبران شود نمي توان چنين تنظيمي کرد. ضمن آنکه درصد آراي کانديداها در انتخابات اخير (به آمار تفکيکي شهرستان ها مراجعه کنيد) پراکنده تر و بي قاعده تر از آن است که بتوان برنامه ريزي براي درصد خاص را به آن نسبت داد.

    نظرسنجي ها
    نظرسنجيهاي صدا و سيما حاكي از آن بود كه موسوي در شهر تهران جلوتر و احمدي نژاد در اغلب شهرهاي ديگر جلوتر است و راي بيشتري دارد. رايهاي بدست آمده هم با نظرسنجي ها مطابق بود. البته هم اكنون از همين مساله به عنوان شاهدي بر تقلب ياد مي شود اما چنانكه توضيح داده شد اينكه بخواهند نسبت و درصد خاصي از راي را در صندوق و حوزه اي تثبيت كنند با توجه به ندانستن كل آرا و تعداد راي بقيه كانديداها غيرممكن است و نمي توان فرض كرد كه از اول درصدهايي به عنوان نظرسنجي اعلام شده و سپس راي ها براساس آن تنظيم شده است. در دوره هاي قبل مشاهده مي شد كه نظرسنجيهاي غلطي اعلام  مي شد و مثلا راي آقاي ناطق در سال 76 را 60 درصد پيش بيني مي كرد و بسيار دور از واقعيت بود. اما در همان زمان يكي از روحانيون كه از ناطق نوري حمايت كرده بود يك شب قبل از انتخابات در تلويزيون حاضر شد و همه را به وحدت و همدلي دعوت كرد و صحبتهايي كرد كه مشخص بود مبتني بر پيش بيني پيروزي خاتمي است و گفته شد بر اساس نظرسنجي نهادهاي رسمي بوده است. امسال نظرسنجيهاي اينگونه نهادها هيچكدام چيزي جز آنچه اتفاق افتاد نشان نمي داد و علاوه بر آن پيش بيني بعضي موسسات خارجي و خود رويترز كه بعدا آشوب ها را همراهي كرد  و سايت الف كه حامي سينه چاك احمدي نژاد نيست همه حاكي از پيروزي احمدي نژاد بود. اگر حماسه اي به نفع موسوي در كار بود رويترز و سايت الف آن را تشخيص مي دادند و اعلام مي كردند -آن هم در فضايي كه اصولگرايان حامي موسوي كم نبودند و آن فضاي ضدخاتمي وجود نداشت.

    ادعاهاي ضد و نقيض
    نوع ادعاهاي مطرح شده در مورد تقلب، شاهد ديگري است. وقتي ادعا ثبات نداشته باشد يعني ادعاكننده در مورد آن مطمئن نيست. ادعاها در مورد تعداد آراي موسوي متفاوت و متناقض بوده است. ابتدا در نامه جعلي وزير كشور گفته شد نوزده ميليون و اكنون حتي ادعاي سي ميليون راي مي شود. در همان حال از اعتراضات آقاي موسوي، عدم تمديد زمان راي گيري بوده است. اگر حماسه اي در كار باشد هواداران از اول صبح حاضر شده و راي خود را داده اند و نيازي به راي دهندگان غيرحماسي و بي خيال آخر وقت وجود ندارد. در همان حال ادعا ميشود كه همه مردم در تاب و تب اين انتخابات و تقلبات آن دارند مي سوزند و بحران دارند. يا بدون تا بودن برگه هاي راي و با يك دست خط بودن آنها را مطرح كردند كه در بازشماري و بررسي مجدد آرا قابل كشف بود. ابتدا از تقلب در شمارش آرا و در صندوق ها گفته شد و سپس در بازشماري كه مي توانست بسياري از تقلبهاي مورد ادعا را مشخص كند حاضر نشدند. چنانكه آقاي كوثري عضو كميسيون امنيت ملي مجلس مي گويد آقاي كروبي گفته است قرار بود آقاي كرباسچي را به عنوان نماينده، جهت بررسي آرا معرفي كند اما آقاي موسوي مانع شده بود.
    در همين حال و به موازات ادعاي تقلب از تخلف و ضرورت ابطال انتخابات به سبب تخلفاتي صحبت شد كه به شمارش آرا ربطي نداشت. نوع تخلفات مطرح شده بيشتر از نوع خريدن راي است و حال آنكه اگر بنا به دادن راي به خاطر پول بود – كروبي وعده بزرگتري داده بود. اينگونه ادعاها خود قرينه اي است بر اينكه از وجود تقلب در صندوق ها و آرا، اطمينان كامل ندارند يا نمي توانند شواهد محكمي بر آن ارائه دهند و به همين سبب به فرض تخلف متوسل شده اند.

    اتفاقات بعدي
    راي موسوي در شهر تهران، كمي  بيشتر است اما دامنه اعتراض ها از تكبيرهاي شبانه هرگز در مناطق مركز و جنوب شهر، به اندازه مناطق شمالي تر نبود.
    اگر در مناطق فقير نشين آشوب مي شد به سادگي قابل جمع كردن نبود. رابرت فيسك خبرنگار كهنه كار و مشهور انگليسي كه احتمالا از آشوب ها ناراضي نيست در گزارشي از اوضاع ايران به اين موضوع توجه كرده و تاكيد كرده كه هرچه به طرف جنوب شهر رفتم طرفداران احمدي نژاد بيشتر مي شدند. سپس متذكر آراي شهرهاي كوچك و روستاها مي شود و نتيجه مي گيرد كه احتمال دارد احمدي نژاد واقعا پيروز قطعي انتخابات ايران باشد. معترضان داخلي اما به كلي انكار مي كنند كه احمدي نژاد در هيچ كجاي ايران طرفداران زيادي داشته باشد- حال آنكه حتي در همين تهران، تجمع هواداران احمدي نژاد در مصلي به حدي بزرگ بود كه بازگشت آنها تا ساعات آخر شب در بسياري از خيابانهاي شهر ترافيك انداخت. حتي در همين تهران اگر بنا به لشگركشي باشد، هوارداران موسوي پيروز نخواهند بود، زيرا  راي احمدي نژاد در كل استان بيشتر بوده است. البته تجمع و راهپيمايي نشان دهنده نتيجه انتخابات نيست و صندوق ها تكليف را تعيين مي كند اما دست كم اين تصور كه احمدي نژادي ها اصلا وجود ندارند و خيلي اندكند را از ميان مي برد.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه